رفع المنارة لتخريج أحاديث التوسل و الزيارة: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' »' به '»'
جز (جایگزینی متن - ' (ص)' به '(ص)')
جز (جایگزینی متن - ' »' به '»')
 
خط ۴۶: خط ۴۶:
در بخش «تخريج أحاديث التوسل»، نویسنده به تحلیل تفصیلی احادیث متعددی که دلالت بر جواز توسل دارند و رفع اشکال و نقد دیدگاه دیگر می‌پردازد. حدیث اول که مورد بررسی قرار می‌گیرد، مربوط به استسقا به پیامبر(ص) است که از «[[صحيح البخاري|صحیح بخاری]]»، تخریج شده و حدیث دوم، مربوط به قصه استسقای عمر بن خطاب با توسل به عباس عموی پیامبر(ص) است. نویسنده با استناد به این روایت و نقل آن از «[[صحيح البخاري|صحیح بخاری]]»، استدلال می‌کند که این عمل دلیلی بر جواز توسل به صالحین است و عمل عمر دلالتی بر منع توسل به ذات پیامبر(ص) ندارد<ref>متن کتاب، ص116- 121</ref>.
در بخش «تخريج أحاديث التوسل»، نویسنده به تحلیل تفصیلی احادیث متعددی که دلالت بر جواز توسل دارند و رفع اشکال و نقد دیدگاه دیگر می‌پردازد. حدیث اول که مورد بررسی قرار می‌گیرد، مربوط به استسقا به پیامبر(ص) است که از «[[صحيح البخاري|صحیح بخاری]]»، تخریج شده و حدیث دوم، مربوط به قصه استسقای عمر بن خطاب با توسل به عباس عموی پیامبر(ص) است. نویسنده با استناد به این روایت و نقل آن از «[[صحيح البخاري|صحیح بخاری]]»، استدلال می‌کند که این عمل دلیلی بر جواز توسل به صالحین است و عمل عمر دلالتی بر منع توسل به ذات پیامبر(ص) ندارد<ref>متن کتاب، ص116- 121</ref>.


در ادامه، حدیث سوم که به حدیث اعمی (مرد نابینا) مشهور است، به نقل از «[[مسند الإمام أحمد بن حنبل|مسند احمد]] (مسند الإمام أحمد بن حنبل)»، محور اصلی بحث قرار می‌گیرد. در این روایت، پیامبر(ص) به مرد نابینا دعایی را می‌آموزد که در آن عبارت "اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ لِتُقْضَى لِيَ، اللَّهُمَّ فَشَفِّعْهُ فِيَّ" ترجمه: «خدایا! من از تو درخواست می‌کنم و به سوی تو رو می‌آورم به واسطهٔ پیامبرت، محمد، پیامبر رحمت. ای محمد! من به واسطهٔ تو به پروردگارم رو می‌آورم در این حاجتم، تا برآورده‌اش فرماید. خدایا! شفاعت او را دربارهٔ من بپذیر. » وجود دارد. نویسنده تأکید می‌کند که این حدیث نصی صریح بر توسل به ذات پیامبر(ص) است که قابل تأویل نیست و با نقل روایتی که نشان می‌دهد عثمان بن حنیف(راوی حدیث) این توسل را پس از وفات پیامبر(ص) نیز به دیگران آموزش می‌داده است، بر عمومیت حکم توسل در هر دو حالت حیات و ممات پیامبر(ص) اصرار می‌ورزد<ref>همان، ص122- 146</ref>.
در ادامه، حدیث سوم که به حدیث اعمی (مرد نابینا) مشهور است، به نقل از «[[مسند الإمام أحمد بن حنبل|مسند احمد]] (مسند الإمام أحمد بن حنبل)»، محور اصلی بحث قرار می‌گیرد. در این روایت، پیامبر(ص) به مرد نابینا دعایی را می‌آموزد که در آن عبارت "اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ لِتُقْضَى لِيَ، اللَّهُمَّ فَشَفِّعْهُ فِيَّ" ترجمه: «خدایا! من از تو درخواست می‌کنم و به سوی تو رو می‌آورم به واسطهٔ پیامبرت، محمد، پیامبر رحمت. ای محمد! من به واسطهٔ تو به پروردگارم رو می‌آورم در این حاجتم، تا برآورده‌اش فرماید. خدایا! شفاعت او را دربارهٔ من بپذیر.» وجود دارد. نویسنده تأکید می‌کند که این حدیث نصی صریح بر توسل به ذات پیامبر(ص) است که قابل تأویل نیست و با نقل روایتی که نشان می‌دهد عثمان بن حنیف(راوی حدیث) این توسل را پس از وفات پیامبر(ص) نیز به دیگران آموزش می‌داده است، بر عمومیت حکم توسل در هر دو حالت حیات و ممات پیامبر(ص) اصرار می‌ورزد<ref>همان، ص122- 146</ref>.


حدیث چهارم روایت دعای پیامبر(ص) برای فاطمه بنت اسد است که در آن توسل به حقّ خود و پیامبران پیشین وجود دارد. نویسنده این حدیث را در تأیید جواز توسل به ذات انبیا و صلحا می‌آورد و به ‌نقد تضعیف‌کنندگان آن، از جمله به دلیل وجود روح بن صلاح در سند، می‌پردازد<ref>همان، ص147- 155</ref>.
حدیث چهارم روایت دعای پیامبر(ص) برای فاطمه بنت اسد است که در آن توسل به حقّ خود و پیامبران پیشین وجود دارد. نویسنده این حدیث را در تأیید جواز توسل به ذات انبیا و صلحا می‌آورد و به ‌نقد تضعیف‌کنندگان آن، از جمله به دلیل وجود روح بن صلاح در سند، می‌پردازد<ref>همان، ص147- 155</ref>.