الدلالة علی الله: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR161393J1.jpg | عنوان = الدلالة علی الله | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = بکری، عبدالرحمن بن محمد (نويسنده) مزیدی، احمد فرید (محقق) |زبان | زبان = عربی | کد کنگره = 8د7ص 219 BP | موضوع =رویت الهی |ناشر | ناش...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''الدلالة على الله'''، تألیف [[بکری صقلی عبدالرحمن بن محمد |ابو‌القاسم عبدالرحمن بن محمد بکری صقلی]] (متوفی ۳۸۰ق)، فقیه، محدث و عارف [[مالکی]] است.
'''الدلالة على الله'''، تألیف [[بکری، عبدالرحمن بن محمد|ابو‌القاسم عبدالرحمن بن محمد بکری صقلی]] (متوفی ۳۸۰ق)، فقیه، محدث و عارف مالکی است.
این کتاب که با عنوان «الرسالة إلى الله» نیز شناخته می‌شود، رساله‌ای است در بیان حقیقت دعوت به‌سوی خدا، آداب داعیان، مراتب سلوک، مقامات اولیا و علما و جایگاه [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] در هدایت انسان.
 
این کتاب که با عنوان «الرسالة إلى الله» نیز شناخته می‌شود، رساله‌ای است در بیان حقیقت دعوت به‌سوی خدا، آداب داعیان، مراتب سلوک، مقامات اولیا و علما و جایگاه کتاب و سنت در هدایت انسان.


== ساختار ==
== ساختار ==
کتاب، مشتمل بر مقدمه مؤلف و متن اصلی است که فاقد باب‌بندی و فصل‌بندی مشخص است و به‌صورت پیوسته و در قالب یک جلد نگارش یافته است.
کتاب، مشتمل بر مقدمه مؤلف و متن اصلی است که فاقد باب‌بندی و فصل‌بندی مشخص است و به‌صورت پیوسته و در قالب یک جلد نگارش یافته است.
محقق کتاب، [[احمد فرید المزیدی]]، علاوه بر مقدمه تحقیقی، ترجمه‌ای از مصنف و شرحی از منهج تحقیق خود را نیز در ابتدای کتاب آورده است<ref>ر.ک: مقدمه محقق، ص3-6</ref>.
 
محقق کتاب، [[مزیدی، احمد فرید|احمد فرید مزیدی]]، علاوه بر مقدمه تحقیقی، ترجمه‌ای از مصنف و شرحی از منهج تحقیق خود را نیز در ابتدای کتاب آورده است<ref>ر.ک: مقدمه محقق، ص3-6</ref>.


== سبک نگارش ==
== سبک نگارش ==
نثر کتاب، آمیخته از عبارات خطابی و وعظی است. مؤلف غالباً با لحنی مستقیم و با استفاده از ضمیر خطاب، خواننده را مورد سخن قرار می‌دهد. روش استدلال در کتاب بر پایه [[آیه|آیات قرآن]]، [[حدیث|احادیث نبوی]] و اقوال [[صحابه]] و [[تابعین]] استوار است. مؤلف برای تأیید دیدگاه‌های خود، از آیات متعددی بهره می‌برد و احادیث را بدون ذکر سلسله سند کامل، اغلب با عباراتی مانند «ثبت عن النبي» یا «قال في حديث آخر» نقل می‌کند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12-15</ref>.
نثر کتاب، آمیخته از عبارات خطابی و وعظی است. مؤلف غالباً با لحنی مستقیم و با استفاده از ضمیر خطاب، خواننده را مورد سخن قرار می‌دهد. روش استدلال در کتاب بر پایه آیات قرآن، احادیث نبوی و اقوال صحابه و تابعین استوار است. مؤلف برای تأیید دیدگاه‌های خود، از آیات متعددی بهره می‌برد و احادیث را بدون ذکر سلسله سند کامل، اغلب با عباراتی مانند «ثبت عن النبي» یا «قال في حديث آخر» نقل می‌کند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12-15</ref>.
 
از جمله ویژگی‌های بارز کتاب، نقل اقوال مشایخ و حکایاتی از اولیاست که در ضمن مباحث نظری آورده شده است.
از جمله ویژگی‌های بارز کتاب، نقل اقوال مشایخ و حکایاتی از اولیاست که در ضمن مباحث نظری آورده شده است.


== گزارش محتوا ==
== گزارش محتوا ==
مؤلف، کتاب را با حمد و ثنای الهی و ذکر این مطلب آغاز می‌کند که خداوند با آفرینش معجزات، فطرت‌ها را بر یگانگی خود راهنمایی کرده است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. وی سپس به برتری [[قرآن]] کریم به‌عنوان برترین راهنما و دلالت‌کننده به‌سوی حق اشاره می‌کند و عالمان عامل به قرآن را چراغ‌های هدایت می‌خواند<ref>ر.ک: همان، ص9-10</ref>.
مؤلف، کتاب را با حمد و ثنای الهی و ذکر این مطلب آغاز می‌کند که خداوند با آفرینش معجزات، فطرت‌ها را بر یگانگی خود راهنمایی کرده است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. وی سپس به برتری قرآن کریم به‌عنوان برترین راهنما و دلالت‌کننده به‌سوی حق اشاره می‌کند و عالمان عامل به قرآن را چراغ‌های هدایت می‌خواند<ref>ر.ک: همان، ص9-10</ref>.
 
بخش مهمی از کتاب، به وجوب دعوت خلق به‌سوی خدا اختصاص دارد. مؤلف با استناد به آیاتی از قرآن مانند آیه ۱۰۴ سوره آل عمران و آیه ۶۹ سوره انعام، وظیفه عالمان در ارشاد مردم را امری حتمی می‌داند<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>.


بخش مهمی از کتاب، به وجوب دعوت خلق به‌سوی خدا اختصاص دارد. مؤلف با استناد به آیاتی از قرآن مانند آیه ۱۰۴ [[سوره آل عمران]] و آیه ۶۹ [[سوره انعام]]، وظیفه عالمان در ارشاد مردم را امری حتمی می‌داند<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>.
وی همچنین با نقل حدیث «ما من داع يدعو إلى هدى إلا كان له مثل أجر من تبعه...» <ref>ر.ک: همان، ص13-14</ref>، پاداش دعوتگران به حق و مسئولیت دعوتگران به باطل را تبیین می‌کند.
وی همچنین با نقل حدیث «ما من داع يدعو إلى هدى إلا كان له مثل أجر من تبعه...» <ref>ر.ک: همان، ص13-14</ref>، پاداش دعوتگران به حق و مسئولیت دعوتگران به باطل را تبیین می‌کند.


خط ۵۴: خط ۵۸:


بحث دیگری که در کتاب به‌تفصیل آمده، مقامات چهارگانه مردم در «اراده» و همچنین مراتب مختلف مردم در ایمان، علم، عمل، صبر، شکر، توکل، ایثار و محبت است<ref>ر.ک: همان، ص27-28 و 38-42</ref>.
بحث دیگری که در کتاب به‌تفصیل آمده، مقامات چهارگانه مردم در «اراده» و همچنین مراتب مختلف مردم در ایمان، علم، عمل، صبر، شکر، توکل، ایثار و محبت است<ref>ر.ک: همان، ص27-28 و 38-42</ref>.
مؤلف پس از هر تقسیم‌بندی، نشانه‌های هر گروه را برمی‌شمارد.
مؤلف پس از هر تقسیم‌بندی، نشانه‌های هر گروه را برمی‌شمارد.


نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به مباحثی چون نشانه‌های اولیا و مراتب آنها می‌پردازد و از اصطلاحاتی همچون «ابدال»، «اوتاد»، «قطب» و... بهره می‌برد و از تعداد و وظایف هرکدام سخن می‌گوید<ref>ر.ک: همان، ص85-88</ref>.
نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به مباحثی چون نشانه‌های اولیا و مراتب آنها می‌پردازد و از اصطلاحاتی همچون «ابدال»، «اوتاد»، «قطب» و... بهره می‌برد و از تعداد و وظایف هرکدام سخن می‌گوید<ref>ر.ک: همان، ص85-88</ref>.
همچنین به ملاقات با [[خضر]] اشاره می‌کند و حکایاتی را از دیدار برخی از اولیا با ایشان نقل می‌نماید<ref>ر.ک: همان، ص89-92</ref>.


در پایان، مؤلف به نشانه‌های [[آخرالزمان]] و فتنه‌های آن اشاره می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص158</ref>.
همچنین به ملاقات با خضر اشاره می‌کند و حکایاتی را از دیدار برخی از اولیا با ایشان نقل می‌نماید<ref>ر.ک: همان، ص89-92</ref>.
 
در پایان، مؤلف به نشانه‌های آخرالزمان و فتنه‌های آن اشاره می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص158</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
خط ۷۵: خط ۸۱:
[[رده:مباحث خاص کلامی]]
[[رده:مباحث خاص کلامی]]
[[رده:الهیات (توحید)]]
[[رده:الهیات (توحید)]]
[[رده:صفات. افعال. اسماء (کلام، رؤیت، لطف. توفیق، رزق، عدل، افعال عباد، صفات و افعال دیگر، اسماء حسنی)]]
[[رده:صفات، افعال، اسماء (کلام، رؤیت، لطف، توفیق، رزق، عدل، افعال عباد، صفات و افعال دیگر، اسماء حسنی)]]
 
[[رده:مقالات بازبینی شده2 تیر 1405]]
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ خرداد 1405 توسط ابوالحسن اسماعیلی]]
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ خرداد 1405 توسط محسن عزیزی]]
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ خرداد 1405 توسط محسن عزیزی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۵۳

الدلالة على الله، تألیف ابو‌القاسم عبدالرحمن بن محمد بکری صقلی (متوفی ۳۸۰ق)، فقیه، محدث و عارف مالکی است.

الدلالة علی الله
الدلالة علی الله
پدیدآورانبکری، عبدالرحمن بن محمد (نويسنده) مزیدی، احمد فرید (محقق)
ناشردار الکتب العلمية
مکان نشرلبنان - بیروت
سال نشر1380ش - 1422ق - 2001م
چاپ1
شابک2-7451-3253-9
موضوعرویت الهی
زبانعربی
تعداد جلد1
کد کنگره
8د7ص 219 BP
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

این کتاب که با عنوان «الرسالة إلى الله» نیز شناخته می‌شود، رساله‌ای است در بیان حقیقت دعوت به‌سوی خدا، آداب داعیان، مراتب سلوک، مقامات اولیا و علما و جایگاه کتاب و سنت در هدایت انسان.

ساختار

کتاب، مشتمل بر مقدمه مؤلف و متن اصلی است که فاقد باب‌بندی و فصل‌بندی مشخص است و به‌صورت پیوسته و در قالب یک جلد نگارش یافته است.

محقق کتاب، احمد فرید مزیدی، علاوه بر مقدمه تحقیقی، ترجمه‌ای از مصنف و شرحی از منهج تحقیق خود را نیز در ابتدای کتاب آورده است[۱].

سبک نگارش

نثر کتاب، آمیخته از عبارات خطابی و وعظی است. مؤلف غالباً با لحنی مستقیم و با استفاده از ضمیر خطاب، خواننده را مورد سخن قرار می‌دهد. روش استدلال در کتاب بر پایه آیات قرآن، احادیث نبوی و اقوال صحابه و تابعین استوار است. مؤلف برای تأیید دیدگاه‌های خود، از آیات متعددی بهره می‌برد و احادیث را بدون ذکر سلسله سند کامل، اغلب با عباراتی مانند «ثبت عن النبي» یا «قال في حديث آخر» نقل می‌کند[۲].

از جمله ویژگی‌های بارز کتاب، نقل اقوال مشایخ و حکایاتی از اولیاست که در ضمن مباحث نظری آورده شده است.

گزارش محتوا

مؤلف، کتاب را با حمد و ثنای الهی و ذکر این مطلب آغاز می‌کند که خداوند با آفرینش معجزات، فطرت‌ها را بر یگانگی خود راهنمایی کرده است[۳]. وی سپس به برتری قرآن کریم به‌عنوان برترین راهنما و دلالت‌کننده به‌سوی حق اشاره می‌کند و عالمان عامل به قرآن را چراغ‌های هدایت می‌خواند[۴].

بخش مهمی از کتاب، به وجوب دعوت خلق به‌سوی خدا اختصاص دارد. مؤلف با استناد به آیاتی از قرآن مانند آیه ۱۰۴ سوره آل عمران و آیه ۶۹ سوره انعام، وظیفه عالمان در ارشاد مردم را امری حتمی می‌داند[۵].

وی همچنین با نقل حدیث «ما من داع يدعو إلى هدى إلا كان له مثل أجر من تبعه...» [۶]، پاداش دعوتگران به حق و مسئولیت دعوتگران به باطل را تبیین می‌کند.

یکی از محورهای اصلی کتاب، بحث از مجالس ذکر و وعظ است. مؤلف با استناد به حدیث «إذا مررتم برياض الجنة فارتعوا فيها؛ قالوا: يا رسول‌الله و ما رياض الجنة؟ قال: حلق الذكر»[۷]، به ترویج مجالس ذکر می‌پردازد.

در ادامه، مؤلف به بیان صفات و آداب داعی به خدا می‌پردازد. وی بر این باور است که داعی باید روش دعوت خود را با توجه به طبقه مخاطب تغییر دهد: پادشاهان را از راه انذار، فقرا را از راه صبر و رجا و علما را از طریق «مکر و استدراج» دعوت کند[۸]؛ پیش‌ازاین، وی تأکید می‌کند که داعی باید عالم به کتاب و سنت و دارای بصیرت و تقوا باشد[۹].

نویسنده سپس به‌تفصیل درباره مقامات مختلف معنوی سخن می‌گوید. از جمله «منازل و مراتب چهارگانه تقوا» را بیان می‌کند و نتیجه می‌گیرد که:

  1. مرتبه اول، مخصوص مریدان است و با اتباع امر و نهی حاصل می‌شود؛
  2. مرتبه دوم، مخصوص علما و عارفان است و با رضا و تسلیم از راه ترک شبهات به دست می‌آید؛
  3. مرتبه سوم، ویژه اولیا و صدیقان است و با حیا و مراقبه با ترک حلال‌ حاصل می‌گردد؛
  4. مرتبه چهارم، تقوایی است که انجام حق آن از توان بشر خارج است[۱۰].

نویسنده همچنین «مقامات طهارت» را در چهار سطح مطرح می‌کند[۱۱].

بحث دیگری که در کتاب به‌تفصیل آمده، مقامات چهارگانه مردم در «اراده» و همچنین مراتب مختلف مردم در ایمان، علم، عمل، صبر، شکر، توکل، ایثار و محبت است[۱۲].

مؤلف پس از هر تقسیم‌بندی، نشانه‌های هر گروه را برمی‌شمارد.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به مباحثی چون نشانه‌های اولیا و مراتب آنها می‌پردازد و از اصطلاحاتی همچون «ابدال»، «اوتاد»، «قطب» و... بهره می‌برد و از تعداد و وظایف هرکدام سخن می‌گوید[۱۳].

همچنین به ملاقات با خضر اشاره می‌کند و حکایاتی را از دیدار برخی از اولیا با ایشان نقل می‌نماید[۱۴].

در پایان، مؤلف به نشانه‌های آخرالزمان و فتنه‌های آن اشاره می‌کند[۱۵].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه محقق، ص3-6
  2. ر.ک: متن کتاب، ص12-15
  3. ر.ک: همان، ص9
  4. ر.ک: همان، ص9-10
  5. ر.ک: همان، ص11
  6. ر.ک: همان، ص13-14
  7. ر.ک: همان، ص15
  8. ر.ک: همان، ص18-19
  9. ر.ک: همان، ص17
  10. ر.ک: همان، ص23-24
  11. ر.ک: همان، ص25-27
  12. ر.ک: همان، ص27-28 و 38-42
  13. ر.ک: همان، ص85-88
  14. ر.ک: همان، ص89-92
  15. ر.ک: همان، ص158

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها