۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR17938J1.jpg | عنوان = کتاب الانسان | عنوانهای دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = طباطبایی، محمد حسین (نويسنده) |زبان | زبان = عربی | کد کنگره = /الف8ک2 1392 BBR | موضوع =انسان (اسلام) - فقه جعفری - جنبههای قرآنی |ناشر | نا...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هها' به 'هها') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پدیدآورندگان | | پدیدآورندگان | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[طباطبایی، | [[طباطبایی، سید محمدحسین]] (نويسنده) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| کد کنگره = /الف8ک2 1392 BBR | | کد کنگره = /الف8ک2 1392 BBR | ||
| موضوع =انسان (اسلام) - فقه جعفری - | | موضوع =انسان (اسلام) - فقه جعفری - جنبههای قرآنی | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر = دار الأضواء | | ناشر = دار الأضواء | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''کتاب الإنسان'''، اثر فیلسوف و مفسر معاصر [[سيد محمدحسین طباطبائی]] (۱۲۸۱-۱۳۶۰ش)، مشهور به علامه | '''کتاب الإنسان'''، اثر فیلسوف و مفسر معاصر [[طباطبایی، سید محمدحسین|سيد محمدحسین طباطبائی]] (۱۲۸۱-۱۳۶۰ش)، مشهور به [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبایی]]، مجموع سه رساله بدیع و کمنظیر است که به بررسی مراحل سهگانه وجود انسان: پیش از دنیا، در دنیا، و پس از دنیا میپردازد. موضوع کلی کتاب، تبیین جایگاه انسان در هستی بر مبنای براهین عقلی و ظواهر کتاب و سنت است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
کتاب در | کتاب در سه رساله اصلی تنظیم شده است: «رسالة الإنسان قبل الدنيا»، «رسالة الإنسان في الدنيا» و «الإنسان بعد الدنيا» که هر یک به فصول متعددی تقسیم شدهاند. | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
الرسالة الثانية: رسالة الإنسان في الدنيا (رساله انسان در دنیا): این رساله در دو فصل، به حال انسان و ورود او به دار زندگی دنیا، پس از آنچه در رساله قبل بیان شد، میپردازد: | الرسالة الثانية: رسالة الإنسان في الدنيا (رساله انسان در دنیا): این رساله در دو فصل، به حال انسان و ورود او به دار زندگی دنیا، پس از آنچه در رساله قبل بیان شد، میپردازد: | ||
فصل اول: علومنا الذهنية (علوم ذهنی ما): دانش ما به دو قسم تقسیم میشود: اول، معانی برگرفته از موجودات خارجی که حقیقت خارجی دارند؛ و دوم، معانی که در ذهن ما نقش میبندند؛ ولی تحقق خارجی حقیقی ندارند، مانند مفاهیم انتزاعی یا وهمیات. با تأمل در وحدت حقیقی موجودات، مشخص میشود که هر موجودی در هستی مرتبط با وجود واحدی است که بقای آن را تضمین میکند که نام آن را ذات مینامیم و در قبال آن شاخهها و توابع را عوارض و لواحق مینامیم و این تحلیل در جمیع موجودات در ظرف وجودیشان جاری است مثلا در انسان امر ثابتی محقق است که از آن به «من» تعبیر میکنیم و هر معنای دیگری به این معنا مرتبط و متفرع بر آن است. این مجموع مؤلف از ذات و عوارض را در موجود جزئی، نظام جزئی و مجموع تشکیل شده از همه این نظامات جزئیه در کل هستی را نظام کل مینامیم. انسان حیاتی در غیر ظرف نفس خویش ندارد؛ بنابراین اگر نفس خویش را به فراموشی بسپارد و به غیر (عوارض وهمی) بپردازد در هلاکت و گمراهی محض درافتاده و اعمال و افعال و قوای وی همگی به پوچی گراییده و گوش و چشم و زبان وی از فعالیت واقعی خویش بازمانده و چنین شخصی در حقیقت در ظلمتی فرورفته که خروجی از آن متصور نیست و آنچه که خواسته و مطلوب وی بوده، همگی به سرابی مبدل و آنچه که از اعمال و افعال انجام داده، نیست و نابود خواهد گشت و هنگامیکه به قیامت خوانده شود، دستش تهی و توشهاش از اعمال، ناچیز خواهد بود<ref>همان، ص41- 47</ref>. | فصل اول: علومنا الذهنية (علوم ذهنی ما): دانش ما به دو قسم تقسیم میشود: اول، معانی برگرفته از موجودات خارجی که حقیقت خارجی دارند؛ و دوم، معانی که در ذهن ما نقش میبندند؛ ولی تحقق خارجی حقیقی ندارند، مانند مفاهیم انتزاعی یا وهمیات. با تأمل در وحدت حقیقی موجودات، مشخص میشود که هر موجودی در هستی مرتبط با وجود واحدی است که بقای آن را تضمین میکند که نام آن را ذات مینامیم و در قبال آن شاخهها و توابع را عوارض و لواحق مینامیم و این تحلیل در جمیع موجودات در ظرف وجودیشان جاری است مثلا در انسان امر ثابتی محقق است که از آن به «من» تعبیر میکنیم و هر معنای دیگری به این معنا مرتبط و متفرع بر آن است. این مجموع مؤلف از ذات و عوارض را در موجود جزئی، نظام جزئی و مجموع تشکیل شده از همه این نظامات جزئیه در کل هستی را نظام کل مینامیم. انسان حیاتی در غیر ظرف نفس خویش ندارد؛ بنابراین اگر نفس خویش را به فراموشی بسپارد و به غیر (عوارض وهمی) بپردازد در هلاکت و گمراهی محض درافتاده و اعمال و افعال و قوای وی همگی به پوچی گراییده و گوش و چشم و زبان وی از فعالیت واقعی خویش بازمانده و چنین شخصی در حقیقت در ظلمتی فرورفته که خروجی از آن متصور نیست و آنچه که خواسته و مطلوب وی بوده، همگی به سرابی مبدل و آنچه که از اعمال و افعال انجام داده، نیست و نابود خواهد گشت و هنگامیکه به قیامت خوانده شود، دستش تهی و توشهاش از اعمال، ناچیز خواهد بود<ref>همان، ص41- 47</ref>. | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۹: | ||
ازسویدیگر، وقتی شناخت قوا و حواس ظاهری انسان را مورد تأمل و دقت قرار میدهیم، میبینیم که چنین شهادتی (شهادت بر باطن اعمال) و دریافتی، حتی نسبت به اعمال حاضرین و با فرض حضور شاهد ممتنع است، چه رسد به غایبین و یا فرض غیبت شاهد. از اینجا بهروشنی به این نتیجه میرسیم که اطلاع و آگاهی از باطن اعمال از راهی دیگر و با نیرویی ماورای نیرو و حواس ظاهری انسان حاصل میشود؛ نیرویی که باطن و ضمیر انسان را چون ظاهرش لمس میکند و از غایب همانند حاضر آگاه است. این نیرو در حقیقت نوری است غیرجسمانی که به آنچه که امور جسمانی در تأثیراتشان به آن نیاز دارند؛ مانند زمان، مکان و حال، نیازمند نیست، بلکه نوری است که بهوسیله آن باطن و نهان افراد را میتوان دید و «طیب» و «خبیث» و «پاک» و «ناپاک» را از هم باز شناخت. | ازسویدیگر، وقتی شناخت قوا و حواس ظاهری انسان را مورد تأمل و دقت قرار میدهیم، میبینیم که چنین شهادتی (شهادت بر باطن اعمال) و دریافتی، حتی نسبت به اعمال حاضرین و با فرض حضور شاهد ممتنع است، چه رسد به غایبین و یا فرض غیبت شاهد. از اینجا بهروشنی به این نتیجه میرسیم که اطلاع و آگاهی از باطن اعمال از راهی دیگر و با نیرویی ماورای نیرو و حواس ظاهری انسان حاصل میشود؛ نیرویی که باطن و ضمیر انسان را چون ظاهرش لمس میکند و از غایب همانند حاضر آگاه است. این نیرو در حقیقت نوری است غیرجسمانی که به آنچه که امور جسمانی در تأثیراتشان به آن نیاز دارند؛ مانند زمان، مکان و حال، نیازمند نیست، بلکه نوری است که بهوسیله آن باطن و نهان افراد را میتوان دید و «طیب» و «خبیث» و «پاک» و «ناپاک» را از هم باز شناخت. | ||
طبق بیان آیات و روایات، شهدا (گواهان) روز قیامت، عبارتاند از انبیا، اوصیا و ائمه (ع) هستند و رویت اعمال مردم از جانب پیامبر(ص) و مؤمنان خاص، ضمن آنچه خداوند به مردم از اعمالشان خبر میدهد؛ قرار دارد. ایشان با بررسی آیات و روایات مربوط به شاهدان اعمال، بیان میدارد که رسولالله(ص) شاهد همه شهیدان است و آن گروه شهید (که ائمه(ع) و پیامبران الهی هستند) واسطه بین پیامبر(ص) و مردم هستند و پیامبر اسلام(ص) شاهد بر شهیدان همه امتهاست. سپس میفرماید: گروه دیگر شهدا ملائکهی ثبتکننده اعمال هستند و همچنین اعضا و جوارح انسان هم شاهد بر اعمال انسان است؛ اما از سیاق آیات استفاده میکنند که این مورد اختصاص به دوزخیان دارد و شاهد بودن اعضا و جوارح، مؤمنان و اهل بهشت را در برنمیگیرد. | طبق بیان آیات و روایات، شهدا (گواهان) روز قیامت، عبارتاند از انبیا، اوصیا و ائمه(ع) هستند و رویت اعمال مردم از جانب پیامبر(ص) و مؤمنان خاص، ضمن آنچه خداوند به مردم از اعمالشان خبر میدهد؛ قرار دارد. ایشان با بررسی آیات و روایات مربوط به شاهدان اعمال، بیان میدارد که رسولالله(ص) شاهد همه شهیدان است و آن گروه شهید (که ائمه(ع) و پیامبران الهی هستند) واسطه بین پیامبر(ص) و مردم هستند و پیامبر اسلام(ص) شاهد بر شهیدان همه امتهاست. سپس میفرماید: گروه دیگر شهدا ملائکهی ثبتکننده اعمال هستند و همچنین اعضا و جوارح انسان هم شاهد بر اعمال انسان است؛ اما از سیاق آیات استفاده میکنند که این مورد اختصاص به دوزخیان دارد و شاهد بودن اعضا و جوارح، مؤمنان و اهل بهشت را در برنمیگیرد. | ||
وی مساله شهادت اعضا و جوارح اهل دوزخ بر گناهان را شاهدی بر مکلف بودن غیرمؤمنین به احکام دین و فروع آن، میداند. | وی مساله شهادت اعضا و جوارح اهل دوزخ بر گناهان را شاهدی بر مکلف بودن غیرمؤمنین به احکام دین و فروع آن، میداند. | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۵: | ||
در ادامه فصل، مطالبی ذیل عناوین، کمالات مربوط به وسائط، عین کمالات حق است، سریان حیات در همه موجودات، ذکر پارهای از روایات در شهادت اعضا، شهادت زمانها و مکانها، برهانی در مورد شهادت شاهدان، مطرح میکنند<ref>همان، ص130- 142</ref>. | در ادامه فصل، مطالبی ذیل عناوین، کمالات مربوط به وسائط، عین کمالات حق است، سریان حیات در همه موجودات، ذکر پارهای از روایات در شهادت اعضا، شهادت زمانها و مکانها، برهانی در مورد شهادت شاهدان، مطرح میکنند<ref>همان، ص130- 142</ref>. | ||
فصل دهم: في الحساب (در حسابرسی): مرحوم علامه در توضیح بحث حسابرسی روز قیامت پس از تبیین معنای حساب و اینکه عملی است که در ظرف علم و جهل معنا مییابد، در معنای حساب در عالم واقع میفرماید: بنا به اصول برهانی، علم خداوند به اشیای واقعی بهعین همان اشیا است نه به صور منتزعه از خارج، به آن نحو که در مورد علوم حصولی ما محقق میشود و بنابراین، کلام در علم خداوند، عینا کلام در امور واقعی است و بدین جهت حساب حضرت حق همان حساب واقع است که معنای آن ترتب نتایج بر مقدمات خواهد بود. خداوند سبحان در کتاب خویش برای هر شیئی در دنیا، اثری از سعادت و شقاوت بیان نموده است که به نحو قهری و ضروری در دنیا و آخرت بر آن مترتب میگردد که مدلول آیات قرآنی است و مقتضای برهان نیز همین مطلب است. | فصل دهم: في الحساب (در حسابرسی): مرحوم [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه]] در توضیح بحث حسابرسی روز قیامت پس از تبیین معنای حساب و اینکه عملی است که در ظرف علم و جهل معنا مییابد، در معنای حساب در عالم واقع میفرماید: بنا به اصول برهانی، علم خداوند به اشیای واقعی بهعین همان اشیا است نه به صور منتزعه از خارج، به آن نحو که در مورد علوم حصولی ما محقق میشود و بنابراین، کلام در علم خداوند، عینا کلام در امور واقعی است و بدین جهت حساب حضرت حق همان حساب واقع است که معنای آن ترتب نتایج بر مقدمات خواهد بود. خداوند سبحان در کتاب خویش برای هر شیئی در دنیا، اثری از سعادت و شقاوت بیان نموده است که به نحو قهری و ضروری در دنیا و آخرت بر آن مترتب میگردد که مدلول آیات قرآنی است و مقتضای برهان نیز همین مطلب است. | ||
درعینحال علل و معلولات یا مقدمات و نتایج، هیچیک خودبهخود موجود نمیشود و نیز این مقدمات نیستند که به نتایج وجود میبخشند، بلکه همه به افاضه وجود از ناحیه خدای سبحان محققاند و بنابراین، معنای استتباع امری نسبت به نتیجهای، همان استفاضه وجود آنها از ناحیه حق است. کما اینکه ارتزاق مرزوقین (دریافت روزی از ناحیه روزی گیرندگان) در واقع همان استفاضه وجود از ناحیه حق است تا موجود به بقای خود ادامه دهد؛ بنابراین «حساب» بهنحوی همچون «روزی» است. ابر فیض ربانی همیشه از دریای رحمت الهی مایه میگیرد و باران رحمت امکان فرومیریزد. پس هر قطره لاحقی امتدادی وجودی است برای قطره سابق (رزق) و راهی برای رفع حاجتی که مقتضای ذاتی اوست (حساب). کما اینکه افاضه رزق برای موجودات، همیشگی و مستمر و ضروری است همینطور حساب در میان موجودات، دائمی و مستمر و ضروری است. | درعینحال علل و معلولات یا مقدمات و نتایج، هیچیک خودبهخود موجود نمیشود و نیز این مقدمات نیستند که به نتایج وجود میبخشند، بلکه همه به افاضه وجود از ناحیه خدای سبحان محققاند و بنابراین، معنای استتباع امری نسبت به نتیجهای، همان استفاضه وجود آنها از ناحیه حق است. کما اینکه ارتزاق مرزوقین (دریافت روزی از ناحیه روزی گیرندگان) در واقع همان استفاضه وجود از ناحیه حق است تا موجود به بقای خود ادامه دهد؛ بنابراین «حساب» بهنحوی همچون «روزی» است. ابر فیض ربانی همیشه از دریای رحمت الهی مایه میگیرد و باران رحمت امکان فرومیریزد. پس هر قطره لاحقی امتدادی وجودی است برای قطره سابق (رزق) و راهی برای رفع حاجتی که مقتضای ذاتی اوست (حساب). کما اینکه افاضه رزق برای موجودات، همیشگی و مستمر و ضروری است همینطور حساب در میان موجودات، دائمی و مستمر و ضروری است. | ||
| خط ۱۰۷: | خط ۱۰۸: | ||
ایشان بیان میدارد که طبق برخی آیات مرضی بودن ذات در ناحیه مشفوعین (شفاعت شوندگان) نیز لازم است و معنای رضایت از آنان همان طهارت نفوسشان در اثر ایمان است. | ایشان بیان میدارد که طبق برخی آیات مرضی بودن ذات در ناحیه مشفوعین (شفاعت شوندگان) نیز لازم است و معنای رضایت از آنان همان طهارت نفوسشان در اثر ایمان است. | ||
بیان حقیقت شفاعت، ارتباط شفاعت و اذن، رسولالله(ص) شافع شفیعان، رسولالله(ص) و مقام محمود و شفاعت رسولالله(ص) در روایات از دیگر مطالب این فصل است<ref>همان، ص159- 168</ref>. | |||
فصل سیزدهم: في اقسام الشافعين (در اقسام شفاعتکنندگان): | فصل سیزدهم: في اقسام الشافعين (در اقسام شفاعتکنندگان): | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۶: | ||
فصل چهاردهم: في الأعراف (در اعراف): نویسنده محترم با استفاده از آیات، معنای «حجاب» و «اعراف الحجاب» را بیان کرده و میفرماید: اعرافیان در مقام بلندی ایستادهاند که بر دوزخ و بهشت و اهل آنها مشرف است و ایستادن آنها بر اعراف به همین خاطر است که هریک از دو گروه را چهرهبهچهره بشناسند و با استشهاد به آیاتی بیان میدارد که «حجاب» و «سور» (دیوار) شیء واحدی است و دارای ظاهر و باطنی است؛ ظاهر آن عذاب برای شقاوتمندان و باطن آن رحمت برای سعادتمندان است. ایشان معتقدند اختلاف سعادتمندان و شقاوتمندان در ادراک و دید آنهاست اگر نظر شقاوتمندان از ظاهر این حجاب میگذشت و به باطن میرسید، به نعمت میرسیدند و رحمت آنان را فرامیگرفت و گویی اینکه در مقابل مؤمنان و کافران، جز شیء واحدی نیست و اختلاف، از ناحیه ادراک است که میان آن دو تفرقه نهاده، همانگونه که حالشان در دنیا چنین بود؛ و آن شیء واحد راه خداست که مؤمنان در دنیا این راه را به حال استقامت طی کردند و غیرمؤمنین از آن منحرف گشتند. | فصل چهاردهم: في الأعراف (در اعراف): نویسنده محترم با استفاده از آیات، معنای «حجاب» و «اعراف الحجاب» را بیان کرده و میفرماید: اعرافیان در مقام بلندی ایستادهاند که بر دوزخ و بهشت و اهل آنها مشرف است و ایستادن آنها بر اعراف به همین خاطر است که هریک از دو گروه را چهرهبهچهره بشناسند و با استشهاد به آیاتی بیان میدارد که «حجاب» و «سور» (دیوار) شیء واحدی است و دارای ظاهر و باطنی است؛ ظاهر آن عذاب برای شقاوتمندان و باطن آن رحمت برای سعادتمندان است. ایشان معتقدند اختلاف سعادتمندان و شقاوتمندان در ادراک و دید آنهاست اگر نظر شقاوتمندان از ظاهر این حجاب میگذشت و به باطن میرسید، به نعمت میرسیدند و رحمت آنان را فرامیگرفت و گویی اینکه در مقابل مؤمنان و کافران، جز شیء واحدی نیست و اختلاف، از ناحیه ادراک است که میان آن دو تفرقه نهاده، همانگونه که حالشان در دنیا چنین بود؛ و آن شیء واحد راه خداست که مؤمنان در دنیا این راه را به حال استقامت طی کردند و غیرمؤمنین از آن منحرف گشتند. | ||
مرحوم علامه طباطبایی در ادامه به شرح و تبیین مباحث زیر پرداختند: تسلط اصحاب اعراف بر بهشت و دوزخ، اشاره به اصحاب اعراف در بعضی آیات، روایات مربوط به اعراف و استفاده موقف اعراف از برهان<ref>همان، ص173- 180</ref>. | [[طباطبایی، سید محمدحسین|مرحوم علامه طباطبایی]] در ادامه به شرح و تبیین مباحث زیر پرداختند: تسلط اصحاب اعراف بر بهشت و دوزخ، اشاره به اصحاب اعراف در بعضی آیات، روایات مربوط به اعراف و استفاده موقف اعراف از برهان<ref>همان، ص173- 180</ref>. | ||
فصل پانزدهم: في الجنة (در بهشت): ایشان به دلیل وجود آیات (نزدیک به سیصد آیه در بیش از نود سوره) و روایات بسیار درباره بهشت، در این فصل بحث مختصری درباره اوصاف کلی بهشت مطرح میکنند. | فصل پانزدهم: في الجنة (در بهشت): ایشان به دلیل وجود آیات (نزدیک به سیصد آیه در بیش از نود سوره) و روایات بسیار درباره بهشت، در این فصل بحث مختصری درباره اوصاف کلی بهشت مطرح میکنند. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۲: | ||
وی با استشهاد به برخی آیات قائلاند بین زمین و بهشت ارتباط مخصوصی وجود دارد و خبر تبدیل زمین به زمینی دیگر، خبر روشنشدن آن به نور پروردگار، خبر از درهم پیچیدن آن، تفسیر داخلشدن به «عقبی الدار» به «جنات عدن» و وراثت زمین، این ارتباط را تایید میکند. واضح است که دخول مستدعی نوعی «بیرون بودن» قبلی است و بدین جهت حال آنها حال کسی است که پس از مدتی سکونت در زمینی، بر آن بنایی برپا سازد تا در آن مأوی گزیند و سپس بار دیگر گنبدی (قبهای) بر آن استوار کند و وارد آن گردد که همه این مراحل، اوج بعد از حضیض یا ارتقای بعد از ارتقاست. | وی با استشهاد به برخی آیات قائلاند بین زمین و بهشت ارتباط مخصوصی وجود دارد و خبر تبدیل زمین به زمینی دیگر، خبر روشنشدن آن به نور پروردگار، خبر از درهم پیچیدن آن، تفسیر داخلشدن به «عقبی الدار» به «جنات عدن» و وراثت زمین، این ارتباط را تایید میکند. واضح است که دخول مستدعی نوعی «بیرون بودن» قبلی است و بدین جهت حال آنها حال کسی است که پس از مدتی سکونت در زمینی، بر آن بنایی برپا سازد تا در آن مأوی گزیند و سپس بار دیگر گنبدی (قبهای) بر آن استوار کند و وارد آن گردد که همه این مراحل، اوج بعد از حضیض یا ارتقای بعد از ارتقاست. | ||
علامه با استشهاد به آیات و روایات دیگر مباحث ذیل را با توضیحات دقیق، روشن مینماید: زدودن هرگونه کدورت از بهشتیان، نفی هر گونه خوف و حزن از بهشتیان، مقامی والاتر برای بهشتیان و نکاتی ارزشمند پیرامون رحمت الهی<ref>همان، ص181- 188</ref>. | [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه]] با استشهاد به آیات و روایات دیگر مباحث ذیل را با توضیحات دقیق، روشن مینماید: زدودن هرگونه کدورت از بهشتیان، نفی هر گونه خوف و حزن از بهشتیان، مقامی والاتر برای بهشتیان و نکاتی ارزشمند پیرامون رحمت الهی<ref>همان، ص181- 188</ref>. | ||
فصل شانزدهم: في النار (در آتش): علامه مینویسد: آیات وارده در اخبار دوزخ و تفاصیل آن (در حدود چهارصد آیه) بیشتر از آیات وارده درباره بهشت است و به جز دوازده سوره از سورههای قصار در بقیه بهنحوی از تصریح یا تلویح از آن یاد شده است و علیایحال ملخص احوال دوزخیان، آن که از حیات حقیقی اخروی محروماند. | فصل شانزدهم: في النار (در آتش): علامه مینویسد: آیات وارده در اخبار دوزخ و تفاصیل آن (در حدود چهارصد آیه) بیشتر از آیات وارده درباره بهشت است و به جز دوازده سوره از سورههای قصار در بقیه بهنحوی از تصریح یا تلویح از آن یاد شده است و علیایحال ملخص احوال دوزخیان، آن که از حیات حقیقی اخروی محروماند. | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۹: | ||
[[رده:عصر مدرسان فلسفه قرن چهاردهم]] | [[رده:عصر مدرسان فلسفه قرن چهاردهم]] | ||
[[رده:فیلسوفان قرن چهاردهم آ-ی]] | [[رده:فیلسوفان قرن چهاردهم آ-ی]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]] | ||
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]] | [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]] | ||