برغانی، محمدتقی بن محمد: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگینامه | عنوان = محمدتقی برغانی | تصویر = NUR09875.jpg | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام کامل = محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی | نامهای دیگر = | لقب = شهید سوم | تخلص = | نسب = آل برغانی (آل الشهیدی) | نام پ...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه '''برغان''' (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». تاریخ تولد او حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری ذکر شده است «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». پدرش | محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه '''برغان''' (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». تاریخ تولد او حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری ذکر شده است «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». پدرش محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر الطالقانی البرغانی از علمای اهل تقوا بود<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> او از خاندان علمی معروفی به نام آل برغانی یا آل الشهیدی بود که در منطقه قزوین و برغان ساکن بودند<ref> ر.ک: امین، حسن، ج3، ص290 </ref>. محمدتقی دو برادر عالم داشت: محمد صالح برغانی (متوفی ۱۲۸۳ هجری) و محمد علی (ملا علی) برغانی که هر دو از علمای بزرگ بودند <ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> | ||
==تحصیلات== | ==تحصیلات== | ||
محمدتقی برغانی تحصیلات خود را در چند مرحله طی کرد: | محمدتقی برغانی تحصیلات خود را در چند مرحله طی کرد: | ||
تحصیلات مقدماتی در قزوین: | |||
ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و در آنجا شطری مهم از فقه و اصول را فرا گرفت <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و در آنجا شطری مهم از فقه و اصول را فرا گرفت <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تحصیل در قم: | |||
سپس به قم رفت و در درس | |||
سپس به قم رفت و در درس میرزا ابوالقاسم الجیلانی القمی (محقق قمی، صاحب قوانین) حاضر شد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | |||
تحصیل در اصفهان: | |||
پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر تلمذ کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر تلمذ کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تحصیل در عتبات عالیات: | |||
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد | |||
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد سید علی بن محمد علی الطباطبایی (صاحب ریاض) تلمذ نمود و مدت طولانی ملازم او بود<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. همچنین از محضر سید محمد المجاهد (فرزند صاحب ریاض) و شیخ جعفر کاشف الغطاء النجفی بهره برد <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | |||
اجازات اجتهاد: | |||
وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۷۲: | ||
پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدتی در طهران اقامت کرد و سپس به قزوین منتقل شد و در آنجا ساکن گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدتی در طهران اقامت کرد و سپس به قزوین منتقل شد و در آنجا ساکن گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تدریس و مرجعیت: | |||
در قزوین به تدریس، تحقیق، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت و مقامش تا جایی عالی شد که مرجعیت روحانی آن منطقه به او منتهی گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. طلاب علم به سوی او هجوم آوردند و او به تدریس و افاده و ارشاد مردم مشغول شد<ref> ر.ک: آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن ، ج1، ص226</ref>. | در قزوین به تدریس، تحقیق، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت و مقامش تا جایی عالی شد که مرجعیت روحانی آن منطقه به او منتهی گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. طلاب علم به سوی او هجوم آوردند و او به تدریس و افاده و ارشاد مردم مشغول شد<ref> ر.ک: آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن ، ج1، ص226</ref>. | ||
وعظ و خطابه: | |||
او خطیبی بلیغ و استاد در خطابه و تبلیغ بود. مجلس وعظ او در قزوین بسیار مشهور و مورد استقبال عموم مردم بود<ref> ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313</ref>. | |||
مبارزه با فرقههای انحرافی: | |||
مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه '''بابیه''' بود. او در برابر فرقه بابیه که نفوذشان در آن زمان تعاظم یافته بود، ایستاد و به کفر و ضلالت آنان فتوا داد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. این اقدام باعث کسر شوکت بابیه شد و آنان در صدد انتقام برآمدند. | مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه '''بابیه''' بود. او در برابر فرقه بابیه که نفوذشان در آن زمان تعاظم یافته بود، ایستاد و به کفر و ضلالت آنان فتوا داد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. این اقدام باعث کسر شوکت بابیه شد و آنان در صدد انتقام برآمدند. | ||
امر به معروف و نهی از منکر: | |||
او در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی و قوی بود و از هیچ کسی نمیترسید<ref> ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313</ref>. | |||
==وفات== | ==وفات== | ||
محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: "چرا مرا میکشید؟" ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند<ref> ر.ک: موحد ابطحی، حجت ، ج1، ص62</ref>. او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. سرانجام در ۱۷ ذیالقعدة ۱۲۶۳ هجری قمری وفات کرد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. پیکر او در قزوین در جوار | محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: "چرا مرا میکشید؟" ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند<ref> ر.ک: موحد ابطحی، حجت ، ج1، ص62</ref>. او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. | ||
سرانجام در ۱۷ ذیالقعدة ۱۲۶۳ هجری قمری وفات کرد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. پیکر او در قزوین در جوار شاهزاده حسین دفن شد<ref> ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref>. پس از شهادت، به شهید سوم معروف شد (پس از شهید اول: شیخ محمد بن مکی عاملی و شهید دوم: شیخ زینالدین عاملی)<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1715</ref>. | |||
==آثار== | ==آثار== | ||
نسخهٔ ۲۶ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۰۰:۵۴
محمدتقی برغانی (حدود ۱۱۸۵-۱۲۶۳ق)، معروف به شهید سوم، از برجستهترین علمای شیعه در قرن سیزدهم هجری بود که به دلیل مبارزات دینی و شهادت در راه دفاع از اسلام به این لقب مشهور گردید. وی فقیه مجتهد، اصولی، واعظ و از مشاهیر علمای امامیه بود که در قصبه برغان متولد شد و پس از تحصیل در قزوین، قم، اصفهان و عتبات عالیات، به قزوین بازگشت و مرجعیت روحانی آن منطقه را به عهده گرفت. مهمترین فعالیتهای او شامل تدریس، تألیف، وعظ و ارشاد مردم و مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه بابیه بود که سرانجام در حال سجده در مسجد توسط بابیه به شهادت رسید. از مهمترین آثار او میتوان به «منهج الاجتهاد» در ۲۴ جلد و «عيون الاصول» اشاره کرد.
ولادت
محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه برغان (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». تاریخ تولد او حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری ذکر شده است «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». پدرش محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر الطالقانی البرغانی از علمای اهل تقوا بود[۱] او از خاندان علمی معروفی به نام آل برغانی یا آل الشهیدی بود که در منطقه قزوین و برغان ساکن بودند[۲]. محمدتقی دو برادر عالم داشت: محمد صالح برغانی (متوفی ۱۲۸۳ هجری) و محمد علی (ملا علی) برغانی که هر دو از علمای بزرگ بودند [۳]
تحصیلات
محمدتقی برغانی تحصیلات خود را در چند مرحله طی کرد:
تحصیلات مقدماتی در قزوین:
ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و در آنجا شطری مهم از فقه و اصول را فرا گرفت [۴].
تحصیل در قم:
سپس به قم رفت و در درس میرزا ابوالقاسم الجیلانی القمی (محقق قمی، صاحب قوانین) حاضر شد[۵].
تحصیل در اصفهان:
پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر تلمذ کرد[۶].
تحصیل در عتبات عالیات:
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد سید علی بن محمد علی الطباطبایی (صاحب ریاض) تلمذ نمود و مدت طولانی ملازم او بود[۷]. همچنین از محضر سید محمد المجاهد (فرزند صاحب ریاض) و شیخ جعفر کاشف الغطاء النجفی بهره برد [۸].
اجازات اجتهاد:
وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد[۹].
فعالیتها
پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدتی در طهران اقامت کرد و سپس به قزوین منتقل شد و در آنجا ساکن گردید[۱۰].
تدریس و مرجعیت:
در قزوین به تدریس، تحقیق، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت و مقامش تا جایی عالی شد که مرجعیت روحانی آن منطقه به او منتهی گردید[۱۱]. طلاب علم به سوی او هجوم آوردند و او به تدریس و افاده و ارشاد مردم مشغول شد[۱۲].
وعظ و خطابه:
او خطیبی بلیغ و استاد در خطابه و تبلیغ بود. مجلس وعظ او در قزوین بسیار مشهور و مورد استقبال عموم مردم بود[۱۳].
مبارزه با فرقههای انحرافی:
مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه بابیه بود. او در برابر فرقه بابیه که نفوذشان در آن زمان تعاظم یافته بود، ایستاد و به کفر و ضلالت آنان فتوا داد[۱۴]. این اقدام باعث کسر شوکت بابیه شد و آنان در صدد انتقام برآمدند.
امر به معروف و نهی از منکر:
او در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی و قوی بود و از هیچ کسی نمیترسید[۱۵].
وفات
محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند[۱۶]. ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: "چرا مرا میکشید؟" ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند[۱۷]. او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد[۱۸]. او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید.
سرانجام در ۱۷ ذیالقعدة ۱۲۶۳ هجری قمری وفات کرد[۱۹]. پیکر او در قزوین در جوار شاهزاده حسین دفن شد[۲۰]. پس از شهادت، به شهید سوم معروف شد (پس از شهید اول: شیخ محمد بن مکی عاملی و شهید دوم: شیخ زینالدین عاملی)[۲۱].
آثار
محمدتقی برغانی آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته است:
منهج الاجتهاد: شرحی بر کتاب «شرائع الاسلام» محقق حلی در ۲۴ مجلد که از اول کتاب الطهاره تا کتاب الديات را شامل میشود[۲۲].
عيون الاصول: در اصول فقه در دو مجلد که در آن بیشتر به نقد کتاب «قوانین» استادش میرزا ابوالقاسم قمی پرداخته است[۲۳].
مجالس المؤمنين: در مواعظ و تفسیر و حدیث که چاپ شده است.
ملخص العقائد: در علم کلام به صورت مجلدی بزرگ [۲۴].
رسالة في صلاة الجمعة: رسالهای درباره نماز جمعه
رسالة في الطهارة و الصلاة و الصوم: رساله فتوایی در طهارت، نماز و روزه
رسالة في الديات: به زبان فارسی درباره دیات
رسالة في قضاء الصلوات: درباره قضای نمازها
مجالس المتقين: در وعظ و مصائب که چاپ شده است[۲۵].
پانويس
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707
- ↑ ر.ک: امین، حسن، ج3، ص290
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن ، ج1، ص226
- ↑ ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713
- ↑ ر.ک: موحد ابطحی، حجت ، ج1، ص62
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713
- ↑ ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197
- ↑ ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1715
- ↑ ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ج1، ص63
- ↑ ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197
- ↑ ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544
- ↑ ر.ک: امینی، عبدالحسین، ج1، ص323
منابع مقاله
- امین، حسن، مستدرکات أعيان الشيعة، بیروت - لبنان: دار التعارف للمطبوعات، 1366 هجری شمسی|1408 هجری قمری|1987 میلادی
- حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال دو قرن 13 و 14 هجری، جلد 5، اصفهان - ایران: کمال، 1362 هجری شمسی
- سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء؛ قم - ایران: مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1418 هجری قمری
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن؛ طبقات أعلام الشيعة: الکرام البررة فی القرن الثالث بعد العشرة، ج1، مشهد مقدس - ایران: دار المرتضی للنشر، 1404 هجری قمری
- امامی خوئی، محمد امین، مرآة الشرق: موسوعة تراجم أعلام الشیعة الامامیة فی القرني الثالث عشر و الرابع عشر، قم - ایران: مکتبة آیةالله العظمی المرعشي النجفي(ره)، 1385 هجری شمسی|1427 هجری قمری|2006 میلادی
- موحد ابطحی، حجت، آشنائی با حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ، اصفهان - ایران: حوزه علميه اصفهان، 1365 هجری شمسی
- امین، محسن، أعیان الشیعة، بیروت - لبنان: دار التعارف للمطبوعات، 1362 هجری شمسی|1403 هجری قمری
- امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیلة، قم - ایران: مکتبة الطباطبائي، 1352 هجری شمسی|1393 هجری قمری