آدم (به عبری: אָדָם؛ به عربی: آدم) یا آدم ابوالبشر، در ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) نخستین انسان و پدر همه مردم دانسته می‌شود. روایت‌های مربوط به آفرینش و زندگی او در این سه دین همسانی بسیار دارد که به باور پژوهشگران، ریشه در اشتراک مبدأ وحی در این ادیان دارد.

آدم
نامآدم
نام‌های دیگرآدم ابوالبشر
القابابوالبشر (پدر بشریت)، صفی‌الله (در برخی روایات اسلامی)
همسرحوا
فرزندانقابیل (قائن)، هابیل، شیث و دیگر پسران و دختران (بر اساس گزارش عهد عتیق و روایات اسلامی)
محل زندگیبهشت (پیش از هبوط)، سپس زمین (مکان مشخص نشده)
طول عمر۹۳۰ سال (بر اساس گزارش عهد عتیق)
مقامنخستین انسان، نخستین پیامبر (در اسلام)، خلیفه خدا بر زمین (در قرآن)
معجزاتآموزش همه نام‌ها (بر اساس قرآن)
آیات مرتبطسوره‌های بقره (۳۰-۳۹)، اعراف (۱۱-۲۵)، حجر (۲۸-۴۲)، اسراء (۶۰-۶۵)، طه (۱۱۵-۱۲۴) و ص (۷۱-۸۵)

ریشه‌شناسی واژه

واژه «آدم» از واژه عبری «اَدَم» (אָדָם) گرفته شده است. صورت مؤنث آن «اَدَمَه» (אֲדָמָה) در عبری به معنای «زمین» یا «خاک» است. ریشه «ادم» همچنین با رنگ سرخ پیوند دارد که احتمالاً اشاره به رنگ خاکی دارد که آدم از آن آفریده شده است.

در زبان اکدی، «ادمو» به معنای «خون» و «ادم‌تو» به معنای «خون سیاه» (در بیماری) است. جمع آن «ادماتو» به معنای «خاک سرخ و تیره» مورد استفاده در رنگرزی است.

راغب اصفهانی در زبان عربی برای واژه «آدم» چهار وجه تسمیه برشمرده است:

۱. چون جسم آدم از خاک روی زمین (ادیم) گرفته شده

۲. چون پوست او گندمگون (آدم) بوده

۳. چون او از درآمیختن عناصر گوناگون آفریده شده (اُدمه به معنای الفت و اختلاط)

۴. چون او از دمیده شدن روح الهی عطرآگین شده (ادام به معنای آنچه طعام را خوشبو کند).

آدم در یهودیت

در عهد عتیق

در کتاب مقدس (عهد عتیق) دو بار از آفرینش آدم سخن رفته است: یک بار در باب اول سفر پیدایش و بار دیگر در باب‌های دوم تا پنجم آن. پژوهشگران متون کتاب مقدس بر این باورند که این دو روایت سرچشمه‌ای متفاوت دارند.

در باب اول، پس از آفرینش آسمان‌ها و زمین در شش روز، آدم به عنوان نقطه کمال خلقت و آخرین مخلوق آفریده می‌شود: «آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم... پس خدا آدم را به صورت خود آفرید، ایشان را نر و ماده آفرید» (پیدایش، ۱).

در باب‌های دوم تا پنجم، داستان با تفصیل بیشتر آمده است: آفرینش آدم از خاک، دمیدن روح حیات در بینی او، قرار گرفتن در باغ عدن، وجود درخت حیات و درخت معرفت نیک و بد، نهی از خوردن میوه درخت معرفت، نام‌گذاری حیوانات توسط آدم، آفرینش حوا از دنده آدم، اغوای حوا توسط مار و خوردن از میوه ممنوع، آگاه شدن از برهنگی، رانده شدن از بهشت، و آغاز زندگی بر روی زمین. عمر آدم ۹۳۰ سال ذکر شده است.

در نوشته‌های غیررسمی و ادبیات بین‌النهرین

نوشته‌هایی مانند کتاب حکمت یشوع بن سیراخ، حکمت سلیمان، کتاب دوم اِسدراس، مکاشفات باروخ، اسرار خنوخ و کتاب یوبیل به تفصیل به داستان آدم پرداخته‌اند. در این متون، مفاهیمی چون گناه اولیه، حسادت ابلیس، سرایت گناه آدم به همه فرزندان او، مسئله اختیار انسان، و آفرینش آدم از هفت جوهر (خاک، قطره‌های شبنم، خورشید، سنگ، گیاهان، ابرها و روح خدا) مطرح شده است.

کتاب‌های زندگی آدم و حوا که به زبان‌های گوناگون (یونانی، لاتینی، اسلاوی، عربی، سریانی و حبشی) موجود است، شرح حال آدم و حوا را پس از اخراج از بهشت بازمی‌گویند و به موضوعاتی مانند پشیمانی، وعده بخشایش، کشمکش با شیطان، کشته شدن هابیل توسط قابیل، ولادت شیث، مرگ آدم و مراسم تدفین او می‌پردازند.

آدم در مسیحیت

دیدگاه عهد جدید درباره آدم، عمدتاً برگرفته از سفر پیدایش است. متکلمان مسیحی به دلیل ارتباط آن با موضوعاتی چون ماهیت مسیح، گناه اولیه و نجات الهی، توجه ویژه‌ای به آدم داشته‌اند.

در انجیل لوقا، آدم «ابن الله» خوانده شده و عیسی نیز «فرزند خدا» نامیده شده است. پولس رسول در نامه‌های خود، آدم و مسیح را مقایسه می‌کند: همان‌طور که با نافرمانی آدم، گناه و مرگ وارد جهان شد، با اطاعت و رستاخیز مسیح، آمرزش و زندگی جاودان حاصل می‌شود. مسیح با قربانی شدن خود، گناه آدم را می‌زداید.

در برخی بخش‌های عهد جدید، مسیح بر آدم تقدم وجودی دارد، هرچند از نسل اوست. به گفته پولس، آدم «شبیه و نمونة مسیح آینده» است.

گناه اولیه در کلام مسیحی

مسئله گناه اولیه نخستین بار توسط آگوستین (۳۵۴–۴۳۰م) به صورت نظام‌مند بررسی شد. پیش از او، این نظریه در کلیسا رسمیت نداشت:

- ایرنائوس (سده ۲م): گناه را در نسل قابیل می‌دانست. - کلمنت اسکندرانی: حتی مرگ را نتیجه سقوط آدم نمی‌دانست. - اوریگن: ابتدا داستان آدم را تمثیلی می‌دانست، بعداً نظر پولس را پذیرفت.

ترتولیان (سده ۳م) نظریه «انتقال» را مطرح کرد: گناه هم در جسم و هم در روح از پدر به فرزند منتقل می‌شود. آگوستین این دیدگاه را بسط داد و آن را با مسئله ارادة آزاد پیوند زد. او معتقد بود آدم پس از سقوط، آزادی اراده را از دست داد و این فساد به همه فرزندانش رسید.

در مقابل، پلاگیوس انسان را در انتخاب خیر و شر آزاد می‌دانست. توماس آکویناس تأثیر گناه اولیه را کلی نمی‌دانست و شهوت را لزوماً شر نمی‌انگاشت.

موهبت‌ها و سقوط آدم

کلیسای کاتولیک معتقد است خداوند دو گونه موهبت به آدم داد: ۱. ذاتی: عقل و اراده ۲. اضافی: ایمان، امید، محبت، جاودانگی، غلبه بر شهوات

آدم با نافرمانی، تنها موهبت‌های اضافی را از دست داد، اما کلیسای پروتستانت معتقد است همه موهبت‌ها فاسد شدند.

نکات پایانی

این عقاید درباره گناه اولیه در سخنان عیسی(ع) دیده نمی‌شود، بلکه ریشه در گفته‌های پولس دارد. کلیسای ارتدکس شرقی این نظریه را نپذیرفت و در طول تاریخ، متفکرانی چون پلاگیوس، آبلار و تیلور نیز آن را رد کردند. در سده ۱۹م، هارناک به نقد آن پرداخت. در سده ۲۰م و پس از جنگ‌های جهانی، اندیشمندانی مانند بارت، بولتمان و برونر بار دیگر مسئلة فساد فطری انسان را مطرح کردند.

در تلمود

در بخش هَگّادا از تلمود (شامل قصص و روایات شفاهی و تمثیلات دینی و اخلاقی)، مطالب مربوط به آدم و حوا به تفصیل تفسیر و تأویل شده است. از جمله این مطالب:

- آدم به صورت خدا آفریده شده به معنای برخورداری از عزت و عظمت الهی و قابلیت وصول به این مقام است - آدم و حوا به صورت جوانان ۲۰ ساله آفریده شده‌اند - آدم در نخستین روز سال نو (روز اول تشرین) آفریده شد و رویدادهای زندگی او در همان روز (از گردآوری خاک تا رانده شدن از بهشت) در ساعات مختلف آن روی داد - فرشتگان در مورد آفرینش آدم به مشورت خوانده شدند؛ برخی موافق و برخی مخالف بودند - خداوند به فرشتگان فرمان سجده بر آدم داد؛ همگی سجده کردند جز شیطان که سرپیچی کرد و از آن پس کینه آدم را به دل گرفت - درخت معرفت نیک و بد را برخی تاک، برخی گندم، لیمو یا انجیر دانسته‌اند

در فلسفه دینی و عرفان یهود

در دوره هلنیستی، فیلون اسکندرانی تحت تأثیر فلسفه افلاطون، دو گونه انسان قائل شد: انسان آسمانی (به صورت خدا) که غیرمادی است و انسان زمینی (از خاک) که ترکیبی از عناصر مادی و معنوی است. از دیدگاه او، خوردن از درخت ممنوع تمثیلی از تسلیم شدن در برابر لذات و شهوات جسمانی است.

در قرون وسطی و تحت تأثیر کلام اسلامی، متکلمانی مانند سعیدیه فیومی، یهودا هلوی و موسی بن میمون به تفسیر متون پرداختند. از دیدگاه موسی بن میمون، «به صورت خدا» آفریده شدن اشاره به کمال عقلانی آدم دارد. گناه آدم روی آوردن به لذات جسمانی و رها کردن تفکر در حقایق الهی بود.

در مکتب عرفانی قبالا، آدم (یا آدم قدیم) مجمع و مظهر تمام صفات و افعال الهی و واسطه آفرینش و اساس عالم هستی است. در این دیدگاه، عالم خلقت براساس عالم صفات آفریده شده و آدم (انسان اول) در این عالم عالی‌ترین و کامل‌ترین مظهر صفات و اسماء خدایی است. گناه و سقوط آدم موجب مادی و جسمانی شدن عالم خلقت شد، اما انسان در نهایت از راه تقوا و عبادت و پیروی از شریعت (تورات) به اصل خود بازخواهد گشت.

آدم در اسلام

در اسلام، آدم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. او نخستین پیامبر شمرده می‌شود و مسلمانان برای اشاره به آغاز و انجام نبوت، عبارت «از آدم تا خاتم» را به کار می‌برند. آنچه در منابع اسلامی درباره آدم آمده، همه بر پایه آیات قرآن است. نام آدم ۲۵ بار در قرآن ذکر شده، اما تفصیل آفرینش او در شش سوره (بقره، اعراف، حجر، اسراء، طه و ص) آمده است.

خلاصه آیات مربوط به آدم

در آیات قرآنی، مهم‌ترین رویدادها بدین شرح است:

خداوند به فرشتگان خبر می‌دهد که در زمین جانشینی (خلیفه) قرار می‌دهد. فرشتگان ابراز نگرانی می‌کنند که مبادا آن موجود در زمین تباهی و خونریزی کند. خداوند همه نام‌ها را به آدم می‌آموزد و سپس آنها را بر فرشتگان عرضه می‌کند. فرشتگان از پاسخ دادن عاجز می‌مانند. خداوند به فرشتگان فرمان می‌دهد بر آدم سجده کنند. همه فرشتگان سجده می‌کنند جز ابلیس که سرپیچی می‌کند. خداوند به آدم و همسرش (حوا) اجازه می‌دهد در بهشت از هر نعمتی بهره‌مند شوند، اما از نزدیک شدن به یک درخت خاص نهی می‌کند. ابلیس آن دو را وسوسه می‌کند و از آن درخت می‌خورند. شرمگاهشان آشکار می‌شود و سعی می‌کنند با برگ‌های بهشت خود را بپوشانند. خداوند آنان را از بهشت بیرون می‌راند و به زمین می‌فرستد. آدم از پروردگارش سخنانی (دعاهایی) فرا می‌گیرد و توبه او پذیرفته می‌شود. خداوند به آدم و فرزندانش وعده می‌دهد که اگر هدایت الهی به آنان برسد، هرکه از آن پیروی کند نه می‌ترسد و نه اندوهگین می‌شود.

بررسی نکات مهم از سوی مفسران

جانشینی (خلافت) آدم

بیشتر مفسران بر این باورند که آدم جانشین خدا بر روی زمین است. محمد عبده و رشید رضا گستردگی دانش و توانایی انسان در دگرگون کردن جهان را دلیل شایستگی او برای جانشینی می‌دانند. علامه طباطبایی نیز علت خلافت را در چگونگی آفرینش انسان می‌داند.

پیش‌آگاهی فرشتگان از تباهی انسان

مفسران در مورد چگونگی آگاهی فرشتگان از تباهی و خونریزی انسان دیدگاه‌های گوناگونی دارند:

- برخی گفته‌اند پیش از آدم، جنیان در زمین زندگی می‌کردند و تباهی می‌نمودند و فرشتگان سرنوشت آدم را بر آنان قیاس کردند - برخی دیگر گفته‌اند خدا خود به فرشتگان خبر داده بود - فخر رازی معتقد است آمیختگی سرشت انسان از شهوت (موجب تباهی) و خشم (موجب خونریزی) این پیش‌بینی را ممکن ساخته است

آموزش نام‌ها به آدم

مفسران «نام‌ها» را به معانی اشیا و حقیقت آن‌ها تفسیر کرده‌اند، نه صرفاً الفاظ. طباطبایی با توجه به الف و لام «اسماء» و کلمه «کل» آن را عموم مطلق دانسته و معتقد است خداوند همه دانش را به آدم آموخت. رشید رضا نیز این آیه را نشانه استعداد بالقوه بشر برای رسیدن به همه دانش‌ها می‌داند.

سجود فرشتگان بر آدم

همه مفسران اتفاق نظر دارند که این سجده، سجده عبادی نبوده (زیرا عبادت ویژه خداست)، بلکه سجده تکریم و تحیت بوده است. رشید رضا به نقل از محمد عبده معتقد است این آیه به فرمانبرداری همه نیروهای نهانی جهان (که فرشتگان نماینده آن‌اند) از انسان اشاره دارد.

ابلیس: فرشته بود یا جن؟

درباره اینکه ابلیس از فرشتگان بوده یا از جن، میان مفسران اختلاف است:

- گروهی با استناد به استثنای ابلیس از میان فرشتگان در آیات (همه فرشتگان جز ابلیس) او را از جنس فرشتگان می‌دانند - گروهی دیگر با استناد به آیه «کان من الجن» (سوره کهف/۵۰) و آفرینش ابلیس از آتش (در مقابل فرشتگان که از نورند) او را از جن می‌شمارند

جایگاه بهشت آدم

آیا بهشت آدم همان بهشت جاودانه آخرت بوده یا باغی از باغ‌های دنیا؟ مفسران در این باره اختلاف نظر دارند:

- گروهی (از جمله بیشتر معتزلیان) آن را بهشت جاودانه می‌دانند و الف و لام «الجنة» را دلیل می‌آورند - گروهی دیگر (از جمله ابوالقاسم بلخی) آن را باغی بر روی زمین می‌دانند و دلایلی چون راه یافتن ابلیس (که ملعون است) به آن، و جایز نبودن تکلیف در بهشت جاودان را مطرح می‌کنند

طباطبایی معتقد است آدم برای زندگی در زمین آفریده شده و سکونت موقت او در بهشت، نوعی آزمایش بوده است.

همسر آدم (حوا)

قرآن نامی از همسر آدم نبرده، اما در منابع اسلامی او را «حوا» می‌نامند. درباره چگونگی آفرینش او، در قرآن آمده است که خداوند «همسرش را از او آفرید» (سوره نساء/۱؛ سوره اعراف/۱۸۹؛ سوره زمر/۶). مفسران شیعه آفرینش حوا از دنده آدم را مشهور دانسته‌اند. رشید رضا به نقل از محمد عبده معتقد است مقصود این است که خداوند زن را از جنس مرد آفریده، نه از پیکر او.

درخت ممنوع

در قرآن نام این درخت ذکر نشده است. مفسران روایات مختلفی نقل کرده‌اند: گندم، انگور (تاک)، انجیر، کافور، درخت معرفت نیک و بد، درخت جاودانگی. طبری تأکید می‌کند که دانستن نام دقیق درخت نه سودی دارد و نه زیانی، و خداوند عمداً آن را مبهم گذاشته است.

توبه آدم

آدم پس از بیرون رانده شدن از بهشت، دعایی آموخت: «پروردگارا، ما بر خود ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و نبخشایی، بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود» (سوره اعراف/۲۳). در روایات شیعی، آدم با توسل به نام‌های محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) توبه‌اش پذیرفته شد. طباطبایی توبه را نوعی بازگشت بنده به خدا با استغفار، و پذیرش توبه را بازگشت خدا به بنده با رحمت می‌داند.

آشکار شدن شرمگاه

در قرآن، میان خوردن از درخت ممنوع و آشکار شدن شرمگاه رابطه مستقیمی ذکر نشده است. برخی مفسران گفته‌اند پیش از آن، بر اندام آدم و حوا نوری بود که شرمگاه را می‌پوشاند و با خوردن از درخت، آن نور از میان رفت. فخر رازی نیز دو احتمال مطرح می‌کند: یا این کار نتیجه مستقیم خوردن بوده (نوعی کیفر طبیعی) یا هدف شیطان از وسوسه همین بوده است.

عصمت آدم

چگونگی سازگاری گناه آدم (نافرمانی از نهی خدا) با اصل عصمت پیامبران از گناه، از چالش‌های کلامی مهم است. پاسخ رایج مفسران این است که آدم در آن هنگام نه در سرزمین تکلیف (دار التکلیف) بوده و نه هنوز به مقام نبوت رسیده بوده، یا آنچه از او سر زد «ترک اولی» بوده نه گناه واقعی.

جبر و اختیار

داستان آفرینش آدم و سجده نکردن ابلیس و وعده او برای گمراه کردن فرزندان آدم، به بحث جبر و اختیار پیوند می‌خورد. مفسرانی مانند فخر رازی، طباطبایی و رشید رضا در تفسیر این آیات، با استدلال‌های فلسفی و کلامی، اختیار و آزادی انسان را به رغم وجود شیطان اثبات کرده‌اند.

تفسیر تمثیلی از دیدگاه محمد عبده و رشید رضا

محمد عبده و رشید رضا معتقدند می‌توان داستان آدم را به صورت تمثیلی فهمید:

- خبر دادن خدا به فرشتگان: اشاره به آماده شدن زمین برای زندگی نوعی از آفریدگان که در آن تصرف کرده و آن را به کمال می‌رساند - آموزش نام‌ها: اشاره به استعداد فراگیری همه دانش‌ها در انسان - سجود فرشتگان: تمثیلی از فرمانبرداری نیروهای طبیعت از انسان - سرپیچی ابلیس از سجده: تمثیلی از وجود نیروی بدی و شرارت در درون انسان - بهشت: نماد گرایش فطری انسان به خوشی و آرامش - درخت ممنوع: رمز شر و نافرمانی - وسوسه شیطان: نشانه نیروی ناپاک درونی که انسان را به بدی می‌کشاند - بیرون رانده شدن از بهشت: کنایه از این که خروج از اعتدال فطری، انسان را به رنج و درد دچار می‌کند - توبه آدم: نشانه آن است که انسان همیشه می‌تواند با سرشت پاک خود به خدا بازگردد[۱].

پانویس

  1. ر.ک: مجتبایی، فتح‌الله؛ تفضلی، احمد؛ موحد، صمد، ج1، ص172-192

منابع مقاله

  • مجتبایی، فتح‌الله؛ تفضلی، احمد؛ موحد، صمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش.

وابسته‌ها