دیوان اعتضادالسلطنه (فخری قاجار): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'فارسي ' به 'فارسی') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
[[کرمی، احمد]] (گردآورنده) | [[کرمی، احمد]] (گردآورنده) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = | | زبان =فارسی | ||
| کد کنگره =- /د9 / 6883/5 PIR | | کد کنگره =- /د9 / 6883/5 PIR | ||
| موضوع = شعر | | موضوع = شعر فارسی- قرن 13ق. | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر = ما | | ناشر = ما | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
| شابک =964-5510-55-4 | | شابک =964-5510-55-4 | ||
| تعداد جلد =1 | | تعداد جلد =1 | ||
| کتابخانۀ دیجیتال نور = | | کتابخانۀ دیجیتال نور =13319 | ||
| کتابخوان همراه نور = | | کتابخوان همراه نور = | ||
| کد پدیدآور =03465-21555 | | کد پدیدآور =03465-21555 | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
در مقدمه، ابتدا شرح حال کوتاه و مختصری از [[اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی|علیقلیمیرزا]] ارائه گردیده و سپس به ابیات زیر، بهعنوان منتخبی از اشعار وی، اشاره شده است: | در مقدمه، ابتدا شرح حال کوتاه و مختصری از [[اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی|علیقلیمیرزا]] ارائه گردیده و سپس به ابیات زیر، بهعنوان منتخبی از اشعار وی، اشاره شده است: | ||
''' | {{شعر}} | ||
{{ب|''حاجتی نیست به انفاس مسیحا ما را''|2=''دردمندان تو فارغ ز غم درمانند''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
''' | {{شعر}} | ||
{{ب|''دادی به خواب وعده وصلم که آگهی''|2=''در دیدهام فراق تو نگذاشت خواب را''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
'''چاره جستم از طبیب شهر بهر درد دل''' | {{شعر}} | ||
آهی از دل برکشید و گفت بیدرمان بود | {{ب|''تا مقامیم در خرابات است''|2=''ننگم از کشف و از کرامات است''}} | ||
{{ب|''گر به تحقیق بنگری دو جهان''|2=''یک تجلی ز جلوه ذات است''}} | |||
دوستان آگاه سازیدش مرا هم جان بود | {{پایان شعر}} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|''چاره جستم از طبیب شهر بهر درد دل''|2=''آهی از دل برکشید و گفت بیدرمان بود''}} | |||
{{ب|''آفت جانها شنیدم بهر قتل ما رسد''|2=''دوستان آگاه سازیدش مرا هم جان بود''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
شعر و شاعری در زمان علیقلی، رواج بسیاری داشت و او در شعر، «خاقان» و گاهی اوقات، «فخری» تخلص میکرد<ref>ر.ک: مقدمه، ص5</ref>. | شعر و شاعری در زمان علیقلی، رواج بسیاری داشت و او در شعر، «خاقان» و گاهی اوقات، «فخری» تخلص میکرد<ref>ر.ک: مقدمه، ص5</ref>. | ||
بخش اول کتاب، به غزلیات اختصاص یافته است و مجموعا شصتوسه غزل را در خود جای داده است. از جمله غزلیات این بخش، میتوان به غزل زیر، اشاره نمود: | بخش اول کتاب، به غزلیات اختصاص یافته است و مجموعا شصتوسه غزل را در خود جای داده است. از جمله غزلیات این بخش، میتوان به غزل زیر، اشاره نمود: | ||
{{شعر}} | |||
مه منفعل از روی دلآرای تو یارا | {{ب|''ای سرو خجل از قد زیبای تو یارا''|2=''مه منفعل از روی دلآرای تو یارا''}} | ||
{{ب|''خواهم که علیرغم رقیبان جفاجو''|2=''بر دیده کشم خاک کف پای تو یارا''}} | |||
بر دیده کشم خاک کف پای تو یارا | {{ب|''سودای سر زلف تو دارم من و دانم''|2=''سر میرود اندر سر سودای تو یارا''}} | ||
{{ب|''تا جان بودم پا نکشم از سرکویت''|2=''یا جان دهم آخر به تمنای تو یارا''}} | |||
سر میرود اندر سر سودای تو یارا | {{ب|''سهل است مرانم ز در خویش زمانی''|2=''تا دیده کند خوب تماشای تو یارا''}} | ||
{{ب|''خوش کن دل ما را به نگاهی ز نگاهی''|2=''نقصان نپذیرد رخ زیبای تو یارا''}} | |||
یا جان دهم آخر به تمنای تو یارا | {{ب|''مپسند که خون گردد و از دیده درآید''|2=''آن دل که بود واله و شیدای تو یارا''}} | ||
{{ب|''هر روز به فردا دهیام وعده دیدار''|2=''جانم به لب از وعده فردای تو یارا''}} | |||
تا دیده کند خوب تماشای تو یارا | {{ب|''دشنام همی گوی که باشد سخن تلخ''|2=''شیرین ز لب لعل شکرخای تو یارا''}} | ||
{{ب|''فخریت سراسیمه چو وامق بدرد پوست''|2=''از فرقت آن عارض عذرای تو یارا''<ref>ر.ک: متن کتاب، ص13-96</ref>}}. | |||
نقصان نپذیرد رخ زیبای تو یارا | {{پایان شعر}} | ||
آن دل که بود واله و شیدای تو یارا | |||
جانم به لب از وعده فردای تو یارا | |||
شیرین ز لب لعل شکرخای تو یارا | |||
از فرقت آن عارض عذرای تو یارا | |||
در بخش دوم، یک قطعه، با مطلع زیر، جای گرفته است: | در بخش دوم، یک قطعه، با مطلع زیر، جای گرفته است: | ||
{{شعر}} | |||
زهره از بربطنوازی و ز دربانی زحل | {{ب|''شمس آفاق ای که دارد فخرها در درگهت''|2=''زهره از بربطنوازی و ز دربانی زحل''<ref>ر.ک: همان، ص97</ref>}}. | ||
{{پایان شعر}} | |||
بخش سوم، یک مثنوی را در خود جای داده است. برخی از ابیات این مثنوی، چنین است: | بخش سوم، یک مثنوی را در خود جای داده است. برخی از ابیات این مثنوی، چنین است: | ||
{{شعر}} | |||
گرفته حسنت از مه تا به ماهی | {{ب|''الا یا بهترین صنع الهی''|2=''گرفته حسنت از مه تا به ماهی''}} | ||
{{ب|''مه من ای شه گردون غلامت''|2=''شراب عیش در ساغر، مدامت''}} | |||
شراب عیش در ساغر، مدامت | {{ب|''جهان دلبری زیر نگینت''|2=''ستاره عکسی از نور جبینت''}} | ||
{{ب|''دو جفت ابرویت در دلبری طاق''|2=''به طاق و جفت تو یک شهر مشتاق''}} | |||
ستاره عکسی از نور جبینت | {{ب|''دو لعلت چون دو شکر زیر یاقوت''|2=''دو زلفت چون دو سحرانگیز هاروت''}} | ||
{{ب|''دو هاروتت بلای یک جهان جان''|2=''به یاقوتت نهان یک رشته مرجان''<ref>ر.ک: همان، ص99</ref>}}. | |||
به طاق و جفت تو یک شهر مشتاق | {{پایان شعر}} | ||
دو زلفت چون دو سحرانگیز هاروت | |||
به یاقوتت نهان یک رشته مرجان | |||
رباعیات کتاب، در بخش چهارم آمده است. این بخش، شامل مجموعا سیزده رباعی میباشد که از جمله آنها، میتوان به موارد زیر، اشاره نمود: | رباعیات کتاب، در بخش چهارم آمده است. این بخش، شامل مجموعا سیزده رباعی میباشد که از جمله آنها، میتوان به موارد زیر، اشاره نمود: | ||
{{شعر}} | |||
الحق چو خط عارض دلدار نوشت | {{ب|''آن کس که بر این صفحه زنگار نوشت''|2=''الحق چو خط عارض دلدار نوشت''}} | ||
{{ب|''این خط که از او چشم خرد حیران است''|2=''خاک در شه فخری قاجار نوشت''}} | |||
خاک در شه فخری قاجار نوشت | {{ب|''معشوقه به کاشانه ما افتادهست''|2=''صد نشئه به پیمانه ما افتادهست''}} | ||
{{ب|''سرمایه آبادی هر ویرانیست''|2=''گنجی که به ویرانه ما افتادهست''<ref>ر.ک: همان، ص107-110</ref>}}. | |||
صد نشئه به پیمانه ما افتادهست | {{پایان شعر}} | ||
گنجی که به ویرانه ما افتادهست | |||
در آخرین بخش کتاب، اشعاری تحت عنوان «پراکندهها از تذکرهها» جای گرفته است که برخی از آنها، عبارتند از: | در آخرین بخش کتاب، اشعاری تحت عنوان «پراکندهها از تذکرهها» جای گرفته است که برخی از آنها، عبارتند از: | ||
{{شعر}} | |||
دستهای سنبل بگو این خواب را تعبیر چیست | {{ب|''دوش اندر خواب خوش دیدم که در کف داشتم''|2=''دستهای سنبل بگو این خواب را تعبیر چیست''}} | ||
{{ب|''دوش دادی وعده قتل من ای سرو روان''|2=''شادمانم کردی اما این همه تأخیر چیست''}} | |||
شادمانم کردی اما این همه تأخیر چیست | {{پایان شعر}} | ||
{{شعر}} | |||
باآنکه دوستتر ز همه خلق دارمت | {{ب|''دشمنتری به من ز همه خلق کائنات''|2=''باآنکه دوستتر ز همه خلق دارمت''}} | ||
{{پایان شعر}} | |||
{{شعر}} | |||
این همه خانهخرابی من از دل باشد | {{ب|''بهر چه دل به جگرگوشه مردم ندهم''|2=''این همه خانهخرابی من از دل باشد''}} | ||
{{پایان شعر}} | |||
{{شعر}} | |||
حلقه فتراک را حلق که لایق میشود | {{ب|''آن سوار از در درآمد تا ز اقبال بلند''|2=''حلقه فتراک را حلق که لایق میشود''}} | ||
{{ب|''گه رقیب از دوست خرسند است و گاه ما، بلی''|2=''آسمان گاهی موافق گه منافق میشود''<ref>ر.ک: همان، ص113</ref>}}. | |||
آسمان گاهی موافق گه منافق میشود | {{پایان شعر}} | ||
==وضعیت کتاب== | ==وضعیت کتاب== | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۲۵: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده: | |||
[[رده:زبانشناسی، علم زبان]] | |||
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]] | |||
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]] | |||
[[رده:زبانها و ادبیات ایرانی]] | |||
[[رده:خرداد (1401)]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۵
دیوان علیقلیمیرزا اعتضادالسلطنه (فخری قاجار)، مجموعه اشعار علیقلیمیرزا اعتضادالسلطنه، فرزند پنجاهوچهارم از پنجاهودومین همسر فتحعلیشاه قاجار میباشد که به کوشش احمد کرمی، گردآوری شده است.
| دیوان علیقلیمیرزا اعتضادالسلطنه (فخری قاجار) | |
|---|---|
| پدیدآوران | اعتضادالسلطنه، علیقلی بن فتحعلی (نویسنده) کرمی، احمد (گردآورنده) |
| ناشر | ما |
| مکان نشر | ايران - تهران |
| سال نشر | 1379ش. |
| چاپ | چاپ يکم |
| شابک | 964-5510-55-4 |
| موضوع | شعر فارسی- قرن 13ق. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | - /د9 / 6883/5 PIR |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب با مقدمه کوتاهی از احمد کرمی آغاز و اشعار در قالب غزلیات، قطعه، مثنوی، رباعیات و اشعار پراکنده از تذکرهها، تنظیم شده است.
گزارش محتوا
در مقدمه، ابتدا شرح حال کوتاه و مختصری از علیقلیمیرزا ارائه گردیده و سپس به ابیات زیر، بهعنوان منتخبی از اشعار وی، اشاره شده است:
| حاجتی نیست به انفاس مسیحا ما را | دردمندان تو فارغ ز غم درمانند |
| دادی به خواب وعده وصلم که آگهی | در دیدهام فراق تو نگذاشت خواب را |
| تا مقامیم در خرابات است | ننگم از کشف و از کرامات است | |
| گر به تحقیق بنگری دو جهان | یک تجلی ز جلوه ذات است |
| چاره جستم از طبیب شهر بهر درد دل | آهی از دل برکشید و گفت بیدرمان بود | |
| آفت جانها شنیدم بهر قتل ما رسد | دوستان آگاه سازیدش مرا هم جان بود |
شعر و شاعری در زمان علیقلی، رواج بسیاری داشت و او در شعر، «خاقان» و گاهی اوقات، «فخری» تخلص میکرد[۱].
بخش اول کتاب، به غزلیات اختصاص یافته است و مجموعا شصتوسه غزل را در خود جای داده است. از جمله غزلیات این بخش، میتوان به غزل زیر، اشاره نمود:
.| ای سرو خجل از قد زیبای تو یارا | مه منفعل از روی دلآرای تو یارا | |
| خواهم که علیرغم رقیبان جفاجو | بر دیده کشم خاک کف پای تو یارا | |
| سودای سر زلف تو دارم من و دانم | سر میرود اندر سر سودای تو یارا | |
| تا جان بودم پا نکشم از سرکویت | یا جان دهم آخر به تمنای تو یارا | |
| سهل است مرانم ز در خویش زمانی | تا دیده کند خوب تماشای تو یارا | |
| خوش کن دل ما را به نگاهی ز نگاهی | نقصان نپذیرد رخ زیبای تو یارا | |
| مپسند که خون گردد و از دیده درآید | آن دل که بود واله و شیدای تو یارا | |
| هر روز به فردا دهیام وعده دیدار | جانم به لب از وعده فردای تو یارا | |
| دشنام همی گوی که باشد سخن تلخ | شیرین ز لب لعل شکرخای تو یارا | |
| فخریت سراسیمه چو وامق بدرد پوست | از فرقت آن عارض عذرای تو یارا[۲] |
در بخش دوم، یک قطعه، با مطلع زیر، جای گرفته است:
.| شمس آفاق ای که دارد فخرها در درگهت | زهره از بربطنوازی و ز دربانی زحل[۳] |
بخش سوم، یک مثنوی را در خود جای داده است. برخی از ابیات این مثنوی، چنین است:
.| الا یا بهترین صنع الهی | گرفته حسنت از مه تا به ماهی | |
| مه من ای شه گردون غلامت | شراب عیش در ساغر، مدامت | |
| جهان دلبری زیر نگینت | ستاره عکسی از نور جبینت | |
| دو جفت ابرویت در دلبری طاق | به طاق و جفت تو یک شهر مشتاق | |
| دو لعلت چون دو شکر زیر یاقوت | دو زلفت چون دو سحرانگیز هاروت | |
| دو هاروتت بلای یک جهان جان | به یاقوتت نهان یک رشته مرجان[۴] |
رباعیات کتاب، در بخش چهارم آمده است. این بخش، شامل مجموعا سیزده رباعی میباشد که از جمله آنها، میتوان به موارد زیر، اشاره نمود:
.| آن کس که بر این صفحه زنگار نوشت | الحق چو خط عارض دلدار نوشت | |
| این خط که از او چشم خرد حیران است | خاک در شه فخری قاجار نوشت | |
| معشوقه به کاشانه ما افتادهست | صد نشئه به پیمانه ما افتادهست | |
| سرمایه آبادی هر ویرانیست | گنجی که به ویرانه ما افتادهست[۵] |
در آخرین بخش کتاب، اشعاری تحت عنوان «پراکندهها از تذکرهها» جای گرفته است که برخی از آنها، عبارتند از:
| دوش اندر خواب خوش دیدم که در کف داشتم | دستهای سنبل بگو این خواب را تعبیر چیست | |
| دوش دادی وعده قتل من ای سرو روان | شادمانم کردی اما این همه تأخیر چیست |
| دشمنتری به من ز همه خلق کائنات | باآنکه دوستتر ز همه خلق دارمت |
| بهر چه دل به جگرگوشه مردم ندهم | این همه خانهخرابی من از دل باشد |
| آن سوار از در درآمد تا ز اقبال بلند | حلقه فتراک را حلق که لایق میشود | |
| گه رقیب از دوست خرسند است و گاه ما، بلی | آسمان گاهی موافق گه منافق میشود[۶] |
وضعیت کتاب
کتاب، فاقد پاورقی بوده و فهرست مطالب، در انتهای آن آمده است.
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.