پرش به محتوا

ثلاث رسائل فلسفية: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴۴: خط ۴۴:
«عنوان دوم» درباره منشأ دانش [[جابر بن حیان|جابر]] و تجربه‌های علمی او است. زکی دیدگاه ابن‌حیان را درباره استقراء و نحوه استنباطی که با استدلال از راه «مجانست» و یا از «جریان عادت» به دست می‌آید، می‌کاود و نیز از باور او به روابط ریاضی هستی‌بخش موجودات، که «موازین» خوانده می‌شود، سخن می‌گوید. در آخر نیز بایسته‌هایی را از [[جابر بن حیان|ابن‌ حیان]] درباره اخلاق علمی دانشمندان گوشزد می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص86-37</ref>‏
«عنوان دوم» درباره منشأ دانش [[جابر بن حیان|جابر]] و تجربه‌های علمی او است. زکی دیدگاه ابن‌حیان را درباره استقراء و نحوه استنباطی که با استدلال از راه «مجانست» و یا از «جریان عادت» به دست می‌آید، می‌کاود و نیز از باور او به روابط ریاضی هستی‌بخش موجودات، که «موازین» خوانده می‌شود، سخن می‌گوید. در آخر نیز بایسته‌هایی را از [[جابر بن حیان|ابن‌ حیان]] درباره اخلاق علمی دانشمندان گوشزد می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص86-37</ref>‏


عنوان سوم «سرّ اللغة و سحرها» است. زکی نگاه [[جابر بن حیان|ابن‌ حیان]] به زبان و رابطه‌اش با جهان بیرون را توضیح می‌دهد. او این مبحث را به فرعی از مباحث منطق جدید و فلسفه تحلیلی که در آرای لودویگ ویتگنشتاین‏ و فلسفهٔ زبان و ذهن او و نیز در آرای برتراند راسل دیده می‌شود، مانند می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص90-87</ref>‏زکی همچنین، نگاه جابر را به منشأ لغت، متأثر از محاوره‌های هراکلیتوس یونانی می‌داند.<ref>ر.ک: همان، ص98-91</ref>‏او بحث را با رابطه‌ای که وضع حروف با طبیعت اشیاء دارد، دنبال می‌کند و منشأ و جوهر لغت را طبع (و نه وضع)، آن هم به قصد نفسانی می‌داند. ازاین‌رو، شکی نیست که کلام و نظم حروفِ آن، طبعی دارد؛ چرا که موجود بوده، به سان هر موجودی از گونه‌ای طبیعت برخوردار است.<ref>ر.ک: همان، ص120-119، 99</ref>‏
عنوان سوم «سرّ اللغة و سحرها» است. زکی نگاه [[جابر بن حیان|ابن‌ حیان]] به زبان و رابطه‌اش با جهان بیرون را توضیح می‌دهد. او این مبحث را به فرعی از مباحث منطق جدید و فلسفه تحلیلی که در آرای لودویگ ویتگنشتاین‏ و فلسفهٔ زبان و ذهن او و نیز در آرای [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] دیده می‌شود، مانند می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص90-87</ref>‏زکی همچنین، نگاه جابر را به منشأ لغت، متأثر از محاوره‌های هراکلیتوس یونانی می‌داند.<ref>ر.ک: همان، ص98-91</ref>‏او بحث را با رابطه‌ای که وضع حروف با طبیعت اشیاء دارد، دنبال می‌کند و منشأ و جوهر لغت را طبع (و نه وضع)، آن هم به قصد نفسانی می‌داند. ازاین‌رو، شکی نیست که کلام و نظم حروفِ آن، طبعی دارد؛ چرا که موجود بوده، به سان هر موجودی از گونه‌ای طبیعت برخوردار است.<ref>ر.ک: همان، ص120-119، 99</ref>‏


عنوان چهارم در باره «فلسفه پیدایش» است و با شرح مرحله‌های «کَون»، که بیانی از عنصرهای چهارگانۀ گرمی، سردی، خشکی و تری و سپس حرکت و سکون است، آغاز می‌شود. آنگاه، به پیدایش آتش، هوا، زمین و آب از مزاوجت عناصر اربعه می‌رسد. [[محمود، زکی نجیب|زکی]] سپس به دانش نجوم و ترکیب کائنات و مقولات پنجگانۀ «جوهر»، «کم»، «کیف»، «زمان» و «مکان» اشاره می‌کند و به گونه‌های حیوانات پرداخته، از برتری آدمی نسبت به حیوان، به سبب عقلی که دارد و نیز از ویژگی‌های گیاهان سخن می‌گوید. در آخر، بنای آفرینش را ترسیم می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص154-121</ref>‏
عنوان چهارم در باره «فلسفه پیدایش» است و با شرح مرحله‌های «کَون»، که بیانی از عنصرهای چهارگانۀ گرمی، سردی، خشکی و تری و سپس حرکت و سکون است، آغاز می‌شود. آنگاه، به پیدایش آتش، هوا، زمین و آب از مزاوجت عناصر اربعه می‌رسد. [[محمود، زکی نجیب|زکی]] سپس به دانش نجوم و ترکیب کائنات و مقولات پنجگانۀ «جوهر»، «کم»، «کیف»، «زمان» و «مکان» اشاره می‌کند و به گونه‌های حیوانات پرداخته، از برتری آدمی نسبت به حیوان، به سبب عقلی که دارد و نیز از ویژگی‌های گیاهان سخن می‌گوید. در آخر، بنای آفرینش را ترسیم می‌کند.<ref>ر.ک: همان، ص154-121</ref>‏