زورگویی علم: نبرد فایرابند، ویتگنشتاین و کرکگور با علم‌زدگی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '[[ ' به '[[')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۸: خط ۳۸:
چرا فایرابند با علم‌زدگی مخالف بود؟ تفاوت آرای فایرابند با علم‌ستیزی، نسبی‌گرایی و بی‌بنیادی در برخی فلسفه‌های پسامدرن چیست؟ اینها برخی از موضوعاتی که در مقدمۀ مترجم بررسی شده و بعد هم به طور اجمالی به بحث از مخالفت کرکگور و ویتگنشتاین با علم‌زدگی پرداخته شده است.
چرا فایرابند با علم‌زدگی مخالف بود؟ تفاوت آرای فایرابند با علم‌ستیزی، نسبی‌گرایی و بی‌بنیادی در برخی فلسفه‌های پسامدرن چیست؟ اینها برخی از موضوعاتی که در مقدمۀ مترجم بررسی شده و بعد هم به طور اجمالی به بحث از مخالفت کرکگور و ویتگنشتاین با علم‌زدگی پرداخته شده است.


در مقالۀ اول هدف نویسنده آن است که مخالفت فایرابند با علم‌زدگی را بازسازی کرده و نظر او را با نقدهایی مشابه از سوی لودویگ ویتگنشتاین مقایسه نماید. ویتگنشتاین از کسانی بود که بیشتر تأثیر فلسفی را بر فایرابند نهاد. از دید هر دوی آنها، علم‌زدگی باعث از بین رفتن حس حیرت یا رازی می‌شود که بدون آن درک کاملی از هستی انسان میسر نیست؛ حسی که فایرابند مانند ویتگنشتاین آن را «رازورزانه» می‌نامد.
در مقالۀ اول هدف نویسنده آن است که مخالفت فایرابند با علم‌زدگی را بازسازی کرده و نظر او را با نقدهایی مشابه از سوی لودویگ ویتگنشتاین مقایسه نماید. [[ویتگنشتاین، لودویگ|ویتگنشتاین]] از کسانی بود که بیشتر تأثیر فلسفی را بر فایرابند نهاد. از دید هر دوی آنها، علم‌زدگی باعث از بین رفتن حس حیرت یا رازی می‌شود که بدون آن درک کاملی از هستی انسان میسر نیست؛ حسی که فایرابند مانند [[ویتگنشتاین، لودویگ|ویتگنشتاین]] آن را «رازورزانه» می‌نامد.


در جستار دوم، تأثیر سورن کرکگور بر پل فایرابند با بررسی انتقادهای مشترک هر دو بر روایت‌هایی تمامیت‌خواه از سرشت انسان توضیح داده شده است؛ روایت‌هایی که همه‌کس را با یک چوب می‌رانند و همه‌چیز را یک کاسه می‌کنند. نقد و گلایۀ هر دوی آنها این است که اینگونه نظریه‌های علمی و فلسفی دربارۀ سرشت انسان که از لحاظ روش‌شناختی در بند نگاه بیرونی و انتزاع هستند، نمی‌توانند پرمایگی تجربۀ انسان را دریابند. فلسفه و علم جدید از دید کرکگور و فایرابند رفته‌رفته تبدیل به موانعی پیش روی رشد و کمال انسان‌ شده‌اند و این کار را با تحمیل نظریه‌های انتزاعی دربارۀ سرشت انسان و واقعیت انجام داده‌اند؛ نظریه‌هایی که پیچیدگی‌های سرشت انسان و واقعیت را نادیده گرفته است.<ref> [https://literaturelib.com/books/4817 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref>
در جستار دوم، تأثیر سورن کرکگور بر پل فایرابند با بررسی انتقادهای مشترک هر دو بر روایت‌هایی تمامیت‌خواه از سرشت انسان توضیح داده شده است؛ روایت‌هایی که همه‌کس را با یک چوب می‌رانند و همه‌چیز را یک کاسه می‌کنند. نقد و گلایۀ هر دوی آنها این است که اینگونه نظریه‌های علمی و فلسفی دربارۀ سرشت انسان که از لحاظ روش‌شناختی در بند نگاه بیرونی و انتزاع هستند، نمی‌توانند پرمایگی تجربۀ انسان را دریابند. فلسفه و علم جدید از دید کرکگور و فایرابند رفته‌رفته تبدیل به موانعی پیش روی رشد و کمال انسان‌ شده‌اند و این کار را با تحمیل نظریه‌های انتزاعی دربارۀ سرشت انسان و واقعیت انجام داده‌اند؛ نظریه‌هایی که پیچیدگی‌های سرشت انسان و واقعیت را نادیده گرفته است.<ref> [https://literaturelib.com/books/4817 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref>