شرف‌الدین، سید عبدالحسین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class='wikiInfo'>
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
[[پرونده:NUR00199.jpg|بندانگشتی|شرف‌الدین، عبدالحسین]]
| عنوان = سید عبدالحسین شرف‌الدین
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
| تصویر = NUR00199.jpg
|-
| اندازه تصویر =
! نام!! data-type='authorName'|شرف‌الدین، عبدالحسین
| توضیح تصویر =
|-
| نام کامل = سید عبدالحسین بن یوسف شرف‌الدین موسوی عاملی
|نام های دیگر  
| نام‌های دیگر = جبل عاملی، عبدالحسین؛ شرف‌الدین عاملی، عبدالحسین؛ عاملی، عبدالحسین شرف‌الدین؛ موسوی، شرف‌الدین؛ موسوی جبل عاملی، عبدالحسین
|data-type='authorOtherNames'| ج‍ب‍ل‌ ع‍ام‍ل‍ی‌، ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌
| لقب = علامه شرف‌الدین
| تخلص =
| نسب = از سادات موسوی
| نام پدر = سید یوسف شرف‌الدین
| ولادت = ۱۲۹۰ق / ۱۸۷۳م
| محل تولد = کاظمین
| کشور تولد = عراق
| محل زندگی = جبل عامل (لبنان)، نجف، سامرا، مصر
| رحلت = ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۷۷ق / ۱۳۳۶ش / ۱۹۵۸م
| شهادت =
| مدفن = صحن حرم امام علی(ع)، نجف
| طول عمر = ۸۷ سال
| نام همسر = دختر عمو
| فرزندان =
| خویشاوندان = مادر: زهرا صدر (دختر آیت‌الله سید هادی صدر)
دایی: [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]]
| دین = اسلام
| مذهب = تشیع
| پیشه = فقیه، مجتهد، اصولی، ادیب، محدث، مصلح اجتماعی
| درجه علمی = اجتهاد مطلق
| دانشگاه = حوزه علمیه نجف، سامرا
| علایق پژوهشی = فقه، اصول، حدیث، کلام، تقریب مذاهب
| منصب = مرجعیت دینی در جبل عامل
| پس از =
| پیش از =
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | آقا رضا اصفهانی | [[نجف، محمدطه|شیخ محمدطه نجفی]] | [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]] | [[نوری، حسین بن محمدتقی|میرزا حسین نوری]] | [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم طباطبایی یزدی]] | [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شیخ‌الشریعه اصفهانی]]}}
| مشایخ =
| معاصرین =
| شاگردان =
| اجازه اجتهاد از =
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[المراجعات]] | [[النص و الاجتهاد]] | [[الفصول المهمة في تألیف الأمة]] | [[الكلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليهاالسلام]] | [[أبوهریرة]]}}
| سبک نوشتاری =
| وبگاه =
| امضا =
| کد مؤلف = AUTHORCODE00199AUTHORCODE
}}
{{کاربردهای دیگر|شرف‌الدين (ابهام‌زدایی)}}
'''سید عبدالحسین شرف‌الدین'''  (۱۲۹۰-۱۳۷۷ق) فقیه، مجتهد، اصولی، ادیب، محدث و از پیشگامان تقریب مذاهب اسلامی. در سال ۱۲۹۰ق در کاظمین متولد شد. پدرش سید یوسف شرف‌الدین و مادرش زهرا صدر (دختر آیت‌الله سید هادی صدر) بود. یک ساله بود که خانواده به نجف مهاجرت کردند. در شش سالگی به مکتب رفت و در هشت سالگی به همراه خانواده به جبل عامل لبنان بازگشت و نزد پدر ادبیات عرب و فقه آموخت. در سال ۱۳۱۰ق برای تکمیل تحصیلات به عراق رفت و در سامرا نزد شیخ حسن کربلایی و شیخ باقر حیدر و نیز نزد دایی خود [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]] به تحصیل پرداخت. سپس به نجف رفت و نزد اساتید برجسته‌ای چون آقا رضا اصفهانی، شیخ محمدطه نجفی، [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]]، [[نوری، حسین بن محمدتقی|میرزا حسین نوری]] و [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] به مدت دوازده سال به تحصیل عالی فقه، اصول، حدیث و کلام پرداخت و در ۳۲ سالگی به درجه اجتهاد مطلق رسید. در سال ۱۳۲۲ق به جبل عامل بازگشت و در شهر صور اقامت گزید. در مسیر وحدت اسلامی گام‌های بلندی برداشت و در سال ۱۳۲۷ق کتاب «الفصول المهمة فی تألیف الأمة» را منتشر کرد. در سال ۱۳۲۹ق به مصر سفر کرد و با شیخ سلیم بشری مالکی (مفتی الازهر) مباحثات علمی داشت که حاصل آن ۱۱۲ نامه و بعدها کتاب «[[المراجعات]]» شد. در مبارزات استقلال لبنان علیه استعمار فرانسه نقش رهبری داشت و به جهاد علیه فرانسویان فتوا داد. خانه و کتابخانه او توسط فرانسویان به آتش کشیده شد. مدتی به دمشق تبعید شد و سپس به فلسطین و مصر رفت. پس از بازگشت به لبنان، به تأسیس مدارس جعفریه، الزهراء و دانشکده جعفریه و نیز باشگاه امام صادق(ع) و مؤسسه خیریه همت گماشت. در سال‌های ۱۳۵۵-۱۳۵۶ق به عراق و ایران سفر کرد و به زیارت [[امام رضا علیه‌السلام|امام رضا(ع)]] مشرف شد. از مهمترین آثار او می‌توان به «المراجعات»، «النص و الاجتهاد»، «الفصول المهمة فی تألیف الأمة»، «الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء»، «ابوهریرة»، «المجالس الفاخرة»، «فلسفة المیثاق و الولایة»، «اجوبة مسائل جارالله» و «مؤلفو الشیعة فی صدر الإسلام» اشاره کرد. سرانجام در ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۷۷ق در ۸۷ سالگی درگذشت و پس از تشییع در بیروت، بغداد و کاظمین، در جوار استادش [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] در صحن حرم [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]] به خاک سپرده شد.


ش‍رف ‌ال‍دی‍ن‌ ع‍ام‍ل‍ی‌، ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌
== ولادت ==


ع‍ام‍ل‍ی‌، ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ش‍رف ‌ال‍دی‍ن‌
در یکی از روزهای سال 1290ق، در شهر کاظمین دیده به جهان گشود. وی در دامان پرمهر مادر پاک‌دامن و مهربانش زهرا صدر و تحت نظارت پدر عالم و روحانی‌اش، «سید یوسف شرف‌الدین» پرورش یافت.


ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ش‍رف‌ ال‍دی‍ن‌
مادرش زهرا صدر دختر [[آیت‌الله سید هادی صدر]] و خواهر [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]]، عالم دینی معروف و صاحب کتاب [[تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام|تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام]] بود.


م‍وس‍وی‌، ش‍رف‌ ال‍دی‍ن‌
پدر بزرگوارش یوسف بن جواد بن إسماعیل بن محمد بن محمد بن إبراهیم شرف‌الدین موسوی شحوری فقیه و عالم متوفای 1334ق که در روستای شحور در ناحیه صور لبنان ساکن بود.


م‍وس‍وی‌، ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ش‍رف ‌ال‍دی‍ن‌
==تحصیلات ==


م‍وس‍وی‌ ج‍ب‍ل‌ع‍ام‍ل‍ی‌، ع‍ب‍د ال‍ح‍س‍ی‍ن‌
یک‌ساله بود که پدرش تصمیم گرفت برای گذراندن مراحل عالی تحصیل به نجف اشرف مهاجرت کند و به این ترتیب، سید عبدالحسین به‌همراه پدر و مادر، راهی آن دیار شد. شش سال داشت که در نجف اشرف به مکتب‌خانه رفت تا قرآن را از معلمان متدین و عالم فراگیرد.


ع‍ام‍ل‍ی‌، ش‍رف‌ال‍دی‍ن
در هشت‌سالگی و پس از بازگشت خانواده به جبل عامل، در محضر پدر عالم و روحانی خود، به خواندن ادبیات عرب پرداخت و سال‌ها به فراگیری صرف، نحو، لغت، معانی، بیان، بدیع، شعر، انشاء، تاریخ و خط مشغول شد و با تمرین و ممارست معلوماتش را به کمال رسانید. پس از آنکه در ادبیات، منطق و اصول فقه معلومات لازم و ضروری را کسب کرد، در محضر پدر به تحصیل فقه پرداخت و با عزمی جزم کتاب‌های فقهی «[[نجاة العباد (با حاشیه یزدی و صدر اصفهانی)|نجاة العباد]]»، «[[المختصر النافع في فقه الإمامية|المختصر النافع فی الفقه الإمامیة]]» و «[[شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام (محشی حسینی شیرازی)|شرائع الإسلام]]» را به‌نحو شایسته‌ای فراگرفت.
|-
|نام پدر  
|data-type='authorfatherName'|
|-
|متولد
|data-type='authorbirthDate'|1873 م
|-
|محل تولد
|data-type='authorBirthPlace'|
|-
|رحلت
|data-type='authorDeathDate'|1336 هـ.ش یا 1377 هـ.ق یا 1958 م
|-
|اساتید
|data-type='authorTeachers'|
|-
|برخی آثار
|data-type='authorWritings'|
|-class='articleCode'
|کد مولف
|data-type='authorCode'|199
|}
</div>


سید علاوه بر این کتاب‌ها در زمینه‌های ادبیات، تاریخ، تفسیر، فقه، اصول، منطق، اخلاق، اعتقادات و... با شور و شوق جوشانی به مطالعات دامنه‌دار و عمیقی دست زد، استعداد درخشان خویش را پروراند و به دانستنی‌های سرشاری نائل آمد. در همین سال‌ها بود که وی به پیشنهاد پدر و مادر، با دختر عموی خویش پیمان زناشویی بست.


==ولادت==
==اساتید ==


«سيد عبدالحسين شرف‏الدين»، در يكى از روزهاى سال 1290ق، در شهر كاظمين ديده به جهان گشود. وى در دامان پرمهر مادر پاك‏دامن و مهربانش، «زهرا صدر» و تحت نظارت پدر عالم و روحانى‏اش، «سيد يوسف شرف‏الدين» پرورش يافت.
در سال 1310ق، به‌همراه مادر، همسر و برادرش رخت سفر به عراق بربست و در پی توصیه پدربزرگش آیت‌الله سید هادی صدر و دیگر آشنایانش، به‌همراه خانواده‌اش به سامرا رفت. شرف‌الدین پس از گفتگو و تبادل نظر با دایی فرزانه و عالم خود آیت‌الله [[صدر، سید حسن|سید حسن صدر]]، تحصیلات فقهی و اصولی خویش را در نزد دو استاد معروف حوزه علمیه سامرا، شیخ حسن کربلایی (متوفی 1322ق) و شیخ باقر حیدر (متوفی 1333ق) آغاز کرد. همچنین هر صبح جمعه، وی با شور و رغبت وصف‌ناپذیری، پای درس اخلاق حکیم الهی آیت‌الله شیخ فتحعلی سلطان‌آبادی حضور می‌یافت و دل عطشناکش را از آن سرچمشه عشق حق سیراب می‌ساخت.


==تحصيلات==
پس از گذشت یک سال و در هنگامی که مرجع تقلید شیعیان جهان [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|آیت‌الله میرزای شیرازی]] بنا به عللی سامرا را به قصد نجف ترک کرد، شرف‌الدین نیز با دیگر عالمان و مدرسان حوزه عملیه سامرا، راهی نجف، دیار عشق و قبله طالبان علم شد. وی برای تحصیل دوره‌های عالی فقه، اصول، حدیث، کلام و... سال‌ها پای درس عالمان و فقیهان بزرگ حوزه علمیه نجف نشست از جمله:
# آقا رضا اصفهانی (متوفی 1322ق)؛
# شیخ محمدطه نجف (متوفی 1323ق)؛
# [[آخوند خراسانى]] (متوفی 1329ق)؛غ
# [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شیخ‌الشریعه اصفهانی]] (متوفی 1303ق)؛
# شیخ عبدالله مازندرانی (متوفی 1330ق)؛
# [[یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم طباطبایی یزدی]] (متوفی 1337ق)؛
# [[میرزا حسین نوری]] (متوفی 1320ق).


يك‏ساله بود كه پدرش تصميم گرفت براى گذراندن مراحل عالى تحصيل به نجف اشرف مهاجرت كند و به اين ترتيب، سيد عبدالحسين به‏همراه پدر و مادر، راهى آن ديار شد. شش سال داشت كه در نجف اشرف به مكتب‏خانه رفت تا قرآن را از معلمان متدين و عالم فراگيرد.
==مرجعیت ==


در هشت‏سالگى و پس از بازگشت خانواده به جبل عامل، در محضر پدر عالم و روحانى خود، به خواندن ادبيات عرب پرداخت و سال‏ها به فراگيرى صرف، نحو، لغت، معانى، بيان، بديع، شعر، انشاء، تاريخ و خط مشغول شد و با تمرين و ممارست معلوماتش را به كمال رسانيد. پس از آنكه در ادبيات، منطق و اصول فقه معلومات لازم و ضرورى را كسب كرد، در محضر پدر به تحصيل فقه پرداخت و با عزمى جزم كتاب‏هاى فقهى «نجاة العباد»، «المختصر النافع في الفقه الإمامية» و «شرائع الإسلام» را به‏نحو شايسته‏اى فراگرفت.
شرف‌الدین پس از دوازده سال تحصیل، تحقیق و مناظرات علمی و اعتقادی و در نهایت شوق و تلاش و پشتکار ویژه طلبگی، به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد دست یافت و از سوی فقهای طراز اول نجف، صاحب اجازات و تأییدات اجتهادی شد و در سی و دو سالگی، اجتهاد مطلق او مورد قبول و تأیید همه مجتهدان بزرگ حوزه علمیه نجف، کاظمین، کربلا و سامرا قرار گرفت. او در این مدت، در کنار تحصیلات علمی و فقهی، با جدیت تمام به فعالیت‌های ادبی و تلاش در جهت تسلط کامل بر رموز بلاغت، صنایع ادبی و شیوه‌های سخنوری، نویسندگی و بحث دست زد و در این فنون نیز ممتاز گشت.
وی در تاریخ نهم ربیع‌الأول سال 1322ق، همراه با خانواده‌اش، نجف اشرف را ترک کرد و از راه دمشق رهسپار جبل عامل شد و در میان امواج خروشان احساسات و عواطف پاک هم‌وطنانش، به وطن قدم نهاد. ابتدا در «شحور» اقامت کرد و در کنار پدر بزرگوارش به ارشاد مردم و تدریس، تعلیم و تربیت نسل جوان همت گماشت. پس از سه سال، به دعوت مردم «صور»، راهی آنجا شد. وی با تأسیس حسینیه صور، آنجا را به مرکزی برای برگزاری برنامه‌های گوناگون دینی و اجتماعی تبدیل کرد.


سيد علاوه بر اين كتاب‏ها در زمينه‏هاى ادبيات، تاريخ، تفسير، فقه، اصول، منطق، اخلاق، اعتقادات و... با شور و شوق جوشانى به مطالعات دامنه‏دار و عميقى دست زد، استعداد درخشان خويش را پروراند و به دانستنى‏هاى سرشارى نائل آمد. در همين سال‏ها بود كه وى به پيشنهاد پدر و مادر، با دختر عموى خويش پيمان زناشويى بست.
==منادی وحدت ==


==اساتید==
شرف‌الدین، به‌مثابه عالمی آگاه به زمان، روشن‌بین و آشنا به حقایق اصیل مکتب آسمانی اسلام، از روزگار جوانی، از اوضاع نابسامان و آشفته آن روز جوامع اسلامی و اختلافات بیهوده و تأسف‌بار مسلمانان رنج می‌برد. او نه‌تنها به اصلاح و سازندگی جوامع شیعی می‌اندیشید، بلکه از آغاز اقدام‌های اجتماعی و دینی خود، در اندیشه اصلاح و عزت‌بخشی به همه ممالک اسلامی و ایجاد اتحاد و برادری در بین فرقه‌های مختلف مسلمانان بود. وی نیم قرن تمام با همه توان علمی و معنوی‌اش و با قلم، بیان و عمل صادقانه‌اش، در متحد ساختن امت محمد(ص) کوشید و از هیچ سعی و تلاشی دریغ نورزید.


در سال 1310ق، به‏همراه مادر، همسر و برادرش رخت سفر به عراق بربست و در پى توصيه پدربزرگش آيت‏الله سيد هادى صدر و ديگر آشنايانش، به‏همراه خانواده‏اش به سامرا رفت. شرف‏الدين پس از گفتگو و تبادل نظر با دايى فرزانه و عالم خود آيت‏الله سيد حسن صدر، تحصيلات فقهى و اصولى خويش را در نزد دو استاد معروف حوزه علميه سامرا، شيخ حسن كربلايى (متوفى 1322ق) و شيخ باقر حيدر (متوفى 1333ق) آغاز كرد. همچنين هر صبح جمعه، وى با شور و رغبت وصف‏ناپذيرى، پاى درس اخلاق حكيم الهى آيت‏الله شيخ فتحعلى سلطان‏آبادى حضور مى‏يافت و دل عطشناكش را از آن سرچمشه عشق حق سيراب مى‏ساخت.
نخستین گام بلند و سنگین وی در راه وحدت امت اسلامی، تألیف کتاب گران‌قدر «[[الفصول المهمة في تأليف الأمة|الفصول المهمة فی تألیف الأمة]]» بود که در سال 1327ق، در شهر صور به زیور طبع درآمد. از این تاریخ تا پایان عمر (1377ق)، همواره به دنبال تحقق این آرمان الهی خویش حرکت کرد و به نتایج درخشان و ثمربخشی دست یافت.


پس از گذشت يك سال و در هنگامى كه مرجع تقليد شيعيان جهان آيت‏الله ميرزاى شيرازى بنا به عللى سامرا را به قصد نجف ترك كرد، شرف‏الدين نيز با ديگر عالمان و مدرسان حوزه عمليه سامرا، راهى نجف، ديار عشق و قبله طالبان علم شد. وى براى تحصيل دوره‏هاى عالى فقه، اصول، حديث، كلام و... سال‏ها پاى درس عالمان و فقيهان بزرگ حوزه علميه نجف، از جمله:
در اواخر سال 1329ق، برای دیدار از مصر و آشنایی با علمای دینی، دانشمندان، متفکران و نویسندگان آن دیار و مساعد کردن زمینه ایجاد اتحاد ملت اسلام، راهی آن دیار شد. وی دریافته بود که بهترین نقطه حرکتش دانشگاه «الأزهر»، بزرگ‌ترین مرکز علمی و دینی مسلمانان اهل سنت است.
1. آقا رضا اصفهانى (متوفى 1322ق)؛
2. شيخ محمدطه نجف (متوفى 1323ق)؛
3. آخوند خراسانى (متوفى 1329ق)؛
4. شيخ‏الشريعه اصفهانى (متوفى 1303ق)؛
5. شيخ عبدالله مازندرانى (متوفى 1330ق)؛
6. سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى (متوفى 1337ق)؛
7. ميرزا حسين نورى (متوفى 1320ق).


==مرجعیت==
دست تقدیر، شرف‌الدین را با مفتی بزرگ و استاد معروف دانشگاه الأزهر، شیخ سلیم بشری مالکی، آشنا کرد. ثمره این آشنایی علمی و مذهبی، مباحثات و مکاتبات شورانگیز و شگفتی‌زایی بود که در تاریخ اسلام می‌تواند در راه اتحاد ملل مسلمان و دست یافتن به حقایق و وقایع تاریخ، سرمشق عالمان و متفکران مسلمان باشد.


شرف‏الدين پس از دوازده سال تحصيل، تحقيق و مناظرات علمى و اعتقادى و در نهايت شوق و تلاش و پشتكار ويژه طلبگى، به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد دست يافت و از سوى فقهاى طراز اول نجف، صاحب اجازات و تأييدات اجتهادى شد و در سى و دو سالگى، اجتهاد مطلق او مورد قبول و تأييد همه مجتهدان بزرگ حوزه علميه نجف، كاظمين، كربلا و سامرا قرار گرفت. او در اين مدت، در كنار تحصيلات علمى و فقهى، با جديت تمام به فعاليت‏هاى ادبى و تلاش در جهت تسلط كامل بر رموز بلاغت، صنايع ادبى و شيوه‏هاى سخنورى، نويسندگى و بحث دست زد و در اين فنون نيز ممتاز گشت.
بیست و پنج سال بعد از آن واقعه، در سال 1355ق، شرف‌الدین مجموعه مکاتبات خود و شیخ سلیم را که 112 نامه بود، به‌همراه مقدمه‌ای روشنگر، به‌صورت کتابی با نام «[[المراجعات]]»، در شهر صیدا به چاپ رساند.


وى در تاريخ نهم ربيع‏الأول سال 1322ق، همراه با خانواده‏اش، نجف اشرف را ترك كرد و از راه دمشق رهسپار جبل عامل شد و در ميان امواج خروشان احساسات و عواطف پاك هم‏وطنانش، به وطن قدم نهاد. ابتدا در «شحور» اقامت كرد و در كنار پدر بزرگوارش به ارشاد مردم و تدريس، تعليم و تربيت نسل جوان همت گماشت. پس از سه سال، به دعوت مردم «صور»، راهى آنجا شد. وى با تأسيس حسينيه صور، آنجا را به مركزى براى برگزارى برنامه‏هاى گوناگون دينى و اجتماعى تبديل كرد.
از ویژگی‌های این کتاب، کاربرد واژه‌های نو و پرمعنا، جملات کوتاه و آهنگین، تعبیرات بدیع و دلنشین و پربار کردن مطالب از اشعار و امثال عرب، افزون بر جنبه‌های علمی و استدلالی کتاب است که این اثر را در نوع خود بی‌نظیر ساخته است.
در مصر، شرف‌الدین ضمن مکاتبه با شیخ سلیم بشری، با دیگر عالمان و دانشوران اهل سنت نیز ملاقات و مباحثات علمی، دینی و فلسفی داشت و بزرگان آنان مانند شیخ محمد نجیب، شیخ محمد سلموطی، شیخ محمد عبده و شیخ عبدالکریم الکتانی ادریسی، با نوشتن اجازات و تأییدات علمی، مقام علمی و فکری شرف‌الدین را گرامی داشتند و از او تجلیل کردند.


==منادی وحدت==
==مبارزات علامه ==


شرف‏الدين، به‏مثابه عالمى آگاه به زمان، روشن‏بين و آشنا به حقايق اصيل مكتب آسمانى اسلام، از روزگار جوانى، از اوضاع نابسامان و آشفته آن روز جوامع اسلامى و اختلافات بيهوده و تأسف‏بار مسلمانان رنج مى‏برد. او نه‏تنها به اصلاح و سازندگى جوامع شيعى مى‏انديشيد، بلكه از آغاز اقدام‏هاى اجتماعى و دينى خود، در انديشه اصلاح و عزت‏بخشى به همه ممالك اسلامى و ايجاد اتحاد و برادرى در بين فرقه‏هاى مختلف مسلمانان بود. وى نيم قرن تمام با همه توان علمى و معنوى‏اش و با قلم، بيان و عمل صادقانه‏اش، در متحد ساختن امت محمد(ص) كوشيد و از هيچ سعى و تلاشى دريغ نورزيد.
در اواخر سال 1330ق، وی پس از انجام رسالت خویش و فتح دل‌های مخالفان، از مصر عازم لبنان شد. در آن زمان، مردم لبنان نیز بسان دیگر مردم سرزمین‌های اسلامی، خواستار استقلال کشورشان و رهایی از زیر سلطه عثمانی‌ها بودند.
برای اولین بار و با تأیید حرکت گروه‌های استقلال‌طلب، شرف‌الدین وارد میدان مبارزات سیاسی و درگیری‌های اجتماعی شد. در دوران جنگ‌های استقلال لبنان، وی در کنار مردم ماند و رهبری دینی و سیاسی و پناه دادن به مردم بی‌پناه جبل عامل را تقبل کرد. او برای شکل دادن به قیام همگانی و هماهنگ کردن حرکت‌های ضد فرانسوی در سرتاسر کشور، علما و رهبران جبل عامل را برای تشکیل یک کنگره عمومی در شهر «وادی الحجیر» - در مرز لبنان و سوریه - فراخواند و در ضمن سخنرانی در این کنگره، علیه فرانسویان فتوای جهاد داد.


نخستين گام بلند و سنگين وى در راه وحدت امت اسلامى، تأليف كتاب گران‏قدر «الفصول المهمة في تأليف الأمة» بود كه در سال 1327ق، در شهر صور به زيور طبع درآمد. از اين تاريخ تا پايان عمر (1377ق)، همواره به دنبال تحقق اين آرمان الهى خويش حركت كرد و به نتايج درخشان و ثمربخشى دست يافت.
در پی جستجوی فرانسویان برای دستگیری شرف‌الدین، وی ابتدا به جبل عامل و سپس به دمشق هجرت کرد و در اجتماعات سیاسی، علمی و دینی دمشق حضور یافت. چون آوازه علمی و سیاسی‌اش آفاق کشورهای اسلامی را پر کرده بود، هر جا می‌رفت قدر می‌دید و بر صدر می‌نشست. او علما، دانشمندان، سیاستمداران، روشنفکران و مبارزان را راهنمایی می‌کرد و راه درست مبارزات سیاسی را به آنان نشان می‌داد. فرانسویان که به شرف‌الدین دست نیافتند، خانه و کتابخانه‌اش را آتش زدند و بسیاری از آثار خطی او را سوزاندند.!


در اواخر سال 1329ق، براى ديدار از مصر و آشنايى با علماى دينى، دانشمندان، متفكران و نويسندگان آن ديار و مساعد كردن زمينه ايجاد اتحاد ملت اسلام، راهى آن ديار شد. وى دريافته بود كه بهترين نقطه حركتش دانشگاه «الأزهر»، بزرگ‏ترين مركز علمى و دينى مسلمانان اهل سنت است.
شرف‌الدین علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در دمشق، به اوضاع تبعیدیان مسلمان لبنانی و غیر لبنانی رسیدگی می‌کرد. او و دیگر مبارزان لبنانی، مدتی را در دمشق گذراندند، تا اینکه فرانسویان توطئه‌طلب و تجاوزکار، دامنه تجاوزات خود را گسترش دادند و خاک سوریه را نیز اشغال کردند. شرف‌الدین به‌همراه خانواده‌اش به فلسطین رفت و در شهر «حیفا» سکنی گزید. چندی بعد در سال 1338ق، با لباس مبدل و برای دومین بار عازم مصر شد. وی علاوه بر حضور در مساجد و محافل علمی، سیاسی و ادبی، هر روز با افراد و گروه‌های مختلفی دیدار و گفتگو می‌کرد و اکثر سخنانش در نشریات آن روز مصر به چاپ می‌رسید.


دست تقدير، شرف‏الدين را با مفتى بزرگ و استاد معروف دانشگاه الأزهر، شيخ سليم بشرى مالكى، آشنا كرد. ثمره اين آشنايى علمى و مذهبى، مباحثات و مكاتبات شورانگيز و شگفتى‏زايى بود كه در تاريخ اسلام مى‏تواند در راه اتحاد ملل مسلمان و دست يافتن به حقايق و وقايع تاريخ، سرمشق عالمان و متفكران مسلمان باشد.
در یکی از سخنرانی‌های پرشور خود جمله پرمحتوا و عمیقی گفت که حقیقت وحدت اسلامی را بیان می‌کرد. سید رشید رضا، عالم و نویسنده مشهور مصری که در آن محفل حضور داشت، آن جمله را با خط درشتی در مجله خود «المنار» چاپ کرد و آن جمله این بود:


بيست و پنج سال بعد از آن واقعه، در سال 1355ق، شرف‏الدين مجموعه مكاتبات خود و شيخ سليم را كه 112 نامه بود، به‏همراه مقدمه‏اى روشنگر، به‏صورت كتابى با نام «المراجعات»، در شهر صيدا به چاپ رساند.
«شیعه و سنی را روز نخست، سیاست (و مطامع سیاسی)، از هم جدا کرده است و اکنون نیز باید سیاست (و مصالح سیاسی اسلام و مسلمانان) آن دو را در کنار هم بنشاند و متحدشان کند».
شرف‌الدین مدتی در مصر ماند، سپس بر آن شد تا در نزدیک ‌ترین نقطه لبنان حضور یابد و از نزدیک برای آزادی کشور و ملتش تلاشی شایسته را به انجام رساند.


از ويژگى‏هاى اين كتاب، كاربرد واژه‏هاى نو و پرمعنا، جملات كوتاه و آهنگين، تعبيرات بديع و دلنشين و پربار كردن مطالب از اشعار و امثال عرب، افزون بر جنبه‏هاى علمى و استدلالى كتاب است كه اين اثر را در نوع خود بى‏نظير ساخته است.
وقتی وارد بیروت شد، فرانسویان خواستند مقدمات عزیمت او را به شهر صور زودتر فراهم کنند، ولی شرف‌الدین در بیروت توقف کرد تا برای آزادی دیگر مبارزان و آزادی‌خواهان مهاجر، تبعیدی و متواری، با حاکمان مذاکره و گفتگو کند. به‌هرتقدیر، با آزادی و بازگشت دیگر مبارزان و آزادی‌خواهان موافقت به عمل آمد و شرف‌الدین با خیالی آسوده، آهنگ صور کرد.


در مصر، شرف‏الدين ضمن مكاتبه با شيخ سليم بشرى، با ديگر عالمان و دانشوران اهل سنت نيز ملاقات و مباحثات علمى، دينى و فلسفى داشت و بزرگان آنان مانند شيخ محمد نجيب، شيخ محمد سلموطى، شيخ محمد عبده و شيخ عبدالكريم الكتانى ادريسى، با نوشتن اجازات و تأييدات علمى، مقام علمى و فكرى شرف‏الدين را گرامى داشتند و از او تجليل كردند.
روز بازگشت شرف‌الدین به وطن، از ایام به‌یادماندنی تاریخ لبنان است. مردم مبارز و مسلمانی که حدود یک سال از نعمت حضور عینی رهبر دینی و انقلابی خود محروم بودند، به هنگام بازگشت شکوهمند او، تمام احساسات درونی خویش را با شور و هیجان و تظاهرات و شعر و خطابه اظهار می‌کردند.


==مبارزات علامه==
شرف‌الدین مردانه با استیلای بیگانگان غربی به مخالفت برخاست و تا خروج آخرین عمال آنان از لبنان و به رسمیت شناختن استقلال این کشور در سال 1945م، مبارزه کرد. در دورانی که او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه می‌کرد، فلسطین تحت سیطره انگلستان قرار داشت و هنوز مسئله فلسطین به‌صورتی که بعد از سال 1948م، مطرح شد، درنیامده بود، ولی زمینه آن آماده می‌شد. در آن دوران، شرف‌الدین مهاجرت یهودیان جهان به خاک فلسطین را برای آینده آن کشور خطرناک می‌دانست و به همین جهت، همواره خطر یهودیان صهیونیست را برای فلسطین تذکر می‌داد.


در اواخر سال 1330ق، وى پس از انجام رسالت خويش و فتح دل‏هاى مخالفان، از مصر عازم لبنان شد. در آن زمان، مردم لبنان نيز بسان ديگر مردم سرزمين‏هاى اسلامى، خواستار استقلال كشورشان و رهايى از زير سلطه عثمانى‏ها بودند.
==مسافرت‌های علامه ==


براى اولين بار و با تأييد حركت گروه‏هاى استقلال‏طلب، شرف‏الدين وارد ميدان مبارزات سياسى و درگيرى‏هاى اجتماعى شد. در دوران جنگ‏هاى استقلال لبنان، وى در كنار مردم ماند و رهبرى دينى و سياسى و پناه دادن به مردم بى‏پناه جبل عامل را تقبل كرد. او براى شكل دادن به قيام همگانى و هماهنگ كردن حركت‏هاى ضد فرانسوى در سرتاسر كشور، علما و رهبران جبل عامل را براى تشكيل يك كنگره عمومى در شهر «وادى الحجير» - در مرز لبنان و سوريه - فراخواند و در ضمن سخنرانى در اين كنگره، عليه فرانسويان فتواى جهاد داد.
حج سال 1340ق، از باشکوه‌ترین مراسم حج بود که تاریخ به یاد دارد. حضور شرف‌الدین در این کنگره عظیم جهانی مسلمانان، جلوه و صفای دیگری به آن داده بود. به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت به امامت یک عالم شیعه در مسجد الحرام برگزار می‌شد.


در پى جستجوى فرانسويان براى دستگيرى شرف‏الدين، وى ابتدا به جبل عامل و سپس به دمشق هجرت كرد و در اجتماعات سياسى، علمى و دينى دمشق حضور يافت. چون آوازه علمى و سياسى‏اش آفاق كشورهاى اسلامى را پر كرده بود، هر جا مى‏رفت قدر مى‏ديد و بر صدر مى‏نشست. او علما، دانشمندان، سياستمداران، روشنفكران و مبارزان را راهنمايى مى‏كرد و راه درست مبارزات سياسى را به آنان نشان مى‏داد. فرانسويان كه به شرف‏الدين دست نيافتند، خانه و كتابخانه‏اش را آتش زدند و بسيارى از آثار خطى او را سوزاندند.!
پس از پایان مراسم حج، شرف‌الدین با هم‌وطنانش و در میان مشایعت، احترام و اکرام دولت‌مردان عربستان، به جبل عامل عزیمت کرد.
در اواخر سال 1355ق، پا در رکاب سفر نهاد و به عراق رفت. ابتدا وارد بغداد شد و سپس برای زیارت امامان معصوم(ع) عازم نجف، کاظمین، سامرا و کربلا گردید.


شرف‏الدين علاوه بر فعاليت‏هاى سياسى و اجتماعى در دمشق، به اوضاع تبعيديان مسلمان لبنانى و غير لبنانى رسيدگى مى‏كرد. او و ديگر مبارزان لبنانى، مدتى را در دمشق گذراندند، تا اينكه فرانسويان توطئه‏طلب و تجاوزكار، دامنه تجاوزات خود را گسترش دادند و خاك سوريه را نيز اشغال كردند. شرف‏الدين به‏همراه خانواده‏اش به فلسطين رفت و در شهر «حيفا» سكنى گزيد. چندى بعد در سال 1338ق، با لباس مبدل و براى دومين بار عازم مصر شد. وى علاوه بر حضور در مساجد و محافل علمى، سياسى و ادبى، هر روز با افراد و گروه‏هاى مختلفى ديدار و گفتگو مى‏كرد و اكثر سخنانش در نشريات آن روز مصر به چاپ مى‏رسيد.
در واپسین روزهای سال 1355ق، مقارن 1315ش، شرف‌الدین از عراق راهی ایران شد تا مرقد هشتمین پیشوای شیعیان، [[امام رضا(ع)|حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع)]] را زیارت کند. در تهران عده زیادی از علما، روحانیون و شخصیت‌های علمی و دینی از او استقبال کردند. همچنین مردم دین‌دار و عالمان شهر به دیدار و زیارت او شتافتند و به اکرام و احترامش همت گماشتند.


در يكى از سخنرانى‏هاى پرشور خود جمله پرمحتوا و عميقى گفت كه حقيقت وحدت اسلامى را بيان مى‏كرد. سيد رشيد رضا، عالم و نويسنده مشهور مصرى كه در آن محفل حضور داشت، آن جمله را با خط درشتى در مجله خود «المنار» چاپ كرد و آن جمله اين بود:
شرف‌الدین از تهران به قم عزیمت کرد تا مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه(ع)، دخت والاگهر امام موسی کاظم(ع) را زیارت کند و از نزدیک با حوزه علمیه و علما و فقهای قم که به‌سختی تحت فشار اختناق و استبداد رضاخانی بودند، آشنا شود. پس از این زیارت و دیدار، رخت سفر به دیار خراسان کشید و عازم شهر شهادت، مشهد مقدس شد و بوسه به آستان قدس [[امام رضا(ع)|حضرت امام رضا(ع)]]<nowiki/>زد... و به آرزوی دیرین خویش دست یافت. سفر شرف‌الدین به ایران، نزدیک به یک ماه طول کشید و در اوایل سال 1356ق، به وطن خود بازگشت.


«شيعه و سنى را روز نخست، سياست (و مطامع سياسى)، از هم جدا كرده است و اكنون نيز بايد سياست (و مصالح سياسى اسلام و مسلمانان) آن دو را در كنار هم بنشاند و متحدشان كند».
==سرچشمه هدایت ==


شرف‏الدين مدتى در مصر ماند، سپس بر آن شد تا در نزديك‏ترين نقطه لبنان حضور يابد و از نزديك براى آزادى كشور و ملتش تلاشى شايسته را به انجام رساند.
شرف‌الدین برای مقابله با وضع آشفته و نابسامان فرهنگی و آموزشی در لبنان که در اثر گسترش و تحکیم سلطه خیانت‌آمیز استعمارگران غربی در این دیار به وجود آمده بود، تصمیم به اصلاح دستگاه‌های آموزش و پرورش جامعه خود گرفت. وی تصمیم گرفت مدرسه‌ای در صور بسازد. در این کار از تمام کسانی که امکان کمک مادی داشتند، دعوت به همکاری کرد.


وقتى وارد بيروت شد، فرانسويان خواستند مقدمات عزيمت او را به شهر صور زودتر فراهم كنند، ولى شرف‏الدين در بيروت توقف كرد تا براى آزادى ديگر مبارزان و آزادى‏خواهان مهاجر، تبعيدى و متوارى، با حاكمان مذاكره و گفتگو كند. به‏هرتقدير، با آزادى و بازگشت ديگر مبارزان و آزادى‏خواهان موافقت به عمل آمد و شرف‏الدين با خيالى آسوده، آهنگ صور كرد.
ابتدا در سال 1357ق، مدرسه‌ای ابتدایی برای آموزش و پرورش دانش‌آموزان مسلمان با نام «المدرسة الجعفریة» بنا نهاد. این مدرسه به‌طور رایگان اداره می‌شد و علاوه بر تعلیم درس‌های جدید، از درس‌های معارف و اخلاق اسلامی نیز بهره می‌جست.


روز بازگشت شرف‏الدين به وطن، از ايام به‏يادماندنى تاريخ لبنان است. مردم مبارز و مسلمانى كه حدود يك سال از نعمت حضور عينى رهبر دينى و انقلابى خود محروم بودند، به هنگام بازگشت شكوهمند او، تمام احساسات درونى خويش را با شور و هيجان و تظاهرات و شعر و خطابه اظهار مى‏كردند.
شرف‌الدین در مقام یک مصلح دلسوز و آگاه، باشگاه مجلل و زیبای «نادی الإمام الصادق(ع)» را تأسیس کرد تا بدین طریق از شرکت جوانان در محافل دشمنان و بدخواهان جلوگیری کند. علاوه بر آن، مسجدی در نزدیک ی مدرسه جعفریه و باشگاه [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] ساخت تا دانش‌آموزان و کسانی که به باشگاه می‌آیند، فرایض دینی خود را در مسجد انجام دهند.
شرف‌الدین خوب می‌دانست که دختران امروز، مادران فردایند و در تربیت فرزندان مسلمان نقشی اساسی دارند. با احساس این نیاز و پس از تهیه مقدمات، در سال 1361ق، مدرسه دخترانه «الزهراء» را تأسیس کرد. پس از مدتی، مخالفان سیاسی او که از دست‌نشاندگان فرانسه بودند، با توسل به زور و کمک دولت وابسته لبنان و سربازان دولتی، مدرسه الزهراء را بستند، اما شرف‌الدین بدون هیچ ترس و یأسی، کلاس‌های آن سال را در خانه خود برپا کرد و تا آخر ادامه داد و سال بعد، مجددا مدرسه بازگشایی شد و در کنار مدرسه جعفریه، کار خود را آغاز کرد. بعدها دانشکده جعفریه را نیز تأسیس کرد.


شرف‏الدين مردانه با استيلاى بيگانگان غربى به مخالفت برخاست و تا خروج آخرين عمال آنان از لبنان و به رسميت شناختن استقلال اين كشور در سال 1945م، مبارزه كرد. در دورانى كه او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه مى‏كرد، فلسطين تحت سيطره انگلستان قرار داشت و هنوز مسئله فلسطين به‏صورتى كه بعد از سال 1948م، مطرح شد، درنيامده بود، ولى زمينه آن آماده مى‏شد. در آن دوران، شرف‏الدين مهاجرت يهوديان جهان به خاك فلسطين را براى آينده آن كشور خطرناك مى‏دانست و به همين جهت، همواره خطر يهوديان صهيونيست را براى فلسطين تذكر مى‏داد.
شرف‌الدین به اندازه توان مادی خویش همواره در جهت رفع نیاز فقرا و مستمندان می‌کوشید. خانه‌اش در صور پناهگاه تهیدستان و حاجتمندان بود. وی در ادامه راه اصلاح و سازندگی اجتماعی خویش، مؤسسه خیریه‌ای را به نام «انجمن نیکوکاری و احسان» به همین منظور در سال 1365ق، تأسیس کرد. تأسیس این مؤسسه از کارهای بسیار درخشان، کارساز و اساسی شرف‌الدین در سال‌های آخر عمرش بود.


==مسافرت‌های علامه==
==اجتهاد در مقابل نص ==


حج سال 1340ق، از باشكوه‏ترين مراسم حج بود كه تاريخ به ياد دارد. حضور شرف‏الدين در اين كنگره عظيم جهانى مسلمانان، جلوه و صفاى ديگرى به آن داده بود. به تقاضاى ملك حسين، نماز جماعت به امامت يك عالم شيعه در مسجد الحرام برگزار مى‏شد.
کار علمی و تحقیقی مهم دیگری که شرف‌الدین در واپسین سال‌های عمرش به انجام آن موفق شد، نوشتن کتاب مشهور و شگفت‌انگیز «النص و الاجتهاد» بود. این کتاب یکی دیگر از آثار وحدت‌آفرین شرف‌الدین است.


پس از پايان مراسم حج، شرف‏الدين با هم‏وطنانش و در ميان مشايعت، احترام و اكرام دولت‏مردان عربستان، به جبل عامل عزيمت كرد.
در این کتاب، وی حدود صد مورد اجتهاد در مقابل نص (اعمال نظر شخصی در مقابل کلام صریح پیامبر) را که خلفا، حاکمان و برخی از بستگان آنان، در زمان رسول خدا یا بعد از رحلت آن حضرت مرتکب شدند، بر اساس کتاب‌های معتبر اهل سنت برمی‌شمارد و در مورد هریک، نظریات علمی، تحقیقی و منتقدانه خود را بیان می‌کند. نوشتن چنین کتاب ارزشمندی، در ادامه راه اصلاح و سازندگی فرهنگی امت جدش، آخرین کار جاودان و حسن ختام یک عمر تلاش او برای خوشبختی و سعادت و وحدت مسلمانان جهان محسوب می‌شود.


در اواخر سال 1355ق، پا در ركاب سفر نهاد و به عراق رفت. ابتدا وارد بغداد شد و سپس براى زيارت امامان معصوم(ع) عازم نجف، كاظمين، سامرا و كربلا گرديد.
==وفات ==


در واپسين روزهاى سال 1355ق، مقارن 1315ش، شرف‏الدين از عراق راهى ايران شد تا مرقد هشتمين پيشواى شيعيان، حضرت ابوالحسن على بن موسى الرضا(ع) را زيارت كند. در تهران عده زيادى از علما، روحانيون و شخصيت‏هاى علمى و دينى از او استقبال كردند. همچنين مردم دين‏دار و عالمان شهر به ديدار و زيارت او شتافتند و به اكرام و احترامش همت گماشتند.
شرف‌الدین هیچ‌گاه ناتوانی‌های جسمی و بیماری‌های مربوط به دوران سال‌خوردگی را بهانه قرار نداد و شانه از زیر بار مسئولیت‌های شرعی و اجتماعی خالی نکرد. هنگامی که در بیمارستان بیروت بستری بود، هر روز مردم بسیاری از اقشار مختلف و از همه شهرهای لبنان، برای عیادتش می‌آمدند.


شرف‏الدين از تهران به قم عزيمت كرد تا مرقد پاك حضرت فاطمه معصومه(ع)، دخت والاگهر امام موسى كاظم(ع) را زيارت كند و از نزديك با حوزه علميه و علما و فقهاى قم كه به‏سختى تحت فشار اختناق و استبداد رضاخانى بودند، آشنا شود. پس از اين زيارت و ديدار، رخت سفر به ديار خراسان كشيد و عازم شهر شهادت، مشهد مقدس شد و بوسه به آستان قدس حضرت امام رضا(ع) زد... و به آرزوى ديرين خويش دست يافت. سفر شرف‏الدين به ايران، نزديك به يك ماه طول كشيد و در اوايل سال 1356ق، به وطن خود بازگشت.
روزها در بیم و امید و اضطراب می‌گذشت تا اینکه در صبح روز دوشنبه 8 جمادی‌الثانی سال 1377ق، آن شعله فروزان و آن چشم همیشه بیدار، پس از 87 سال درخشش خیره‌کننده خاموش شد.


==سرچشمه هدایت==
خبر درگذشت شرف‌الدین در دنیای اسلام، انعکاس غم‌انگیزی داشت و مردم صور برای همیشه در حسرت دیدن دوباره آن چهره درخشان الهی و امید دل‌ها، سوختند.


شرف‏الدين براى مقابله با وضع آشفته و نابسامان فرهنگى و آموزشى در لبنان كه در اثر گسترش و تحكيم سلطه خيانت‏آميز استعمارگران غربى در اين ديار به وجود آمده بود، تصميم به اصلاح دستگاه‏هاى آموزش و پرورش جامعه خود گرفت. وى تصميم گرفت مدرسه‏اى در صور بسازد. در اين كار از تمام كسانى كه امكان كمك مادى داشتند، دعوت به همكارى كرد.
سرانجام دو روز پس از وفات و تشییع مجلل و چشمگیر در بیروت، بغداد، کاظمین و نجف، پیکر پاک شرف‌الدین در سمت جنوبی صحن [[امام على(ع)]] و مجاور آرامگاه استادش، فقیه بزرگ [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] به خاک سپرده شد.


ابتدا در سال 1357ق، مدرسه‏اى ابتدايى براى آموزش و پرورش دانش‏آموزان مسلمان با نام «المدرسة الجعفرية» بنا نهاد. اين مدرسه به‏طور رايگان اداره مى‏شد و علاوه بر تعليم درس‏هاى جديد، از درس‏هاى معارف و اخلاق اسلامى نيز بهره مى‏جست.
==آثار ==
# الفصول المهمة؛
# الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء؛
# المراجعات؛
# النص و الاجتهاد؛
# أبوهریرة؛
# المجالس الفاخرة فی ماتم العترة الطاهرة؛
# فلسفة المیثاق و الولایة؛
# أجوبة مسائل جارالله؛
# مسائل فقهیة؛
# کلمة حول الرؤیة؛
# إلی المجمع العلمی العربی بدمشق؛
# ثبت الأثبات فی سلسله الرواة؛
# مؤلفوا الشیعة فی صدر الإسلام؛
# زینب الکبری؛
# بغیة الراغبین فی أحوال آل شرف‌الدین.


شرف‏الدين در مقام يك مصلح دلسوز و آگاه، باشگاه مجلل و زيباى «نادي الإمام الصادق(ع)» را تأسيس كرد تا بدين طريق از شركت جوانان در محافل دشمنان و بدخواهان جلوگيرى كند. علاوه بر آن، مسجدى در نزديكى مدرسه جعفريه و باشگاه امام صادق(ع) ساخت تا دانش‏آموزان و كسانى كه به باشگاه مى‏آيند، فرايض دينى خود را در مسجد انجام دهند.
==منابع مقاله ==
شرف‏الدين خوب مى‏دانست كه دختران امروز، مادران فردايند و در تربيت فرزندان مسلمان نقشى اساسى دارند. با احساس اين نياز و پس از تهيه مقدمات، در سال 1361ق، مدرسه دخترانه «الزهراء» را تأسيس كرد. پس از مدتى، مخالفان سياسى او كه از دست‏نشاندگان فرانسه بودند، با توسل به زور و كمك دولت وابسته لبنان و سربازان دولتى، مدرسه الزهراء را بستند، اما شرف‏الدين بدون هيچ ترس و يأسى، كلاس‏هاى آن سال را در خانه خود برپا كرد و تا آخر ادامه داد و سال بعد، مجددا مدرسه بازگشايى شد و در كنار مدرسه جعفريه، كار خود را آغاز كرد. بعدها دانشكده جعفريه را نيز تأسيس كرد.


شرف‏الدين به اندازه توان مادى خويش همواره در جهت رفع نياز فقرا و مستمندان مى‏كوشيد. خانه‏اش در صور پناهگاه تهيدستان و حاجتمندان بود. وى در ادامه راه اصلاح و سازندگى اجتماعى خويش، مؤسسه خيريه‏اى را به نام «انجمن نيكوكارى و احسان» به همين منظور در سال 1365ق، تأسيس كرد. تأسيس اين مؤسسه از كارهاى بسيار درخشان، كارساز و اساسى شرف‏الدين در سال‏هاى آخر عمرش بود.
گلشن ابرار، تهیه و تدوین: جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، زیر نظر: پژوهشکده باقرالعلوم وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، قم، نشر معروف، ج 2، ص 654، چاپ اول، تابستان 1379.


==اجتهاد در مقابل نص‏==
{{علامه شرف‌الدین}}
{{سرور زنان جهان}}
{{فقیهان شیعه}}
{{متکلمان شیعه}}


كار علمى و تحقيقى مهم ديگرى كه شرف‏الدين در واپسين سال‏هاى عمرش به انجام آن موفق شد، نوشتن كتاب مشهور و شگفت‏انگيز «النص و الاجتهاد» بود. اين كتاب يكى ديگر از آثار وحدت‏آفرين شرف‏الدين است.
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}


در اين كتاب، وى حدود صد مورد اجتهاد در مقابل نص (اعمال نظر شخصى در مقابل كلام صريح پيامبر) را كه خلفا، حاكمان و برخى از بستگان آنان، در زمان رسول خدا يا بعد از رحلت آن حضرت مرتكب شدند، بر اساس كتاب‏هاى معتبر اهل سنت برمى‏شمارد و در مورد هريك، نظريات علمى، تحقيقى و منتقدانه خود را بيان مى‏كند. نوشتن چنين كتاب ارزشمندى، در ادامه راه اصلاح و سازندگى فرهنگى امت جدش، آخرين كار جاودان و حسن ختام يك عمر تلاش او براى خوشبختى و سعادت و وحدت مسلمانان جهان محسوب مى‏شود.
[[مسایل فقهیه]]


==وفات==
[[المسح علی الأرجل أو غسلها في الوضوء]]


شرف‏الدين هيچ‏گاه ناتوانى‏هاى جسمى و بيمارى‏هاى مربوط به دوران سال‏خوردگى را بهانه قرار نداد و شانه از زير بار مسئوليت‏هاى شرعى و اجتماعى خالى نكرد. هنگامى كه در بيمارستان بيروت بسترى بود، هر روز مردم بسيارى از اقشار مختلف و از همه شهرهاى لبنان، براى عيادتش مى‏آمدند.
[[الكلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليهاالسلام و عقيلة الوحي]]


روزها در بيم و اميد و اضطراب مى‏گذشت تا اينكه در صبح روز دوشنه 8 جمادى‏الثانى سال 1377ق، آن شعله فروزان و آن چشم هميشه بيدار، پس از 87 سال درخشش خيره‏كننده خاموش شد.
[[المراجعات، رهبری امام علی(ع) در قرآن و سنت]]


خبر درگذشت شرف‏الدين در دنياى اسلام، انعكاس غم‏انگيزى داشت و مردم صور براى هميشه در حسرت ديدن دوباره آن چهره درخشان الهى و اميد دل‏ها، سوختند.
[[مناظرات، ترجمه المراجعات]]


سرانجام دو روز پس از وفات و تشييع مجلل و چشمگير در بيروت، بغداد، كاظمين و نجف، پيكر پاك شرف‏الدين در سمت جنوبى صحن امام على(ع) و مجاور آرامگاه استادش، فقيه بزرگ سيد محمدكاظم يزدى به خاك سپرده شد.
[[اجتهاد در مقابل نص]]


==آثار==
[[الفصول المهمة في تألیف الأمة]]


1. الفصول المهمة؛
[[المراجعات]]
2. الكلمة الغراء في تفضيل الزهراء؛
3. المراجعات؛
4. النص و الاجتهاد؛
5. أبوهريرة؛
6. المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة؛
7. فلسفة الميثاق و الولاية؛
8. أجوبة مسائل جارالله؛
9. مسائل فقهية؛
10. كلمة حول الرؤية؛
11. إلى المجمع العلمي العربي بدمشق؛
12. ثبت الأثبات في سلسله الرواة؛
13. مؤلفوا الشيعة في صدر الإسلام؛
14. زينب الكبرى؛
15. بغية الراغبين في أحوال آل شرف‏الدين.


==منابع مقاله:==
[[موسوعة الإمام السيد عبدالحسين شرف‌الدين]]


گلشن ابرار، تهيه و تدوين: جمعى از پژوهشگران حوزه علميه قم، زير نظر: پژوهشكده باقرالعلوم وابسته به سازمان تبليغات اسلامى، قم، نشر معروف، ج 2، ص 654، چاپ اول، تابستان 1379.
[[گفت و شنودهای مذهبی حق جو و حق شناس]]


[[مؤلفو الشيعة في صدر الإسلام]]


[[إلی المجمع العلمي العربي بدمشق]]


== وابسته‌ها ==
[[مقدمة المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة]]  
[[مسایل فقهیه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده


[[المسح علی الأرجل أو غسلها في الوضوء]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[النص و الاجتهاد (اسوه)]]  


[[الکلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليها السلام و عقيلة الوحي]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[النص و الاجتهاد (انگلیسی)]]  


[[اجتهاد در مقابل نص]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[النص و الإجتهاد]]  


[[الفصول المهمة في تألیف الأمة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[تلاش حق: حضرت علامه سید شرف‌الدین موسوی کی المراجعات کا خلاصه]]  


[[المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ترجمه المراجعات]]  


[[گفت و شنودهای مذهبی حق جو و حق شناس]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[فاطمه عليهاسلام برترين بانو]]  


[[إلی المجمع العلمي العربي بدمشق]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[سخني شيوا در برتري حضرت زهراء(س)]]  


[[مقدمة المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[مناظرات شيعه و سني (ترجمه المراجعات)]]  


[[النص و الاجتهاد ( اسوه )]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[مناظره دو رهبر مذهبی، مذهب و رهبر ما (ترجمه کتاب المراجعات)]]  


[[المراجعات رهبری امام علی(ع)در قرآن و سنت]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[المسح علي الأرجل أو غسلها في الوضوء]]  


[[النص و الاجتهاد (انگلیسی)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[الفصول المهمة في تأليف الأمة و يليه الکلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليهاالسلام]]  


[[موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[رهبري امام علي(ع) در قرآن و سنت (ترجمه المراجعات سال 1382 ش)]]  


[[النص و الإجتهاد]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[رؤية الله و فلسفة الميثاق و الولاية]]  


[[ تلاش حق : حضرت علامه سید شرف الدین موسوی کی المراجعات کا خلاصه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[سوکنامه امام حسين و يارانش، به انضمام گزيده‌ای از سيره مقدس پيامبر و امام علي(ع)]]  


[[ترجمه المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[المراجعات (أبحاث جديدة في أصول المذهب و الإمامة العامة)]]  


[[ فاطمه عليهاسلام برترين بانو]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[در راه تفاهم مسلمانان (ترجمه: الفصول المهمه)]]  


[[سخني شيوا در برتري حضرت زهراء (س)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[جواب اشکالات موسی جارالله ترجمه اجوبه مسائل جارالله]]  


[[مناظرات شيعه و سني (ترجمه المراجعات)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[أبو هریرة]]  


[[مناظره دو رهبر مذهبي، مذهب و رهبر ما(ترجمه کتاب المراجعات)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[مسائل فقهیه]]  


[[ الـمسح علي الأرجل أو غسلها في الوضوء]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ابوهریره]]  


[[الفصول المهمة في تأليف الأمة و يليه الکلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليها السلام]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[النص و الاجتهاد: متن و تفسیر]]  


[[رهبري امام علي (ع) در قرآن و سنت (ترجمه المراجعات سال 1382 ش)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[راه راست]]  


[[ مؤلفو الشيعة في صدر الإسلام]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[راه راست: ترجمة المراجعات]]  


[[ رؤية الله و فلسفة الميثاق و الولاية]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[فاطمه عليهاالسلام برترين بانو]]  


[[ سوکنامه امام حسين و يارانش، به انضمام گزيده اي از سيره مقدس پيامبر و امام علي (ع)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[راه وحدت امت اسلامی]]  


[[المراجعات (أبحاث جديدة في أصول المذهب و الإمامة العامة)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[أجوبة مسائل جارالله]]  


[[ در راه تفاهم مسلمانان (ترجمه: الفصول المهمه)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[الفصول المهمة فی تألیف الأمة]]  


[[جواب اشکالات موسی جار الله ترجمه اجوبه مسائل جار الله]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[السيدة زينب في تاريخ الإسلام]]  


[[أبو هریرة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[أبو هریرة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[مسائل فقهيه (ويرايش جديد)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[مسايل فقهية (ويرايش جديد)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ مسائل فقهیه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات: گفتگویی میان شیعه و سنی]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ مسائل فقیهة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ ابو هریره]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ النص و الاجتهاد: متن و تفسیر]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ أبو هريرة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ راه راست]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ راه راست: ترجمة المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[فاطمه عليها السلام برترين بانو]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[المراجعات (بيروت دار الهادي)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[المراجعات (قم)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[راه وحدت امت اسلامی]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[ المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[أجوبة مسائل جار الله]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[الفصول المهمة فی تألیف الأمة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[المراجعات]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[السيدة زينب في تاريخ الإسلام]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده


[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:متکلمان شیعه]]
[[رده:شاگردان آخوند خراسانی]]
[[رده:فقیهان شیعه]]
[[رده:ادیبان]]
[[رده:نویسندگان]]
[[رده:شاگردان آیت‌الله شیخ‌الشریعه اصفهانى]]
[[رده:منادیان وحدت اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۰:۲۵

سید عبدالحسین شرف‌الدین (۱۲۹۰-۱۳۷۷ق) فقیه، مجتهد، اصولی، ادیب، محدث و از پیشگامان تقریب مذاهب اسلامی. در سال ۱۲۹۰ق در کاظمین متولد شد. پدرش سید یوسف شرف‌الدین و مادرش زهرا صدر (دختر آیت‌الله سید هادی صدر) بود. یک ساله بود که خانواده به نجف مهاجرت کردند. در شش سالگی به مکتب رفت و در هشت سالگی به همراه خانواده به جبل عامل لبنان بازگشت و نزد پدر ادبیات عرب و فقه آموخت. در سال ۱۳۱۰ق برای تکمیل تحصیلات به عراق رفت و در سامرا نزد شیخ حسن کربلایی و شیخ باقر حیدر و نیز نزد دایی خود سید حسن صدر به تحصیل پرداخت. سپس به نجف رفت و نزد اساتید برجسته‌ای چون آقا رضا اصفهانی، شیخ محمدطه نجفی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نوری و سید محمدکاظم یزدی به مدت دوازده سال به تحصیل عالی فقه، اصول، حدیث و کلام پرداخت و در ۳۲ سالگی به درجه اجتهاد مطلق رسید. در سال ۱۳۲۲ق به جبل عامل بازگشت و در شهر صور اقامت گزید. در مسیر وحدت اسلامی گام‌های بلندی برداشت و در سال ۱۳۲۷ق کتاب «الفصول المهمة فی تألیف الأمة» را منتشر کرد. در سال ۱۳۲۹ق به مصر سفر کرد و با شیخ سلیم بشری مالکی (مفتی الازهر) مباحثات علمی داشت که حاصل آن ۱۱۲ نامه و بعدها کتاب «المراجعات» شد. در مبارزات استقلال لبنان علیه استعمار فرانسه نقش رهبری داشت و به جهاد علیه فرانسویان فتوا داد. خانه و کتابخانه او توسط فرانسویان به آتش کشیده شد. مدتی به دمشق تبعید شد و سپس به فلسطین و مصر رفت. پس از بازگشت به لبنان، به تأسیس مدارس جعفریه، الزهراء و دانشکده جعفریه و نیز باشگاه امام صادق(ع) و مؤسسه خیریه همت گماشت. در سال‌های ۱۳۵۵-۱۳۵۶ق به عراق و ایران سفر کرد و به زیارت امام رضا(ع) مشرف شد. از مهمترین آثار او می‌توان به «المراجعات»، «النص و الاجتهاد»، «الفصول المهمة فی تألیف الأمة»، «الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء»، «ابوهریرة»، «المجالس الفاخرة»، «فلسفة المیثاق و الولایة»، «اجوبة مسائل جارالله» و «مؤلفو الشیعة فی صدر الإسلام» اشاره کرد. سرانجام در ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۷۷ق در ۸۷ سالگی درگذشت و پس از تشییع در بیروت، بغداد و کاظمین، در جوار استادش سید محمدکاظم یزدی در صحن حرم امام علی(ع) به خاک سپرده شد.

سید عبدالحسین شرف‌الدین
NUR00199.jpg
نام کاملسید عبدالحسین بن یوسف شرف‌الدین موسوی عاملی
نام‌های دیگرجبل عاملی، عبدالحسین؛ شرف‌الدین عاملی، عبدالحسین؛ عاملی، عبدالحسین شرف‌الدین؛ موسوی، شرف‌الدین؛ موسوی جبل عاملی، عبدالحسین
لقبعلامه شرف‌الدین
نسباز سادات موسوی
نام پدرسید یوسف شرف‌الدین
ولادت۱۲۹۰ق / ۱۸۷۳م
محل تولدکاظمین، عراق
محل زندگیجبل عامل (لبنان)، نجف، سامرا، مصر
رحلت۸ جمادی‌الثانی ۱۳۷۷ق / ۱۳۳۶ش / ۱۹۵۸م
مدفنصحن حرم امام علی(ع)، نجف
طول عمر۸۷ سال
همسردختر عمو
خویشاوندانمادر: زهرا صدر (دختر آیت‌الله سید هادی صدر) دایی: سید حسن صدر
دیناسلام
مذهبتشیع
پیشهفقیه، مجتهد، اصولی، ادیب، محدث، مصلح اجتماعی
منصبمرجعیت دینی در جبل عامل
اطلاعات علمی
درجه علمیاجتهاد مطلق
دانشگاهحوزه علمیه نجف، سامرا
علایق پژوهشیفقه، اصول، حدیث، کلام، تقریب مذاهب
اساتید
برخی آثار

ولادت

در یکی از روزهای سال 1290ق، در شهر کاظمین دیده به جهان گشود. وی در دامان پرمهر مادر پاک‌دامن و مهربانش زهرا صدر و تحت نظارت پدر عالم و روحانی‌اش، «سید یوسف شرف‌الدین» پرورش یافت.

مادرش زهرا صدر دختر آیت‌الله سید هادی صدر و خواهر سید حسن صدر، عالم دینی معروف و صاحب کتاب تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام بود.

پدر بزرگوارش یوسف بن جواد بن إسماعیل بن محمد بن محمد بن إبراهیم شرف‌الدین موسوی شحوری فقیه و عالم متوفای 1334ق که در روستای شحور در ناحیه صور لبنان ساکن بود.

تحصیلات

یک‌ساله بود که پدرش تصمیم گرفت برای گذراندن مراحل عالی تحصیل به نجف اشرف مهاجرت کند و به این ترتیب، سید عبدالحسین به‌همراه پدر و مادر، راهی آن دیار شد. شش سال داشت که در نجف اشرف به مکتب‌خانه رفت تا قرآن را از معلمان متدین و عالم فراگیرد.

در هشت‌سالگی و پس از بازگشت خانواده به جبل عامل، در محضر پدر عالم و روحانی خود، به خواندن ادبیات عرب پرداخت و سال‌ها به فراگیری صرف، نحو، لغت، معانی، بیان، بدیع، شعر، انشاء، تاریخ و خط مشغول شد و با تمرین و ممارست معلوماتش را به کمال رسانید. پس از آنکه در ادبیات، منطق و اصول فقه معلومات لازم و ضروری را کسب کرد، در محضر پدر به تحصیل فقه پرداخت و با عزمی جزم کتاب‌های فقهی «نجاة العباد»، «المختصر النافع فی الفقه الإمامیة» و «شرائع الإسلام» را به‌نحو شایسته‌ای فراگرفت.

سید علاوه بر این کتاب‌ها در زمینه‌های ادبیات، تاریخ، تفسیر، فقه، اصول، منطق، اخلاق، اعتقادات و... با شور و شوق جوشانی به مطالعات دامنه‌دار و عمیقی دست زد، استعداد درخشان خویش را پروراند و به دانستنی‌های سرشاری نائل آمد. در همین سال‌ها بود که وی به پیشنهاد پدر و مادر، با دختر عموی خویش پیمان زناشویی بست.

اساتید

در سال 1310ق، به‌همراه مادر، همسر و برادرش رخت سفر به عراق بربست و در پی توصیه پدربزرگش آیت‌الله سید هادی صدر و دیگر آشنایانش، به‌همراه خانواده‌اش به سامرا رفت. شرف‌الدین پس از گفتگو و تبادل نظر با دایی فرزانه و عالم خود آیت‌الله سید حسن صدر، تحصیلات فقهی و اصولی خویش را در نزد دو استاد معروف حوزه علمیه سامرا، شیخ حسن کربلایی (متوفی 1322ق) و شیخ باقر حیدر (متوفی 1333ق) آغاز کرد. همچنین هر صبح جمعه، وی با شور و رغبت وصف‌ناپذیری، پای درس اخلاق حکیم الهی آیت‌الله شیخ فتحعلی سلطان‌آبادی حضور می‌یافت و دل عطشناکش را از آن سرچمشه عشق حق سیراب می‌ساخت.

پس از گذشت یک سال و در هنگامی که مرجع تقلید شیعیان جهان آیت‌الله میرزای شیرازی بنا به عللی سامرا را به قصد نجف ترک کرد، شرف‌الدین نیز با دیگر عالمان و مدرسان حوزه عملیه سامرا، راهی نجف، دیار عشق و قبله طالبان علم شد. وی برای تحصیل دوره‌های عالی فقه، اصول، حدیث، کلام و... سال‌ها پای درس عالمان و فقیهان بزرگ حوزه علمیه نجف نشست از جمله:

  1. آقا رضا اصفهانی (متوفی 1322ق)؛
  2. شیخ محمدطه نجف (متوفی 1323ق)؛
  3. آخوند خراسانى (متوفی 1329ق)؛غ
  4. شیخ‌الشریعه اصفهانی (متوفی 1303ق)؛
  5. شیخ عبدالله مازندرانی (متوفی 1330ق)؛
  6. سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (متوفی 1337ق)؛
  7. میرزا حسین نوری (متوفی 1320ق).

مرجعیت

شرف‌الدین پس از دوازده سال تحصیل، تحقیق و مناظرات علمی و اعتقادی و در نهایت شوق و تلاش و پشتکار ویژه طلبگی، به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد دست یافت و از سوی فقهای طراز اول نجف، صاحب اجازات و تأییدات اجتهادی شد و در سی و دو سالگی، اجتهاد مطلق او مورد قبول و تأیید همه مجتهدان بزرگ حوزه علمیه نجف، کاظمین، کربلا و سامرا قرار گرفت. او در این مدت، در کنار تحصیلات علمی و فقهی، با جدیت تمام به فعالیت‌های ادبی و تلاش در جهت تسلط کامل بر رموز بلاغت، صنایع ادبی و شیوه‌های سخنوری، نویسندگی و بحث دست زد و در این فنون نیز ممتاز گشت. وی در تاریخ نهم ربیع‌الأول سال 1322ق، همراه با خانواده‌اش، نجف اشرف را ترک کرد و از راه دمشق رهسپار جبل عامل شد و در میان امواج خروشان احساسات و عواطف پاک هم‌وطنانش، به وطن قدم نهاد. ابتدا در «شحور» اقامت کرد و در کنار پدر بزرگوارش به ارشاد مردم و تدریس، تعلیم و تربیت نسل جوان همت گماشت. پس از سه سال، به دعوت مردم «صور»، راهی آنجا شد. وی با تأسیس حسینیه صور، آنجا را به مرکزی برای برگزاری برنامه‌های گوناگون دینی و اجتماعی تبدیل کرد.

منادی وحدت

شرف‌الدین، به‌مثابه عالمی آگاه به زمان، روشن‌بین و آشنا به حقایق اصیل مکتب آسمانی اسلام، از روزگار جوانی، از اوضاع نابسامان و آشفته آن روز جوامع اسلامی و اختلافات بیهوده و تأسف‌بار مسلمانان رنج می‌برد. او نه‌تنها به اصلاح و سازندگی جوامع شیعی می‌اندیشید، بلکه از آغاز اقدام‌های اجتماعی و دینی خود، در اندیشه اصلاح و عزت‌بخشی به همه ممالک اسلامی و ایجاد اتحاد و برادری در بین فرقه‌های مختلف مسلمانان بود. وی نیم قرن تمام با همه توان علمی و معنوی‌اش و با قلم، بیان و عمل صادقانه‌اش، در متحد ساختن امت محمد(ص) کوشید و از هیچ سعی و تلاشی دریغ نورزید.

نخستین گام بلند و سنگین وی در راه وحدت امت اسلامی، تألیف کتاب گران‌قدر «الفصول المهمة فی تألیف الأمة» بود که در سال 1327ق، در شهر صور به زیور طبع درآمد. از این تاریخ تا پایان عمر (1377ق)، همواره به دنبال تحقق این آرمان الهی خویش حرکت کرد و به نتایج درخشان و ثمربخشی دست یافت.

در اواخر سال 1329ق، برای دیدار از مصر و آشنایی با علمای دینی، دانشمندان، متفکران و نویسندگان آن دیار و مساعد کردن زمینه ایجاد اتحاد ملت اسلام، راهی آن دیار شد. وی دریافته بود که بهترین نقطه حرکتش دانشگاه «الأزهر»، بزرگ‌ترین مرکز علمی و دینی مسلمانان اهل سنت است.

دست تقدیر، شرف‌الدین را با مفتی بزرگ و استاد معروف دانشگاه الأزهر، شیخ سلیم بشری مالکی، آشنا کرد. ثمره این آشنایی علمی و مذهبی، مباحثات و مکاتبات شورانگیز و شگفتی‌زایی بود که در تاریخ اسلام می‌تواند در راه اتحاد ملل مسلمان و دست یافتن به حقایق و وقایع تاریخ، سرمشق عالمان و متفکران مسلمان باشد.

بیست و پنج سال بعد از آن واقعه، در سال 1355ق، شرف‌الدین مجموعه مکاتبات خود و شیخ سلیم را که 112 نامه بود، به‌همراه مقدمه‌ای روشنگر، به‌صورت کتابی با نام «المراجعات»، در شهر صیدا به چاپ رساند.

از ویژگی‌های این کتاب، کاربرد واژه‌های نو و پرمعنا، جملات کوتاه و آهنگین، تعبیرات بدیع و دلنشین و پربار کردن مطالب از اشعار و امثال عرب، افزون بر جنبه‌های علمی و استدلالی کتاب است که این اثر را در نوع خود بی‌نظیر ساخته است. در مصر، شرف‌الدین ضمن مکاتبه با شیخ سلیم بشری، با دیگر عالمان و دانشوران اهل سنت نیز ملاقات و مباحثات علمی، دینی و فلسفی داشت و بزرگان آنان مانند شیخ محمد نجیب، شیخ محمد سلموطی، شیخ محمد عبده و شیخ عبدالکریم الکتانی ادریسی، با نوشتن اجازات و تأییدات علمی، مقام علمی و فکری شرف‌الدین را گرامی داشتند و از او تجلیل کردند.

مبارزات علامه

در اواخر سال 1330ق، وی پس از انجام رسالت خویش و فتح دل‌های مخالفان، از مصر عازم لبنان شد. در آن زمان، مردم لبنان نیز بسان دیگر مردم سرزمین‌های اسلامی، خواستار استقلال کشورشان و رهایی از زیر سلطه عثمانی‌ها بودند. برای اولین بار و با تأیید حرکت گروه‌های استقلال‌طلب، شرف‌الدین وارد میدان مبارزات سیاسی و درگیری‌های اجتماعی شد. در دوران جنگ‌های استقلال لبنان، وی در کنار مردم ماند و رهبری دینی و سیاسی و پناه دادن به مردم بی‌پناه جبل عامل را تقبل کرد. او برای شکل دادن به قیام همگانی و هماهنگ کردن حرکت‌های ضد فرانسوی در سرتاسر کشور، علما و رهبران جبل عامل را برای تشکیل یک کنگره عمومی در شهر «وادی الحجیر» - در مرز لبنان و سوریه - فراخواند و در ضمن سخنرانی در این کنگره، علیه فرانسویان فتوای جهاد داد.

در پی جستجوی فرانسویان برای دستگیری شرف‌الدین، وی ابتدا به جبل عامل و سپس به دمشق هجرت کرد و در اجتماعات سیاسی، علمی و دینی دمشق حضور یافت. چون آوازه علمی و سیاسی‌اش آفاق کشورهای اسلامی را پر کرده بود، هر جا می‌رفت قدر می‌دید و بر صدر می‌نشست. او علما، دانشمندان، سیاستمداران، روشنفکران و مبارزان را راهنمایی می‌کرد و راه درست مبارزات سیاسی را به آنان نشان می‌داد. فرانسویان که به شرف‌الدین دست نیافتند، خانه و کتابخانه‌اش را آتش زدند و بسیاری از آثار خطی او را سوزاندند.!

شرف‌الدین علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در دمشق، به اوضاع تبعیدیان مسلمان لبنانی و غیر لبنانی رسیدگی می‌کرد. او و دیگر مبارزان لبنانی، مدتی را در دمشق گذراندند، تا اینکه فرانسویان توطئه‌طلب و تجاوزکار، دامنه تجاوزات خود را گسترش دادند و خاک سوریه را نیز اشغال کردند. شرف‌الدین به‌همراه خانواده‌اش به فلسطین رفت و در شهر «حیفا» سکنی گزید. چندی بعد در سال 1338ق، با لباس مبدل و برای دومین بار عازم مصر شد. وی علاوه بر حضور در مساجد و محافل علمی، سیاسی و ادبی، هر روز با افراد و گروه‌های مختلفی دیدار و گفتگو می‌کرد و اکثر سخنانش در نشریات آن روز مصر به چاپ می‌رسید.

در یکی از سخنرانی‌های پرشور خود جمله پرمحتوا و عمیقی گفت که حقیقت وحدت اسلامی را بیان می‌کرد. سید رشید رضا، عالم و نویسنده مشهور مصری که در آن محفل حضور داشت، آن جمله را با خط درشتی در مجله خود «المنار» چاپ کرد و آن جمله این بود:

«شیعه و سنی را روز نخست، سیاست (و مطامع سیاسی)، از هم جدا کرده است و اکنون نیز باید سیاست (و مصالح سیاسی اسلام و مسلمانان) آن دو را در کنار هم بنشاند و متحدشان کند». شرف‌الدین مدتی در مصر ماند، سپس بر آن شد تا در نزدیک ‌ترین نقطه لبنان حضور یابد و از نزدیک برای آزادی کشور و ملتش تلاشی شایسته را به انجام رساند.

وقتی وارد بیروت شد، فرانسویان خواستند مقدمات عزیمت او را به شهر صور زودتر فراهم کنند، ولی شرف‌الدین در بیروت توقف کرد تا برای آزادی دیگر مبارزان و آزادی‌خواهان مهاجر، تبعیدی و متواری، با حاکمان مذاکره و گفتگو کند. به‌هرتقدیر، با آزادی و بازگشت دیگر مبارزان و آزادی‌خواهان موافقت به عمل آمد و شرف‌الدین با خیالی آسوده، آهنگ صور کرد.

روز بازگشت شرف‌الدین به وطن، از ایام به‌یادماندنی تاریخ لبنان است. مردم مبارز و مسلمانی که حدود یک سال از نعمت حضور عینی رهبر دینی و انقلابی خود محروم بودند، به هنگام بازگشت شکوهمند او، تمام احساسات درونی خویش را با شور و هیجان و تظاهرات و شعر و خطابه اظهار می‌کردند.

شرف‌الدین مردانه با استیلای بیگانگان غربی به مخالفت برخاست و تا خروج آخرین عمال آنان از لبنان و به رسمیت شناختن استقلال این کشور در سال 1945م، مبارزه کرد. در دورانی که او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه می‌کرد، فلسطین تحت سیطره انگلستان قرار داشت و هنوز مسئله فلسطین به‌صورتی که بعد از سال 1948م، مطرح شد، درنیامده بود، ولی زمینه آن آماده می‌شد. در آن دوران، شرف‌الدین مهاجرت یهودیان جهان به خاک فلسطین را برای آینده آن کشور خطرناک می‌دانست و به همین جهت، همواره خطر یهودیان صهیونیست را برای فلسطین تذکر می‌داد.

مسافرت‌های علامه

حج سال 1340ق، از باشکوه‌ترین مراسم حج بود که تاریخ به یاد دارد. حضور شرف‌الدین در این کنگره عظیم جهانی مسلمانان، جلوه و صفای دیگری به آن داده بود. به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت به امامت یک عالم شیعه در مسجد الحرام برگزار می‌شد.

پس از پایان مراسم حج، شرف‌الدین با هم‌وطنانش و در میان مشایعت، احترام و اکرام دولت‌مردان عربستان، به جبل عامل عزیمت کرد. در اواخر سال 1355ق، پا در رکاب سفر نهاد و به عراق رفت. ابتدا وارد بغداد شد و سپس برای زیارت امامان معصوم(ع) عازم نجف، کاظمین، سامرا و کربلا گردید.

در واپسین روزهای سال 1355ق، مقارن 1315ش، شرف‌الدین از عراق راهی ایران شد تا مرقد هشتمین پیشوای شیعیان، حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) را زیارت کند. در تهران عده زیادی از علما، روحانیون و شخصیت‌های علمی و دینی از او استقبال کردند. همچنین مردم دین‌دار و عالمان شهر به دیدار و زیارت او شتافتند و به اکرام و احترامش همت گماشتند.

شرف‌الدین از تهران به قم عزیمت کرد تا مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه(ع)، دخت والاگهر امام موسی کاظم(ع) را زیارت کند و از نزدیک با حوزه علمیه و علما و فقهای قم که به‌سختی تحت فشار اختناق و استبداد رضاخانی بودند، آشنا شود. پس از این زیارت و دیدار، رخت سفر به دیار خراسان کشید و عازم شهر شهادت، مشهد مقدس شد و بوسه به آستان قدس حضرت امام رضا(ع)زد... و به آرزوی دیرین خویش دست یافت. سفر شرف‌الدین به ایران، نزدیک به یک ماه طول کشید و در اوایل سال 1356ق، به وطن خود بازگشت.

سرچشمه هدایت

شرف‌الدین برای مقابله با وضع آشفته و نابسامان فرهنگی و آموزشی در لبنان که در اثر گسترش و تحکیم سلطه خیانت‌آمیز استعمارگران غربی در این دیار به وجود آمده بود، تصمیم به اصلاح دستگاه‌های آموزش و پرورش جامعه خود گرفت. وی تصمیم گرفت مدرسه‌ای در صور بسازد. در این کار از تمام کسانی که امکان کمک مادی داشتند، دعوت به همکاری کرد.

ابتدا در سال 1357ق، مدرسه‌ای ابتدایی برای آموزش و پرورش دانش‌آموزان مسلمان با نام «المدرسة الجعفریة» بنا نهاد. این مدرسه به‌طور رایگان اداره می‌شد و علاوه بر تعلیم درس‌های جدید، از درس‌های معارف و اخلاق اسلامی نیز بهره می‌جست.

شرف‌الدین در مقام یک مصلح دلسوز و آگاه، باشگاه مجلل و زیبای «نادی الإمام الصادق(ع)» را تأسیس کرد تا بدین طریق از شرکت جوانان در محافل دشمنان و بدخواهان جلوگیری کند. علاوه بر آن، مسجدی در نزدیک ی مدرسه جعفریه و باشگاه امام صادق(ع) ساخت تا دانش‌آموزان و کسانی که به باشگاه می‌آیند، فرایض دینی خود را در مسجد انجام دهند. شرف‌الدین خوب می‌دانست که دختران امروز، مادران فردایند و در تربیت فرزندان مسلمان نقشی اساسی دارند. با احساس این نیاز و پس از تهیه مقدمات، در سال 1361ق، مدرسه دخترانه «الزهراء» را تأسیس کرد. پس از مدتی، مخالفان سیاسی او که از دست‌نشاندگان فرانسه بودند، با توسل به زور و کمک دولت وابسته لبنان و سربازان دولتی، مدرسه الزهراء را بستند، اما شرف‌الدین بدون هیچ ترس و یأسی، کلاس‌های آن سال را در خانه خود برپا کرد و تا آخر ادامه داد و سال بعد، مجددا مدرسه بازگشایی شد و در کنار مدرسه جعفریه، کار خود را آغاز کرد. بعدها دانشکده جعفریه را نیز تأسیس کرد.

شرف‌الدین به اندازه توان مادی خویش همواره در جهت رفع نیاز فقرا و مستمندان می‌کوشید. خانه‌اش در صور پناهگاه تهیدستان و حاجتمندان بود. وی در ادامه راه اصلاح و سازندگی اجتماعی خویش، مؤسسه خیریه‌ای را به نام «انجمن نیکوکاری و احسان» به همین منظور در سال 1365ق، تأسیس کرد. تأسیس این مؤسسه از کارهای بسیار درخشان، کارساز و اساسی شرف‌الدین در سال‌های آخر عمرش بود.

اجتهاد در مقابل نص

کار علمی و تحقیقی مهم دیگری که شرف‌الدین در واپسین سال‌های عمرش به انجام آن موفق شد، نوشتن کتاب مشهور و شگفت‌انگیز «النص و الاجتهاد» بود. این کتاب یکی دیگر از آثار وحدت‌آفرین شرف‌الدین است.

در این کتاب، وی حدود صد مورد اجتهاد در مقابل نص (اعمال نظر شخصی در مقابل کلام صریح پیامبر) را که خلفا، حاکمان و برخی از بستگان آنان، در زمان رسول خدا یا بعد از رحلت آن حضرت مرتکب شدند، بر اساس کتاب‌های معتبر اهل سنت برمی‌شمارد و در مورد هریک، نظریات علمی، تحقیقی و منتقدانه خود را بیان می‌کند. نوشتن چنین کتاب ارزشمندی، در ادامه راه اصلاح و سازندگی فرهنگی امت جدش، آخرین کار جاودان و حسن ختام یک عمر تلاش او برای خوشبختی و سعادت و وحدت مسلمانان جهان محسوب می‌شود.

وفات

شرف‌الدین هیچ‌گاه ناتوانی‌های جسمی و بیماری‌های مربوط به دوران سال‌خوردگی را بهانه قرار نداد و شانه از زیر بار مسئولیت‌های شرعی و اجتماعی خالی نکرد. هنگامی که در بیمارستان بیروت بستری بود، هر روز مردم بسیاری از اقشار مختلف و از همه شهرهای لبنان، برای عیادتش می‌آمدند.

روزها در بیم و امید و اضطراب می‌گذشت تا اینکه در صبح روز دوشنبه 8 جمادی‌الثانی سال 1377ق، آن شعله فروزان و آن چشم همیشه بیدار، پس از 87 سال درخشش خیره‌کننده خاموش شد.

خبر درگذشت شرف‌الدین در دنیای اسلام، انعکاس غم‌انگیزی داشت و مردم صور برای همیشه در حسرت دیدن دوباره آن چهره درخشان الهی و امید دل‌ها، سوختند.

سرانجام دو روز پس از وفات و تشییع مجلل و چشمگیر در بیروت، بغداد، کاظمین و نجف، پیکر پاک شرف‌الدین در سمت جنوبی صحن امام على(ع) و مجاور آرامگاه استادش، فقیه بزرگ سید محمدکاظم یزدی به خاک سپرده شد.

آثار

  1. الفصول المهمة؛
  2. الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء؛
  3. المراجعات؛
  4. النص و الاجتهاد؛
  5. أبوهریرة؛
  6. المجالس الفاخرة فی ماتم العترة الطاهرة؛
  7. فلسفة المیثاق و الولایة؛
  8. أجوبة مسائل جارالله؛
  9. مسائل فقهیة؛
  10. کلمة حول الرؤیة؛
  11. إلی المجمع العلمی العربی بدمشق؛
  12. ثبت الأثبات فی سلسله الرواة؛
  13. مؤلفوا الشیعة فی صدر الإسلام؛
  14. زینب الکبری؛
  15. بغیة الراغبین فی أحوال آل شرف‌الدین.

منابع مقاله

گلشن ابرار، تهیه و تدوین: جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، زیر نظر: پژوهشکده باقرالعلوم وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، قم، نشر معروف، ج 2، ص 654، چاپ اول، تابستان 1379.

وابسته‌ها

مسایل فقهیه

المسح علی الأرجل أو غسلها في الوضوء

الكلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليهاالسلام و عقيلة الوحي

المراجعات، رهبری امام علی(ع) در قرآن و سنت

مناظرات، ترجمه المراجعات

اجتهاد در مقابل نص

الفصول المهمة في تألیف الأمة

المراجعات

موسوعة الإمام السيد عبدالحسين شرف‌الدين

گفت و شنودهای مذهبی حق جو و حق شناس

مؤلفو الشيعة في صدر الإسلام

إلی المجمع العلمي العربي بدمشق

مقدمة المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة

النص و الاجتهاد (اسوه)

النص و الاجتهاد (انگلیسی)

النص و الإجتهاد

تلاش حق: حضرت علامه سید شرف‌الدین موسوی کی المراجعات کا خلاصه

ترجمه المراجعات

فاطمه عليهاسلام برترين بانو

سخني شيوا در برتري حضرت زهراء(س)

مناظرات شيعه و سني (ترجمه المراجعات)

مناظره دو رهبر مذهبی، مذهب و رهبر ما (ترجمه کتاب المراجعات)

المسح علي الأرجل أو غسلها في الوضوء

الفصول المهمة في تأليف الأمة و يليه الکلمة الغراء في تفضيل الزهراء عليهاالسلام

رهبري امام علي(ع) در قرآن و سنت (ترجمه المراجعات سال 1382 ش)

رؤية الله و فلسفة الميثاق و الولاية

سوکنامه امام حسين و يارانش، به انضمام گزيده‌ای از سيره مقدس پيامبر و امام علي(ع)

المراجعات (أبحاث جديدة في أصول المذهب و الإمامة العامة)

در راه تفاهم مسلمانان (ترجمه: الفصول المهمه)

جواب اشکالات موسی جارالله ترجمه اجوبه مسائل جارالله

أبو هریرة

مسائل فقهیه

ابوهریره

النص و الاجتهاد: متن و تفسیر

راه راست

راه راست: ترجمة المراجعات

فاطمه عليهاالسلام برترين بانو

راه وحدت امت اسلامی

أجوبة مسائل جارالله

الفصول المهمة فی تألیف الأمة

السيدة زينب في تاريخ الإسلام