۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== منابع ==' به '== منابع مقاله ==') |
جز (جایگزینی متن - 'اميرالمومنين' به 'امیرالمؤمنین') |
||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مىدهد. مثلا دكتر موسوى مىگويد: من تصور مىكنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمىخواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشتهاند. | نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مىدهد. مثلا دكتر موسوى مىگويد: من تصور مىكنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمىخواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشتهاند. | ||
در ادامه، مؤلف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت [[علی بن ابیطالب(ع)، امام اول| | در ادامه، مؤلف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت [[علی بن ابیطالب(ع)، امام اول|امیرالمؤمنین(ع)]] دلالت دارد را ذكر نموده و به توضيح آنها مىپردازد؛ از جمله آيه انذار، دار، ولايت، مودت، تطهير و احاديثى چون منزلت و وصيت، غدير، ثقلين و سفينه. | ||
دكتر موسوى مىگويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مىداشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مىبود و در وحى به آن اشاره مىشد. مؤلف جواب مىدهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مىباشد و نمىتوان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالىكه دكتر موسوى خود با نص شرعىاى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مىباشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شدهاند. | دكتر موسوى مىگويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مىداشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مىبود و در وحى به آن اشاره مىشد. مؤلف جواب مىدهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مىباشد و نمىتوان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالىكه دكتر موسوى خود با نص شرعىاى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مىباشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شدهاند. | ||
ویرایش