اقبال لاهوری، محمد: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | |||
| عنوان = محمد اقبال لاهوری | |||
| تصویر = NUR06987.jpg | |||
| | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | |||
| | | نام کامل = محمد اقبال لاهوری | ||
| | | نامهای دیگر = | ||
| | | لقب = | ||
| تخلص = | |||
| نسب = | |||
| نام پدر = | |||
| ولادت = ۳ ذیقعده ۱۲۹۴ق / ۱۸۷۷م | |||
| محل تولد = سیالکوت پنجاب | |||
| کشور تولد = هند (پاکستان کنونی) | |||
| محل زندگی = سیالکوت، لاهور، انگلستان، آلمان | |||
| رحلت = ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م / ۱۳۵۷ق | |||
| شهادت = | |||
| مدفن = مسجد بزرگ لاهور | |||
| طول عمر = ۶۱ سال | |||
| نام همسر = | |||
| فرزندان = | |||
| خویشاوندان = | |||
| دین = اسلام | |||
| مذهب = تشیع | |||
| پیشه = شاعر، متفکر، فیلسوف، حقوقدان | |||
| درجه علمی = دکتری فلسفه | |||
| دانشگاه = دانشگاه کمبریج، دانشگاه مونیخ | |||
| علایق پژوهشی = فلسفه اسلامی، عرفان، ادبیات فارسی و اردو، احیای تفکر دینی | |||
| منصب = | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[سید میرحسن]] | سرتوماس آرنولد}} | |||
| مشایخ = | |||
| معاصرین = | |||
| شاگردان = | |||
| اجازه اجتهاد از = | |||
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | اسرار خودی | رموز بیخودی | جاویدنامه | بانگ درا | بال جبرئیل}} | |||
| سبک نوشتاری = | |||
| وبگاه = | |||
| امضا = | |||
| کد مؤلف = AUTHORCODE06987AUTHORCODE | |||
}} | |||
{{کاربردهای دیگر|اقبال (ابهامزدایی)}} | |||
{{کاربردهای دیگر|لاهوری (ابهامزدایی)}} | |||
'''محمد اقبال لاهوری''' (۱۲۹۴-۱۳۵۷ق / ۱۸۷۷-۱۹۳۸م) شاعر، متفکر و فیلسوف مسلمان شبه قاره هند و پاکستان، از مهمترین احیاگران تفکر دینی در جهان اسلام معاصر و ایدئولوگ اصلی تشکیل کشور پاکستان. وی در ۳ ذیقعده ۱۲۹۴ق در شهر سیالکوت پنجاب متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاه خود گذراند و زبانهای فارسی و عربی را در مدارس قدیمه آموخت و با مقدمات علوم اسلامی و معارف قرآنی آشنا شد. سپس وارد مدرسه اسکاچ میشن (مبلغان اسکاتلندی) شد و با اصول و مبادی علوم جدید آشنا گردید. آشنایی وی با عرفان نظری از همین دوران آغاز شد و به دلیل تعلق خاطر پدرش به سلسله قادریه، در آغاز جوانی به این سلسله پیوست. استاد و راهنمای او در مدرسه اسکاچ میشن، [[سید میرحسن]] بود. اقبال از آغاز جوانی شعر میگفت و در مجالس شعرخوانی شرکت میکرد. در ۱۸۹۵م به لاهور رفت و در دانشکده دولتی به تحصیل پرداخت و در مدت پنج سال با ادبیات انگلیسی و ادبیات جدید اروپایی آشنا شد و مقدمات فلسفه غرب را فراگرفت. استاد او در فلسفه، سرتوماس آرنولد بود که تأثیر بسزایی در پرورش استعدادهای فکری اقبال داشت. پس از پایان تحصیلات، در همان دانشکده به تدریس زبان عربی، ادبیات انگلیسی، اقتصاد، تاریخ و فلسفه پرداخت. در ۱۹۰۵م به اروپا سفر کرد و سه سال در انگلستان و آلمان به تحصیل حقوق و فلسفه جدید و تحقیق در حکمت ایرانی و اسلامی پرداخت. با استادانی چون مکتگارت، وایتهد، ادوارد براون و نیکلسن ارتباط داشت و با افکار کانت، هگل، نیچه و برگسون آشنا شد. رساله دکتری خود را با عنوان «رشد مابعدالطبیعه در ایران» در دانشگاه مونیخ ارائه داد. در ۱۹۰۸م به هند بازگشت و پس از مدتی کوتاه تدریس در دانشگاه، از کار موظف کناره گرفت و تا پایان عمر با درآمد وکالت دادگستری به سرودن شعر، نوشتن مقالات و ایراد سخنرانی پرداخت. آشنایی عمیق او با افکار مولوی در این سالها آغاز شد و تأثیر عظیمی در شاعری و اندیشه او گذاشت. آثار متعددی به زبانهای فارسی، اردو و انگلیسی از خود به یادگار گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به «اسرار خودی» (فارسی)، «رموز بیخودی» (فارسی)، «جاویدنامه» (فارسی)، «بانگ درا» (اردو)، «بال جبرئیل» (اردو)، «رشد مابعدالطبیعه در ایران» (انگلیسی) و «تجديد التفكير الديني في الإسلام» اشاره کرد. سرانجام در سالهای آخر عمر گرفتار ضعف و بیماری شد و در ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م درگذشت و در مسجد بزرگ شهر لاهور به خاک سپرده شد. | |||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
| خط ۱۲۵: | خط ۱۳۱: | ||
[[زبدة التواريخ؛ اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی (ترجمه روحالهی)]] | [[زبدة التواريخ؛ اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی (ترجمه روحالهی)]] | ||
[[یادداشتهای پراکنده افکار پریشان]] | |||
[[أخبار الدولة السلجوقية]] | [[أخبار الدولة السلجوقية]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۶
| محمد اقبال لاهوری | |
|---|---|
| نام کامل | محمد اقبال لاهوری |
| ولادت | ۳ ذیقعده ۱۲۹۴ق / ۱۸۷۷م |
| محل تولد | سیالکوت پنجاب، هند (پاکستان کنونی) |
| محل زندگی | سیالکوت، لاهور، انگلستان، آلمان |
| رحلت | ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م / ۱۳۵۷ق |
| مدفن | مسجد بزرگ لاهور |
| طول عمر | ۶۱ سال |
| دین | اسلام |
| مذهب | تشیع |
| پیشه | شاعر، متفکر، فیلسوف، حقوقدان |
| اطلاعات علمی | |
| درجه علمی | دکتری فلسفه |
| دانشگاه | دانشگاه کمبریج، دانشگاه مونیخ |
| علایق پژوهشی | فلسفه اسلامی، عرفان، ادبیات فارسی و اردو، احیای تفکر دینی |
| اساتید |
|
| برخی آثار |
|
محمد اقبال لاهوری (۱۲۹۴-۱۳۵۷ق / ۱۸۷۷-۱۹۳۸م) شاعر، متفکر و فیلسوف مسلمان شبه قاره هند و پاکستان، از مهمترین احیاگران تفکر دینی در جهان اسلام معاصر و ایدئولوگ اصلی تشکیل کشور پاکستان. وی در ۳ ذیقعده ۱۲۹۴ق در شهر سیالکوت پنجاب متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاه خود گذراند و زبانهای فارسی و عربی را در مدارس قدیمه آموخت و با مقدمات علوم اسلامی و معارف قرآنی آشنا شد. سپس وارد مدرسه اسکاچ میشن (مبلغان اسکاتلندی) شد و با اصول و مبادی علوم جدید آشنا گردید. آشنایی وی با عرفان نظری از همین دوران آغاز شد و به دلیل تعلق خاطر پدرش به سلسله قادریه، در آغاز جوانی به این سلسله پیوست. استاد و راهنمای او در مدرسه اسکاچ میشن، سید میرحسن بود. اقبال از آغاز جوانی شعر میگفت و در مجالس شعرخوانی شرکت میکرد. در ۱۸۹۵م به لاهور رفت و در دانشکده دولتی به تحصیل پرداخت و در مدت پنج سال با ادبیات انگلیسی و ادبیات جدید اروپایی آشنا شد و مقدمات فلسفه غرب را فراگرفت. استاد او در فلسفه، سرتوماس آرنولد بود که تأثیر بسزایی در پرورش استعدادهای فکری اقبال داشت. پس از پایان تحصیلات، در همان دانشکده به تدریس زبان عربی، ادبیات انگلیسی، اقتصاد، تاریخ و فلسفه پرداخت. در ۱۹۰۵م به اروپا سفر کرد و سه سال در انگلستان و آلمان به تحصیل حقوق و فلسفه جدید و تحقیق در حکمت ایرانی و اسلامی پرداخت. با استادانی چون مکتگارت، وایتهد، ادوارد براون و نیکلسن ارتباط داشت و با افکار کانت، هگل، نیچه و برگسون آشنا شد. رساله دکتری خود را با عنوان «رشد مابعدالطبیعه در ایران» در دانشگاه مونیخ ارائه داد. در ۱۹۰۸م به هند بازگشت و پس از مدتی کوتاه تدریس در دانشگاه، از کار موظف کناره گرفت و تا پایان عمر با درآمد وکالت دادگستری به سرودن شعر، نوشتن مقالات و ایراد سخنرانی پرداخت. آشنایی عمیق او با افکار مولوی در این سالها آغاز شد و تأثیر عظیمی در شاعری و اندیشه او گذاشت. آثار متعددی به زبانهای فارسی، اردو و انگلیسی از خود به یادگار گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به «اسرار خودی» (فارسی)، «رموز بیخودی» (فارسی)، «جاویدنامه» (فارسی)، «بانگ درا» (اردو)، «بال جبرئیل» (اردو)، «رشد مابعدالطبیعه در ایران» (انگلیسی) و «تجديد التفكير الديني في الإسلام» اشاره کرد. سرانجام در سالهای آخر عمر گرفتار ضعف و بیماری شد و در ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م درگذشت و در مسجد بزرگ شهر لاهور به خاک سپرده شد.
ولادت
کسانى که در زمان حیات اقبال شرح احوال او را نوشتهاند، تاریخ ولادت او را از روی قرائن بهاختلاف سالهای 1870-1872 و 1875-1877م، دانستهاند[۱].
اقبال خود در شرح حال مختصری که در 1907م، به پایاننامه دکتریاش ضمیمه کرده، ولادت خویش را در 3 ذیقعده 1294ق، در شهر سیالکوت پنجاب نوشته است[۲].
تحصیلات
اقبال دوران کودکى و نوجوانى را در زادگاه خود (سیالکوت) گذراند و زبانهای فارسى و عربى را در مدارس قدیمه آنجا و به روش سنتى فراگرفت و با مقدمات علوم اسلامی و معارف قرآنى آشنا شد؛ سپس به مدرسهای که مبلغان مسیحى اسکاتلندی به نام «اسکاچ میشن» در سیالکوت تأسیس کرده بودند، وارد و به اصول و مبادی علوم جدید مشغول شد[۳].
آشنایی با عرفان نظری
آشنایى اقبال با مقدمات عرفان نظری و الفاظ و اصطلاحات خاص آن از همین روزگار آغاز شد و چون پدرش به سلسله قادریه تعلق خاطر داشت، اقبال نیز در آغاز جوانى به این سلسله پیوست[۴].
آشنایی با سید میرحسن
در مدرسه مبلغان اسکاتلندی، استاد و راهنمای او سید میرحسن بود که هم به تشویق و مساعدت او اقبال به این مؤسسه فرهنگى راه یافت[۵].
شاعری
اقبال از آغاز جوانى شعر مىگفت و در مجالس شعرخوانى شرکت میکرد و در بعضى از جراید محلى اشعارش طبع و نشر میشد[۶].
تحصیلات دانشگاهی
اقبال پس از طى دوران تحصیلات متوسطه، در 1895م، به لاهور رفت و در دانشکده دولتى آن شهر به ادامه تحصیل مشغول شد. در مدت 5 سالى که وی در این دانشکده بود، علاوه بر زبانهای فارسى و عربى، با ادبیات انگلیسى و ادبیات جدید اروپایى آشنایى کامل حاصل کرد و مقدمات فلسفه غرب را فراگرفت[۷].
در دوره فوق لیسانس علاوه بر تحصیل فلسفه که موضوع اصلى کار او بود، به مطالعه اصول علم اقتصاد و حقوق نیز اشتغال داشت. استاد او در فلسفه دانشمند شرقشناس مشهور، سرتوماس آرنولد بود که در طول این دوران نسبت به شاگرد خود دلبستگى خاصى یافته بود و راهنماییها و تعلیمات او نیز در پرورش استعدادهای ذهنى و فکری اقبال تأثیر بسیار داشت[۸].
اقبال پس از پایان این دوره از تحصیلات دانشگاهى، در بخش زبانهای شرقى همان دانشکده دولتى به تدریس پرداخت و عهدهدار دروسى در زبان عربى، ادبیات انگلیسى، اقتصاد، تاریخ و فلسفه شد و تا 1905م، در این زمینهها به تحقیق و ترجمه و تألیف مشغول بود[۹].
اشعار
در نخستین سالهای سده 20م، در شبه قاره، جریانهای فکری و حرکتهای سیاسى و آزادیخواهى و استقلالطلبى شدت تمام داشت و طبعاً طبقه جوان روشنفکر را بهسوی خود میکشید. اقبال در این احوال و بیرون از محیط تدریس دانشگاهى، بیشتر اوقات خود را در انجمنهای ادبى و مجالس شعرخوانى میگذراند و هنوز سالهای عمرش به 30 نرسیده بود که سرودههایش در نواحى اردوزبان شبه قاره دست به دست میگشت و شهرتش بهعنوان یکى از بهترین شاعران این زبان به دهلى و دکن و لکهنو رسیده بود[۱۰].
حمایت از عقاید سرسید احمدخان
اقبال در این دوره از عقاید سرسید احمدخان پشتیبانى میکرد و استاد پیشین او سید میرحسن که خود از پیروان افکار سرسید و نهضت علیگر بود، سالها پیش او را در این جریان فکری قرار داده بود[۱۱].
آشنایی با نذیر احمد دهلوی
یکى دیگر از کسانى که در این دوره در تکوین شخصیت اقبال تأثیر تمام داشت، مولوی نذیر احمد دهلوی بود که طى اقامت 10 ساله اقبال در لاهور غالباً به آنجا میرفت و در مجالسى که از طرف «انجمن حمایت اسلام» برپا میشد، سخنرانى میکرد[۱۲].
سفر به اروپا
اقبال در 1905م، به اروپا سفر کرد و 3 سال در انگلستان و آلمان به تحصیل حقوق و فلسفه جدید و تحقیق در حکمت ایرانى و اسلامی و تفحص در تاریخ فکر و تمدن غرب مشغول بود. وی در این مدت با استادانى چون مک تگارت فیلسوف و هگلشناس انگلیسى، وایتهد، ادوارد براون و نیکلسن ارتباط نزدیک داشت و با افکار کسانى چون کانت، هگل، نیچه و برگسن آشنا شد[۱۳].
رسالهای که اقبال تحت عنوان «رشد مابعدالطبیعه در ایران» در سال 1907م، برای اخذ درجه دکتری در دانشگاه مونیخ تألیف کرد، نمایانگر رشد فکری، ذهن منطقى و روشمند، دامنه اطلاعات و ادراک نقادانه او از مسائل علمی و فلسفى و تاریخى است[۱۴].
بازگشت به هند
اقبال در 1908م، به هند بازگشت و پس از دوران کوتاهى تدریس فلسفه در دانشگاه، از کار موظف کناره گرفت و تا پایان عمر با درآمدی که از وکالت دادگستری به دست میآورد، به سر برد[۱۵].
آشنایی با مولوی
اوقات او کلا به سرودن شعر، نوشتن مقالات و ایراد سخنرانیها میگذشت و سعى داشت که مسلمانان هند را به ارزشها و مواریث معنوی خود آگاه گرداند و آنان را برای کسب آزادی و استقلال و بازیافت هویت تاریخى و فرهنگى خود آماده سازد. آشنایى عمیقتر و دامنهدارتر او با افکار جلالالدین مولوی در این سالها آغاز شد و این شناخت نهتنها در شاعری و قدرت بیان او به زبان فارسى تأثیر عظیم داشت، بلکه به جوهر اندیشه او نیز رنگ و نیروی تازه بخشید و ترکیب و نظام فلسفهاش را کاملتر و منسجمتر ساخت[۱۶].
وفات
وی در سالهای آخر عمر گرفتار ضعف و بیماری شد و سرانجام در 21 آوریل 1938م، درگذشت و در مسجد بزرگ شهر لاهور به خاک سپرده شد[۱۷].
آثار
نوشتههای اقبال را مىتوان به چند گروه تقسیم کرد: الف)- به نثر اردو:
- علم الاقتصاد؛
- تاریخ تصوف؛
- انوار اقبال؛
- گفتار اقبال؛
- اقبالنامه؛
و... ب)- به نظم اردو:
- بانگ درا؛
- بال جبرئیل؛
و... ج)- به نظم فارسى:
- اسرار خودی؛
- رموز بىخودی؛
- جاویدنامه؛
و... د)- به انگلیسى:
- رشد ما بعدالطبیعه در ایران؛
- مباحثات اقبال؛
و...[۱۸].
پانویس
منابع مقاله