الگو:صفحهٔ اصلی/مقالهٔ برگزیده اول: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۱: خط ۱:
    <div class="boxTitle"><big>'''[[كحل البصر في سيرة سيد البشر صلی‌الله‌عليه‌و‌آله]]'''</big></div>
    <div class="boxTitle"><big>'''[[سیره و سیمای امام حسین علیه‌السلام]]'''</big></div>
    [[پرونده:NUR11959J1.jpg|بندانگشتی|كحل البصر في سيرة سيد البشر صلی‌الله‌عليه‌و‌آله|175px]]
    [[پرونده:NUR00971J1.jpg|بندانگشتی|سیره و سیمای امام حسین علیه‌السلام|175px]]


    '''كحل البصر في سيرة سيد البشر''' تأليف مرحوم محدث حاج [[قمی، عباس|شيخ عباس قمى]] (م 1359) در يك مجلد و به زبان عربى مى‌باشد. موضوع كتاب همان گونه كه از نامش پيداست تاريخ و سيره رسول گرامى اسلام(ص) بوده كه در عين اجمال از جامعيت برخوردار است. مصادر اين كتاب به وسيله شيخ عبدالرزاق حريزى نژاد تحقيق شده است.
    ''سیره و سیماى امام حسین(ع)'''، ترجمه روان جویا جهان‌بخش از کتاب «الحسين(ع): سماته و سیرته» نوشته [[حسینی جلالی، محمدرضا|سید محمدرضا حسینی جلالی]] است. نویسنده در این اثر دستاوردهاى سیر و سلوک عالمانه و نظاره محقّقانه و محدّثانه خویش را در گزارش‌هایى که «[[ابن عساکر، علی بن حسن|ابن عساکر]]» شامى (499-571ق) در کتاب «[[تاریخ مدینة دمشق|تاریخ دمشق]]» از سیره حسینى(ع) به دست می‌‏دهد، در این کتاب به شیوایى و رسایى بازگو کرده است.
    باب اول کتاب با ذکر روایات نام‌گذاری امام حسین(ع) توسط رسول‌الله(ص) آغاز شده است. روایات کنیه، لقب و نسب آن حضرت در عنوان شناسه‌های فردی و سپس ولادت و شهادت حضرت در عنوان تاریخ‌ها و شماره‌ها ذکر شده است. نویسنده در باب ولادت امام حسین(ع) برخلاف دیدگاه [[ابن عساکر، علی بن حسن|ابن عساکر]] که ولادت امام را به نقل از مورخان در شب پنجم شعبان گزارش کرده، معتقد است که ولادت ایشان در پایان ربیع‌الاول بوده است؛ چراکه راویان متفق بر ولادت برادرش در نیمه ماه رمضان هستند و اجماع اهل‌بیت(ع) بر آن است که ولادت حسین «شش ماه و ده روز» پس از او بوده است.ویژگی خَلقی، خُلق عظیم، طهارت الهی و خصلت‌های دیگر ایشان در ادامه باب اول مطرح شده‌اند.  


    در باب اول نويسنده كتاب، تاريخ و زندگى‌نامه هر يك از نياكان پيامبر اكرم) را تا جناب (عدنانبه صورت گزيده و مجمل به رشته تحرير درآورده و بعد از جناب (عدنان) به تاريخ‌نگارى خود، راجع به نياكان پيامبر اكرم(ص) خاتمه داده است، چرا كه عالمان نسب شناس، در مورد اجداد پيامبر اكرم(ص) تا جناب (عدنان) متفق القول مى‌باشند. و بعد از اين شخص است كه هر يك از نسب شناسان داراى يك رأى بوده و اختلاف نظر شديدى در اين مسأله دارند. و در حديثى از پيامبر اكرم(ص) آمده است كه: نَسَب من را تا عدنان بشماريد و بعد از آن از برشمردن نياكان من دست نگه داريد.
    در باب دوم کتاب، سیره امام حسین(ع) پیش از کربلا ذکر شده است. مباحث این باب در سه بخش زمان پیامبر(ص)، پس از ایشان و در مقام امامت طرح شده است. نویسنده امامت را بدین نحو توضیح می‌دهد: «همه اهل اسلام روایت کرده‌‏اند که پیامبر(ص) درباره حسن و حسین(ع) فرمود: «ابناي هذان إمامان، قاما أو قعدا»؛ یعنى: «این دو فرزندم، خواه ایستاده و خواه نشسته باشند (چه قیام کنند و چه قعود) امامند». اهل قبله بر این حدیث هم‌داستانند و امّت اسلامى آن را پذیرفته و خود حدیث به حد تواتر رسیده است».


    در باب دوم مرحوم [[قمی، عباس|محدث قمى]] اين باب را با ذكر اتفاقاتى كه در هنگام تولد حضرت ختمى مرتبت(ص) به وقوع پيوسته است، آغاز مى‌نمايد. اتفاقاتى؛ همچون: خاموش شدن آتشكده فارس بعد از هزار سال، خشك شدن درياچه ساوه، ممنوع شدن شياطين و جنيان از آگاهى يافتن از اخبار آسمان‌ها و بسته شدن درب‌هاى آسمان بر روى آن‌ها و...
    در سومین باب کتاب، نهضت امام حسین(ع) و بیعت نکردن با یزید اولین مباحث را تشکیل می‌دهد. امام حسین(ع) مصمّم بود که به‌سوى عراق بیرون شود؛ نه مشکلات و موانعى که بر سر راه بود او را بازگردانید و نه احتمالاتى که در کار مى‏رفت او را دل‌سرد ساخت؛ حتّى آنچه در چشم‏انداز سیاسى آن روز عیان مى‏نمود؛ یعنى سخت‌گیرى و خشونت حکومت اموى و روى‏گردان نبودنش از هرگونه مخالفت - ولو ازمیان‌بردن او - و نیز خیانت اهل کوفه و شانه تهى کردنشان از یارى امام(ع) نیز عزم او را سست نکرد، بلکه وظیفه الهى واجب بر امام، او را به پیش مى‏راند؛ چراکه او امام امّت بود و قیام براى لبّیک گفتن به نداى امّت، به‌خاطر اتمام حجّت آشکار، بر او واجب بود.


    در چهلمين سالروز تولد ايشان، خداوند متعال رسول خود را به كسوت نبوت اختصاص داد و براى هدايت عالميان وى را برانگيخت تا آن‌ها را از بت پرستى و عبادت شيطان به يكتاپرستى با قرآنى كه آيات آن استوار و برهان‌هاى او محكم است، دعوت نمايد. و اين اتفاق در روز 27 رجب و پنج سال بعد از تجديد بناى كعبه به وقوع پيوست.


    <div class="mw-ui-button">[[كحل البصر في سيرة سيد البشر صلی‌الله‌عليه‌و‌آله|'''ادامه''']]</div>
    <div class="mw-ui-button">[[سیره و سیمای امام حسین علیه‌السلام|'''ادامه''']]</div>

    نسخهٔ ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۵۴

    سیره و سیمای امام حسین علیه‌السلام

    سیره و سیماى امام حسین(ع)'، ترجمه روان جویا جهان‌بخش از کتاب «الحسين(ع): سماته و سیرته» نوشته سید محمدرضا حسینی جلالی است. نویسنده در این اثر دستاوردهاى سیر و سلوک عالمانه و نظاره محقّقانه و محدّثانه خویش را در گزارش‌هایى که «ابن عساکر» شامى (499-571ق) در کتاب «تاریخ دمشق» از سیره حسینى(ع) به دست می‌‏دهد، در این کتاب به شیوایى و رسایى بازگو کرده است. باب اول کتاب با ذکر روایات نام‌گذاری امام حسین(ع) توسط رسول‌الله(ص) آغاز شده است. روایات کنیه، لقب و نسب آن حضرت در عنوان شناسه‌های فردی و سپس ولادت و شهادت حضرت در عنوان تاریخ‌ها و شماره‌ها ذکر شده است. نویسنده در باب ولادت امام حسین(ع) برخلاف دیدگاه ابن عساکر که ولادت امام را به نقل از مورخان در شب پنجم شعبان گزارش کرده، معتقد است که ولادت ایشان در پایان ربیع‌الاول بوده است؛ چراکه راویان متفق بر ولادت برادرش در نیمه ماه رمضان هستند و اجماع اهل‌بیت(ع) بر آن است که ولادت حسین «شش ماه و ده روز» پس از او بوده است.ویژگی خَلقی، خُلق عظیم، طهارت الهی و خصلت‌های دیگر ایشان در ادامه باب اول مطرح شده‌اند.

    در باب دوم کتاب، سیره امام حسین(ع) پیش از کربلا ذکر شده است. مباحث این باب در سه بخش زمان پیامبر(ص)، پس از ایشان و در مقام امامت طرح شده است. نویسنده امامت را بدین نحو توضیح می‌دهد: «همه اهل اسلام روایت کرده‌‏اند که پیامبر(ص) درباره حسن و حسین(ع) فرمود: «ابناي هذان إمامان، قاما أو قعدا»؛ یعنى: «این دو فرزندم، خواه ایستاده و خواه نشسته باشند (چه قیام کنند و چه قعود) امامند». اهل قبله بر این حدیث هم‌داستانند و امّت اسلامى آن را پذیرفته و خود حدیث به حد تواتر رسیده است».

    در سومین باب کتاب، نهضت امام حسین(ع) و بیعت نکردن با یزید اولین مباحث را تشکیل می‌دهد. امام حسین(ع) مصمّم بود که به‌سوى عراق بیرون شود؛ نه مشکلات و موانعى که بر سر راه بود او را بازگردانید و نه احتمالاتى که در کار مى‏رفت او را دل‌سرد ساخت؛ حتّى آنچه در چشم‏انداز سیاسى آن روز عیان مى‏نمود؛ یعنى سخت‌گیرى و خشونت حکومت اموى و روى‏گردان نبودنش از هرگونه مخالفت - ولو ازمیان‌بردن او - و نیز خیانت اهل کوفه و شانه تهى کردنشان از یارى امام(ع) نیز عزم او را سست نکرد، بلکه وظیفه الهى واجب بر امام، او را به پیش مى‏راند؛ چراکه او امام امّت بود و قیام براى لبّیک گفتن به نداى امّت، به‌خاطر اتمام حجّت آشکار، بر او واجب بود.