الگو:صفحهٔ اصلی/مقالهٔ برگزیده دوم: تفاوت میان نسخه‌ها

جزبدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۰۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="boxTitle"><big>'''[[موسوی اردبیلی، عبدالکریم|سيد عبد الكريم موسوى اردبيلى]]'''</big></div>
[[پرونده:NUR13496J1.jpg|بی‌قاب|چپ|حضرت مهدی(عج) فروغ تابان ولایت|175px]]
[[پرونده:NUR00341.jpg|بندانگشتی|موسوی اردبیلی، عبد الکریم|250px]]


'''ميركريم موسوى كريمى'''، معروف به '''سيد عبد الكريم موسوى اردبيلى''' از مراجع تقلید، رئیس دیوان عالی کشور(1360-1368) و رئیس دانشگاه مفید قم، در هشتم بهمن 1304 در شهر اردبيل متولد گرديد. پدرش ميرعبد الرحيم، روحانى بزرگوار و مادرش زنى پارسا بود. وى در دو سالگى مادرش را از دست داد.
'''حضرت مهدى(عج) فروغ تابان ولايت''' اثر [[محمدی اشتهاردی، محمد|محمد محمدى اشتهاردى]]، نوشتارى است در شرح احوال و تاريخ زندگانى حضرت مهدى(ع) كه به زبان فارسى نوشته شده است.


تحصيلات خود را در دوران كودكى و در مكتب‌خانه آغاز كرد و در سال 1319ش، وارد مدرسه علميه ملا ابراهيم در شهر اردبيل شد. در دورانى كه وى وارد مدرسه طلبگى گشت، اين مدارس به علت اقدامات رضاشاه رونق چندانى نداشتند؛ مثلاً در همان زمان فقط چهار طلبه در آن مدرسه درس حوزوى مى‌خواندند. بعد از اينكه متفقين خاك ايران را اشغال كردند و رضاشاه بركنار شد، رونق اين مدارس بيشتر شد؛ در نتيجه موسوى اردبيلى در همان مدرسه به تدريس مشغول گرديد.
تلاش در راه خودسازى و به وجود آوردن زمينه‌هاى حكومت جهانى، مؤلف را به نوشتن كتاب ترغيب كرده است.


وى در سال 1322 براى خواندن درس حوزوى در مراتب بالاتر، وارد شهر قم شد و حدوداً سه سال در اين شهر اقامت گزيد. وى در قم از محضر بزرگانى چون سيد محمدرضا گلپايگانى و سيد احمد خوانسارى تلمذ نمود.
فصل اول كتاب به معرفى پدر و مادر امام زمان(ع) و ويژگى‌هاى ايشان پرداخته و بعد از ذكر احاديثى در مورد نيمه شعبان از جمله فرمايش [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] مبنى بر اينكه هيچ نوزادى در آن متولد نخواهد شد مگر اينكه به بركت امام مهدى(ع) مؤمن خواهد شد، توضيحاتى راجع به جعفر كذاب و اعمال او داده مى‌شود.


در 16 آبان 1324 همراه با يكى از همشهريانش كه هم‌زمان در قم طلبه بود، به طرف نجف حركت كرد و از طريق اروندرود و با قايق به عراق رفت. در نجف وى همراه با هم‌سفرش به مدرسه «سيد» رفت و حدوداً دو سال در نجف اقامت داشت.
در فصل دوم، دوران زندگى امام زمان(عج) به سه دوران كودكى، غيبت صغرى و كبرى تقسيم شده و بعد از توضيح مختصرى در مورد غيبت صغرى و نواب چهارگانه، شرح كوتاهى درباره ولايت فقيه و احاديث مربوط به آن ارائه شده است.


بعد از مدتى جو سياسى عراق به هم ريخت و هم‌زمان نامه‌اى نيز حاكى از بيمارى پدرش به دست وى رسيد. مجموع اين رويدادها باعث شد كه وى به همراه دو تن ديگر از دوستانش به قم بازگردد. نخست، تصورش بر اين بود كه دوباره به نجف براى ادامه تحصيل باز خواهد گشت، اما اين گونه نشد. وى در قم فعاليت خود را در حوزه علميه قم ادامه داد و حتى در انتشار مجله‌اى در قم به نام «مكتب اسلام» نيز سهيم بود.
در فصل سوم، به بيست‌وهفت پرسش پيرامون عقيده مهدویت و خصوصيات شخصى امام زمان(عج)، نشانه‌هاى ظهور، بحث رجعت و حكومت آن حضرت پاسخ داده شده است؛ به عنوان مثال، مؤلف در پاسخ به اين سؤال كه آيا عقيده به ظهور مصلح جهانى مخصوص شیعیان است؟ چنين پاسخ مى‌دهد كه اين عقيده حتى در كتب زرتشتیان، هندويان، مصرى‌ها و تورات و انجيل وجود داشته و منابعى از اهل‌سنت كه روايات متواترى در اين زمينه در آنها آمده را نام مى‌برد كه از آن جمله است: نورالابصار، الجوامع الاصول و الصواعق المحرقه.


وى در سال 1339 به علت بيمارى و ضعف به توصيه پزشكان مجبور به مراجعت به اردبيل به‌طور موقتى شد. وى فعاليت‌هايى در اردبيل انجام داد كه به علت نيمه‌كاره ماندن اين فعاليت‌ها تا سال 1347 در اردبيل ماند تا اين كارها به پايان برسند. فعاليت‌هاى وى در بازگشت به اردبيل، شامل بازسازى مدارس، تدريس علوم حوزوى و همچنين تصميم به احداث يك كارخانه بود كه با ممانعت شاه روبه‌رو شد.
در مورد سؤال ديگرى مبنى بر اينكه منظور از كشته شدن شيطان به دست آن حضرت چيست؟ با استناد به احاديث، چنين پاسخ داده شده كه منظور اين است كه ريشه‌هاى فساد و عوامل انحراف در آن عصر نابود شده و به جاى آن عقل و ايمان حكومت مى‌كند.


او در اردبيل فعاليت‌هاى سياسى نيز انجام داد. در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل بود كه در آن زمان حكومت ايران از اسرائيل حمايت و بر ضد اعراب خبر منتشر مى‌كرد كه موسوى اردبيلى در منبرهاى خود به حمايت از اعراب سخنرانى كرد و باعث شد كه حكومت تصميم به دستگيرى وى بگيرد؛ هرچند به خاطر اعتصاب بقيه روحانيون از اين كار منصرف شده، به تذكر اكتفا كرد...
فصل چهارم، با اشاره به اين نكته كه مفهوم واقعى انتظار كه در روايات به عنوان بالاترين عمل شمرده شده، زمينه‌سازى است نه اميد ذهنى، به ذكر و توضيح يازده عامل مهم كه در انقلاب عظيم اسلام به رهبرى پيامبر(ص) نقش مهمى در زمينه‌سازى حكومت اسلامى داشت مى‌پردازد؛ برخى از اين عوامل عبارتند از: جاذبه قرآن و حقانيت اسلام، ايمان و توكل به خدا، تعاون و همكارى، برخوردها و روش‌هاى منطقى با يكديگر، توجه به طبقه مستضعف، اتحاد و انسجام مسلمانان، رهبر شايسته و لزوم برنامه‌ريزى.<span id="mp-more">[[حضرت مهدی(عج) فروغ تابان ولایت|'''ادامه ...''']]</span>
<div class="mw-ui-button">[[موسوی اردبیلی، عبدالکریم|'''ادامه''']]</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۷

حضرت مهدی(عج) فروغ تابان ولایت

حضرت مهدى(عج) فروغ تابان ولايت اثر محمد محمدى اشتهاردى، نوشتارى است در شرح احوال و تاريخ زندگانى حضرت مهدى(ع) كه به زبان فارسى نوشته شده است.

تلاش در راه خودسازى و به وجود آوردن زمينه‌هاى حكومت جهانى، مؤلف را به نوشتن كتاب ترغيب كرده است.

فصل اول كتاب به معرفى پدر و مادر امام زمان(ع) و ويژگى‌هاى ايشان پرداخته و بعد از ذكر احاديثى در مورد نيمه شعبان از جمله فرمايش امام صادق(ع) مبنى بر اينكه هيچ نوزادى در آن متولد نخواهد شد مگر اينكه به بركت امام مهدى(ع) مؤمن خواهد شد، توضيحاتى راجع به جعفر كذاب و اعمال او داده مى‌شود.

در فصل دوم، دوران زندگى امام زمان(عج) به سه دوران كودكى، غيبت صغرى و كبرى تقسيم شده و بعد از توضيح مختصرى در مورد غيبت صغرى و نواب چهارگانه، شرح كوتاهى درباره ولايت فقيه و احاديث مربوط به آن ارائه شده است.

در فصل سوم، به بيست‌وهفت پرسش پيرامون عقيده مهدویت و خصوصيات شخصى امام زمان(عج)، نشانه‌هاى ظهور، بحث رجعت و حكومت آن حضرت پاسخ داده شده است؛ به عنوان مثال، مؤلف در پاسخ به اين سؤال كه آيا عقيده به ظهور مصلح جهانى مخصوص شیعیان است؟ چنين پاسخ مى‌دهد كه اين عقيده حتى در كتب زرتشتیان، هندويان، مصرى‌ها و تورات و انجيل وجود داشته و منابعى از اهل‌سنت كه روايات متواترى در اين زمينه در آنها آمده را نام مى‌برد كه از آن جمله است: نورالابصار، الجوامع الاصول و الصواعق المحرقه.

در مورد سؤال ديگرى مبنى بر اينكه منظور از كشته شدن شيطان به دست آن حضرت چيست؟ با استناد به احاديث، چنين پاسخ داده شده كه منظور اين است كه ريشه‌هاى فساد و عوامل انحراف در آن عصر نابود شده و به جاى آن عقل و ايمان حكومت مى‌كند.

فصل چهارم، با اشاره به اين نكته كه مفهوم واقعى انتظار كه در روايات به عنوان بالاترين عمل شمرده شده، زمينه‌سازى است نه اميد ذهنى، به ذكر و توضيح يازده عامل مهم كه در انقلاب عظيم اسلام به رهبرى پيامبر(ص) نقش مهمى در زمينه‌سازى حكومت اسلامى داشت مى‌پردازد؛ برخى از اين عوامل عبارتند از: جاذبه قرآن و حقانيت اسلام، ايمان و توكل به خدا، تعاون و همكارى، برخوردها و روش‌هاى منطقى با يكديگر، توجه به طبقه مستضعف، اتحاد و انسجام مسلمانان، رهبر شايسته و لزوم برنامه‌ريزى.ادامه ...