ده گفتار درباره زبان خوارزمی
ده گفتار درباره زبان خوارزمی تألیف والتر برونو هنینگ (1908-1967م)، دیوید نیل مکنزی (1926-1999م)، هلموت هومباخ (1921-1996م) و گراردو نیولی (متولد 1937م)؛ ترجمه یدالله منصوری (متولد 1331ش)؛ کتاب حاضر مجموعهای است مشتمل بر ده مقاله ارزشمند از چهار ایرانشناس نامی که به کوشش مترجم گردآوری و ترجمه شده و مباحثی چون ساختار فعل، دستور زبان، اسناد و مدارک و واژهشناسی زبان خوارزمی را در بر میگیرد.
| ده گفتار درباره زبان خوارزمی | |
|---|---|
| پدیدآوران | هنینگ، والتر برونو (نویسنده)
مکنزی، دیوید نیل (نویسنده) هومباخ، هلموت (نویسنده) نیولی، گراردو (نویسنده) منصوری، یدالله (مترجم) |
| ناشر | طهوری |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1387ش |
| شابک | 978-964-6414-82-2 |
| موضوع | زبان خوارزمی -- مقالهها و خطابهها |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | PIR 2465/د9 |
ساختار
کتاب از پیشگفتار و مقدمه مترجم و ده گفتار تشکیل شده که بر اساس تاریخ انتشار مقالات اصلی تدوین گردیدهاند.
گزارش کتاب
کتاب «ده گفتار درباره زبان خوارزمی» یک مجموعه ارزشمند است که توسط یدالله منصوری از میان مقالات چهار تن از برجستهترین ایرانشناسان و زبانشناسان سده بیستم میلادی، یعنی والتر برونو هنینگ، دیوید نیل مکنزی، هلموت هومباخ و گراردو نیولی، گردآوری و ترجمه شده است. اهمیت این مجموعه در آن است که سیر تحول مطالعات زبان خوارزمی را از دهههای میانی تا اواخر سده بیستم نشان میدهد و خواننده را با مباحث پایهای تا تخصصیترین موضوعات این زبان ایرانی میانه از شاخه شرقی آشنا میسازد.
مقالات کتاب به ترتیب تاریخ انتشار اصلی آنها تنظیم شدهاند و این ترتیب خود گویای روند پیشرفت دانش در این حوزه است. در ادامه به تفکیک به محتوای هر گفتار پرداخته میشود:
- گفتار یکم: ساختار فعل خوارزمی (هنینگ): این مقاله که توسط والتر برونو هنینگ، بنیانگذار جدی مطالعات نوین زبان خوارزمی، نگاشته شده، به یکی از پیچیدهترین ارکان دستور زبان یعنی «فعل» اختصاص دارد. هنینگ در این گفتار به تحلیل نظام صرفی فعل خوارزمی میپردازد و نشان میدهد که این زبان با وجود قرار گرفتن در دوره میانه، ساختارهایی باستانی و گاه بدیع را حفظ کرده است. او با بررسی ستاکهای حال و گذشته و شناسایی انبوهی از پسوندهای فعلی، به این نتیجه میرسد که فعل در زبان خوارزمی از غنای قابل توجهی برخوردار است و این ویژگی احتمالاً تحت تأثیر زبانهای همجوار، به ویژه ترکی، قرار گرفته است.
- گفتار دوم: زبان خوارزمی (هنینگ): این مقاله را میتوان یکی از نخستین تلاشها برای ارائه چهرهای کلی از زبان خوارزمی دانست. هنینگ در این گفتار با توجه به اسناد و مدارک اندکی که تا آن زمان (اوایل دهه ۱۹۴۰م) در دسترس بود، به معرفی جایگاه این زبان در میان زبانهای ایرانی، ویژگیهای آوایی، صرفی و نحوی آن میپردازد. این گفتار پایهای برای شناخت اولیه از زبان خوارزمی به شمار میرود.
- گفتار سوم: اسناد زبان خوارزمی (هنینگ): در این گفتار، هنینگ به معرفی و تحلیل مهمترین متون و اسناد بازمانده از زبان خوارزمی میپردازد. با توجه به اینکه از دوره باستان این زبان هیچ مدرکی در دست نیست، این اسناد که غالباً به خط عربی و در حاشیه متون فقهی و لغوی نوشته شدهاند، تنها منبع برای شناخت این زبان هستند. هنینگ با دقتی مثالزدنی به معرفی آثاری مانند «مقدمه الادب» زمخشری و دیگر متون میپردازد و اهمیت آنها را در بازسازی واژگان و دستور زبان خوارزمی نشان میدهد.
- گفتار چهارم: مادههای فعل ایمپرفکت خوارزمی (مکنزی): دیوید نیل مکنزی که از شاگردان هنینگ و بعدها خود از برجستهترین چهرههای مطالعات خوارزمی شد، در این مقاله به یکی از جزئیات دستوری، یعنی مادههای سازنده فعل ماضی استمراری (ایمپرفکت) میپردازد. این مقاله نشاندهنده رویکرد دقیق و موشکافانه مکنزی در تحلیل دادههای زبانی است.
- گفتار پنجم: زبان خوارزمی و زبان اوستایی (مکنزی): این گفتار به بررسی پیوندها و روابط زبان خوارزمی با زبان اوستایی، کهنترین زبان شناختهشده از خانواده زبانهای ایرانی، اختصاص دارد. مکنزی با مقایسه ویژگیهای آوایی و صرفی این دو زبان، نشان میدهد که خوارزمی علیرغم تعلق به دوره میانه، شباهتهای قابل توجهی با زبان اوستایی دارد و میتواند در روشن شدن برخی ابهامات دستور زبان اوستایی نیز مفید واقع شود.
- گفتار ششم: زبان خوارزمی در کتابهای فقهی (مکنزی): این مقاله به یکی از مهمترین منابع برای شناخت زبان خوارزمی یعنی حاشیههای فقهی میپردازد. مکنزی با بررسی نسخههای خطی متون فقهی مانند «قنیة المنیة» و حواشی آن، نشان میدهد که فقیهان ماوراءالنهر برای توضیح اصطلاحات فقهی و حقوقی به زبان محلی مردم یعنی خوارزمی پناه میبردهاند و این یادداشتها گنجینهای ارزشمند از واژگان و اصطلاحات خوارزمی را در خود جای دادهاند.
- گفتار هفتم: زبان خوارزمی (هومباخ): این گفتار که توسط هلموت هومباخ نوشته شده، از همه جامعتر و مبسوطترین مقاله در میان ده گفتار است. هومباخ در این مقاله که شکلی از یک دستور زبان فشرده و منسجم را دارد، به طور نظاممند به بررسی آواشناسی، صرف (اسم، صفت، ضمیر و فعل) و نحو زبان خوارزمی میپردازد. نکتهگیریها و پانوشتهای انتقادی مکنزی بر این مقاله که در ادامه آمده، نشاندهنده پویایی دانش و اهمیت این مقاله در مرکزیت مباحث خوارزمی است.
- گفتار هشتم: نکاتی دیگر دربارۀ فرضیۀ خوارزمی (نیولی): گراردو نیولی در این گفتار با نگاهی متفاوت به بحث انتساب برخی متون و واژگان به زبان خوارزمی میپردازد. او با رویکردی انتقادی، برخی از فرضیههای مطرحشده درباره شمول و مرزهای زبان خوارزمی را بررسی کرده و نکات جدیدی را در این زمینه مطرح میسازد.
- گفتار نهم: زبان خوارزمی (مکنزی): این مقاله را میتوان خلاصهای بهروز و جمعبندی از دانش موجود درباره زبان خوارزمی در سالهای پایانی سده بیستم دانست. مکنزی در این گفتار ضمن ارائه تعریفی دقیق از جایگاه این زبان در شاخه زبانهای ایرانی شرقی، به مهمترین ویژگیهای دستوری و واژگانی آن اشاره میکند. این گفتار مکمل و بهنوعی روزآمدشده مقاله هومباخ (گفتار هفتم) است.
- گفتار دهم: واژهبستها در خوارزمی (مکنزی): آخرین گفتار کتاب به یکی از ظریفترین مباحث زبانشناسی یعنی «واژهبستها» (clitics) اختصاص دارد. مکنزی با دقتی مثالزدنی، انواع واژهبستهای ضمیری و فعلی را در زبان خوارزمی شناسایی کرده و نقش آنها را در ساختار جمله تحلیل میکند. این مقاله نشاندهنده عمق دانش مکنزی و تسلط او بر لایههای پنهان دستور زبان خوارزمی است.
در مجموع، کتاب «ده گفتار درباره زبان خوارزمی» نه صرفاً یک مجموعه مقاله، بلکه تاریخچهای از تحول مطالعات خوارزمی و نمونهای از روشهای دقیق و موشکافانه زبانشناسی تاریخی ایران است. مترجم با گزینش این مقالات، خواننده فارسیزبان را مستقیماً با متن اصلی پژوهشهای بنیادین در این حوزه آشنا میکند، هرچند که به نقدهایی درباره شیوه ترجمه و انتخاب منابع نیز در برخی گزارشها اشاره شده است.[۱]
پانويس
- ↑ ر.ک.ورجاوند، بهرام، ص51-54