اخلاق و راه سعادت: اقتباس و ترجمه از طهارة الاعراق ابن مسکویه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'يك' به 'یک'
جز (جایگزینی متن - 'فارسى' به 'فارسی')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'يك' به 'یک')
خط ۵۱: خط ۵۱:
#عقل تميز مى‌دهد و خطاى حس را رفع مى‌كند.
#عقل تميز مى‌دهد و خطاى حس را رفع مى‌كند.


مقاله دوم، به معرفى اخلاق به‌عنوان بهترين صناعت برای نيك‌رفتارى آدمى اختصاص دارد. مهم‌ترين مباحث اين مقاله عبارتند از: بررسى طبايع و خلقيات، نسبت نظر و عمل، مراتب قواى نفسانى و شرف هريك، تربيت جوانان، قوه عالمه و قوه عامله، مرتبه عليا و سعادت قصوى، رأى [[جالینوس]] در مورد كسانى كه معتقدند سعادت منحصر در لذات حسى است، دستور تهذيب اطفال، مراتب حيوانى و افق انسانى.
مقاله دوم، به معرفى اخلاق به‌عنوان بهترين صناعت برای نیک‌رفتارى آدمى اختصاص دارد. مهم‌ترين مباحث اين مقاله عبارتند از: بررسى طبايع و خلقيات، نسبت نظر و عمل، مراتب قواى نفسانى و شرف هریک، تربيت جوانان، قوه عالمه و قوه عامله، مرتبه عليا و سعادت قصوى، رأى [[جالینوس]] در مورد كسانى كه معتقدند سعادت منحصر در لذات حسى است، دستور تهذيب اطفال، مراتب حيوانى و افق انسانى.


نویسنده معتقد است كه فضيلت اخلاقى و رئوس ملكات انسانى، منحصر به چهار صفت حكمت، عفت، شجاعت، عدالت بوده و فضيلت، شرافت و امتياز بشر از ساير موجودات، به واسطه اين صفات بوده و هر كجا فخر، شرافت و سيادتى نمايان است، از پرتو همين ملكات ارجمند پديد گشته است.
نویسنده معتقد است كه فضيلت اخلاقى و رئوس ملكات انسانى، منحصر به چهار صفت حكمت، عفت، شجاعت، عدالت بوده و فضيلت، شرافت و امتياز بشر از ساير موجودات، به واسطه اين صفات بوده و هر كجا فخر، شرافت و سيادتى نمايان است، از پرتو همين ملكات ارجمند پديد گشته است.
خط ۵۷: خط ۵۷:
در تعريف خلق و سبب آن، نویسنده عنوان داشته است كه خلق، عادت و ملكه‌اى است كه در نفس انسان رسوخ نموده و داعى بر افعال وى مى‌گردد، بدون آنكه محتاج به فكر و رویه باشد.
در تعريف خلق و سبب آن، نویسنده عنوان داشته است كه خلق، عادت و ملكه‌اى است كه در نفس انسان رسوخ نموده و داعى بر افعال وى مى‌گردد، بدون آنكه محتاج به فكر و رویه باشد.


به نظر وى، سبب حصول خلق نيك يا بد، دو چيز است: يكى اصل طبيعت و مزاج مثل كسى كه به كمتر سببى قوه غضبيه وى به حركت مى‌آيد و حالت غضب بر وى مستولى مى‌گردد يا از اندك چيز مخوفى مى‌ترسد و ديگرى، تكرار عمل است؛ چنان‌كه انسان اول به فكر و رویه كارى را انجام مى‌دهد و خود را به زحمت بر آن وادار مى‌كند و سپس به واسطه كثرت عمل، عادت او مى‌شود.
به نظر وى، سبب حصول خلق نیک يا بد، دو چيز است: یکى اصل طبيعت و مزاج مثل كسى كه به كمتر سببى قوه غضبيه وى به حركت مى‌آيد و حالت غضب بر وى مستولى مى‌گردد يا از اندك چيز مخوفى مى‌ترسد و ديگرى، تكرار عمل است؛ چنان‌كه انسان اول به فكر و رویه كارى را انجام مى‌دهد و خود را به زحمت بر آن وادار مى‌كند و سپس به واسطه كثرت عمل، عادت او مى‌شود.


اين مقاله با نقل فصلى از رساله «تدبير منزل 1» بروسن، متفكر فيثاغورى سده 5م به پایان رسيده است.
اين مقاله با نقل فصلى از رساله «تدبير منزل 1» بروسن، متفكر فيثاغورى سده 5م به پایان رسيده است.
خط ۶۷: خط ۶۷:
بانو امين معتقد است كه مقصود از موجودات عاليه، عقول، نفوس، روحانیون و موجوداتى است كه از حيث رتبه، مقام و كمال، فوق اين عالم مادى و برتر و بالاتر از موجودات طبيعى جسمانى به شمار مى‌روند و چون روح و روان انسان از سنخ همان موجودات عاليه است، لذا [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكویه]] در اول کتاب، در مقام اثبات تجرد نفس برآمده و با چند دليل، آن را به اثبات رسانده است.
بانو امين معتقد است كه مقصود از موجودات عاليه، عقول، نفوس، روحانیون و موجوداتى است كه از حيث رتبه، مقام و كمال، فوق اين عالم مادى و برتر و بالاتر از موجودات طبيعى جسمانى به شمار مى‌روند و چون روح و روان انسان از سنخ همان موجودات عاليه است، لذا [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكویه]] در اول کتاب، در مقام اثبات تجرد نفس برآمده و با چند دليل، آن را به اثبات رسانده است.


به نظر نویسنده، هر فردى از بشر، آماده و مهياى يك نوع از فضيلتى است كه به آن فضيلت نزدیک ‌تر و به رسيدن به آن، سزاوارتر است، لذا سعادت هر فردى، غير از سعادت فرد ديگرى است.
به نظر نویسنده، هر فردى از بشر، آماده و مهياى یک نوع از فضيلتى است كه به آن فضيلت نزدیک ‌تر و به رسيدن به آن، سزاوارتر است، لذا سعادت هر فردى، غير از سعادت فرد ديگرى است.


اين مقاله با بحثى درباره لذات عقلانى و سخن [[ارسطو]] درباره معاد پایان مى‌پذيرد.
اين مقاله با بحثى درباره لذات عقلانى و سخن [[ارسطو]] درباره معاد پایان مى‌پذيرد.
خط ۷۹: خط ۷۹:
موضوع مقاله پنجم، محبت و انواع آن و نيز دوستى و شرايط آن است كه با نقل سخن [[ارسطو]] درباره سعادت تام به پایان مى‌رسد.
موضوع مقاله پنجم، محبت و انواع آن و نيز دوستى و شرايط آن است كه با نقل سخن [[ارسطو]] درباره سعادت تام به پایان مى‌رسد.


بانو امين معتقد است كه عشق و محبت، جاذبه عمومى است كه تمام ذرات عالم را در بر گرفته و هيچ موجودى از يك نوع محبتى خالى نيست و اين همان قوه‌اى است كه هر جنسى را جاذب و مجذوب همجنس خود مى‌گرداند. به نظر وى، عشق و محبت به يك معنى است، لكن درجات بسيار دارد و به شكل‌هاى متفاوت تجلى مى‌نمايد و نام‌هاى مختلف مى‌گيرد؛ چنان‌كه در جماد، قوه ماسكه، در نبات، قوه ناميه و در حيوان، شعور غريزى، اما اين امر در انسان، داراى مراتب و نمايش‌هاى بى‌شمارى است و انسان درجاتى طى مى‌نمايد تا به‌تدريج پاك‌تر و علوى‌تر گردد و از مراتب جماديت، نباتيت و حيوانيت گذشته تا به مرتبه انسانيت مى‌رسد و بايستى آن مرتبه را نيز تكميل نموده تا آنكه قوه الهى كه منشأ عشق پاك و خالص از خودخواهى و نفس‌پرستى است، در وى ظهور نمايد.
بانو امين معتقد است كه عشق و محبت، جاذبه عمومى است كه تمام ذرات عالم را در بر گرفته و هيچ موجودى از یک نوع محبتى خالى نيست و اين همان قوه‌اى است كه هر جنسى را جاذب و مجذوب همجنس خود مى‌گرداند. به نظر وى، عشق و محبت به یک معنى است، لكن درجات بسيار دارد و به شكل‌هاى متفاوت تجلى مى‌نمايد و نام‌هاى مختلف مى‌گيرد؛ چنان‌كه در جماد، قوه ماسكه، در نبات، قوه ناميه و در حيوان، شعور غريزى، اما اين امر در انسان، داراى مراتب و نمايش‌هاى بى‌شمارى است و انسان درجاتى طى مى‌نمايد تا به‌تدريج پاك‌تر و علوى‌تر گردد و از مراتب جماديت، نباتيت و حيوانيت گذشته تا به مرتبه انسانيت مى‌رسد و بايستى آن مرتبه را نيز تكميل نموده تا آنكه قوه الهى كه منشأ عشق پاك و خالص از خودخواهى و نفس‌پرستى است، در وى ظهور نمايد.


مقاله ششم، از امراض نفسانى و مقابله با آن‌ها از راه محاسبه نفس بحث مى‌كند و سرانجام در آخرين مقاله، به طب نفسانى و شيوه‌هاى درمان بيمارى‌هاى اخلاقى پرداخته مى‌شود. اين مقاله با بحث از انواع ترس و از جمله ترس از مرگ و علاج حزن و اندوه به نقل از «كندى» پایان مى‌پذيرد.
مقاله ششم، از امراض نفسانى و مقابله با آن‌ها از راه محاسبه نفس بحث مى‌كند و سرانجام در آخرين مقاله، به طب نفسانى و شيوه‌هاى درمان بيمارى‌هاى اخلاقى پرداخته مى‌شود. اين مقاله با بحث از انواع ترس و از جمله ترس از مرگ و علاج حزن و اندوه به نقل از «كندى» پایان مى‌پذيرد.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش