۱۶۰٬۹۸۲
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (Hbaghizadeh صفحهٔ ابنِ عطا، ابوالعباس احمد بن محمد بن سهل ادمى بغدادی را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به ابن عطا، ابوالعباس احمد بن محمد بن سهل ادمى بغدادی منتقل کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
| ولادت = 235ق؛ | | ولادت = 235ق؛ | ||
| محل تولد =؛ | | محل تولد =؛ | ||
| کشور تولد = ؛ | | کشور تولد =؛ | ||
| محل زندگی = ؛ | | محل زندگی =؛ | ||
| رحلت = 309ق؛ | | رحلت = 309ق؛ | ||
| شهادت = | | شهادت = | ||
| مدفن = | | مدفن = | ||
| طول عمر = ح 74؛ | | طول عمر = ح 74؛ | ||
| نام همسر = | | نام همسر = | ||
| خط ۳۰: | خط ۲۹: | ||
| اساتید = | | اساتید = | ||
| مشایخ = ابويعقوب يوسف بن موسى، ابوالعباس فضل ابن زياد، ابراهيم مارستانى، خير نساج، جنيد؛ | | مشایخ = ابويعقوب يوسف بن موسى، ابوالعباس فضل ابن زياد، ابراهيم مارستانى، خير نساج، جنيد؛ | ||
| معاصرین = حلاج، شبلى، ابن خفيفف، حامدِ وزير، ابوالحسن بوشنجى، على بن بندار صيرفى، ابوعبدالله محمد بن احمد مُقری، ابوالقاسم جعفر بن احمد مُقری، ابو محمد راسبى، بوجعفر صيدلانى، بوجعفر مجذوم، ابوالعباس دينوري، جريری، خراز، عمرو مکى؛ | | معاصرین = حلاج، شبلى، ابن خفيفف، حامدِ وزير، ابوالحسن بوشنجى، على بن بندار صيرفى، ابوعبدالله محمد بن احمد مُقری، ابوالقاسم جعفر بن احمد مُقری، ابو محمد راسبى، بوجعفر صيدلانى، بوجعفر مجذوم، ابوالعباس دينوري، جريری، خراز، عمرو مکى؛ | ||
| شاگردان = | | شاگردان = | ||
| خط ۴۰: | خط ۳۷: | ||
| علایق پژوهشی = | | علایق پژوهشی = | ||
| سبک نوشتاری = | | سبک نوشتاری = | ||
| آثار = | | آثار = | ||
| وبگاه = | | وبگاه = | ||
| امضا = | | امضا = | ||
| کد مؤلف = | | کد مؤلف =AUTHORCODE82146AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
| خط ۸۲: | خط ۷۹: | ||
اين دگرگونى روحى، يعنى دوره گرايش به تصوف و اشتغال به تأملات باطنى و عرفانى بوده که تا مرگ وی در 309ق ادامه داشته است. | اين دگرگونى روحى، يعنى دوره گرايش به تصوف و اشتغال به تأملات باطنى و عرفانى بوده که تا مرگ وی در 309ق ادامه داشته است. | ||
اما درباره اين تحول روحى نبايد مبالغه کرد، زيرا به نظر نمىرسد که او يکباره از راه و روش پيشين و عقايد حنبلى خود بريده باشد و حرمتى که وی تا آخرين روزهای عمر در ميان حنبليان | اما درباره اين تحول روحى نبايد مبالغه کرد، زيرا به نظر نمىرسد که او يکباره از راه و روش پيشين و عقايد حنبلى خود بريده باشد و حرمتى که وی تا آخرين روزهای عمر در ميان حنبليان داشت، مؤيد اين نکته است. | ||
اين تحول روحى که از آن به «غلبه» تعبير کردهاند، ظاهراً با حالاتى آميخته به نوعى وجد و بيخودی همراه بوده و در مدتى نسبتاً طولانى گه گاه با بروز اعمال و ابراز سخنان غيرعادی از سوی او ظاهرمىشدهاست. | اين تحول روحى که از آن به «غلبه» تعبير کردهاند، ظاهراً با حالاتى آميخته به نوعى وجد و بيخودی همراه بوده و در مدتى نسبتاً طولانى گه گاه با بروز اعمال و ابراز سخنان غيرعادی از سوی او ظاهرمىشدهاست. | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۷: | ||
اين دوره از زندگى ابن عطا که آخرين سالهای عمر اوست دوران مصاحبت او با پيران بزرگ صوفيه، دوستى نزديک با حلاج و مآلاً جان نهادن بر سر دفاع از عقيده او بوده است. | اين دوره از زندگى ابن عطا که آخرين سالهای عمر اوست دوران مصاحبت او با پيران بزرگ صوفيه، دوستى نزديک با حلاج و مآلاً جان نهادن بر سر دفاع از عقيده او بوده است. | ||
==پيروان وی در طريقت== | ==پيروان وی در طريقت== | ||
به نظر مىرسد که سير و سلوک ابن عطا، بيش از آنکه حاصل تعليم گرفتن از استادی باشد، نتيجه تفکرات و تأملات خود وی در دوره «غلبه» بوده است، با اينهمه روابط او با بزرگان صوفيه آن عصر اين گمان را به خاطر القاء مىکند که وی از شاگردان و مريدان آنان باشد، چنانکه برخى ابن عطا را مريد جنيد دانستهاند، مريدی که بعدها درپى مناظرهای از او کناره گرفت و جنيد نيز که رنجيده خاطر شده بود، او را نفرين کرد. | به نظر مىرسد که سير و سلوک ابن عطا، بيش از آنکه حاصل تعليم گرفتن از استادی باشد، نتيجه تفکرات و تأملات خود وی در دوره «غلبه» بوده است، با اينهمه روابط او با بزرگان صوفيه آن عصر اين گمان را به خاطر القاء مىکند که وی از شاگردان و مريدان آنان باشد، چنانکه برخى ابن عطا را مريد جنيد دانستهاند، مريدی که بعدها درپى مناظرهای از او کناره گرفت و جنيد نيز که رنجيده خاطر شده بود، او را نفرين کرد. | ||
از سوی ديگر قشيری او را از «اقران» جنيد به شمار | از سوی ديگر قشيری او را از «اقران» جنيد به شمار آوردهو [[ابن ملقن، عمر بن علی|ابن ملقّن]] از حضور ابن عطا بر بالين جنيد در واپسين دم حيات او سخن گفته، چنانکه آخرين کلماتى که جنيد بر زبان رانده خطاب به ابن عطا بوده است. | ||
کسانى چون سلمى، ابن ملقّن و شعرانى تنها به مصاحبت جنيد با ابن عطا اشاره کردهاند و از ارتباط آنان به عنوان مريد و مراد سخنى نگفتهاند. اما هم اينان و هم کسانى که به ارتباط مريد و مرادی اين دو اشاره کردهاند، مناظرات عرفانى ميان آنان را به تفصيل بيان داشتهاند و از آنجا که اينگونه مناظرات معمولاً جز ميان دو شيخ هم طراز صورت نمىگرفته، مىتوان گفت که مصاحبت جنيد با ابن عطا همچون مصاحبت دو عارف هم سنگ و هم طراز بوده است. | کسانى چون سلمى، ابن ملقّن و شعرانى تنها به مصاحبت جنيد با ابن عطا اشاره کردهاند و از ارتباط آنان به عنوان مريد و مراد سخنى نگفتهاند. اما هم اينان و هم کسانى که به ارتباط مريد و مرادی اين دو اشاره کردهاند، مناظرات عرفانى ميان آنان را به تفصيل بيان داشتهاند و از آنجا که اينگونه مناظرات معمولاً جز ميان دو شيخ هم طراز صورت نمىگرفته، مىتوان گفت که مصاحبت جنيد با ابن عطا همچون مصاحبت دو عارف هم سنگ و هم طراز بوده است. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۱۶: | ||
به زمان يا چگونگى آشنايى ابن عطا با حلاج اشارهای نشده است، اما دلايلى در دست است که از صميميت و حتى يکدلى اين دو حکايت دارد: روايت مشهور به «جن»؛ دو مکتوب حلاج به ابن عطا؛ ملاقات پنهانى اين دو در زندان و سپس ارتباط پنهانى آنان از طريق ابن خفيف؛ نگهداری رقعههای حلاج و احتمالاً حفظ طواسين او از خطر نابودی؛ محاکمه و سرانجام کشته شدن ابن عطا به سبب دفاع از نظريه «عين الجمع» [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]]. | به زمان يا چگونگى آشنايى ابن عطا با حلاج اشارهای نشده است، اما دلايلى در دست است که از صميميت و حتى يکدلى اين دو حکايت دارد: روايت مشهور به «جن»؛ دو مکتوب حلاج به ابن عطا؛ ملاقات پنهانى اين دو در زندان و سپس ارتباط پنهانى آنان از طريق ابن خفيف؛ نگهداری رقعههای حلاج و احتمالاً حفظ طواسين او از خطر نابودی؛ محاکمه و سرانجام کشته شدن ابن عطا به سبب دفاع از نظريه «عين الجمع» [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]]. | ||
1. | 1.روايت جن: | ||
ابن عطا کرامات [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]] را از جانب حق مىدانسته، اما اعتقاد خويش را جز نزد محرمان راز آشکار نمىکرده و نزد ديگران وی را «مخدوم جن» مىخوانده است. | ابن عطا کرامات [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]] را از جانب حق مىدانسته، اما اعتقاد خويش را جز نزد محرمان راز آشکار نمىکرده و نزد ديگران وی را «مخدوم جن» مىخوانده است. | ||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۲۶: | ||
از مضمون اين روايت چنين برمىآيد که ابن عطا نيز بر اين شايعه دامن مىزده تا اين حقيقت را از نظر پنهان دارد که از ديدگاه وی، قول و فعل حلاج ظهور قولوفعل خداوند بودهاست. | از مضمون اين روايت چنين برمىآيد که ابن عطا نيز بر اين شايعه دامن مىزده تا اين حقيقت را از نظر پنهان دارد که از ديدگاه وی، قول و فعل حلاج ظهور قولوفعل خداوند بودهاست. | ||
2. | 2.دو مکتوب حلاج به ابن عطا: | ||
اين مکتوبها ظاهراً هر دو در زندان نوشته شده و مکتوب نخست از طريق على بن عبدالله بن جهم روايت شده است. حلاج در اين نامه عشق پرسوز و گداز خود را به ابن عطا (لواعج اسرار محبتک) چنان دانسته که هيچ مکتوبى بيانگر آن و هيچ حسابى شمارگر آن و هيچ عتابى ويرانگر آن نتواند بود؛ سپس با سرودهای در اين باب نامه را به پايان رسانده است. | اين مکتوبها ظاهراً هر دو در زندان نوشته شده و مکتوب نخست از طريق على بن عبدالله بن جهم روايت شده است. حلاج در اين نامه عشق پرسوز و گداز خود را به ابن عطا (لواعج اسرار محبتک) چنان دانسته که هيچ مکتوبى بيانگر آن و هيچ حسابى شمارگر آن و هيچ عتابى ويرانگر آن نتواند بود؛ سپس با سرودهای در اين باب نامه را به پايان رسانده است. | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۳۲: | ||
اما مکتوب دوم بسى شورانگيزتر است، چه حلاج در آن قرب ابن عطا را فوق تحمل خويش دانسته، قربى که آتش بر وجود او زده (فاحرقتنا) و به فنايش کشانده است؛ در انتهای نامه نيز شعری سروده و در آن عشق خود را به ابن عطا همان عشق به خداوند دانسته است. | اما مکتوب دوم بسى شورانگيزتر است، چه حلاج در آن قرب ابن عطا را فوق تحمل خويش دانسته، قربى که آتش بر وجود او زده (فاحرقتنا) و به فنايش کشانده است؛ در انتهای نامه نيز شعری سروده و در آن عشق خود را به ابن عطا همان عشق به خداوند دانسته است. | ||
3. | 3.ديدارهای پنهانى در زندان: | ||
ابن عطا در زندان به ديدار حلاج نايل آمده و در آنجا حلاج برخى از رقعههای خود را بدو سپرده است. به روايت پسر حلاج چون حلاج را از ديدار ديگران منع کردند، يک بار ابن عطا به حيله به جايگاه او درآمد و ديگر بار پسرش، ابن خفيف را در آنجا ديده است. | ابن عطا در زندان به ديدار حلاج نايل آمده و در آنجا حلاج برخى از رقعههای خود را بدو سپرده است. به روايت پسر حلاج چون حلاج را از ديدار ديگران منع کردند، يک بار ابن عطا به حيله به جايگاه او درآمد و ديگر بار پسرش، ابن خفيف را در آنجا ديده است. | ||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۴۴: | ||
ابن عطا نيز که مرگ خود را محتمل مىديد، پيشاپيش نوشتههای خود و آثار حلاج را به وصى خويش ابوعمرو انماطى سپرد و از طريق انماطى اين رقعهها به سلمى رسيد و او نيز از آنها در تأليف حقائق التفسير بهره جست. | ابن عطا نيز که مرگ خود را محتمل مىديد، پيشاپيش نوشتههای خود و آثار حلاج را به وصى خويش ابوعمرو انماطى سپرد و از طريق انماطى اين رقعهها به سلمى رسيد و او نيز از آنها در تأليف حقائق التفسير بهره جست. | ||
4. | 4.محاکمه و مرگ: | ||
چون حامدِ وزير مکتوبى از حلاج با عنوان «من الرحمان الرحيم الى فلان بن فلان» به دست آورد، از خود وی در اين باب جويا شد. حلاج آن را تأييد کرد. حامد گفت: پس از ادعای نبوت، اکنون ادعای ربوبيت نيز مىکنى؟ حلاج گفت که نزد ما اين سخن به معنای «عين الجمع» است. وزير از او خواست که همراهان خويش را در اين قول برشمرد. حلاج نيز از ابن عطا، جريری و شبلى نام برد. چون بر جريری سخن حلاج را عرضه کردند، وی گوينده چنين سخنى را مستوجب قتل دانست، اما شبلى گفت که بايد او را از اين سخن بازداشت. | چون حامدِ وزير مکتوبى از حلاج با عنوان «من الرحمان الرحيم الى فلان بن فلان» به دست آورد، از خود وی در اين باب جويا شد. حلاج آن را تأييد کرد. حامد گفت: پس از ادعای نبوت، اکنون ادعای ربوبيت نيز مىکنى؟ حلاج گفت که نزد ما اين سخن به معنای «عين الجمع» است. وزير از او خواست که همراهان خويش را در اين قول برشمرد. حلاج نيز از ابن عطا، جريری و شبلى نام برد. چون بر جريری سخن حلاج را عرضه کردند، وی گوينده چنين سخنى را مستوجب قتل دانست، اما شبلى گفت که بايد او را از اين سخن بازداشت. | ||
| خط ۲۰۵: | خط ۲۰۰: | ||
ماسينيون پنج مناظره وی را با جنيد به تفصيل شرح داده است. مناظره وی با ابن خفيف را نيز مىتوان به اين مجموعه افزود. اين مناظرهات بيشتر پيرامون مسائلى چون برتری فقر يا غنا، چگونگى خواطر، تواجد، کيفيت انتقال در احوال، و ديگر مسائل عرفانى آن عصر بوده است. | ماسينيون پنج مناظره وی را با جنيد به تفصيل شرح داده است. مناظره وی با ابن خفيف را نيز مىتوان به اين مجموعه افزود. اين مناظرهات بيشتر پيرامون مسائلى چون برتری فقر يا غنا، چگونگى خواطر، تواجد، کيفيت انتقال در احوال، و ديگر مسائل عرفانى آن عصر بوده است. | ||
مباحثه ابن خفيف با ابن عطا نيز در باب فراست و همچنين درباره حديثى از پيامبر (ص) بوده و در اين مباحثه جريری حضور داشته است. | مباحثه ابن خفيف با ابن عطا نيز در باب فراست و همچنين درباره حديثى از پيامبر(ص) بوده و در اين مباحثه جريری حضور داشته است. | ||
| خط ۲۳۵: | خط ۲۳۰: | ||
ابن عطا را صاحب دو تأليف دانستهاند: | ابن عطا را صاحب دو تأليف دانستهاند: | ||
1- کتاب فى فهم القرآن، که بيشتر به تفسير ابن عطا معروف است، | 1-کتاب فى فهم القرآن، که بيشتر به تفسير ابن عطا معروف است، | ||
2- کتاب عوده الصفات و بدءها. کتاب اخير که کلاباذی آن را اثری در باب فنا دانسته، ظاهراً از ميان رفته است و از آنجا که تعرف تنها منبعى است که به آن اشاره دارد. | 2-کتاب عوده الصفات و بدءها. کتاب اخير که کلاباذی آن را اثری در باب فنا دانسته، ظاهراً از ميان رفته است و از آنجا که تعرف تنها منبعى است که به آن اشاره دارد. | ||
صحت انتساب آن به ابن عطا محرز نيست و اگر سلمى بخشهايى از کتاب فى فهم القرآن ابن عطا را در خلال حقائق التفسير خود، همراه با تفاسير عرفانى ديگر، نقل نمىکرد، شايد اين اثر نيز کلاً از ميان مىرفت. | صحت انتساب آن به ابن عطا محرز نيست و اگر سلمى بخشهايى از کتاب فى فهم القرآن ابن عطا را در خلال حقائق التفسير خود، همراه با تفاسير عرفانى ديگر، نقل نمىکرد، شايد اين اثر نيز کلاً از ميان مىرفت. | ||
| خط ۲۷۵: | خط ۲۷۰: | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== | ||
حفيظى، مينا، | حفيظى، مينا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377. | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | {{وابستهها}} | ||
[[نصوص صوفیة غیر منشورة لشقیق البلخی، ابن عطاء الادمی، النفری]] | |||
[[رده:زندگینامه]] | [[رده:زندگینامه]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 مهر 1402]] | ||
[[رده:فاقد کد پدیدآور]] | [[رده:فاقد کد پدیدآور]] | ||