۱۶۱٬۰۱۰
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
| ولادت = 235ق؛ | | ولادت = 235ق؛ | ||
| محل تولد =؛ | | محل تولد =؛ | ||
| کشور تولد = ؛ | | کشور تولد =؛ | ||
| محل زندگی = ؛ | | محل زندگی =؛ | ||
| رحلت = 309ق؛ | | رحلت = 309ق؛ | ||
| شهادت = | | شهادت = | ||
| مدفن = | | مدفن = | ||
| طول عمر = ح 74؛ | | طول عمر = ح 74؛ | ||
| نام همسر = | | نام همسر = | ||
| خط ۳۰: | خط ۲۹: | ||
| اساتید = | | اساتید = | ||
| مشایخ = ابويعقوب يوسف بن موسى، ابوالعباس فضل ابن زياد، ابراهيم مارستانى، خير نساج، جنيد؛ | | مشایخ = ابويعقوب يوسف بن موسى، ابوالعباس فضل ابن زياد، ابراهيم مارستانى، خير نساج، جنيد؛ | ||
| معاصرین = حلاج، شبلى، ابن خفيفف، حامدِ وزير، ابوالحسن بوشنجى، على بن بندار صيرفى، ابوعبدالله محمد بن احمد مُقری، ابوالقاسم جعفر بن احمد مُقری، ابو محمد راسبى، بوجعفر صيدلانى، بوجعفر مجذوم، ابوالعباس دينوري، جريری، خراز، عمرو مکى؛ | | معاصرین = حلاج، شبلى، ابن خفيفف، حامدِ وزير، ابوالحسن بوشنجى، على بن بندار صيرفى، ابوعبدالله محمد بن احمد مُقری، ابوالقاسم جعفر بن احمد مُقری، ابو محمد راسبى، بوجعفر صيدلانى، بوجعفر مجذوم، ابوالعباس دينوري، جريری، خراز، عمرو مکى؛ | ||
| شاگردان = | | شاگردان = | ||
| خط ۴۰: | خط ۳۷: | ||
| علایق پژوهشی = | | علایق پژوهشی = | ||
| سبک نوشتاری = | | سبک نوشتاری = | ||
| آثار = | | آثار = | ||
| وبگاه = | | وبگاه = | ||
| امضا = | | امضا = | ||
| کد مؤلف = | | کد مؤلف =AUTHORCODE82146AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
''' | ''' اِبْنِ عَطا، ابوالعباس احمد بن محمد بن سهل اَدَمى بغدادی''' (مق 309ق/922م)، عارف، شاعر، مفسر و محدث حنبلى. | ||
==نسب== | ==نسب== | ||
برخى از مآخذ نسبت او را آدمى نوشتهاند، اما از آنجا که در ميان نياکان وی کسى به نام آدم شناخته نيست، ظاهراً بايد نسبت او اَدمى باشد و اَدم نام محلى بوده در يک منزلى واسط که در مسير کاروانهای حج قرار داشته است. | برخى از مآخذ نسبت او را آدمى نوشتهاند، اما از آنجا که در ميان نياکان وی کسى به نام آدم شناخته نيست، ظاهراً بايد نسبت او اَدمى باشد و اَدم نام محلى بوده در يک منزلى واسط که در مسير کاروانهای حج قرار داشته است. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
از تاريخ ولادت ابن عطا اطلاع دقيقى در دست نيست، اما به گفته | از تاريخ ولادت ابن عطا اطلاع دقيقى در دست نيست، اما به گفته [[ماسینیون، لویی|ماسينيون]]، در حدود 235ق/849م به دنيا آمد، اما اين تاريخ در هيچ مأخذی نيامده است. | ||
از دوران کودکى او نيز اطلاعى در دست نيست. | از دوران کودکى او نيز اطلاعى در دست نيست. | ||
==نقل حدیث== | ==نقل حدیث== | ||
ظاهراً دوران جوانى ابن عطا به فراگيری حديث سپری شده و از کسانى چون ابويعقوب يوسف بن موسى و نيز ابوالعباس فضل ابن زياد که از ياران احمد بن حنبل بود، نقل حديث مىکرده است. | ظاهراً دوران جوانى ابن عطا به فراگيری حديث سپری شده و از کسانى چون ابويعقوب يوسف بن موسى و نيز ابوالعباس فضل ابن زياد که از ياران [[ابن حنبل، احمد بن محمد|احمد بن حنبل]] بود، نقل حديث مىکرده است. | ||
==ختم قرآن== | ==ختم قرآن== | ||
گويند وی هر روز ختم قرآن مىکرده است. هجويری و عطار از دو ختم قرآن ابن عطا در شبانهروز سخن به ميان آوردهاند، اما بعدها که ابن عطا به عرفان روی آورد، به مطالعه دقيق در معانى آيات قرآنى و تحقيق در مضامين آنها پرداخت. | گويند وی هر روز ختم قرآن مىکرده است. [[هجویری، علی بن عثمان|هجويری]] و [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطار]] از دو ختم قرآن ابن عطا در شبانهروز سخن به ميان آوردهاند، اما بعدها که ابن عطا به عرفان روی آورد، به مطالعه دقيق در معانى آيات قرآنى و تحقيق در مضامين آنها پرداخت. | ||
==دوران زندگی، گرایش به تصوف== | |||
سوانح زندگى ابن عطا به درستى شناخته نيست، همين قدر مىدانيم که او در اواخر عمر دچار تحول روحى شد و درپى آن به تصوف روی آورد. [[ماسینیون، لویی|ماسينيون]] زندگى ابن عطا را به 3 دوره تقسيم کرده است: | |||
نخست دوره تحصيل، نقل حديث و آشنايى با بزرگان صوفيه که تا 40 سالگىِ او را در بر مىگيرد، | نخست دوره تحصيل، نقل حديث و آشنايى با بزرگان صوفيه که تا 40 سالگىِ او را در بر مىگيرد، | ||
دوم دوره مصائب و «بلا»ها که از 7 تا 18 سال ادامه داشته است، | دوم دوره مصائب و «بلا»ها که از 7 تا 18 سال ادامه داشته است، | ||
و سرانجام سالهای آخر عمر او که به تصوف و تأمل در قرآن و دوستى با حلاج سپری شده است. | و سرانجام سالهای آخر عمر او که به تصوف و تأمل در قرآن و دوستى با حلاج سپری شده است. | ||
امير معزی به دو دوره مشخص در زندگى ابن عطا قائل است: | امير معزی به دو دوره مشخص در زندگى ابن عطا قائل است: | ||
او دوره نخست را به تقريب تا 293ق مىداند و براساس پارهای شواهد و قراين تاريخى نتيجه مىگيرد که وی به سبب بلاهايى که در اين سال بر او روی آورد، دچار تحول روحى شد و قريب 7 سال در اين احوال بود. | او دوره نخست را به تقريب تا 293ق مىداند و براساس پارهای شواهد و قراين تاريخى نتيجه مىگيرد که وی به سبب بلاهايى که در اين سال بر او روی آورد، دچار تحول روحى شد و قريب 7 سال در اين احوال بود. | ||
==تحول روحی== | ==تحول روحی== | ||
| خط ۹۱: | خط ۷۹: | ||
اين دگرگونى روحى، يعنى دوره گرايش به تصوف و اشتغال به تأملات باطنى و عرفانى بوده که تا مرگ وی در 309ق ادامه داشته است. | اين دگرگونى روحى، يعنى دوره گرايش به تصوف و اشتغال به تأملات باطنى و عرفانى بوده که تا مرگ وی در 309ق ادامه داشته است. | ||
اما درباره اين تحول روحى نبايد مبالغه کرد، زيرا به نظر نمىرسد که او يکباره از راه و روش پيشين و عقايد حنبلى خود بريده باشد و حرمتى که وی تا آخرين روزهای عمر در ميان حنبليان | اما درباره اين تحول روحى نبايد مبالغه کرد، زيرا به نظر نمىرسد که او يکباره از راه و روش پيشين و عقايد حنبلى خود بريده باشد و حرمتى که وی تا آخرين روزهای عمر در ميان حنبليان داشت، مؤيد اين نکته است. | ||
اين تحول روحى که از آن به «غلبه» تعبير کردهاند، ظاهراً با حالاتى آميخته به نوعى وجد و بيخودی همراه بوده و در مدتى نسبتاً طولانى گه گاه با بروز اعمال و ابراز سخنان غيرعادی از سوی او ظاهرمىشدهاست. | اين تحول روحى که از آن به «غلبه» تعبير کردهاند، ظاهراً با حالاتى آميخته به نوعى وجد و بيخودی همراه بوده و در مدتى نسبتاً طولانى گه گاه با بروز اعمال و ابراز سخنان غيرعادی از سوی او ظاهرمىشدهاست. | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۹۷: | ||
اين دوره از زندگى ابن عطا که آخرين سالهای عمر اوست دوران مصاحبت او با پيران بزرگ صوفيه، دوستى نزديک با حلاج و مآلاً جان نهادن بر سر دفاع از عقيده او بوده است. | اين دوره از زندگى ابن عطا که آخرين سالهای عمر اوست دوران مصاحبت او با پيران بزرگ صوفيه، دوستى نزديک با حلاج و مآلاً جان نهادن بر سر دفاع از عقيده او بوده است. | ||
==پيروان وی در طريقت== | ==پيروان وی در طريقت== | ||
به نظر مىرسد که سير و سلوک ابن عطا، بيش از آنکه حاصل تعليم گرفتن از استادی باشد، نتيجه تفکرات و تأملات خود وی در دوره «غلبه» بوده است، با اينهمه روابط او با بزرگان صوفيه آن عصر اين گمان را به خاطر القاء مىکند که وی از شاگردان و مريدان آنان باشد، چنانکه برخى ابن عطا را مريد جنيد دانستهاند، مريدی که بعدها درپى مناظرهای از او کناره گرفت و جنيد نيز که رنجيده خاطر شده بود، او را نفرين کرد. | به نظر مىرسد که سير و سلوک ابن عطا، بيش از آنکه حاصل تعليم گرفتن از استادی باشد، نتيجه تفکرات و تأملات خود وی در دوره «غلبه» بوده است، با اينهمه روابط او با بزرگان صوفيه آن عصر اين گمان را به خاطر القاء مىکند که وی از شاگردان و مريدان آنان باشد، چنانکه برخى ابن عطا را مريد جنيد دانستهاند، مريدی که بعدها درپى مناظرهای از او کناره گرفت و جنيد نيز که رنجيده خاطر شده بود، او را نفرين کرد. | ||
از سوی ديگر قشيری او را از «اقران» جنيد به شمار | از سوی ديگر قشيری او را از «اقران» جنيد به شمار آوردهو [[ابن ملقن، عمر بن علی|ابن ملقّن]] از حضور ابن عطا بر بالين جنيد در واپسين دم حيات او سخن گفته، چنانکه آخرين کلماتى که جنيد بر زبان رانده خطاب به ابن عطا بوده است. | ||
کسانى چون سلمى، ابن ملقّن و شعرانى تنها به مصاحبت جنيد با ابن عطا اشاره کردهاند و از ارتباط آنان به عنوان مريد و مراد سخنى نگفتهاند. اما هم اينان و هم کسانى که به ارتباط مريد و مرادی اين دو اشاره کردهاند، مناظرات عرفانى ميان آنان را به تفصيل بيان داشتهاند و از آنجا که اينگونه مناظرات معمولاً جز ميان دو شيخ هم طراز صورت نمىگرفته، مىتوان گفت که مصاحبت جنيد با ابن عطا همچون مصاحبت دو عارف هم سنگ و هم طراز بوده است. | کسانى چون سلمى، ابن ملقّن و شعرانى تنها به مصاحبت جنيد با ابن عطا اشاره کردهاند و از ارتباط آنان به عنوان مريد و مراد سخنى نگفتهاند. اما هم اينان و هم کسانى که به ارتباط مريد و مرادی اين دو اشاره کردهاند، مناظرات عرفانى ميان آنان را به تفصيل بيان داشتهاند و از آنجا که اينگونه مناظرات معمولاً جز ميان دو شيخ هم طراز صورت نمىگرفته، مىتوان گفت که مصاحبت جنيد با ابن عطا همچون مصاحبت دو عارف هم سنگ و هم طراز بوده است. | ||
| خط ۱۲۸: | خط ۱۱۴: | ||
==ارتباط ابن عطا با حلاج== | ==ارتباط ابن عطا با حلاج== | ||
به زمان يا چگونگى آشنايى ابن عطا با حلاج اشارهای نشده است، اما دلايلى در دست است که از صميميت و حتى يکدلى اين دو حکايت دارد: روايت مشهور به «جن»؛ دو مکتوب حلاج به ابن عطا؛ ملاقات پنهانى اين دو در زندان و سپس ارتباط پنهانى آنان از طريق ابن خفيف؛ نگهداری رقعههای حلاج و احتمالاً حفظ طواسين او از خطر نابودی؛ محاکمه و سرانجام کشته شدن ابن عطا به سبب دفاع از نظريه «عين الجمع» حلاج. | به زمان يا چگونگى آشنايى ابن عطا با حلاج اشارهای نشده است، اما دلايلى در دست است که از صميميت و حتى يکدلى اين دو حکايت دارد: روايت مشهور به «جن»؛ دو مکتوب حلاج به ابن عطا؛ ملاقات پنهانى اين دو در زندان و سپس ارتباط پنهانى آنان از طريق ابن خفيف؛ نگهداری رقعههای حلاج و احتمالاً حفظ طواسين او از خطر نابودی؛ محاکمه و سرانجام کشته شدن ابن عطا به سبب دفاع از نظريه «عين الجمع» [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]]. | ||
1.روايت جن: | |||
ابن عطا کرامات [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]] را از جانب حق مىدانسته، اما اعتقاد خويش را جز نزد محرمان راز آشکار نمىکرده و نزد ديگران وی را «مخدوم جن» مىخوانده است. | |||
چنانکه وقتى کسى به او گفت درباره حسين بن منصور چه مىگويى؟ گفت جن در خدمت اوست و چون سالى گذشت و ديگر بار از او پرسيد، گفت از حق است. بدو گفت: پيش از اين گفتى جن در خدمت اوست، حال چگونه چنين گويى؟ گفت: آنان که با ما صحبت مىدارند، همگى با ما نمىمانند تا بر احوال آگاهشان کنيم. آنگاه که تو پرسيدی در ابتدای کار بودی، اما اکنون پيوندِ ما استوار گشته است و پاسخ همان است که اکنون شنيدی. | |||
اين احتياط ابن عطا ظاهراً بدان سبب بوده است که در آن روزگار بر کارهای حلاج به ديده انکار مىنگريستهاند و از اين رو برخى از پيروانش شايع کرده بودند که او جنيان را به خدمت مىگيرد. | اين احتياط ابن عطا ظاهراً بدان سبب بوده است که در آن روزگار بر کارهای حلاج به ديده انکار مىنگريستهاند و از اين رو برخى از پيروانش شايع کرده بودند که او جنيان را به خدمت مىگيرد. | ||
از مضمون اين روايت چنين برمىآيد که ابن عطا نيز بر اين شايعه دامن مىزده تا اين حقيقت را از نظر پنهان دارد که از ديدگاه وی، قول و فعل حلاج ظهور قولوفعل خداوند بودهاست. | از مضمون اين روايت چنين برمىآيد که ابن عطا نيز بر اين شايعه دامن مىزده تا اين حقيقت را از نظر پنهان دارد که از ديدگاه وی، قول و فعل حلاج ظهور قولوفعل خداوند بودهاست. | ||
2. | 2.دو مکتوب حلاج به ابن عطا: | ||
اين مکتوبها ظاهراً هر دو در زندان نوشته شده و مکتوب نخست از طريق على بن عبدالله بن جهم روايت شده است. حلاج در اين نامه عشق پرسوز و گداز خود را به ابن عطا (لواعج اسرار محبتک) چنان دانسته که هيچ مکتوبى بيانگر آن و هيچ حسابى شمارگر آن و هيچ عتابى ويرانگر آن نتواند بود؛ سپس با سرودهای در اين باب نامه را به پايان رسانده است. | اين مکتوبها ظاهراً هر دو در زندان نوشته شده و مکتوب نخست از طريق على بن عبدالله بن جهم روايت شده است. حلاج در اين نامه عشق پرسوز و گداز خود را به ابن عطا (لواعج اسرار محبتک) چنان دانسته که هيچ مکتوبى بيانگر آن و هيچ حسابى شمارگر آن و هيچ عتابى ويرانگر آن نتواند بود؛ سپس با سرودهای در اين باب نامه را به پايان رسانده است. | ||
| خط ۱۴۵: | خط ۱۳۲: | ||
اما مکتوب دوم بسى شورانگيزتر است، چه حلاج در آن قرب ابن عطا را فوق تحمل خويش دانسته، قربى که آتش بر وجود او زده (فاحرقتنا) و به فنايش کشانده است؛ در انتهای نامه نيز شعری سروده و در آن عشق خود را به ابن عطا همان عشق به خداوند دانسته است. | اما مکتوب دوم بسى شورانگيزتر است، چه حلاج در آن قرب ابن عطا را فوق تحمل خويش دانسته، قربى که آتش بر وجود او زده (فاحرقتنا) و به فنايش کشانده است؛ در انتهای نامه نيز شعری سروده و در آن عشق خود را به ابن عطا همان عشق به خداوند دانسته است. | ||
3.ديدارهای پنهانى در زندان: | |||
3. | |||
ابن عطا در زندان به ديدار حلاج نايل آمده و در آنجا حلاج برخى از رقعههای خود را بدو سپرده است. به روايت پسر حلاج چون حلاج را از ديدار ديگران منع کردند، يک بار ابن عطا به حيله به جايگاه او درآمد و ديگر بار پسرش، ابن خفيف را در آنجا ديده است. | ابن عطا در زندان به ديدار حلاج نايل آمده و در آنجا حلاج برخى از رقعههای خود را بدو سپرده است. به روايت پسر حلاج چون حلاج را از ديدار ديگران منع کردند، يک بار ابن عطا به حيله به جايگاه او درآمد و ديگر بار پسرش، ابن خفيف را در آنجا ديده است. | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۴۴: | ||
ابن عطا نيز که مرگ خود را محتمل مىديد، پيشاپيش نوشتههای خود و آثار حلاج را به وصى خويش ابوعمرو انماطى سپرد و از طريق انماطى اين رقعهها به سلمى رسيد و او نيز از آنها در تأليف حقائق التفسير بهره جست. | ابن عطا نيز که مرگ خود را محتمل مىديد، پيشاپيش نوشتههای خود و آثار حلاج را به وصى خويش ابوعمرو انماطى سپرد و از طريق انماطى اين رقعهها به سلمى رسيد و او نيز از آنها در تأليف حقائق التفسير بهره جست. | ||
4.محاکمه و مرگ: | |||
4. | |||
چون حامدِ وزير مکتوبى از حلاج با عنوان «من الرحمان الرحيم الى فلان بن فلان» به دست آورد، از خود وی در اين باب جويا شد. حلاج آن را تأييد کرد. حامد گفت: پس از ادعای نبوت، اکنون ادعای ربوبيت نيز مىکنى؟ حلاج گفت که نزد ما اين سخن به معنای «عين الجمع» است. وزير از او خواست که همراهان خويش را در اين قول برشمرد. حلاج نيز از ابن عطا، جريری و شبلى نام برد. چون بر جريری سخن حلاج را عرضه کردند، وی گوينده چنين سخنى را مستوجب قتل دانست، اما شبلى گفت که بايد او را از اين سخن بازداشت. | چون حامدِ وزير مکتوبى از حلاج با عنوان «من الرحمان الرحيم الى فلان بن فلان» به دست آورد، از خود وی در اين باب جويا شد. حلاج آن را تأييد کرد. حامد گفت: پس از ادعای نبوت، اکنون ادعای ربوبيت نيز مىکنى؟ حلاج گفت که نزد ما اين سخن به معنای «عين الجمع» است. وزير از او خواست که همراهان خويش را در اين قول برشمرد. حلاج نيز از ابن عطا، جريری و شبلى نام برد. چون بر جريری سخن حلاج را عرضه کردند، وی گوينده چنين سخنى را مستوجب قتل دانست، اما شبلى گفت که بايد او را از اين سخن بازداشت. | ||
از اين ميان تنها ابن عطا بود که بنا به گفته خطيب و ابن جوزی به خط خويش صريحاً قول حلاج را تأييد کرد و منکران اين سخن را بىاعتقاد خواند. | از اين ميان تنها ابن عطا بود که بنا به گفته خطيب و ابن جوزی به خط خويش صريحاً قول حلاج را تأييد کرد و منکران اين سخن را بىاعتقاد خواند. | ||
دفاع کتبى و صريح ابن عطا از نظريه عين الجمع حلاج سبب شد که وزير وی را به محاکمه فراخواند و خود جويای نظر وی در باب اعتقاد حلاج گردد، اما ابن عطا وی را بىمحابا به فساد و کشتار مردم متهم ساخت. حامد نيز برآشفت و به خادمان خويش فرمان داد تا همانجا ابن عطا را به سختى مضروب سازند. | دفاع کتبى و صريح ابن عطا از نظريه عين الجمع حلاج سبب شد که وزير وی را به محاکمه فراخواند و خود جويای نظر وی در باب اعتقاد حلاج گردد، اما ابن عطا وی را بىمحابا به فساد و کشتار مردم متهم ساخت. حامد نيز برآشفت و به خادمان خويش فرمان داد تا همانجا ابن عطا را به سختى مضروب سازند. | ||
رفتار با ابن عطا در حضور وزير به صورتهای مختلف نقل شده است که از اين ميان روايت خطيب پيراستهتر است، برخى از منابع از نفرين ابن عطا به وزير سخن به ميان آوردهاند. گويند که وی در وقتى که خادمان وزير شکنجهاش مىکردند، از خداوند خواست که دست و پای حامد را بريده گرداند و وی را به فجيعترين مرگها مبتلا کند، و چنين نيز شد. | رفتار با ابن عطا در حضور وزير به صورتهای مختلف نقل شده است که از اين ميان روايت خطيب پيراستهتر است، برخى از منابع از نفرين ابن عطا به وزير سخن به ميان آوردهاند. گويند که وی در وقتى که خادمان وزير شکنجهاش مىکردند، از خداوند خواست که دست و پای حامد را بريده گرداند و وی را به فجيعترين مرگها مبتلا کند، و چنين نيز شد. | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۱۹۶: | ||
از ديگر مسائلى که متکلمان آن عصر را به خود مشغول داشته بود، موضوع معراج است که ابن عطا در تفسير عرفانى آيه نخست سوره اسراء (بنى اسرائيل) درباره آن سخن گفته است. وی معتقد است که در معراج، نفس، روح و سِرّ پيامبر از هم جدا بوده، به گونهای که هيچ يک از ديگری خبر نداشتهاند. | از ديگر مسائلى که متکلمان آن عصر را به خود مشغول داشته بود، موضوع معراج است که ابن عطا در تفسير عرفانى آيه نخست سوره اسراء (بنى اسرائيل) درباره آن سخن گفته است. وی معتقد است که در معراج، نفس، روح و سِرّ پيامبر از هم جدا بوده، به گونهای که هيچ يک از ديگری خبر نداشتهاند. | ||
اصولاً ديدگاههای خاص ابن عطا را در عرفان از 3 طريق مىتوان دريافت: مناظرات، اقاويل و تفسير عرفانى او بر قرآن. | اصولاً ديدگاههای خاص ابن عطا را در عرفان از 3 طريق مىتوان دريافت: مناظرات، اقاويل و تفسير عرفانى او بر قرآن. | ||
ماسينيون پنج مناظره وی را با جنيد به تفصيل شرح داده است. مناظره وی با ابن خفيف را نيز مىتوان به اين مجموعه افزود. اين مناظرهات بيشتر پيرامون مسائلى چون برتری فقر يا غنا، چگونگى خواطر، تواجد، کيفيت انتقال در احوال، و ديگر مسائل عرفانى آن عصر بوده است. | ماسينيون پنج مناظره وی را با جنيد به تفصيل شرح داده است. مناظره وی با ابن خفيف را نيز مىتوان به اين مجموعه افزود. اين مناظرهات بيشتر پيرامون مسائلى چون برتری فقر يا غنا، چگونگى خواطر، تواجد، کيفيت انتقال در احوال، و ديگر مسائل عرفانى آن عصر بوده است. | ||
مباحثه ابن خفيف با ابن عطا نيز در باب فراست و همچنين درباره حديثى از پيامبر (ص) بوده و در اين مباحثه جريری حضور داشته است. | مباحثه ابن خفيف با ابن عطا نيز در باب فراست و همچنين درباره حديثى از پيامبر(ص) بوده و در اين مباحثه جريری حضور داشته است. | ||
| خط ۲۴۵: | خط ۲۳۰: | ||
ابن عطا را صاحب دو تأليف دانستهاند: | ابن عطا را صاحب دو تأليف دانستهاند: | ||
1- کتاب فى فهم القرآن، که بيشتر به تفسير ابن عطا معروف است، | 1-کتاب فى فهم القرآن، که بيشتر به تفسير ابن عطا معروف است، | ||
2- کتاب عوده الصفات و بدءها. کتاب اخير که کلاباذی آن را اثری در باب فنا دانسته، ظاهراً از ميان رفته است و از آنجا که تعرف تنها منبعى است که به آن اشاره دارد. | 2-کتاب عوده الصفات و بدءها. کتاب اخير که کلاباذی آن را اثری در باب فنا دانسته، ظاهراً از ميان رفته است و از آنجا که تعرف تنها منبعى است که به آن اشاره دارد. | ||
صحت انتساب آن به ابن عطا محرز نيست و اگر سلمى بخشهايى از کتاب فى فهم القرآن ابن عطا را در خلال حقائق التفسير خود، همراه با تفاسير عرفانى ديگر، نقل نمىکرد، شايد اين اثر نيز کلاً از ميان مىرفت. | صحت انتساب آن به ابن عطا محرز نيست و اگر سلمى بخشهايى از کتاب فى فهم القرآن ابن عطا را در خلال حقائق التفسير خود، همراه با تفاسير عرفانى ديگر، نقل نمىکرد، شايد اين اثر نيز کلاً از ميان مىرفت. | ||
| خط ۲۵۴: | خط ۲۳۹: | ||
به گفته ابن حبيش، اين تفسير که به پايان نرسيد، حاصل 10 سال آخر عمر ابن عطاست. | به گفته ابن حبيش، اين تفسير که به پايان نرسيد، حاصل 10 سال آخر عمر ابن عطاست. | ||
ابن عطا که به سبب دقت در معانى باطنى قرآن، با تأنى و تأمل به اين کار اشتغال داشت، به گفته خود پس از 4 سال به سوره انفال رسيده بود. | ابن عطا که به سبب دقت در معانى باطنى قرآن، با تأنى و تأمل به اين کار اشتغال داشت، به گفته خود پس از 4 سال به سوره انفال رسيده بود. | ||
| خط ۲۶۰: | خط ۲۴۴: | ||
نقل قولهای بدون اسناد که به نظر او پيش از سلمى به رشته تحرير در آمده است و نقل قولهای همراه با اسناد که به گمان وی در زمان سلمى به صورت روايات شفاهى موجود بوده و سلمى آنها را گردآوری و استنساخ کرده است. از اين رو اين احتمال نيز وجود دارد که پارههايى از کتاب فى فهم القرآن تا زمان سلمى از ميان رفته باشد. | نقل قولهای بدون اسناد که به نظر او پيش از سلمى به رشته تحرير در آمده است و نقل قولهای همراه با اسناد که به گمان وی در زمان سلمى به صورت روايات شفاهى موجود بوده و سلمى آنها را گردآوری و استنساخ کرده است. از اين رو اين احتمال نيز وجود دارد که پارههايى از کتاب فى فهم القرآن تا زمان سلمى از ميان رفته باشد. | ||
همچنين به نظر مىرسد که ابن عطا در دورانى که به اين کار مشغول بوده، هر آيه را چندين بار مورد بررسى و تفسير قرار مىداده، زيرا گاهى يک آيه را به چند صورت تفسير کرده است؛ | همچنين به نظر مىرسد که ابن عطا در دورانى که به اين کار مشغول بوده، هر آيه را چندين بار مورد بررسى و تفسير قرار مىداده، زيرا گاهى يک آيه را به چند صورت تفسير کرده است؛ | ||
از اين رو در پارهای موارد ارتباط روشنى ميان مطالبى که اظهار داشته است، ديده نمىشود. | از اين رو در پارهای موارد ارتباط روشنى ميان مطالبى که اظهار داشته است، ديده نمىشود. | ||
بجز دو کتاب مذکور، | بجز دو کتاب مذکور، | ||
| خط ۲۸۶: | خط ۲۷۰: | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== | ||
حفيظى، مينا، | حفيظى، مينا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1377. | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | {{وابستهها}} | ||
[[نصوص صوفیة غیر منشورة لشقیق البلخی، ابن عطاء الادمی، النفری]] | |||
[[رده:زندگینامه]] | [[رده:زندگینامه]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 مهر 1402]] | ||
[[رده:فاقد کد پدیدآور]] | [[رده:فاقد کد پدیدآور]] | ||