تاریخ پانصد ساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - 'سياسي' به 'سیاسی') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - 'تاريخي' به 'تاریخی') |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
در فصل دوم، پيرامون نام و گذشته شهر تبريز چنين مىخوانيم كه زمان پيدايش و موقعيت اوليه تبريز تا كنون مشخص نشده است. وي در مورد نام تبريز با بررسی ديدگاههاي مختلف تنها به يك احتمال مىرسد كه اين نام با "توري" نام باستاني كوه سرخاب كه تبريز در دامنه آن واقع است، ارتباط دارد. تبريز در اواسط سده نهم به مركز صنعت و بازرگاني تبديل شد و رفته رفته رونق يافت. در اواخر سده دهم نام تبريز را در ميان شهرهاي بزرگ مىبينيم؛ اما زلزله نيمي از شهر را ويران مىكند. قطران تبريزي ميگويد: "شهر در نتيجه كوشش وهسودان و پسرش دوباره آباد شد و از عراق و خراسان هر دو آبادتر گشت". از اواخر سده نهم تا اواسط سده يازدهم ميلادي دوره پيشرفت اقتصادي تبريز بود. كشمكشهاي داخلي ضربهاي سنگين بر حيات اقتصادي شهر وارد كرد؛ ولي تبديل تبريز به پايتخت اتابكان در دوره فرمانروايي اتابك شمسالدين ايلده گز، تأثيري مثبت بر پيشرفت اجتماعي و اقتصادي شهر نهاد. شهر بسيار بزرگ شد و اين مرحله باشكوه تا سال 1225 ميلادي ادامه يافت. | در فصل دوم، پيرامون نام و گذشته شهر تبريز چنين مىخوانيم كه زمان پيدايش و موقعيت اوليه تبريز تا كنون مشخص نشده است. وي در مورد نام تبريز با بررسی ديدگاههاي مختلف تنها به يك احتمال مىرسد كه اين نام با "توري" نام باستاني كوه سرخاب كه تبريز در دامنه آن واقع است، ارتباط دارد. تبريز در اواسط سده نهم به مركز صنعت و بازرگاني تبديل شد و رفته رفته رونق يافت. در اواخر سده دهم نام تبريز را در ميان شهرهاي بزرگ مىبينيم؛ اما زلزله نيمي از شهر را ويران مىكند. قطران تبريزي ميگويد: "شهر در نتيجه كوشش وهسودان و پسرش دوباره آباد شد و از عراق و خراسان هر دو آبادتر گشت". از اواخر سده نهم تا اواسط سده يازدهم ميلادي دوره پيشرفت اقتصادي تبريز بود. كشمكشهاي داخلي ضربهاي سنگين بر حيات اقتصادي شهر وارد كرد؛ ولي تبديل تبريز به پايتخت اتابكان در دوره فرمانروايي اتابك شمسالدين ايلده گز، تأثيري مثبت بر پيشرفت اجتماعي و اقتصادي شهر نهاد. شهر بسيار بزرگ شد و اين مرحله باشكوه تا سال 1225 ميلادي ادامه يافت. | ||
درفصل سوم، تاريخ اقتصادي و اجتماعي سدههاي سيزدهم تا پانزدهم ميلادي بررسی و منابع مختلف اوضاع و احوال آن برهه حساس را استنباط نموده است. بخش اقتصادي به دو مقوله صنعت و بازرگاني تقسيم شده است. او با مرور كتب | درفصل سوم، تاريخ اقتصادي و اجتماعي سدههاي سيزدهم تا پانزدهم ميلادي بررسی و منابع مختلف اوضاع و احوال آن برهه حساس را استنباط نموده است. بخش اقتصادي به دو مقوله صنعت و بازرگاني تقسيم شده است. او با مرور كتب تاریخی، مكاتبات، وقفنامهها و سفرنامهها چنين نتيجه مىگيرد كه صنعت در اين دوره به دو دسته صنعتگران مستقل و وابسته به دولت كه از نظر موقعيت اجتماعي با يكديگر متفاوت بودند. وي پيشرفت صنعت در اين سدهها را وابسته به عواملي مانند افزايش تقاضاي داخلي و خارجي و برقراري ثبات سیاسی و امنيت و آسودگي در راههاي بازرگاني و تعديل مقدار ماليات مىداند. عواملى مانند: جنگهاي خانخاني، بيماري وبا و تعويض حاكمان سبب شد كه بارها حيات اقتصادي و كشاورزي شهر تنزل كامل كند و اين وضع از اوايل سده چهاردهم تا اواخر سده پانزدهم ادامه داشت. بعد اجتماعي از دو وجه جمعيت و ساختار اجتماعي مورد مداقّه قرار گرفته است. در اين سدهها بارها بيماري وبا سبب كاهش جمعيتي تبريز شد و جان بسياري را گرفت. درباره ساختار اجتماعي با استناد به "وقف نامه ربع رشيدي" و منابع ديگر، محلات قدیمی را به تفصيل معرفي كرده و محله اعيان را درمركز شهر و محله طبقات متوسط و فقير را در كنار شهر مىداند. مطالعه تعارضات اجتماعي و شورشها نشان مىدهد كه اين شورشها معمولاً به دليل عدم پيوستگي طبقات مختلف شكست ميخورد. | ||
تاريخ اقتصادي و اجتماعي تبريز در سدههاي شانزدهم و هفدهم در فصل چهارم آمده است. در اين فصل اگر چه بافندگي و فلزكاري جزيي از صنعت به احتساب مىآيد؛ اما به عنوان بخشي در قبال بخش صنعت به آن پرداخته شده است. در اين زمان تبريز یکی از مهمترين مراكز صنعتي در شرق نزدیک و ميانه بود. رشد صنعت در تبريز در ربعهاي اول و سوم سده شانزدهم و ربعهاي دوم و سوم سده هفدهم ميلادي به اوج خود رسيد. حاكمان صفوي چند كارگاه بافندگي در تبريز تأسيس كردند. قالىهاى بافت تبريز همراه با قالىهاي بافت اصفهان و كاشان نه تنها به همسايگان ايران، بلكه به اروپا نيز صادر مىشد. در سده هفدهم اين صنعت و انواع صنعت؛ مانند كفش، شيشه گرى، كاغذ سازى و... به طور گسترده رواج داشت. در اين فصل گذشته از بازرگانى داخلى كه با گسترش روابط پول - كالا رونق يافت، بازرگانى خارجى نيز مورد بررسى قرار گرفته است. از ديگر مباحث مىتوان به وضعيت بازار، كاروانسراها، بناهاى عمومى و... نيز چگونگى روابط اجتماعى اقشار مختلف تبريز اشاره نمود. | تاريخ اقتصادي و اجتماعي تبريز در سدههاي شانزدهم و هفدهم در فصل چهارم آمده است. در اين فصل اگر چه بافندگي و فلزكاري جزيي از صنعت به احتساب مىآيد؛ اما به عنوان بخشي در قبال بخش صنعت به آن پرداخته شده است. در اين زمان تبريز یکی از مهمترين مراكز صنعتي در شرق نزدیک و ميانه بود. رشد صنعت در تبريز در ربعهاي اول و سوم سده شانزدهم و ربعهاي دوم و سوم سده هفدهم ميلادي به اوج خود رسيد. حاكمان صفوي چند كارگاه بافندگي در تبريز تأسيس كردند. قالىهاى بافت تبريز همراه با قالىهاي بافت اصفهان و كاشان نه تنها به همسايگان ايران، بلكه به اروپا نيز صادر مىشد. در سده هفدهم اين صنعت و انواع صنعت؛ مانند كفش، شيشه گرى، كاغذ سازى و... به طور گسترده رواج داشت. در اين فصل گذشته از بازرگانى داخلى كه با گسترش روابط پول - كالا رونق يافت، بازرگانى خارجى نيز مورد بررسى قرار گرفته است. از ديگر مباحث مىتوان به وضعيت بازار، كاروانسراها، بناهاى عمومى و... نيز چگونگى روابط اجتماعى اقشار مختلف تبريز اشاره نمود. | ||
نسخهٔ ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۳۶
| تاریخ پانصد ساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان | |
|---|---|
| پدیدآوران | عونالهی، سید آقا (نويسنده) زارع شاهمرسی، پرویز (مترجم) |
| عنوانهای دیگر | از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفوی |
| ناشر | امير کبير |
| مکان نشر | تهران - ایران |
| سال نشر | 1387 ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-00-1142-3 |
| موضوع | ایران - تاریخ - قرن 7 - 12ق. تبریز - تاریخ - قرن 7 - 12ق. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DSR 2079 /ب47 ع9 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
تاريخ پانصد ساله تبريز، ترجمه فارسى از كتاب "شهر تبريز در سدههاي سيزدهم تا هفدهم"، نوشته پروفسور سيد آقاعوناللهی از اساتيد تاريخ جمهوری آذربايجان میباشد كه مترجم كتاب، پرويز زارع شاهمرسی آن را با نام مذكور منتشر كرده است. سدههاى مذكور همزمان با آغاز دوره مغول تا پايان دوره صفويان است. در تأليف اين كتاب از منابع مختلف به زبانهای پارسی، عربی، تركی، ارمنی و... استفاده شده و علیرغم ديدگاه ويژهاش كه ناشي از رويه تاريخ نگاري حاكم بر شوروي سابق است، اطلاعات جامع و ارزشمندي را پيرامون تاريخ تبريز و سير فراز و فرودش در طول پنج قرن ارائه مىكند كه در نتيجه اين كتاب را در رديف آثار قابل اعتناي پژوهشی پيرامون تاريخ تبريز قرار مىدهد.
ساختار
نويسنده مطالب خود را در پنج فصل ارائه كرده است و ساختار ويژهاي را بر آن حاكم نموده است. بخشهاي اول و دوم در واقع به عنوان مقدمه برای ورود به بخش اصلي میباشد. در بخش اول، پس از دستهبندي منابع به سه دسته: 1- منابع عربی، تركي و پارسي 2- منابع به زبانهاي روسي و ارمني 3- سفرنامهها و يادداشتهاي سياحان و ديپلماتهاي اروپايي به زبانهاي مختلف، به معرفي اين منابع و دليل استفاده از آنها در كتاب مىپردازد. در بخش دوم، تاريخ تبريز را در دوره باستان و ميانه مورد بررسی قرار مىدهد كه در شكلگيري فضاي ذهني خواننده كتاب بسيار مفيد است. سه بخش ديگر كه در واقع اصل بحث را تشكيل مىدهد به گونه هوشمندانهاي تنظيم شده است. در فصلهاي سوم و چهارم در دو بخش تاريخ افتصادي و اجتماعي شهر ذكر شده و سدههاي سيزدهم و پانزهم را در فصل سه و دو سده آخر را نيز در فصل چهارم آورده است و به جهت اهميت علم و فرهنگ، كل فصل آخر را به آن اختصاص داده است. در نتیجهگیری پايان كتاب نيز در شش شماره به تحليل مطالب كتاب پرداخته است.
گزارش محتوا
كتاب در هنگام حاكميت اتحاد شوروي كمونيستي نوشته شده و لذا ادبيات ويژه و نتيجهگيرىهاي خاصي دارد كه در راستاي تاريخ نگاري ماركسيستي شناخته شده است. نويسنده در مقدمهاي كه بر كتاب نوشته، به تمجيد از اين روش تاريخ نگاري پرداخته است و در جاي جاي كتاب به انتقاد از مورخاني مىپردازد كه به نظر او نوشتههايشان با اين روش سازگار نيست. ديدگاه نويسنده در اين كتاب كه از رويه تاريخنگاري حاكم بر شوروي سابق نشئت مىگيرد، مورد قبول ما نيست، با اين وجود، كتاب داراي منش پژوهشی و اطلاعات ارزشمندي درباره حيات شهر تبريز دز دورهاي با شكوه است. دورهاي كه تبريز نقشي مهم در تاريخ ايران داشت. دورهاي كه نويسنده برای پژوهش برگزيده، حد فاصلي ميان دوران قديم و جديد است. دورهاي كه تبريز به بالاترين درجه عظمت وشكوه خود رسيد.
همان گونه كه در ساختار بيان شد، فصل اول به معرفي منابع و دليل گزينش آنها اختصاص دارد.
در فصل دوم، پيرامون نام و گذشته شهر تبريز چنين مىخوانيم كه زمان پيدايش و موقعيت اوليه تبريز تا كنون مشخص نشده است. وي در مورد نام تبريز با بررسی ديدگاههاي مختلف تنها به يك احتمال مىرسد كه اين نام با "توري" نام باستاني كوه سرخاب كه تبريز در دامنه آن واقع است، ارتباط دارد. تبريز در اواسط سده نهم به مركز صنعت و بازرگاني تبديل شد و رفته رفته رونق يافت. در اواخر سده دهم نام تبريز را در ميان شهرهاي بزرگ مىبينيم؛ اما زلزله نيمي از شهر را ويران مىكند. قطران تبريزي ميگويد: "شهر در نتيجه كوشش وهسودان و پسرش دوباره آباد شد و از عراق و خراسان هر دو آبادتر گشت". از اواخر سده نهم تا اواسط سده يازدهم ميلادي دوره پيشرفت اقتصادي تبريز بود. كشمكشهاي داخلي ضربهاي سنگين بر حيات اقتصادي شهر وارد كرد؛ ولي تبديل تبريز به پايتخت اتابكان در دوره فرمانروايي اتابك شمسالدين ايلده گز، تأثيري مثبت بر پيشرفت اجتماعي و اقتصادي شهر نهاد. شهر بسيار بزرگ شد و اين مرحله باشكوه تا سال 1225 ميلادي ادامه يافت.
درفصل سوم، تاريخ اقتصادي و اجتماعي سدههاي سيزدهم تا پانزدهم ميلادي بررسی و منابع مختلف اوضاع و احوال آن برهه حساس را استنباط نموده است. بخش اقتصادي به دو مقوله صنعت و بازرگاني تقسيم شده است. او با مرور كتب تاریخی، مكاتبات، وقفنامهها و سفرنامهها چنين نتيجه مىگيرد كه صنعت در اين دوره به دو دسته صنعتگران مستقل و وابسته به دولت كه از نظر موقعيت اجتماعي با يكديگر متفاوت بودند. وي پيشرفت صنعت در اين سدهها را وابسته به عواملي مانند افزايش تقاضاي داخلي و خارجي و برقراري ثبات سیاسی و امنيت و آسودگي در راههاي بازرگاني و تعديل مقدار ماليات مىداند. عواملى مانند: جنگهاي خانخاني، بيماري وبا و تعويض حاكمان سبب شد كه بارها حيات اقتصادي و كشاورزي شهر تنزل كامل كند و اين وضع از اوايل سده چهاردهم تا اواخر سده پانزدهم ادامه داشت. بعد اجتماعي از دو وجه جمعيت و ساختار اجتماعي مورد مداقّه قرار گرفته است. در اين سدهها بارها بيماري وبا سبب كاهش جمعيتي تبريز شد و جان بسياري را گرفت. درباره ساختار اجتماعي با استناد به "وقف نامه ربع رشيدي" و منابع ديگر، محلات قدیمی را به تفصيل معرفي كرده و محله اعيان را درمركز شهر و محله طبقات متوسط و فقير را در كنار شهر مىداند. مطالعه تعارضات اجتماعي و شورشها نشان مىدهد كه اين شورشها معمولاً به دليل عدم پيوستگي طبقات مختلف شكست ميخورد.
تاريخ اقتصادي و اجتماعي تبريز در سدههاي شانزدهم و هفدهم در فصل چهارم آمده است. در اين فصل اگر چه بافندگي و فلزكاري جزيي از صنعت به احتساب مىآيد؛ اما به عنوان بخشي در قبال بخش صنعت به آن پرداخته شده است. در اين زمان تبريز یکی از مهمترين مراكز صنعتي در شرق نزدیک و ميانه بود. رشد صنعت در تبريز در ربعهاي اول و سوم سده شانزدهم و ربعهاي دوم و سوم سده هفدهم ميلادي به اوج خود رسيد. حاكمان صفوي چند كارگاه بافندگي در تبريز تأسيس كردند. قالىهاى بافت تبريز همراه با قالىهاي بافت اصفهان و كاشان نه تنها به همسايگان ايران، بلكه به اروپا نيز صادر مىشد. در سده هفدهم اين صنعت و انواع صنعت؛ مانند كفش، شيشه گرى، كاغذ سازى و... به طور گسترده رواج داشت. در اين فصل گذشته از بازرگانى داخلى كه با گسترش روابط پول - كالا رونق يافت، بازرگانى خارجى نيز مورد بررسى قرار گرفته است. از ديگر مباحث مىتوان به وضعيت بازار، كاروانسراها، بناهاى عمومى و... نيز چگونگى روابط اجتماعى اقشار مختلف تبريز اشاره نمود.
فصل آخر كتاب كه "علم و فرهنگ" را در طول پنج قرن مورد ارزيابى و بررسى قرار داده است، بر اين نكته متمركز است كه در اين سدهها تمدن و فرهنگ ايران در تبريز رشد كرد. نويسنده پس از استناد به منابع و اسناد مختلف چنين نتيجهگيرى مىگيرد كه در سدههاى پانزدهم تا هفدهم اين شهر مركز مهم معمارى، نقاشى، موسيقى و شعر در خاور نزدیک بود. تبريز دانشمندان بزرگى در رشتههاى مختلف پزشکى، فلسفه، ستاره شناسى، ادبيات و... پروراند و در اين زمينهها نيز مركزيت داشت.
وضعيت
فهرست مطالب در ابتدا و در پايان كتاب نيز اين موارد آمده است:
- منابع به ترتيب حروف الفبا.
- ارائه پنج سند تاريخى و تصوير آنها: اين منابع را مترجم از سند ديگرى يافته و به كتاب افزوده است.
- نمايه.
منابع مقاله
متن و مقدمه كتاب.