عصمة الأنبياء في القرآن الكريم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عصمت (ابهام زدایی)' به 'عصمت (ابهام‌زدایی)'
جز (جایگزینی متن - 'قرآني' به 'قرآنی')
جز (جایگزینی متن - 'عصمت (ابهام زدایی)' به 'عصمت (ابهام‌زدایی)')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۰: خط ۲۰:
| شابک =964-6243-78-9
| شابک =964-6243-78-9
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =14732
| کتابخانۀ دیجیتال نور =03775
| کتابخوان همراه نور =03775
| کتابخوان همراه نور =03775
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
خط ۲۶: خط ۲۶:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
{{کاربردهای دیگر|عصمت (ابهام‌زدایی)}}
'''عصمة الانبياء'''، كتابى است به زبان عربى در اثبات عصمت انبياى الهى، نوشته آیت‌الله [[سبحانی تبریزی، جعفر|جعفر سبحانى]].
'''عصمة الانبياء'''، كتابى است به زبان عربى در اثبات عصمت انبياى الهى، نوشته آیت‌الله [[سبحانی تبریزی، جعفر|جعفر سبحانى]].


خط ۴۱: خط ۴۱:
مؤلف، در ادامه ديدگاه مستشرق اروپايى رونالدسون را درباره خاستگاه انديشه عصمت مورد انتقاد قرار مى‌دهد. رونالدسون در كتاب خود با عنوان «باور شيعه»، عقيده عصمت را ساخته و پرداخته شيعه مى‌داند و معتقد است اين عقيده از زمان [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] به انگيزه اثبات مدعاى شيعه درباره امامان خود در مقابل خلفاى سنى در ميان شیعیان ظهور كرده است.
مؤلف، در ادامه ديدگاه مستشرق اروپايى رونالدسون را درباره خاستگاه انديشه عصمت مورد انتقاد قرار مى‌دهد. رونالدسون در كتاب خود با عنوان «باور شيعه»، عقيده عصمت را ساخته و پرداخته شيعه مى‌داند و معتقد است اين عقيده از زمان [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] به انگيزه اثبات مدعاى شيعه درباره امامان خود در مقابل خلفاى سنى در ميان شیعیان ظهور كرده است.


اما مؤلف معتقد است موضوع عصمت نخستين بار در قرآن كريم مطرح گرديده و خداوند درباره ملائكه خود فرموده: '''«عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»'''. به گفته مؤلف، از اين صريح‌تر نمى‌توان در تعريف حقيقت عصمت و واقعيت آن سخن گفت و انسان اهل تدبر را به آن متوجه ساخت.
اما مؤلف معتقد است موضوع عصمت نخستين بار در قرآن كريم مطرح گرديده و خداوند درباره ملائكه خود فرموده:'''«عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»'''. به گفته مؤلف، از اين صريح‌تر نمى‌توان در تعريف حقيقت عصمت و واقعيت آن سخن گفت و انسان اهل تدبر را به آن متوجه ساخت.


بنا بر اين عصمت به مفهوم جامع آن، با قطع نظر از موصوف آن(فرشتگان يا انبيا و امامان)، نخست در قرآن كريم مطرح گرديده و توجه مسلمانان بدان جلب شده است و دانشمندان مسلمان هيچ نيازى به دريافت اين انديشه از احبار و رهبان مسيحى نداشته‌اند.
بنا بر اين عصمت به مفهوم جامع آن، با قطع نظر از موصوف آن(فرشتگان يا انبيا و امامان)، نخست در قرآن كريم مطرح گرديده و توجه مسلمانان بدان جلب شده است و دانشمندان مسلمان هيچ نيازى به دريافت اين انديشه از احبار و رهبان مسيحى نداشته‌اند.


سپس مؤلف به آياتى از قرآن كريم كه درآنها به عصمت پيامبر اكرم(ص) تصريح شده، اشاره مى‌كند و از آياتى چون: '''وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحى''' در اين باره ياد مى‌كند.
سپس مؤلف به آياتى از قرآن كريم كه درآنها به عصمت پيامبر اكرم(ص) تصريح شده، اشاره مى‌كند و از آياتى چون:'''وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحى''' در اين باره ياد مى‌كند.


مؤلف، در ادامه به نقد و بررسى نظريه احمد امين، انديشمند معاصر مصرى، درباره نظريه عصمت از ديدگاه شيعه پرداخته است. وى ديدگاه احمد امين مبنى بر اينكه شيعه اين نظريه را از معتزله فراگرفته است رد مى‌كند.
مؤلف، در ادامه به نقد و بررسى نظريه [[امین، احمد|احمد امين]]، انديشمند معاصر مصرى، درباره نظريه عصمت از ديدگاه شيعه پرداخته است. وى ديدگاه [[امین، احمد|احمد امين]] مبنى بر اينكه شيعه اين نظريه را از معتزله فراگرفته است رد مى‌كند.


مؤلف براى رد ديدگاه احمد امين، شواهد فراوانى را از آثار ائمه معتزله نقل مى‌كند كه در آنها تصريح شده كه معتزله اصول فكرى خود را از محمد بن حنفيه و پسر او أبو هاشم فراگرفته‌اند و اين دو نيز انديشه‌هاى خود را از على بن أبى طالب(ع) دريافت داشته‌اند. مؤلف، براى اثبات اين مدعا به ذكر فقراتى از فرمايشات امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغة اشاره مى‌كند كه حضرت با عبارات گوناگون از موضوع عصمت پيامبر(ص) سخن گفته است.
مؤلف براى رد ديدگاه [[امین، احمد|احمد امين]]، شواهد فراوانى را از آثار ائمه معتزله نقل مى‌كند كه در آنها تصريح شده كه معتزله اصول فكرى خود را از محمد بن حنفيه و پسر او أبو هاشم فراگرفته‌اند و اين دو نيز انديشه‌هاى خود را از على بن أبى طالب(ع) دريافت داشته‌اند. مؤلف، براى اثبات اين مدعا به ذكر فقراتى از فرمايشات امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغة اشاره مى‌كند كه حضرت با عبارات گوناگون از موضوع عصمت پيامبر(ص) سخن گفته است.


بخش بعدى به بررسى حقيقت عصمت اختصاص يافته است. به گفته مؤلف، متكلمين عصمت را اين‌گونه تعريف كرده‌اند: عصمت به معناى نيرويى است كه انسان را از ارتكاب گناه و درافتادن در لغزش‌ها بازمى‌دارد. با توجه به اين تعريف، مؤلف در دو ناحيه به بررسى موضوع عصمت مى‌پردازد: عصمت از گناه و عصمت از خطا. آن‌گاه مى‌نويسد كه حقيقت عصمت به يكى از امور سه‌گانه ذيل باز مى‌گردد: 1- عصمت به معناى نهايت درجه پرهيزگارى؛ بنا بر اين هر آنچه تقوى بدان توصيف مى‌شود، عصمت نيز بدان وصف مى‌گردد و تقوى حالتى نفسانى است كه انسان را از ارتكاب بسيارى از زشتى‌ها و گناهان بازمى‌دارد و چنان‌كه اين خوددارى از انجام گناهان به نهايت درجه خود برسد، عصمت به نحو مطلق محقق خواهد شد؛ بنا بر اين معصوم، تنها كسى نيست كه مرتكب گناه نمى‌شود، بلكه كسى است كه حتى انديشه گناه را نيز به ذهن خويش خطور نمى‌دهد و عصمت، ملكه‌اى نفسانى است كه آثار خاصى را داراست.
بخش بعدى به بررسى حقيقت عصمت اختصاص يافته است. به گفته مؤلف، متكلمين عصمت را اين‌گونه تعريف كرده‌اند: عصمت به معناى نيرويى است كه انسان را از ارتكاب گناه و درافتادن در لغزش‌ها بازمى‌دارد. با توجه به اين تعريف، مؤلف در دو ناحيه به بررسى موضوع عصمت مى‌پردازد: عصمت از گناه و عصمت از خطا. آن‌گاه مى‌نويسد كه حقيقت عصمت به يكى از امور سه‌گانه ذيل باز مى‌گردد: 1- عصمت به معناى نهايت درجه پرهيزگارى؛ بنا بر اين هر آنچه تقوى بدان توصيف مى‌شود، عصمت نيز بدان وصف مى‌گردد و تقوى حالتى نفسانى است كه انسان را از ارتكاب بسيارى از زشتى‌ها و گناهان بازمى‌دارد و چنان‌كه اين خوددارى از انجام گناهان به نهايت درجه خود برسد، عصمت به نحو مطلق محقق خواهد شد؛ بنا بر اين معصوم، تنها كسى نيست كه مرتكب گناه نمى‌شود، بلكه كسى است كه حتى انديشه گناه را نيز به ذهن خويش خطور نمى‌دهد و عصمت، ملكه‌اى نفسانى است كه آثار خاصى را داراست.
خط ۹۲: خط ۹۲:


== وضعيت كتاب ==
== وضعيت كتاب ==


كتاب، مشتمل بر پاورقى‌هاى مؤلف و فهرست مطالب مى‌باشد.
كتاب، مشتمل بر پاورقى‌هاى مؤلف و فهرست مطالب مى‌باشد.