هنینگ، والتر برونو

    از ویکی‌نور
    والتر برونو هنینگ
    NUR92805.jpg
    نام کاملوالتر برونو هنینگ (Walter Bruno Henning)
    نام‌های دیگرW. B. Henning
    ولادت۲۶ اوت ۱۹۰۸
    محل تولدراگنیت (Ragnit)، پروس شرقی (آلمان)
    محل زندگیبرلین، لندن، برکلی
    رحلت۸ ژانویه ۱۹۶۷
    طول عمر۵۸ سال
    همسرماریا پولوتسکی (Maria Polotsky)
    فرزندانآنه (Anne)
    پیشهایران‌شناس، زبان‌شناس، فیلولوژیست
    منصباستاد مطالعات ایرانی در SOAS، استاد دانشگاه برکلی
    اطلاعات علمی
    درجه علمیدکتری (PhD)
    دانشگاهدانشگاه گوتینگن، دانشگاه لندن (SOAS)، دانشگاه کالیفرنیا برکلی
    علایق پژوهشیزبان‌های ایرانی میانه، زبان سغدی، زبان خوارزمی، متون مانوی
    اساتید
    • فریدریش کارل آندریاس
    معاصرین
    • مری بویس
    • هارولد بیلی
    • سید حسن تقی‌زاده
    شاگردان
    • مری بویس
    • ایلیا گرشویچ
    • احسان یارشاطر
    برخی آثار
    • Mitteliranisch
    • Zoroaster, Politician or Witch-Doctor?
    • Ein manichäisches Bet- und Beichtbuch
    • Sogdica
    • The Book of the Giants

    والتر برونو هنینگ ( ۱۹۰۸ – ۱۹۶۷ م) ایران‌شناس برجستهٔ آلمانی و یکی از بزرگ‌ترین فیلولوژیست‌های زبان‌های ایرانی میانه در قرن بیستم بود. او با پژوهش‌های بنیادین خود در زمینهٔ متون مانوی، زبان سغدی، زبان خوارزمی و گاهشماری ایرانی، تحولی عظیم در ایران‌شناسی به وجود آورد. هنینگ استاد مطالعات ایرانی در مدرسهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی (SOAS) لندن و سپس استاد دانشگاه کالیفرنیا برکلی بود و شاگردانی چون مری بویس، ایلیا گرشویچ و احسان یارشاطر را پرورش داد. به گفتهٔ مری بویس، «بررسی آثار والتر برونو هنینگ، تقریباً برابر است با نوشتن تاریخ مطالعه زبان‌ها و فرهنگ‌های ایرانی میانه در قرن بیستم».

    ولادت و خانواده

    والتر برونو هنینگ در ۲۶ اوت ۱۹۰۸ در شهر راگنیت (Ragnit) در پروس شرقی (اکنون نمان در روسیه) زاده شد.[۱] پدرش مدیر اداره ثبت اراضی (land registry director) بود.[۱] دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهر کوزلین (Köslin) در پومرانی (Pomerania) در کنار دریای بالتیک گذراند.[۲] او در کودکی بسیار بیمار بود و همین امر بعدها بر سلامت جسمانی او تأثیر گذاشت.[۲]

    تحصیلات

    دانشگاه گوتینگن

    هنینگ تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه گوتینگن در رشتهٔ ریاضیات آغاز کرد، اما علاقهٔ او به تاریخ ریاضیات و مطالعهٔ دستاوردهای ریاضیدانان مسلمان قرون وسطی، او را به سمت یادگیری زبان عربی سوق داد.[۱] این آشنایی با زبان‌های شرقی، او را تحت تأثیر استاد برجستهٔ زبان‌های ایرانی میانه، فریدریش کارل آندریاس (Friedrich Carl Andreas) قرار داد که صاحب کرسی زبان‌های غرب آسیا در گوتینگن بود.[۱] هنینگ در کنار پاول تیئمه (Paul Thieme)، والتئر هینتس (Walther Hinz)، کای بار (Kaj Barr) و هانس یاکوب پولوتسکی (Hans Jakob Polotsky) از آخرین گروه از شاگردان آندریاس به شمار می‌رفت.[۱]

    دکتری

    هنینگ در سال ۱۹۳۱ با پژوهش بر روی «فعل فارسی میانه در متون تورفان» (Das Verbum des Mittelpersischen der Turfantexte) مدرک دکتری خود را با درجهٔ ممتاز (summa cum laude) دریافت کرد.[۱] این اثر به عنوان مرجعی ضروری برای مطالعهٔ فارسی میانه تا به امروز باقی مانده است.[۱]

    فعالیت‌های علمی و پژوهشی

    برلین: ویرایش متون مانوی تورفان (۱۹۳۲-۱۹۳۶)

    یک سال پیش از پایان دورهٔ دکتری، هنینگ در لیدن به عنوان دستیار تدوین‌کنندگان المعجم المفهرس لاحادیث النبوی (کشف‌الکلمات احادیث اسلامی) مشغول به کار شد.[۳] در سال ۱۹۳۲، آکادمی علوم پروس (Preußische Akademie der Wissenschaften) در برلین تصمیم گرفت تحقیقات ناتمام آندریاس را دربارهٔ دست‌نوشته‌های پراکنده مانوی در قطعات تورفان جمع‌آوری و بازبینی کند و هنینگ را به عنوان دبیر این طرح منصوب کرد.[۱] او طی سال‌های بعد و با سرعت زیاد، سه مجموعه از دست‌نوشته‌های فارسی میانه و پارتی را در گزارش‌های آکادمی علوم پروس منتشر کرد:[۳] «متون مانوی میانه ایرانی از ترکستان چین» (Mitteliranische Manichaica aus Chinesisch-Türkestan) I (۱۹۳۲)، II (۱۹۳۳)، III (۱۹۳۴).[۱] هنینگ در ویرایش سال ۱۹۳۴ خود، روش رونویسی با حروف عبری (معرفی‌شده توسط سالمان) را کنار گذاشت و از حروف لاتین برای آوانویسی استفاده کرد؛ روشی که از آن زمان برای متون به همه زبان‌های ایرانی که با خط مانوی نوشته شده بودند، به کار گرفته شده است.[۱]

    مستقل از یادداشت‌های آندریاس، هنینگ کتاب «کتاب دعا و اعتراف مانوی» (Ein manichäisches Bet- und Beichtbuch, BBB) را در سال ۱۹۳۷ منتشر ساخت.[۱] او در این اثر مجموعه‌ای حجیم از متون سغدی مانوی را رمزگشایی کرد که برای درک آن هیچ موازی یا الگویی در دسترس نبود و واژگان آن عملاً ناشناخته بود، و بدین ترتیب پایه و اساس تحقیقات در ادبیات سغدی مانوی را بنا نهاد.[۱]

    مهاجرت به لندن (۱۹۳۶)

    هنینگ در سال ۱۹۳۶ به دعوت هارولد بیلی (Harold Walter Bailey) برای تصدی کرسی جامعهٔ پارسی برای مطالعات ایرانی در مدرسه مطالعات شرقی لندن (که بعدها مدرسهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی، SOAS نام گرفت) به انگلستان رفت.[۴] در سال ۱۹۳۷ با ماریا پولوتسکی، خواهر مصرشناس و سامی‌شناس مشهور آلمانی-یهودی هانس یاکوب پولوتسکی، ازدواج کرد.[۲] در همان سال به درجهٔ مدرس ارتقا یافت.[۲]

    دوران جنگ جهانی دوم و تبعید به جزیرهٔ من

    در سال ۱۹۴۰، هنینگ به عنوان شهروند یک کشور متخاصم (آلمان) در بریتانیا بازداشت شد و در جزیرهٔ من (Isle of Man) زندانی گردید.[۱] در همان دوران، دخترشان آنه (Anne) به دنیا آمد.[۲] یک سال بعد به دلیل وضعیت جسمانی نامناسب آزاد شد و مابقی جنگ را در کالج مسیح (Christ's College) در کمبریج به تدریس و پژوهش گذراند، جایی که مدرسه به آنجا تخلیه شده بود.[۱] در ایام تبعید بود که کتاب مهم خود «سغدی‌ها» (Sogdica) را تکمیل کرد.[۳]

    پس از جنگ: لندن و برکلی

    پس از جنگ جهانی دوم، هنینگ یک سال را به عنوان استاد مدعو زبان‌های سانسکریت و ایرانی در دانشگاه کلمبیا (نیویورک) گذراند.[۲] پس از بازگشت به لندن، به درجهٔ دانشیاری (Reader) مطالعات آسیای مرکزی در دانشگاه لندن و سپس به استادی (Professor) ارتقا یافت.[۳] در سال ۱۹۵۸ به عنوان رئیس بخش زبان‌ها و فرهنگ‌های خاور نزدیک و میانه در SOAS منصوب شد.[۴] در سال ۱۹۵۴ به عضویت آکادمی بریتانیا (British Academy) درآمد و به عنوان نخستین رئیس شورای اجرایی «مجموعه کتیبه‌های ایرانی» (Corpus Inscriptionum Iranicarum) انتخاب شد.[۳] در سال ۱۹۶۱، به دلیل آب و هوای نامساعد انگلستان و مشکلات جسمانی، سمت استادی مطالعات ایرانی در دانشگاه کالیفرنیا برکلی را پذیرفت و مرکز جدیدی برای مطالعات ایرانی در آن دانشگاه ایجاد کرد.[۴]

    مراودات علمی با سید حسن تقی‌زاده

    هنینگ مراودات علمی گسترده‌ای با سید حسن تقی‌زاده، ایران‌شناس و سیاستمدار برجستهٔ ایرانی داشت.[۵] نامه‌های رد و بدل شده میان این دو (۱۹۳۷ تا ۱۹۶۶) حاوی اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ تاریخ ایران‌شناسی در قرن بیستم، به ویژه در زمینهٔ مطالعات مانوی و فیلولوژی فارسی باستان و میانه است. در نامه‌ای به تاریخ ۴ اکتبر ۱۹۴۲، هنینگ از تقی‌زاده دربارهٔ امکان ادامه طرح فرهنگ لغت فارسی پرسیده و اشاره کرده که کار بر روی فرهنگ لغت فارسی میانه مانوی را آغاز کرده است.[۵] تقی‌زاده در پاسخ (۷ اکتبر ۱۹۴۲) ابراز امیدواری کرده که این طرح یکی از سنگ‌بناهای فرهنگ بزرگ فارسی باشد.[۵]

    سخنرانی‌های آکسفورد: زرتشت، سیاستمدار یا جادوپزشک؟

    در سال ۱۹۴۹، به درخواست بنیاد راتن‌بای کاتراک (وابسته به جامعهٔ پارسیان)، هنینگ مجموعه سخنرانی‌های معروف خود را با عنوان «زرتشت، سیاستمدار یا جادوپزشک؟» (Zoroaster, Politician or Witch-Doctor?) در دانشگاه آکسفورد ایراد کرد.[۳] این سخنرانی‌ها که در سه روز متوالی ارائه شد، به بررسی انتقادی و محافظه‌کارانهٔ آرای افراطی دو تن از ایران‌شناسان بزرگ، ارنست هرتسفلد (Herzfeld) و هنریک ساموئل نیبرگ (Nyberg) در مورد زرتشت پرداخت و جهت پژوهش‌های ایران‌شناسی را به سمت تحقیق علمی و دوری از گمانه‌زنی‌های افراطی هدایت کرد.[۳]

    پژوهش میدانی در ایران (۱۹۵۰)

    در سال ۱۹۵۰، به دعوت دولت ایران، هنینگ سفری به جنوب ایران کرد و به بررسی کتیبه‌های پهلوی در سرمشهد، نقش رستم و کرتیر پرداخت.[۳] او در این سفر، اولین قالب‌گیری‌ها و عکس‌ها را از کتیبه‌های غیرقابل دسترس تهیه کرد.[۱] نتایج این سفر بعدها در قالب جلدهایی از «مجموعه کتیبه‌های ایرانی» (Corpus Inscriptionum Iranicarum) منتشر شد: کتیبهٔ سرمشهد (۱۹۵۵)، کتیبهٔ نقش رستم (۱۹۵۷) و کتیبه‌های کوچک کرتیر (۱۹۶۳).[۳]

    اساتید و شاگردان

    اساتید

    هنینگ در دانشگاه گوتینگن تحت تأثیر مستقیم فریدریش کارل آندریاس قرار گرفت.[۱] او در طول زندگی خود از آندریاس سپاسگزار بود، اما در برخی مسیرهای اشتباه او را دنبال نکرد.[۱]

    شاگردان

    هنینگ شاگردان برجستهٔ بسیاری را پرورش داد که هر یک بعدها به استادان نامداری در ایران‌شناسی تبدیل شدند. از مهم‌ترین آنان می‌توان به مری بویس (Mary Boyce) اشاره کرد که پس از او به استادی مطالعات ایرانی در SOAS رسید و «فهرست نسخ خطی ایرانی به خط مانوی در مجموعه تورفان آلمان» را منتشر کرد.[۶] همچنین ایلیا گرشویچ (Ilya Gershevitch) که «گرامر سغدی مانوی» را زیر نظر هنینگ نوشت.[۱] احسان یارشاطر نیز از جمله شاگردان هنینگ بود که رسالهٔ دکتری خود را با موضوع زبان مردم آذربایجان (تاتی) زیر نظر او به پایان رساند.[۴]

    مهرداد بهار، اسطوره‌شناس برجستهٔ ایرانی، در دورهٔ تحصیل خود در لندن (۱۳۳۸-۱۳۴۴) از شاگردان هنینگ بود. بهار در مقالهٔ «استادان من: هنینگ» (منتشر شده در مجلهٔ سخن) شرح مفصلی از برخوردهای علمی خود با هنینگ ارائه داده است.[۷] بهار در این یادداشت می‌نویسد: «وقتی برای نخستین بار با او روبرو شدم، با قد کوتاه و پشت گوژ خود پشت میز کارش در مدرسه علوم شرقی و آفریقایی نشسته بود. اندامی کوچک و لاغر داشت و به هنگام تنفس ناراحتی خاصی را نشان می‌داد.»[۳] بهار همچنین از سخت‌گیری‌های علمی هنینگ و اطلاعات وسیع او در زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی قدیم و جدید یاد کرده است.[۳]

    درگذشت

    در دسامبر ۱۹۶۶، هنینگ بر اثر زمین خوردن دچار شکستگی پا شد. این حادثه باعث ایجاد ادم ریوی (pulmonary edema) گردید و سرانجام در ۸ ژانویه ۱۹۶۷ در برکلی درگذشت.[۱] مرگ زودهنگام این محقق بزرگ، او را از اتمام پروژه‌های بزرگی مانند فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی و فرهنگ خوارزمی بازداشت.[۲] مری بویس در سوگنامه‌ای که در Bulletin of SOAS منتشر شد، از خدمات علمی و انسانی او تجلیل کرد.[۶] احسان یارشاطر نیز در سوگنامه‌ای هنینگ را «بزرگترین ایران‌شناس معاصر» خواند و مرگ نابهنگامش را ضایعه‌ای برای ایران و ایران‌شناسی دانست.[۳]

    آثار مهم

    آثار تألیفی

    • Das Verbum des Mittelpersischen der Turfantexte (۱۹۳۳ – رسالهٔ دکتری، منتشر شده در Zeitschrift für Indologie und Iranistik, جلد ۹)
    • Mitteliranische Manichaica aus Chinesisch-Türkestan (سه جلد، ۱۹۳۲، ۱۹۳۳، ۱۹۳۴ – ویرایش از Nachlass آندریاس)
    • Ein manichäisches Bet- und Beichtbuch (BBB, ۱۹۳۷) – نخستین انتشار گسترده از متون سغدی
    • Sogdica (۱۹۴۰, James G. Forlong Fund) – پژوهش‌های بنیادین در زبان سغدی
    • Zoroaster, Politician or Witch-Doctor? (Ratanbai Katrak Lectures, ۱۹۴۹; انتشار ۱۹۵۱)
    • Mitteliranisch (در Handbuch der Orientalistik, I Bd. IV I, ۱۹۵۸) – مرجع استاندارد زبان‌های ایرانی میانه و سامانه‌های نوشتاری
    • The Inscription of Sar Mašhad (Corpus Inscriptionum Iranicarum, III/2, Portfolio 1, 1955)
    • The Inscription of Naqš-i Rustam (Corpus Inscriptionum Iranicarum, 2, 1957)
    • Minor Inscriptions of Kartir (Corpus Inscriptionum Iranicarum, 2, 1963)

    برخی از مقالات برگزیده

    • “The Book of the Giants” (BSOAS, Vol. 11, No. 1, 1943) – ویرایش و توصیف قطعاتی از یک اثر معروف مانوی
    • “Mani’s Last Journey” (BSOAS, Vol. 10, No. 4, 1942) – انتشار قطعه M 3 و اثبات ملاقات مانی با بهرام یکم
    • “An Astronomical Chapter of the Bundahishn” (JRAS, No. 3, Oct. 1942)
    • “The Murder of the Magi” (JRAS, No. 2, Oct. 1944)
    • “The Manichaean Fasts” (JRAS, No. 2, Oct. 1945)
    • “Sogdian Tales” (BSOAS, Vol. 11, No. 3, 1945)
    • “The Sogdian Texts of Paris” (BSOAS, Vol. 11, No. 4, 1946)
    • “Two Manichaean Magical Texts with an Excursus on the Parthian Ending -endeh” (BSOAS, Vol. 12, No. 1, 1947)
    • “A Sogdian Fragment of the Manichaean Cosmogony” (BSOAS, Vol. 12, No. 2, 1948)
    • “The Bactrian Inscription” (BSOAS, Vol. 23, No. 1, 1960) – نام‌گذاری زبان باختری و رمزگشایی کتیبه سورخ کوتال
    • “A Sogdian God” (BSOAS, Vol. 28, No. 2, 1965)
    • “The Ancient Language of Azerbaijan” (Transactions of the Philological Society, 1955)

    مجموعه آثار منتخب

    • Selected Papers of W. B. Henning (دو جلد، Acta Iranica 14-15، Leiden: Brill, 1977؛ به کوشش ژاک دوشن-گیمن، و شامل فهرستی از آثار هنینگ تا سال ۱۹۷۷)

    آثار منتشرشده به فارسی

    • کتیبه‌های پهلوی (ترجمهٔ محمد معین، ۱۳۲۹)
    • قدیمترین نسخه شعر فارسی (ترجمهٔ احسان یارشاطر، مجلهٔ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، س ۵، ش ۴، ۱۳۳۷)
    • زرتشت: سیاستمدار یا جادوپزشک (ترجمهٔ کاظم فانی، پرواز، ۱۳۵۸)
    • مخطوطات شعری از زمان رودکی (ترجمهٔ بدیع‌الزمان فروزانفر، فرهنگ ایران زمین، ۲۶، ۱۳۶۵)
    • ده گفتار درباره زبان خوارزمی (با همکاری مکنزی، نیولی و هومباخ، ترجمه و تدوین، تهران: طهوری، ۱۳۸۷)

    جوایز و افتخارات

    • عضو آکادمی بریتانیا (British Academy, 1954)
    • عضو مکاتبه‌ای فرهنگستان علوم آلمان در برلین (Deutsche Akademie der Wissenschaften zu Berlin, 1957)
    • عضو فرهنگستان سلطنتی علوم دانمارک (Kongelige Danske Kunstakademi, 1957)
    • عضو مؤسسهٔ مطالعات عالی پرینستون (Institute for Advanced Study, Princeton, 1956)
    • رئیس شورای اجرایی Corpus Inscriptionum Iranicarum (از ۱۹۵۴ تا پایان عمر)

    پانويس

    منابع مقاله

    وابسته‌ها