وجود ذهنی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (A-esmaili صفحهٔ اصالت وجود را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به وجود ذهنی منتقل کرد)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
| نام = اصالت وجود
| نام = وجود ذهنی
| تصویر =  
| تصویر =  
| توضیح تصویر =  
| توضیح تصویر =  
| معادل لاتین = Aṣālat al-Wujūd
| معادل لاتین = Mental Existence / Subjective Existence
| معادل عربی = أصالة الوجود
| معادل عربی = الوجود الذهنی
| معادل فرانسوی/آلمانی =  
| معادل فرانسوی/آلمانی = existence mentale (فرانسوی) / geistige Existenz (آلمانی)
| دانش = فلسفه اسلامی، حکمت متعالیه
| دانش = فلسفه اسلامی، معرفت‌شناسی، وجودشناسی
| فیلسوفان کلیدی = صدرالدین شیرازی (ملاصدرا)
| فیلسوفان کلیدی = ابنسینا (شیخ الرئیس)، صدرالمتألهین شیرازی، محقق دوانی، سید سند، دشتکی، قوشجی
| تعریف = وجود در عالم خارج اصالت دارد و ماهیت امری اعتباری و انتزاعی است.
| تعریف = وجود ماهیات در ذهن به وجودی تبعی که آثار خارجی بر آن مترتب نمی‌شود
| متون مهم = الأسفار الأربعة، المشاعر، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، شرح المنظومة
| متون مهم = الأسفارالأربعة (صدرالمتألهین)، شرح المنظومة (سبزواری)، بدایةالحکمة (طباطبایی)، نهایةالحکمة (طباطبایی)، الشواهد الربوبیة (صدرالمتألهین)
| مفاهیم مرتبط = تشکیک وجود، حرکت جوهری، تبعیت ماهیت از وجود، اتحاد عاقل و معقول، وحدت شخصیه وجود، معاد جسمانی
| مفاهیم مرتبط = علم، تصور، ماهیت، وجود خارجی، اتحاد عاقل و معقول، اصالت وجود، کلی طبیعی، کیف نفسانی، شبح، انقلاب ماهیات
| متضادها = اصالت ماهیت
| متضادها = وجود خارجی، وجود عینی
| ریشه‌شناسی =  
| ریشه‌شناسی = ذهن (جایگاه فهم و ادراک)
| نخستین بار توسط = صدرالمتألهین (ملاصدرا)
| نخستین بار توسط =  
}}
}}


'''وجود ذهنی''' یکی از دو قسم اساسی وجود نزد حکماست، چه وجود به وجود خارجی عینی و وجود ذهنی عقلی تقسیم می‌شود. مراد از وجود ذهنی، وجود معانی و ماهیات در ذهن است به گونه‌ای که ماهیت شیء به خودِ خود در ذهن حضور می‌یابد نه به شبح یا مثال آن. وجود ذهنی از وجود خارجی متمایز است، زیرا آثار مطلوب شیء بر وجود ذهنی مترتب نمی‌شود در حالی که بر وجود خارجی مترتب می‌گردد.<ref>نهایةالحکمة، ص۳۴، س۲</ref>


'''اصالت وجود در حکمت متعالیه''' عنوان مقاله‌ای تحلیلی است که به مسئله «اصالت وجود» (به عربی: Aṣālat al-Wujūd) بر اساس نمایه کتاب «الأسفار الأربعة» ملاصدرا می‌پردازد.
==ادله اثبات وجود ذهنی==
حکما برای اثبات وجود ذهنی به ادله متعددی استدلال کرده‌اند و همگی در اصل وجود ذهنی اتفاق نظر دارند. از برجسته‌ترین این ادله، تصور امور متصف به کلیت و عموم است، چه کلی و معنای کلی در خارج اصلاً وجود ندارد و تنها در ذهن تحقق می‌یابد. نیز تصور معدوم متمایز از سایر معدومات، زیرا ما معدوم را تصور می‌کنیم و احکام ثبوتی بر آن حمل می‌نماییم با آنکه در خارج معدوم است، و این مستلزم وجود آن در ذهن می‌باشد.<ref>اتفاق الحکماء فی القول بالوجود الذهنی، الأسفارالأربعة، ج۱، ص۲۶۳، س۵، ف۱۵۱۰؛ إثبات الوجود الذهنی بتصور الأمور المتصفة بالکلیة و العموم، بدایةالحکمة، ص۲۹، س۱۱</ref>


== مقدمه: چیستی مسئله ==
نیز از راه حکم ثبوتی صادق بر معدومات و ممتنعات استدلال می‌شود. مثلاً هنگامی که حکم می‌کنیم «اجتماع نقیضین محال است»، این حکمی ثبوتی بر امری معدوم در خارج است، و حکم جز با وجود موضوع در مرتبه‌ای از مراتب صحیح نیست، و آن مرتبه همان وجود ذهنی است. همچنین قضایای حقیقیه که در آنها بر طبیعت بما هی له احکامی را حمل می‌کنیم با آنکه طبیعت بما هی در خارج وجود ندارد، بر وجود ذهنی دلالت دارند.<ref>إثبات الوجود الذهنی بالحکم الثبوتی الصادق على المعدومات و الممتنعات، الأسفارالأربعة، ج۳، ص۲۸۰، س۴، ف۷۷۳۹</ref>
مسئله «اصالت وجود» به این پرسش بنیادین پاسخ می‌دهد که از میان «وجود» و «ماهیت»، کدام یک در عالم خارج، تحقق عینی و اصالت دارد؟ دیدگاه غالب پیش از ملاصدرا (به جز برخی مشائیان) «اصالت ماهیت» بود؛ یعنی ماهیت انسان، انسانیت است و وجود امری زائد و طفیلی بر آن به شمار می‌رفت. صدرالمتألهین (صدرالدین شیرازی) در کتاب «الأسفار الأربعة» با اقامه براهین متقن نشان داد که «وجود» است که اصالت دارد و «ماهیت» امری اعتباری و انتزاعی است.


در نمایه حاضر، مباحث «اصالت الوجود» در چندین محور اصلی دسته‌بندی شده است.
از دیگر ادله، تصور صرف حقیقت بدون غرائب و اجانب آن چون ماده و لواحق آن است. انسان هنگامی که حقیقت انسان بما هو انسان را تصور می‌کند، از ماده و لواحق آن تجرد می‌یابد، در حالی که این متصور در خارج وجود ندارد زیرا در خارج از ماده و لواحق منفک نیست، پس وجود آن در ذهن خواهد بود.<ref>إثبات الوجود الذهنی باقتضاء تصور صرف الحقیقة من دون غرائبها و أجانبها کالمادة و لواحقها لتحققها فی الذهن، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۲، ص۱۲۵، س۳</ref>


== ۱. ادله اثبات اصالت وجود (براهین محوری) ==
==اقوال در حقیقت وجود ذهنی==
عناوین متعددی با عنوان «إثبات أصالة الوجود» وجود دارد که هر کدام به یک برهان خاص اشاره می‌کنند:
اقوال حکما در حقیقت وجود ذهنی متعدد است. برخی گفته‌اند علم حصول شبحی است در ذهن که حاکی از خارج و مباین با محکی در ماهیت باشد. این همان قول به شبح نامیده می‌شود. برخی دیگر گفته‌اند علم حصول شبحی در ذهن است که حاکی از خارج نیست، اما این قول به سفسطه می‌انجامد. قول صحیح عند التحقیق آن است که حاصل در ذهن خود ماهیت شیء است نه شبح و نه مثال آن.<ref>الأقوال فی حقیقة الوجود الذهنی، بدایةالحکمة، ص۲۸، س۳؛ القول بأن العلم حصول شبح فی الذهن یکون حاکیا عن الخارج و مباینا للمحکی ماهیة، نهایةالحکمة، ص۳۴، س۹</ref>


=== الف) برهان ترتب آثار (Aṣālat al-wujūd bi ṭarīq ta’thīr) ===
ابنسینا (شیخ الرئیس) بر این باور است که علم ما به جواهر ـ چه مادی چه مجرد ـ بواسطة صوری است که اعراضی در نفس می‌باشند. این قول او مبتنی بر مقدماتی چند است: عدم تعقل عاقل جز ذات خود یا صفت خود، و اینکه نفس دارای درجه واحدة است، و نفی تشکیک در وجود، و نفی اتحاد عاقل و معقول، و نفی اتصال عقل به عقل فعّال، و نفی مثل.<ref>ابتناء قول الشیخ بأن علمنا بالجواهر بواسطة الصور و هی أعراض فی النفس على عدم تعقل العاقل إلا ذاته أو صفتها و أن للنفس درجة واحدة و نفی التشکیک فی الوجود، الحاشیةعلىالإلهیات، ص۱۳۹، س۱؛ ابتناؤه على نفی اتحاد العاقل و المعقول و نفی اتصال العقل بالعقل الفعال و نفی المثل، همان، ص۱۳۹، س۴</ref>
اساسی‌ترین دلیل، ترتب آثار وجودی بر وجود است؛ آثاری که ماهیت فاقد آن است. «إثبات أصالة الوجود بترتب الآثار على الوجود الخارجي دون الذهنی». یعنی آثار (مانند احتراق، حرارت، حرکت) تنها بر وجود خارجی مترتب می‌شود، نه بر ماهیتی که در ذهن است. همچنین به «تغایر آثار الكون الخارجي و الكون الذهني» اشاره شده که نشان می‌دهد ماهیت در خارج و ذهن یکسان نیست، چون آثارش تغییر می‌کند. در همین زمینه آمده: «إثبات أصالة الوجود بتحقق كل شيء و ترتب آثاره و أحكامه بالوجود» یعنی حقیقت هر چیزی و آثار آن به وجود بازمی‌گردد.<ref>بدایة الحکمة، ص ۱۳؛ شرح المنظومة-فلسفة، ج ۲، ص ۶۸؛ المشاعر، ص ۹</ref>


=== ب) برهان تشکیک (Burhān al-Tashkīk) ===
==دیدگاه صدرالمتألهین و دوانی==
وجود دارای مراتب «شدت و ضعف» است در حالی که ماهیت چنین خاصیتی ندارد. این تفاوت مراتب، خود گواه اصالت وجود است. «إثبات أصالة الوجود بتحقق التشکیک خارجا و عدم تحمل الماهية له»؛ یعنی تشکیک در خارج تحقق دارد اما ماهیت قابلیت حمل تشکیک را ندارد. همچنین به «انتفاء تحقق أنواع بلا نهایة في الحركة الاشتدادیة بناء علی أصالة الوجود» اشاره دارد.<ref>بدایة الحکمة، ص ۱۳؛ المشاعر، ص ۱۸</ref>
صدرالمتألهین شیرازی قول خود در وجود ذهنی را بر اصالت وجود و اعتباریت ماهیات بنا نهاده است. به باور او ماهیات ذهنی تحت مقولات خود در خارج قرار نمی‌گیرند، زیرا ماهیات کلی طبیعی اموری اعتباری هستند. وی معتقد است صور علمی به حمل شائع بر مقوله کیف حمل می‌شوند و به حمل اولی بر مقوله‌ای که در خارج دارند حمل می‌گردند.<ref>ابتناء قول صدر المتألهین بعدم اندراج الماهیات الذهنیة تحت مقولاتها التی فی الخارج على اعتباریة الماهیات و هی الکلیات الطبیعیة، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۲، ص۱۴۰، س۹</ref>


=== ج) برهان بساطت و عدم ترکب (Burhān al-Basāṭa) ===
در مقابل، محقق دوانی بر این باور است که صور ذهنی تحت مقوله معلوم قرار می‌گیرند به دلیل اتحاد علم و معلوم بالذات، و نیز منکر این است که علم کیف نفسانی باشد. وی بر جوهر بودن جوهر ذهنی اصرار می‌ورزد و مستند می‌کند که جوهر ماهیتی است که شأن آن این است که اگر در خارج موجود شود در موضوع نباشد.<ref>اندراج الصور الذهنیة عند الدوانی تحت مقولة المعلوم لاتحاد العلم و المعلوم بالذات، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۲، ص۱۳۷، س۴؛ إصرار المحقق الدوانی على جوهریة الجوهر الذهنی، الحاشیةعلىالإلهیات، ص۱۳۱، س۱</ref>
اگر وجود اصیل نبود و ماهیت نیز اصالت داشت، هر موجودی از دو جزء (وجود و ماهیت) ترکب می‌یافت که این خلاف بساطت حقیقت وجود است. «وجه عدم صحة أصالة الوجود و الماهية معا»؛ یعنی جمع اصالت وجود و ماهیت ممکن نیست. دلیل آن: «عدم استلزام أصالة الوجود للتسلسل لکون موجودیته بنفسه»؛ وجود به دلیل اینکه موجودیتش عین ذاتش است، محتاج به چیز دیگری نیست و ترکیب نمی‌پذیرد.<ref>نهایة الحکمة، ص ۱۰؛ الأسفار، ج ۱، ص ۴۰</ref>


== ۲. تبعیت ماهیت از وجود (آن‌گونه که در نمایه آمده) ==
==اشکالات وارد بر وجود ذهنی==
یکی از نتایج مهم اصالت وجود، این است که ماهیت «تبعی» و «ظلّی» وجود است و مجعول بالعرض. «تابعیة الماهيات للوجودات الخاصة» ذکر شده و عنوان شده: «إشارة إلى أن المجعول هو الوجود لَا الماهية». همچنین «كون الماهية حكایة عن الوجود» تصریح شده است. نیز عنوان شده: «استلزام أصالة الوجد لنفي أي ثبوت عن الماهية قبل وجودها العیني الخاص بها»؛ یعنی قبل از تحقق وجود، ماهیت هیچ ثبوتی ندارد.<ref>الأسفار، ج ۲، ص ۳۴۹؛ الأسفار، ج ۲، ص ۳۵۲؛ الأسفار، ج ۱، ص ۴۰۳؛ بدایة الحکمة، ص ۱۶۵</ref>
اشکالات بسیاری بر قول به وجود ذهنی وارد شده است. از مهمترین آنها: لازمه وجود ذهنی اندراج ماهیت ذهنی تحت دو مقوله یا دو نوع است. مثلاً انسان ذهنی از جهتی جوهر است و از جهتی دیگر که در ذهن حاصل شده کیف نفسانی می‌باشد، پس لازم می‌آید یک چیز واحد هم جوهر باشد هم عرض.<ref>إبطال الوجود الذهنی باستلزامه اندراج الماهیة الذهنیة تحت مقولتین، بدایةالحکمة، ص۳۰، س۹؛ إبطاله باستلزامه کون الشیء الواحد جوهرا و عرضا، همان، ص۳۰، س۴</ref>


== ۳. اتحاد وجود و ماهیت در خارج ==
از اشکالات دیگر: لازمه وجود ذهنی انطباع کبیر در صغیر است. صورت ذهنی کوه مثلاً در ذهن حاصل می‌شود در حالی که بزرگ است و ذهن یا آله مدرکه کوچک، پس انطباع عظیم در صغیر لازم می‌آید. نیز لازمه آن اتصاف نفس به صفات متضاد است؛ اگر نفس حرارت و برودت را توأماً تصور کند باید نفس هم گرم باشد هم سرد.<ref>الإشکال على الوجود الذهنی باستلزامه انطباع الکبیر فی الصغیر، بدایةالحکمة، ص۳۵، س۲۴؛ الإیراد على الوجود الذهنی باستلزامه اتصاف النفس بالأمور المتضادة، الأسفارالأربعة، ج۱، ص۳۰۸، س۱، ف۱۷۵۴</ref>
اگر وجود اصیل است، در عالم خارج نباید دو چیز به نام «وجود» و «ماهیت» داشته باشیم بلکه حقیقت واحدی است (وجود شخصی) که ماهیت، تنها تحلیل عقلی آن است. «اتحاد الوجود و الماهية عینا و تغايرهما مفهوما» عنوان شده. همچنین «أصالة الوجود و تقدمه على الماهية خارجا و اتحاد الماهية بالوجود» ذکر شده است. حتی «اتحاد الماهية مع الوجود و موجودیتها بالعرض» به عنوان یک اصل پذیرفته شده است.<ref>الأسفار، ج ۶، ص ۴۸؛ المشاعر، ص ۳۱؛ الأسفار، ج ۱، ص ۲۹۱</ref>


== ۴. نتائج فلسفی و کلامی اصالت وجود ==
==دفع اشکالات==
پذیرش این اصل، آثار فراوانی در دیگر مسائل فلسفی داشته است:
حکما این اشکالات را به وجوه گوناگونی دفع کرده‌اند. برخی به اختلاف حمل پاسخ گفته‌اند: حمل در قول «جوهر ذهنی جوهر است» حمل اولی ذاتی است و در قول «جوهر ذهنی کیفی است» حمل شائع صناعی، و تناقضی در کار نیست زیرا حمل به اختلاف اعتبار مختلف می‌شود. این روش صدرالمتألهین در حل اشکال بوده است.<ref>الإشارة إلى أن الجواب باختلاف الحمل عن الإیراد على الوجود الذهنی باندراج المقولات تحت الکیف طریق صدر المتألهین، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۲، ص۱۳۸، س۶</ref>


=== الف) معاد جسمانی ===
از دیگر پاسخ‌ها این است که صور علمی در نفس حلول نمی‌کنند به گونه حلول اعراض در موضوعات مادی، بلکه قیام آنها به ذهن قیام صدوری است نه حلولی. نفس فاعل صور است نه محل قابل برای آنها. با این بیان، اشکال اتصاف نفس به صفات مادیات و اشکال انطباع کبیر در صغیر دفع می‌شود.<ref>الإشارة إلى أن النفس فاعل للصور الحسیة و الخیالیة لا محل قابل لها و اندفاع شبهات الوجود الذهنی المبتنیة على حلول الصور فی النفس به، الحاشیةعلىالإلهیات، ص۱۳۰، س۱</ref>
تنها با اصالت وجود و حرکت جوهری می‌توان معاد جسمانی را اثبات کرد. «ابتناء إثبات المعاد الجسماني على أصالة الوجود و تبعیة الماهية له» عنوان شده. همچنین: «ابتناء إثبات المعاد الجسماني علی مسألة قبول الوجود للتشکیک».<ref>الأسفار، ج ۹، ص ۱۸۵؛ الأسفار، ج ۹، ص ۱۸۶</ref>


=== ب) توحید و صفات الهی ===
==قول دشتکی به انقلاب==
اصالت وجود راه را برای توحید اخص‌الخاص و وحدت شخصیه وجود هموار می‌کند. «استلزام أصالة الوجود لتوافق المختلفات من صفات الواجب و فعله في الجهة النوریة» عنوان شده.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج ۲، ص ۷۶</ref>
قول دیگر در حل اشکالات وجود ذهنی، قول دشتکی به انقلاب ماهیات است. وی معتقد است ماهیت هنگامی که در ذهن تحقق می‌یابد به کیف نفسانی منقلب می‌شود و هنگامی که در خارج موجود می‌گردد جوهر یا عرضی خواهد بود مطابق با مقوله خود. این قول اشکالات مبتنی بر انحفاظ ماهیت بر حقیقت خود را دفع می‌کند، زیرا در این دیدگاه انحفاظی در کار نیست بلکه انقلاب صورت می‌پذیرد. این مسلک دقیق و نزدیک به تحقیق توصیف شده است.<ref>دفع الدشتکی شبهات الوجود الذهنی بانقلاب الماهیات إلى الکیف عند انقلاب وجودها الخارجی إلى الذهنی، الحاشیةعلىالإلهیات، ص۱۳۳، س۱۵؛ وصف مسلک الدشتکی بأنه دقیق کاد أن یکون قریبا من التحقیق، همان، س۶</ref>


=== ج) علم واجب و معرفت ===
با این حال، محقق دوانی بر دشتکی اعتراض کرده است که عوارض مطلقاً ماهیت معروض خود را تغییر نمی‌دهند، بنابراین باید ماهیت با عوارض خود باقی بماند. نیز اشکال کرده که قول دشتکی مستلزم وجود مادة مشترک بین ذهنیات و خارجیات است در حالی که چنین مادة مشترکی مفقود می‌باشد.<ref>رد الدوانی قول الدشتکی بانقلاب الماهیات عند العلم بها بأن العوارض مطلقا لا تغیر حقیقة معروضها، الحاشیةعلىالإلهیات، ص۱۳۳، س۳۳؛ الإیراد على قول الدشتکی باستلزامه وجود مادة مشترکة بین الذهنیات و الخارجیات و هی مفقودة، همان، س۲۵</ref>
معرفت حقیقی تنها با اصالت وجود ممکن می‌شود. «امتناع التحقیق في مسألة إتحاد العاقل و المعقول إلا بأحکام أصالة الوجود» عنوان شده.<ref>الأسفار، ج ۳، ص ۳۷۳</ref>


== نتیجه‌گیری و جمع‌بندی استنادی ==
==بطلان قول به شبح==
بر اساس '''۴۳ مدخل مستقیم''' که در نمایه شما با عنوان «أصالة الوجود» یا زیرمجموعه‌های آن (مانند إثبات، نتائج، متفرعات) آمده است، می‌توان گفت:
قول به شبح به دلایل متقنی باطل شده است. از یک سو قول به شبح به سفسطه می‌انجامد، زیرا اگر حاصل در ذهن خود ماهیت نباشد بلکه شبحی از آن باشد، چگونه مطابق با واقع خواهد بود؟ و راهی برای اثبات مطابقت وجود ندارد. از سوی دیگر، قول به شبح مستلزم تحقق امری در ذهن است که در ذات با ماهیت مغایر و در برخی اعراض با آن موافق باشد، در حالی که ادله وجود ذهنی حضور خود ماهیت را در ذهن اثبات می‌کنند.<ref>إبطال القول بالشبح بدلالة أدلة الوجود الذهنی على حضور ماهیة الشیء بنفسها فی الذهن، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۲، ص۱۳۱، س۵؛ استلزام القول بالشبح فی الوجود الذهنی للسفسطة، بدایةالحکمة، ص۳۲، س۱۶</ref>


۱. '''اصالت وجود''' در حکمت متعالیه یک اصل موضوعی نیست، بلکه مدعایی است که با '''براهین قطعی''' (ترتب آثار، تشکیک، بساطت) اثبات می‌شود.<ref>بدایة الحکمة ۱۳-۱۸؛ شرح المنظومه ۲/۶۸؛ المشاعر ۹</ref>
==ثمرات بحث وجود ذهنی==
بحث از وجود ذهنی ثمرات مهمی در مسائل فلسفی دیگر دارد. از جمله: اثبات تجرد نفس، زیرا نفس طبایع کلی عقلی مجرد را ادراک می‌کند در حالی که این طبایع در نفس موجودند و قیام مجرد به مادی محال است، پس تجرد نفس ثابت می‌شود. نیز از ثمرات آن اثبات اصالت وجود است، چه آثار وجود خارجی بر وجود خارجی مترتب است نه بر وجود ذهنی، و اگر ماهیت اصیل بود حکم آن در ذهن و خارج یکسان می‌شد.<ref>إثبات تجرد النفس بإدراکها للطبائع الکلیة العقلیة المجردة، شرحالمنظومة‑فلسفة، ج۵، ص۱۲۷، س۷؛ إثبات أصالة الوجود بترتب الآثار على الوجود الخارجی دون الذهنی، بدایةالحکمة، ص۱۳، س۱۳</ref>


۲. '''ماهیت''' امری اعتباری، انتزاعی و تابع وجود است و در خارج عین همان وجود می‌باشد.<ref>اسفار ۶/۴۸؛ اسفار ۱/۲۹۱؛ اسفار ۱/۴۰۳</ref>
نیز مسأله وجود ذهنی در تحقیق معاد جسمانی و روحانی و بسیاری از مقاصد ایمانی دخالت دارد. همچنین مبنایی است برای تصحیح احکام بر معدومات و ممتنعات و نقشی اساسی در تفسیر کُلیات و مفاهیم عقلی ایفا می‌کند.<ref>دخل مسألة الوجود الذهنی على الوجه الذی عند المصنف فی تحقیق المعادین الجسمانی و الروحانی و کثیر من المقاصد الإیمانیة، الشواهدالربوبیة، ج۱، ص۳۴، س۲</ref>


۳. پذیرش این اصل، '''شرط لازم''' برای اثبات مسائلی چون '''معاد جسمانی'''، '''اتحاد عاقل و معقول''' و '''توحید حقیقی''' است.<ref>اسفار ۹/۱۸۵؛ اسفار ۳/۳۷۳</ref>
==خلاصه==
 
وجود ذهنی حقیقتی فلسفی است که به ادله عقلی ثابت گردیده، و عبارت است از وجود ماهیات در ذهن به وجودی تبعی غیرمستقل که آثار خارجی بر آن مترتب نمی‌شود. آرای حکما در حقیقت آن و در چگونگی حل اشکالات وارد بر آن مختلف است: قول به شبح، قول به حلول، قول به صدور، قول به انقلاب. رأی راجح عند التحقیق آن است که ماهیات به خودِ خود با تبدل وجود در ذهن حاضر می‌شوند، قیام آنها به ذهن قیام صدوری است نه حلولی، و اشکالات به اختلاف حمل یا به تعدد جهات و اعتبارات دفع می‌گردد.
به تعبیر نهایی، تحلیل نمایه اسفار نشان می‌دهد که نظریه «اصالت وجود» نه یک مسئله فرعی، بلکه '''مبنای کلیدی و زیربنای تمام نظام حکمت متعالیه''' است.


==پانویس==
==پانویس==
خط ۷۰: خط ۶۶:
== منابع ==
== منابع ==


[[رده:فلسفه اسلامی]]
== رده‌ها ==
[[رده:اصالت وجود]]
[[رده:مباحث فلسفه اسلامی]]
[[رده:حکمت متعالیه]]
[[رده:وجودشناسی]]
[[رده:مفاهیم فلسفی اسلامی]]
[[رده:معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی]]
[[رده:اصطلاحات فلسفی ملاصدرا]]
[[رده:فلسفه ذهن]]
[[رده:وجود (فلسفه)]]
[[رده:مفاهیم فلسفی]]
[[رده:نظریه‌های معرفت]]
[[رده:فلسفه ملاصدرا]]
[[رده:ابنسینا]]
[[رده:ماهیات]]
[[رده:علم (فلسفه)]]