فقیه سبزواری، میرزا حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
بسم الله الرحمن الرحیم‌
{{کاربردهای دیگر|فقیه سبزواری (ابهام‌زدایی)}}
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
| عنوان = میرزا حسین فقیه سبزواری
| تصویر = NUR07351.jpg
| اندازه تصویر =
| توضیح تصویر =
| نام کامل = میرزا حسین فقیه سبزواری
| نام‌های دیگر = آیت‌الله سبزواری
| لقب = فقیه سبزواری
| تخلص =
| نسب = از سادات حسینی (منتهی به حسین اصغر فرزند امام سجاد علیه‌السلام) با ۲۹ واسطه
| نام پدر = میرزا موسی فقیه سبزواری
| ولادت = ۳ رمضان ۱۳۰۹ قمری (۱۳ فروردین ۱۲۷۱ شمسی)
| محل تولد = سامرا
| کشور تولد = عراق
| محل زندگی = سامرا، سبزوار، مشهد، نجف
| رحلت = ۲۴ شوال ۱۳۸۶ قمری (۱۵ بهمن ۱۳۴۵ شمسی)
| شهادت =
| مدفن = صحن رضوان (صحن شمالی)، حرم امام رضا علیه‌السلام، مشهد؛ در جوار مقبره شیخ طبرسی و کنار مرقد شیخ محمدتقی آملی
| طول عمر = ۷۷ سال
| نام همسر = دختر میرزا حسین صدرالعلماء
| فرزندان = سید محمدجواد فقیه سبزواری (فرزند)
| خویشاوندان = [[فقیه سبزواری، میرزا موسی|میرزا موسی فقیه سبزواری]] (پدر)، [[سیادتی سبزواری، سید حسن|میرزا حسن سیادتی سبزواری]] (پسرعمو و شوهرخواهر)
| دین = اسلام
| مذهب = شیعه دوازده‌امامی
| پیشه = فقیه، مجتهد، مرجع دینی، مدرس حوزه، مفسر قرآن، حافظ قرآن
| درجه علمی =
| دانشگاه =
| علایق پژوهشی = فقه، اصول، کلام، تفسیر، هیئت
| منصب = کلیددار ضریح مطهر امام رضا علیه‌السلام (به مدت ۴۰ سال)، امام جماعت مسجد گوهرشاد (در شبستان جنوب ایوان شرقی)
| پس از =
| پیش از =
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[نائینی، محمدحسین|میرزا محمدحسین نائینی]] | [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] | [[عراقی، ضیاءالدین|آقا ضیاءالدین عراقی]] | [[فقیه سبزواری، میرزا موسی|میرزا موسی فقیه سبزواری]] (پدر) | [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند ملامحمدکاظم خراسانی]] | [[یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] | [[نوری، حسین بن محمدتقی|میرزا حسین نوری]] | [[همدانی، رضا بن محمدهادی|حاج آقا رضا همدانی]] | [[مامقانی، محمدحسن|شیخ حسن مامقانی]] | [[بحرالعلوم، سید محمد|سید محمد بحرالعلوم]] | شیخ علی قوچانی | افتخارالحکما (در فلسفه) | میرزا حسین علوی سبزواری (در فقه و اصول)}}
| مشایخ =
| معاصرین =
| شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | [[شریعتی مزینانی، محمدتقی|محمدتقی شریعتی]] | [[شفیعی کدکنی، محمدرضا|محمدرضا شفیعی کدکنی]] | [[الهی قمشه‌ای، مهدی|میرزا مهدی الهی قمشه‌ای]] | [[حجت هاشمی خراسانی، علی|علی حجت هاشمی خراسانی]] | [[موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم|سید عبدالکریم موسوی اردبیلی]] | [[مرعشی، سید شهاب‌الدین|سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی]] (اجازه روایت) | [[آیتی، محمدابراهیم|محمدابراهیم آیتی]] | [[فقیه سبزواری، سید محمدجواد|سید محمدجواد فقیه سبزواری]] (فرزند) | [[واعظ طبسی، عباس|عباس واعظ طبسی]] | [[مدیرشانه‌چی، کاظم|کاظم مدیر شانه‌چی]] (اجازه اجتهاد) | [[صانعی، سید مهدی|سید مهدی صانعی]] | سید محمود مجتهدی سیستانی | سید اسماعیل بلخی | سید حسن ابطحی | محمدتقی عندلیبی | علی فلسفی | محمدباقر سنگانی}}
| اجازه اجتهاد از = {{فهرست جعبه عمودی | [[نائینی، محمدحسین|میرزا محمدحسین نائینی]] | [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] | [[عراقی، ضیاءالدین|آقا ضیاءالدین عراقی]] | [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]] | [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]]}}
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | تقریرات اصول میرزای نائینی (منتشر نشده) | تقریرات فقه سید ابوالحسن اصفهانی (منتشر نشده) | هدایة الانام (رساله عملیه) | مناسک حج | تقریرات درس تفسیر (سوره قدر و بسم الله)}}
| سبک نوشتاری =
| وبگاه = http://ayatollahfaghihesabzevari.ir/
| امضا =
| کد مؤلف = AUTHORCODE07351AUTHORCODE
}}


== '''<big>میرزا حسین فقیه سبزواری</big>''' ==
'''میرزا حسین فقیه سبزواری''' (۱۳۰۹-۱۳۸۶ق) فقیه، مجتهد، مفسر قرآن و از مراجع تقلید ساکن مشهد در قرن چهاردهم هجری بود. وی از شاگردان برجسته [[نائینی، محمدحسین|میرزای نائینی]] و [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] در نجف اشرف بود و با دریافت اجازه اجتهاد از اساتید خود، به ایران بازگشت. از مهمترین خدمات او می‌توان به احیای حوزه علمیه مشهد پس از واقعه گوهرشاد، چهل سال کلیدداری ضریح مطهر [[امام رضا علیه‌السلام|امام رضا(ع)]]، امامت جماعت در مسجد گوهرشاد، تربیت شاگردان متعدد، تأسیس مدارس علمیه در مشهد، سبزوار و پاکستان، احداث کوی طلاب و ساخت درمانگاه رازی اشاره کرد. وی همچنین در واقعه مسجد گوهرشاد نقش مهمی در دعوت مردم به آرامش و تلاش برای جلوگیری از کشتار ایفا کرد.


میرزا حسین فقیه سبزواری فرزند میرزا موسی ، از فقهای نامدار و از مراجع دینی مشهد در قرن چهاردهم هجری قمری است که در طول 40 سال ، منشأ خدمات و آثار بسیار بوده است .
==ولادت==
میرزا حسین فقیه سبزواری، فرزند میرزا موسی فقیه سبزواری (از شاگردان برجسته میرزای شیرازی)، در سوم رمضان سال ۱۳۰۹ قمری (جمعه، ۱۳ فروردین ۱۲۷۱ شمسی) در شهر سامرا (عراق) به دنیا آمد. نسب وی با ۲۹ واسطه به حسین اصغر فرزند امام سجاد(ع) می‌رسد و از سادات حسینی محسوب می‌شود. وی در سال ۱۳۱۸ قمری به همراه پدرش به سبزوار مهاجرت کرد.


فقیه سبزواری ، 24 شوال 1386 قمری برابر با 15 بهمن 1345 در مشهد درگذشت و در باغ رضوان که اکنون صحن رضوان نامیده می شود ، در حرم رضوی ، به خاک سپرده شد .
==تحصیلات==
'''''باغ رضوان ، کوی طلاب مشهد ، درمانگاه رازی ، تکیه سیدها ، شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، مدرسه علمیه در کویته پاکستان ، مدرسه محمدیه در سبزوار و مسجد فقیه سبزواری''''' در کوی طلاب از آثار اوست .
میرزا حسین تحصیلات مقدماتی را در سبزوار آغاز نمود و در سال ۱۳۲۶ قمری برای تکمیل تحصیلات به مشهد رفت. در مشهد از محضر استادانی چون ادیب نیشابوری (ادیب اول) در ادبیات عرب، میرزا محمدباقر مدرس رضوی در فقه، و حاج شیخ حسن برسی بهره برد. وی در مدرسه فاضلخان ساکن شد و تا ۱۷ سالگی دروس مقدماتی و سطح را در مشهد گذراند.


میرزا حسین فقیه سبزواری ، پس از واقعه گوهرشاد ، '''''حوزه علمیه مشهد''''' را احیا و اقدام به تربیت شاگردان بسیار کرد .
در فروردین ۱۲۹۱ش (۱۳۳۱ق) به سبزوار بازگشت و ضمن تدریس ادبیات، در درس خارج فقه و اصول پدرش میرزا موسی فقیه سبزواری که مرجعیت دینی سبزوار را بر عهده داشت، شرکت کرد. همچنین از میرزا حسین علوی سبزواری در فقه و اصول، و از افتخارالحکما (شاگرد ملاهادی سبزواری) در فلسفه و حکمت استفاده نمود.


=== '''برخی از شاگردان میرزا حسین فقیه سبزواری :''' ===
پس از وفات پدر در شعبان ۱۳۳۶ق و طبق وصیت او، در سال ۱۳۳۸ق عازم نجف اشرف شد. وی ده سال در نجف اقامت گزید و دروس فقه و اصول را نزد آیات عظام [[نائینی، محمدحسین|میرزای نائینی]]، [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[عراقی، ضیاءالدین|آقا ضیاء عراقی]] و [[سید محمد فیروزآبادی]] فراگرفت. همچنین از محضر اساتید برجسته دیگری مانند [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]]، [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]]، [[نوری، حسین بن محمدتقی|میرزا حسین نوری]]، [[حاج آقا رضا همدانی]]، [[مامقانی، محمدحسن|شیخ حسن مامقانی]]، سید محمد بحرالعلوم، شیخ علی قوچانی و [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]] بهره برد.


محمد تقی شریعتی ، محمد رضا شفیعی کدکنی ، علامه شهید بلخی ، میرزا مهدی الهی قمشه ای ، حجت هاشمی خراسانی ،عباس واعظ طبسی ، سید حسن صالحی و سیدمحمد تقی مقدم ، برخی از شاگردان فقیه سبزواری هستند .
وی دوره اصول نائینی را با آیت‌الله محمدعلی کاظمینی (صاحب تقریرات فوائد الأصول) و فقه را با [[حسینی شاهرودی، سید محمود|آیت‌الله سید محمود شاهرودی]] مباحثه کرد. تدریس کتاب کفایة الاصول به زبان عربی و از حفظ در مسجد هندی نجف، از پرطرفدارترین جلسات درسی او بود.


از جمله خدمات او ، می توان به '''چهل سال کلیدداری ضریح مطهر حضرت رضا علیه السلام ، اقامه نماز جماعت در مسجد گوهر شاد و بالاسر حضرت رضا علیه السلام ، توزیع ماهانه نان بین طلاب ، تدریس خارج فقه و اصول و رسیدگی به امور طلاب و کمک های شایان به فقرا و مستمندان''' اشاره کرد.
فقیه سبزواری در فقه به مقامی والا دست یافت و از سوی علمای برجسته نجف به «فقیه سبزواری» ملقب شد. وی از اساتید خود (نائینی، اصفهانی، عراقی، [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]] و [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]]) اجازه اجتهاد و نقل حدیث دریافت کرد.


== '''زندگی نامه میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم خودش''' ==
==فعالیت‌ها==
آیت‌الله فقیه سبزواری در سال ۱۳۴۷ق به سبزوار بازگشت و چند ماه بعد در ۱۳۴۸ق به قصد زیارت راهی مشهد شد. با اصرار بزرگان و علمای مشهد به ویژه میرزا محمد کفائی (فرزند آخوند خراسانی)، سکونت همیشگی در مشهد را برگزید و به تدریس فقه، اصول و فلسفه پرداخت و امامت جماعت مسجد گوهرشاد را در شبستان جنوبی ایوان شرقی (که بعدها به «شبستان آیت‌الله سبزواری» نامگذاری شد) بر عهده گرفت.


==== '''المولد:''' ====
از مهمترین فعالیت‌ها و خدمات او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
شهر سامرا سوم ماه رمضان هزار و سیصد و نه قمری


=== '''الوالد:''' ===
# احیای حوزه علمیه مشهد: وی پس از واقعه مسجد گوهرشاد (۱۳۱۴ش) به همراه میرزا مهدی غروی اصفهانی، نقش مهمی در احیا و پایدارسازی حوزه علمیه مشهد ایفا کرد.
مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.
# کلیدداری ضریح مطهر: نزدیک به چهل سال کلیددار ضریح مطهر امام رضا(ع) بود. پس از سخنرانی وی در واقعه گوهرشاد و دعوت مردم به آرامش، مقامات آستان قدس این منصب را به وی اعطا کردند و غبارروبی قبر امام رضا(ع) و جمع‌آوری وجوهات و اشیاء داخل ضریح توسط او و جمعی از علما انجام می‌شد.
# عضو هیأت ممتحنه: از فروردین ۱۳۱۲ش عضو هیأت ممتحنه مدرسه فاضلیه جعفریه بود که به دستور وزارت معارف برای سنجش سطح علمی طلاب تشکیل شده بود.
# حضور در واقعه مسجد گوهرشاد: در جریان واقعه مسجد گوهرشاد (۱۳۱۴ش) با وجود تحریکات برخی افراد، وی با مشورت با علی‌اکبر نهاوندی به منبر رفت و مردم را به آرامش دعوت کرد. برای جلوگیری از کشتار مردم با علمای حاضر در مسجد، تولیت آستان قدس و استاندار وقت خراسان مذاکره کرد.
# حمایت از ملی شدن صنعت نفت: وی از جمله فقیهانی بود که در حمایت از ملی شدن صنعت نفت، فتوا و اعلامیه صادر کرد.
# اصلاح قبله ایرانیان: وی به دلیل احاطه بر علم هیئت، در یکی از سفرهایش به مکه به پادشاه عربستان پیشنهاد داد که در زمان استقرار خورشید روی کعبه (دوبار در سال)، از رادیو اعلام کنند تا ایرانیان قبله صحیح را شناسایی کنند. این پیشنهاد مورد استقبال قرار گرفت و اجرا شد.
# تعمیر قبور بقیع: در ملاقات با پادشاه عربستان، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که به دلیل مخالفت مقامات دینی عربستان، این پیشنهاد مسکوت ماند.


=== '''النسب‌:''' ===
'''خدمات اجتماعی و عمرانی:'''
بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، مرحوم شاه سلطان حسین‌، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در شاهزاده عبدالعظیم دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام آقا میرزا محمد و دیگری به نام‌ آقا میرزاعبدالحسین که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفرمشهد می‌آورد و در سبزوار که وارد می‌شود، اهالی سبزوار از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به سی و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.


=== '''الام‌:''' ===
* تأسیس حوزه علمیه شهر کویته (پاکستان) برای طلاب شیعه در سال ۱۳۸۴ق.
علویه محترمه سکینه بیگم که از مقدسات علویات بود و در تمام حوادث با زوج‌ خود همراهی داشته و آن سلسله سادات حسینی که آن مخدره هم منتهی به حسین اصغرمی‌شود بر حسب ورقه‌ای که فعلا در نزد حقیر است‌.
* احداث مدرسه باغ رضوان در مشهد (سال ۱۳۳۰ش) با ۱۶ هزار متر مربع مساحت.
* احداث مدرسه علمیه محمدیه در سبزوار و مدرسه عوضیه قوچان.
* احداث قبرستان‌های گلشو و باغ رضوان (سال ۱۳۷۰ق) و غسالخانه «مغسل الرضا» در کنار مقبره شیخ طبرسی.
* احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار.
* تکمیل ساختمان درمانگاه رازی در مشهد (سال ۱۳۷۱ق).
* احداث ۱۲۰ باب منزل در خیابان نخریسی و ۲۵ باب منزل در خیابان خواجه‌ربیع برای سیل‌زدگان مشهد و نیازمندان (سال ۱۳۷۲ق).
* احداث کوی طلاب در سال ۱۳۳۸ش با دریافت ۲۵۰۰ قطعه زمین از آستان قدس و واگذاری رایگان آن به طلاب متأهل از طریق قرعه‌کشی.
* تهیه ۱۶۰ هزار کوپن نان برای نیازمندان در دوران قحطی ناشی از جنگ جهانی دوم و توزیع ماهیانه نان بین طلاب به مدت سیزده سال.
* احداث مساجد متعدد در محلات مختلف مشهد از جمله مسجد بهار (نخریسی) و مسجد احمدآباد.


=== '''الاسفار:''' ===
==ویژگی‌های اخلاقی==
در سنه 1318 به اتفاق والد به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده و در سنه 1328 مسافرت به مشهد جهت تحصیل سطوح و در سنه 1331 به سبزوار آمدم‌. درهمان سال مشهد مشرف و مشغول تدریس و اقامه جماعت گردیده در سنه 1353 مکه و مدینه مشرف و مراجعت به مشهد و ایضا در سال 1366 دو مرتبه مکه مشرف شدم‌.
فقیه سبزواری به ساده‌زیستی، گشاده‌رویی و خدمت به خلق شهره بود. در خوراک و لباس بسیار ساده بود و هیچ توجهی به تشریفات نداشت. درب منزلش همواره به روی همه طبقات باز بود و با حاجتمندان با روی گشاده برخورد می‌کرد. در کارهای منزل مانند جارو کردن، دوشیدن شیر و طبخ غذا به اهل خانه کمک می‌کرد. هر شب هنگام سحر در حرم امام رضا(ع) حضور می‌یافت و پس از اقامه نماز جماعت به منزل بازمی‌گشت. این برنامه تا پایان عمر ادامه داشت. به دلیل زهد و پارسایی، کراماتی نیز به او نسبت داده شده است؛ از جمله اجابت دعای وی برای نزول باران در مشهد.


=== '''الاساطین‌:''' ===
==وفات==
(م: اساتید) هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد ادیب نیشابوری که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌ و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین که از بزرگان تلامذه مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی بود و آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد و مرحوم آیة ‌الله والد ماجد و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم افتخار که از تلامذه بزرگ مرحوم حاجی ملاهادی سبزواری بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.  
آخرین جلسه تدریس مرحوم فقیه سبزواری روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۴۵ش (۲۰ شوال ۱۳۸۶ق) در منزل ایشان برگزار شد. وی در پایان جلسه کتاب را بست و فرمود: «این آخرین درس من بود و دیگر شما مرا اینجا نخواهید دید.» سرانجام در شب شهادت امام جعفر صادق(ع)، روز شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۴۵ش مطابق با ۲۴ شوال ۱۳۸۶ق در ۷۷ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر وی در صحن رضوان (صحن شمالی) حرم امام رضا(ع) در جوار مقبره شیخ طبرسی به خاک سپرده شد. بنا بر وصیت خود، مرقد آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی نیز در کنار ایشان واقع شده است.


=== '''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' ===
==آثار==
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.
از ایشان آثار متعددی بر جای مانده است که بیشتر به صورت تقریرات دروس اساتید و رساله عملیه می‌باشند:
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة ) در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین‌.


=== '''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' ===
# تقریرات اصول میرزای نائینی: یک دوره کامل اصول که به دلیل چاپ زودتر تقریرات مشابه توسط هم‌مباحثه‌اش (آیت‌الله کاظمینی) با عنوان «فوائد الأصول»، از چاپ آن صرف‌نظر کرد.
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء
# تقریرات فقه سید ابوالحسن اصفهانی: از جمله رساله قضاء فوائت (منتشر نشده).
# هدایة الانام: رساله عملیه وی.
# مناسک حج: راهنمای مناسک حج.
# تقریرات درس تفسیر: سی جلسه از تفسیر «بسم الله» و تفسیر سوره قدر ایشان توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده که هنوز به چاپ نرسیده است.


=== '''الحوادث الواقعة فی زماننا:''' ===
==پانويس==
1 ـ آمدن ملخ در سامراء 1316. 2 ـ فوت میرزای شیرازی‌3 ـ قتل ناصرالدین شاه 4 ـ انقلاب مشروطیت 1324 5 ـ بروز وباء 1322. 6 ـ توپ بستن‌ مجلس روسیه‌. 7 ـ جنگ ژاپن با روس‌. 8 ـ شروع جنگ بین المللی‌. 9 ـ حمله روسها به طرف‌ رشت به توسط میرزا کوچک خان جنگلی‌. 10 ـ اتحاد شکل‌. 11 ـ حادثه تغییر دادن قبر مطهر.
<references />


=== '''تغییر دادن قبر مطهر''' ===
==منابع مقاله==
به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب کتاب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری بود.
#کتاب عمری پرافتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیت‌الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری تألیف آقایان ناصری و نوغانی.
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد.
#مقاله " منادی رضوان، شمه‌ای از حیات معنوی مرحوم آیت‌الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، نویسنده: استاد غلامرضا جلالی، منبع:  مجله نگاه حوزه مرداد و شهریور 1375 شماره 17 و 18
#کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم استاد معلم حبیب آبادی
#گنجینه دانشمندان تألیف حجت‌الاسلام شریف رازی
#مرات الحجة تألیف [[حجت هاشمی خراسانی، علی|آیت‌الله حجت هاشمی خراسانی]]
#کتاب سبزوار، شهر دانشوران بیدار
#کتاب سیمای سبزوار
#[http://faghihsabzevari.blogfa.com/ پایگاه اینترنتی زندگانی مرحوم فقیه سبزواری]


از جمله حوادث اتصال راه آهن طهران به مشهد در فروردین 1337 شمسی‌.
[[رده:زندگی‌نامه]]
 
[[رده:مراجع تقلید]]
از جمله حوادث زلزله عظیمی که در سنه 1311 قمری در قوچان رخ داد و دنباله آن زلزله‌1312 بود.
 
=== '''المصنفات‌:''' ===
تقیرات اصول مرحوم آیة‌ الله میرزا حسین نائینی یک دوره اصول که به طبع‌ نرسیده و مقدار زیادی از فقه و رساله قضاء فوائت از تقریرات آیة ‌الله سید ابوالحسن‌اصفهانی غیر مطبوع و رساله‌ای در مناسک حج مطبوع و رساله هدایة‌الانام که رساله عملیه‌است‌.
 
الحوادث الواقعة من اول زمان عمری الی هذه السنة 1377.
 
=== '''علمائی را که ملاقات کرده غیر از سابق‌:''' ===
میرزای آشتیانی‌، آقای شریعت‌، سیدمحمد فیروزآبادی‌، شیخ مهدی مازندرانی‌، در مشهد غیر از سابق‌، حاج سید عباس شاهرودی فاضل‌، ملاعباسعلی‌، شیخ مرتضی آشتیانی‌، شیخ حسن کاشی‌، آقا بزرگ حکمی‌.
 
=== '''قضیه اتحاد شکل  و قیام گوهرشاد:''' ===
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 (قمری‌) حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد.
 
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید.
 
تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود.
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عیدگاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد.
 
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود.
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود.
 
حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر.
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌.
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌.
 
پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد.
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد.
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید.
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند.
 
یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند.
 
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌.
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌.
 
لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌.
 
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌.
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد.
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد.
 
رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌.
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟
 
آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌:
 
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌.
 
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌.
 
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود.
 
پاکروان با کمال تعرض گفت‌:
 
مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد.
 
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌:
 
دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌.
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید.
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد.
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد.
انتهی ما فی الرسالة المذکورة‌
25 ذی القعدة 1380 در مشهد مقدس تحریر شد. معلم‌
 
منبع : کتاب مکارم الاثار معلم حبیب آبادی

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۲

میرزا حسین فقیه سبزواری (۱۳۰۹-۱۳۸۶ق) فقیه، مجتهد، مفسر قرآن و از مراجع تقلید ساکن مشهد در قرن چهاردهم هجری بود. وی از شاگردان برجسته میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف بود و با دریافت اجازه اجتهاد از اساتید خود، به ایران بازگشت. از مهمترین خدمات او می‌توان به احیای حوزه علمیه مشهد پس از واقعه گوهرشاد، چهل سال کلیدداری ضریح مطهر امام رضا(ع)، امامت جماعت در مسجد گوهرشاد، تربیت شاگردان متعدد، تأسیس مدارس علمیه در مشهد، سبزوار و پاکستان، احداث کوی طلاب و ساخت درمانگاه رازی اشاره کرد. وی همچنین در واقعه مسجد گوهرشاد نقش مهمی در دعوت مردم به آرامش و تلاش برای جلوگیری از کشتار ایفا کرد.

میرزا حسین فقیه سبزواری
NUR07351.jpg
نام کاملمیرزا حسین فقیه سبزواری
نام‌های دیگرآیت‌الله سبزواری
لقبفقیه سبزواری
نسباز سادات حسینی (منتهی به حسین اصغر فرزند امام سجاد علیه‌السلام) با ۲۹ واسطه
نام پدرمیرزا موسی فقیه سبزواری
ولادت۳ رمضان ۱۳۰۹ قمری (۱۳ فروردین ۱۲۷۱ شمسی)
محل تولدسامرا، عراق
محل زندگیسامرا، سبزوار، مشهد، نجف
رحلت۲۴ شوال ۱۳۸۶ قمری (۱۵ بهمن ۱۳۴۵ شمسی)
مدفنصحن رضوان (صحن شمالی)، حرم امام رضا علیه‌السلام، مشهد؛ در جوار مقبره شیخ طبرسی و کنار مرقد شیخ محمدتقی آملی
طول عمر۷۷ سال
همسردختر میرزا حسین صدرالعلماء
فرزندانسید محمدجواد فقیه سبزواری (فرزند)
خویشاوندانمیرزا موسی فقیه سبزواری (پدر)، میرزا حسن سیادتی سبزواری (پسرعمو و شوهرخواهر)
دیناسلام
مذهبشیعه دوازده‌امامی
پیشهفقیه، مجتهد، مرجع دینی، مدرس حوزه، مفسر قرآن، حافظ قرآن
منصبکلیددار ضریح مطهر امام رضا علیه‌السلام (به مدت ۴۰ سال)، امام جماعت مسجد گوهرشاد (در شبستان جنوب ایوان شرقی)
اطلاعات علمی
اجازه اجتهاد از
علایق پژوهشیفقه، اصول، کلام، تفسیر، هیئت
اساتید
شاگردان
برخی آثار
  • تقریرات اصول میرزای نائینی (منتشر نشده)
  • تقریرات فقه سید ابوالحسن اصفهانی (منتشر نشده)
  • هدایة الانام (رساله عملیه)
  • مناسک حج
  • تقریرات درس تفسیر (سوره قدر و بسم الله)
وبگاه رسمی
http://ayatollahfaghihesabzevari.ir/

ولادت

میرزا حسین فقیه سبزواری، فرزند میرزا موسی فقیه سبزواری (از شاگردان برجسته میرزای شیرازی)، در سوم رمضان سال ۱۳۰۹ قمری (جمعه، ۱۳ فروردین ۱۲۷۱ شمسی) در شهر سامرا (عراق) به دنیا آمد. نسب وی با ۲۹ واسطه به حسین اصغر فرزند امام سجاد(ع) می‌رسد و از سادات حسینی محسوب می‌شود. وی در سال ۱۳۱۸ قمری به همراه پدرش به سبزوار مهاجرت کرد.

تحصیلات

میرزا حسین تحصیلات مقدماتی را در سبزوار آغاز نمود و در سال ۱۳۲۶ قمری برای تکمیل تحصیلات به مشهد رفت. در مشهد از محضر استادانی چون ادیب نیشابوری (ادیب اول) در ادبیات عرب، میرزا محمدباقر مدرس رضوی در فقه، و حاج شیخ حسن برسی بهره برد. وی در مدرسه فاضلخان ساکن شد و تا ۱۷ سالگی دروس مقدماتی و سطح را در مشهد گذراند.

در فروردین ۱۲۹۱ش (۱۳۳۱ق) به سبزوار بازگشت و ضمن تدریس ادبیات، در درس خارج فقه و اصول پدرش میرزا موسی فقیه سبزواری که مرجعیت دینی سبزوار را بر عهده داشت، شرکت کرد. همچنین از میرزا حسین علوی سبزواری در فقه و اصول، و از افتخارالحکما (شاگرد ملاهادی سبزواری) در فلسفه و حکمت استفاده نمود.

پس از وفات پدر در شعبان ۱۳۳۶ق و طبق وصیت او، در سال ۱۳۳۸ق عازم نجف اشرف شد. وی ده سال در نجف اقامت گزید و دروس فقه و اصول را نزد آیات عظام میرزای نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی و سید محمد فیروزآبادی فراگرفت. همچنین از محضر اساتید برجسته دیگری مانند آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی، میرزا حسین نوری، حاج آقا رضا همدانی، شیخ حسن مامقانی، سید محمد بحرالعلوم، شیخ علی قوچانی و سید حسن صدر بهره برد.

وی دوره اصول نائینی را با آیت‌الله محمدعلی کاظمینی (صاحب تقریرات فوائد الأصول) و فقه را با آیت‌الله سید محمود شاهرودی مباحثه کرد. تدریس کتاب کفایة الاصول به زبان عربی و از حفظ در مسجد هندی نجف، از پرطرفدارترین جلسات درسی او بود.

فقیه سبزواری در فقه به مقامی والا دست یافت و از سوی علمای برجسته نجف به «فقیه سبزواری» ملقب شد. وی از اساتید خود (نائینی، اصفهانی، عراقی، سید حسن صدر و عبدالکریم حائری یزدی) اجازه اجتهاد و نقل حدیث دریافت کرد.

فعالیت‌ها

آیت‌الله فقیه سبزواری در سال ۱۳۴۷ق به سبزوار بازگشت و چند ماه بعد در ۱۳۴۸ق به قصد زیارت راهی مشهد شد. با اصرار بزرگان و علمای مشهد به ویژه میرزا محمد کفائی (فرزند آخوند خراسانی)، سکونت همیشگی در مشهد را برگزید و به تدریس فقه، اصول و فلسفه پرداخت و امامت جماعت مسجد گوهرشاد را در شبستان جنوبی ایوان شرقی (که بعدها به «شبستان آیت‌الله سبزواری» نامگذاری شد) بر عهده گرفت.

از مهمترین فعالیت‌ها و خدمات او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. احیای حوزه علمیه مشهد: وی پس از واقعه مسجد گوهرشاد (۱۳۱۴ش) به همراه میرزا مهدی غروی اصفهانی، نقش مهمی در احیا و پایدارسازی حوزه علمیه مشهد ایفا کرد.
  2. کلیدداری ضریح مطهر: نزدیک به چهل سال کلیددار ضریح مطهر امام رضا(ع) بود. پس از سخنرانی وی در واقعه گوهرشاد و دعوت مردم به آرامش، مقامات آستان قدس این منصب را به وی اعطا کردند و غبارروبی قبر امام رضا(ع) و جمع‌آوری وجوهات و اشیاء داخل ضریح توسط او و جمعی از علما انجام می‌شد.
  3. عضو هیأت ممتحنه: از فروردین ۱۳۱۲ش عضو هیأت ممتحنه مدرسه فاضلیه جعفریه بود که به دستور وزارت معارف برای سنجش سطح علمی طلاب تشکیل شده بود.
  4. حضور در واقعه مسجد گوهرشاد: در جریان واقعه مسجد گوهرشاد (۱۳۱۴ش) با وجود تحریکات برخی افراد، وی با مشورت با علی‌اکبر نهاوندی به منبر رفت و مردم را به آرامش دعوت کرد. برای جلوگیری از کشتار مردم با علمای حاضر در مسجد، تولیت آستان قدس و استاندار وقت خراسان مذاکره کرد.
  5. حمایت از ملی شدن صنعت نفت: وی از جمله فقیهانی بود که در حمایت از ملی شدن صنعت نفت، فتوا و اعلامیه صادر کرد.
  6. اصلاح قبله ایرانیان: وی به دلیل احاطه بر علم هیئت، در یکی از سفرهایش به مکه به پادشاه عربستان پیشنهاد داد که در زمان استقرار خورشید روی کعبه (دوبار در سال)، از رادیو اعلام کنند تا ایرانیان قبله صحیح را شناسایی کنند. این پیشنهاد مورد استقبال قرار گرفت و اجرا شد.
  7. تعمیر قبور بقیع: در ملاقات با پادشاه عربستان، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که به دلیل مخالفت مقامات دینی عربستان، این پیشنهاد مسکوت ماند.

خدمات اجتماعی و عمرانی:

  • تأسیس حوزه علمیه شهر کویته (پاکستان) برای طلاب شیعه در سال ۱۳۸۴ق.
  • احداث مدرسه باغ رضوان در مشهد (سال ۱۳۳۰ش) با ۱۶ هزار متر مربع مساحت.
  • احداث مدرسه علمیه محمدیه در سبزوار و مدرسه عوضیه قوچان.
  • احداث قبرستان‌های گلشو و باغ رضوان (سال ۱۳۷۰ق) و غسالخانه «مغسل الرضا» در کنار مقبره شیخ طبرسی.
  • احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار.
  • تکمیل ساختمان درمانگاه رازی در مشهد (سال ۱۳۷۱ق).
  • احداث ۱۲۰ باب منزل در خیابان نخریسی و ۲۵ باب منزل در خیابان خواجه‌ربیع برای سیل‌زدگان مشهد و نیازمندان (سال ۱۳۷۲ق).
  • احداث کوی طلاب در سال ۱۳۳۸ش با دریافت ۲۵۰۰ قطعه زمین از آستان قدس و واگذاری رایگان آن به طلاب متأهل از طریق قرعه‌کشی.
  • تهیه ۱۶۰ هزار کوپن نان برای نیازمندان در دوران قحطی ناشی از جنگ جهانی دوم و توزیع ماهیانه نان بین طلاب به مدت سیزده سال.
  • احداث مساجد متعدد در محلات مختلف مشهد از جمله مسجد بهار (نخریسی) و مسجد احمدآباد.

ویژگی‌های اخلاقی

فقیه سبزواری به ساده‌زیستی، گشاده‌رویی و خدمت به خلق شهره بود. در خوراک و لباس بسیار ساده بود و هیچ توجهی به تشریفات نداشت. درب منزلش همواره به روی همه طبقات باز بود و با حاجتمندان با روی گشاده برخورد می‌کرد. در کارهای منزل مانند جارو کردن، دوشیدن شیر و طبخ غذا به اهل خانه کمک می‌کرد. هر شب هنگام سحر در حرم امام رضا(ع) حضور می‌یافت و پس از اقامه نماز جماعت به منزل بازمی‌گشت. این برنامه تا پایان عمر ادامه داشت. به دلیل زهد و پارسایی، کراماتی نیز به او نسبت داده شده است؛ از جمله اجابت دعای وی برای نزول باران در مشهد.

وفات

آخرین جلسه تدریس مرحوم فقیه سبزواری روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۴۵ش (۲۰ شوال ۱۳۸۶ق) در منزل ایشان برگزار شد. وی در پایان جلسه کتاب را بست و فرمود: «این آخرین درس من بود و دیگر شما مرا اینجا نخواهید دید.» سرانجام در شب شهادت امام جعفر صادق(ع)، روز شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۴۵ش مطابق با ۲۴ شوال ۱۳۸۶ق در ۷۷ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر وی در صحن رضوان (صحن شمالی) حرم امام رضا(ع) در جوار مقبره شیخ طبرسی به خاک سپرده شد. بنا بر وصیت خود، مرقد آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی نیز در کنار ایشان واقع شده است.

آثار

از ایشان آثار متعددی بر جای مانده است که بیشتر به صورت تقریرات دروس اساتید و رساله عملیه می‌باشند:

  1. تقریرات اصول میرزای نائینی: یک دوره کامل اصول که به دلیل چاپ زودتر تقریرات مشابه توسط هم‌مباحثه‌اش (آیت‌الله کاظمینی) با عنوان «فوائد الأصول»، از چاپ آن صرف‌نظر کرد.
  2. تقریرات فقه سید ابوالحسن اصفهانی: از جمله رساله قضاء فوائت (منتشر نشده).
  3. هدایة الانام: رساله عملیه وی.
  4. مناسک حج: راهنمای مناسک حج.
  5. تقریرات درس تفسیر: سی جلسه از تفسیر «بسم الله» و تفسیر سوره قدر ایشان توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده که هنوز به چاپ نرسیده است.

پانويس


منابع مقاله

  1. کتاب عمری پرافتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیت‌الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری تألیف آقایان ناصری و نوغانی.
  2. مقاله " منادی رضوان، شمه‌ای از حیات معنوی مرحوم آیت‌الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، نویسنده: استاد غلامرضا جلالی، منبع: مجله نگاه حوزه مرداد و شهریور 1375 شماره 17 و 18
  3. کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم استاد معلم حبیب آبادی
  4. گنجینه دانشمندان تألیف حجت‌الاسلام شریف رازی
  5. مرات الحجة تألیف آیت‌الله حجت هاشمی خراسانی
  6. کتاب سبزوار، شهر دانشوران بیدار
  7. کتاب سیمای سبزوار
  8. پایگاه اینترنتی زندگانی مرحوم فقیه سبزواری