۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ') |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
اهمیت بسیار کتب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]] در فهم معارف روای اهل بیت(ع) سبب شد که حوزههای علمیۀ شیعه مرکز تدریس کتب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین]] گردد و دهها شرح و حاشیه بر آثار وی در حوزههای شیعی نگاشته شود و هر که در جهان اسلام امروزه میخواهد کتب وی را بفهمد، باید به حوزههای علمیۀ شیعی سفر نماید. | اهمیت بسیار کتب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]] در فهم معارف روای اهل بیت(ع) سبب شد که حوزههای علمیۀ شیعه مرکز تدریس کتب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین]] گردد و دهها شرح و حاشیه بر آثار وی در حوزههای شیعی نگاشته شود و هر که در جهان اسلام امروزه میخواهد کتب وی را بفهمد، باید به حوزههای علمیۀ شیعی سفر نماید. | ||
در این کتاب با استفاده از ادلۀ متقن و پرهیز از شواهد غیراطمینانآور، به یکی از وجوه شخصیت ذوابعاد عارف کامل، جناب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]]، یعنی تشیع ایشان پرداخته شده و به سؤالات و شبهات متعددی در این زمینه پاسخ داده شده است. هرچند محور اصلی این کتاب تشیع جناب | در این کتاب با استفاده از ادلۀ متقن و پرهیز از شواهد غیراطمینانآور، به یکی از وجوه شخصیت ذوابعاد عارف کامل، جناب [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]]، یعنی تشیع ایشان پرداخته شده و به سؤالات و شبهات متعددی در این زمینه پاسخ داده شده است. هرچند محور اصلی این کتاب تشیع جناب محییالدین است؛ اما در ضمن آن به مذهب بزرگانی نظیر [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]]، [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطار]]، [[مولوی، جلالالدین محمد|ملای رومی]]، [[صدرالدین قونوی، محمد بن اسحاق|صدرالدین قونوی]]، [[قطبالدین رازی، محمد بن محمد|قطب رازی]] و.... نیز اشاره شده است. | ||
بیشک محییالدین معصوم نبوده و احدی نیز در تاریخ وی را معصوم ندانسته است و شاگردان وی اولین نقدها را بر کلمات وی وارد کردند. سخنان وی نیز مانند هر کس دیگری باید در ترازوی کتاب و سنت و عقل سنجیده و سپس پذیرفته شود و نقایصش برطرف شود؛ بهویژه که وی در مسیری بسیار دشوار و پیچیده سلوک نموده و با فراز و تشبیهاتی سخت دست به گریبان بوده و بدون استاد توانسته از گردنهها بیرون جسته و به مرکز حقیقت راه یابد؛ بنابراین دریافتهای وی در آغاز و انجام سیر متفاوت است و تفسیر مکاشفاتش دشوار و پیچیده میباشد و گاه خود وی نیز در فهم صحت و سقم مکاشفاتش سالها به اشتباه دچار شده است؛ بنابراین نمیتوان او را با عارفی شیعی چون مرحوم [[قاضی طباطبایی تبریزی، سید علی|آیتالله سید علی آقای قاضی]] که پاک و طاهر رفته و بازگشتهاند، مقایسه کرد؛ ولی خطاهای [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین]] در کنار عطایای وی ناچیز است و آنقدر در آثار خود دُرّ و جواهر به ارمغان آورده که حدوحصر ندارد و اگر گردوغباری هم بر آن است، باید آن را کنار زد و آن جواهرات را از لابلای آن جدا کرد. او حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شد و مخالفان وی از [[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسی ثانی]] و [[احسائی، احمد بن زینالدین|شیخ احمد احسائی]] و تا آقا [[میرزا مهدی اصفهانی]] و.... نیز خواسته یا ناخواسته بر سر سفرۀ او نشستهاند. | بیشک محییالدین معصوم نبوده و احدی نیز در تاریخ وی را معصوم ندانسته است و شاگردان وی اولین نقدها را بر کلمات وی وارد کردند. سخنان وی نیز مانند هر کس دیگری باید در ترازوی کتاب و سنت و عقل سنجیده و سپس پذیرفته شود و نقایصش برطرف شود؛ بهویژه که وی در مسیری بسیار دشوار و پیچیده سلوک نموده و با فراز و تشبیهاتی سخت دست به گریبان بوده و بدون استاد توانسته از گردنهها بیرون جسته و به مرکز حقیقت راه یابد؛ بنابراین دریافتهای وی در آغاز و انجام سیر متفاوت است و تفسیر مکاشفاتش دشوار و پیچیده میباشد و گاه خود وی نیز در فهم صحت و سقم مکاشفاتش سالها به اشتباه دچار شده است؛ بنابراین نمیتوان او را با عارفی شیعی چون مرحوم [[قاضی طباطبایی تبریزی، سید علی|آیتالله سید علی آقای قاضی]] که پاک و طاهر رفته و بازگشتهاند، مقایسه کرد؛ ولی خطاهای [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین]] در کنار عطایای وی ناچیز است و آنقدر در آثار خود دُرّ و جواهر به ارمغان آورده که حدوحصر ندارد و اگر گردوغباری هم بر آن است، باید آن را کنار زد و آن جواهرات را از لابلای آن جدا کرد. او حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شد و مخالفان وی از [[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسی ثانی]] و [[احسائی، احمد بن زینالدین|شیخ احمد احسائی]] و تا آقا [[میرزا مهدی اصفهانی]] و.... نیز خواسته یا ناخواسته بر سر سفرۀ او نشستهاند. | ||