پرش به محتوا

معرفت لازم و کافی در دین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR56245J1.jpg | عنوان = معرفت لازم و کافی در دین | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = حسین‌زاده، محمد (نويسنده) |زبان | زبان = فارسی | کد کنگره = /ح5م7 168 BD | موضوع =شناخت - فلسفه - دین - فلسفه |ناشر | ناشر = مؤسسه...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''معرفت‌شناسی دینی (1): معرفت لازم و کافی در دین'''، تألیف محمد حسین‌زاده، یک پژوهش عمیق و تحلیلی در حوزه کلام و معرفت‌شناسی دینی است که توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در سال 1387 منتشر شده است.
'''معرفت‌شناسی دینی (1): معرفت لازم و کافی در دین'''، تألیف [[حسین‌زاده، محمد|محمد حسین‌زاده]]، یک پژوهش عمیق و تحلیلی در حوزه کلام و معرفت‌شناسی دینی است که توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در سال 1387 منتشر شده است.


==انگیزه نگارش==
==انگیزه نگارش==
خط ۴۱: خط ۴۱:
# در صورت کفایت علم متعارف یا جزم، معیار صدق این‌گونه معرفت‌ها چیست؟
# در صورت کفایت علم متعارف یا جزم، معیار صدق این‌گونه معرفت‌ها چیست؟


پس از تعریف واژه‌های دین و معرفت و شرح کاربردهای معرفت و دیگر مقدماتی که به‌نحوی در فهم یا حل مسئله دخالت دارند، نظیر پیشین یا پسین بودن گزاره‌های دینی، در پاسخ به پرسش اول این نتیجه به دست می‌آید که دستیابی به یقین بالمعنی الاخص در بخش‌هایی از دین ممکن است و در پاسخ به پرسش دوم، نویسنده، علم متعارف یا جزم را کافی می‌داند؛ گرچه معتقد است دستیابی به معرفت یقینی نیز ممکن است. وی در این‌باره نگرش متفکران مسلمان را بررسی کرده که در بین ایشان تنها شهید قاضی طباطبایی و میرزای قمی و آیت‌الله مظاهری به این بحث پرداخته‌اند و از میان آنها شهید قاضی، دستیابی به یقین بالمعنی الاخص را در اصول اعتقادی لازم دانسته است که دیدگاه و ادله او نقد شده است.
پس از تعریف واژه‌های دین و معرفت و شرح کاربردهای معرفت و دیگر مقدماتی که به‌نحوی در فهم یا حل مسئله دخالت دارند، نظیر پیشین یا پسین بودن گزاره‌های دینی، در پاسخ به پرسش اول این نتیجه به دست می‌آید که دستیابی به یقین بالمعنی الاخص در بخش‌هایی از دین ممکن است و در پاسخ به پرسش دوم، نویسنده، علم متعارف یا جزم را کافی می‌داند؛ گرچه معتقد است دستیابی به معرفت یقینی نیز ممکن است. وی در این‌باره نگرش متفکران مسلمان را بررسی کرده که در بین ایشان تنها شهید [[قاضی طباطبایی، سید محمدعلی|قاضی طباطبایی]] و [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزای قمی]] و [[مظاهری، حسین|آیت‌الله مظاهری]] به این بحث پرداخته‌اند و از میان آنها [[قاضی طباطبایی، سید محمدعلی|شهید قاضی]]، دستیابی به یقین بالمعنی الاخص را در اصول اعتقادی لازم دانسته است که دیدگاه و ادله او نقد شده است.
 
در پاسخ به پرسش سوم، چند معیار برای ارزیابی معرفت‌های جزمی برشمرده و آنها را ارزیابی کرده است که مهم‌ترین آنها نظریه حجیت در معرفت‌شناسی دینی و روش شهید صدر در حل مسئله استقراست.
در پاسخ به پرسش سوم، چند معیار برای ارزیابی معرفت‌های جزمی برشمرده و آنها را ارزیابی کرده است که مهم‌ترین آنها نظریه حجیت در معرفت‌شناسی دینی و روش شهید صدر در حل مسئله استقراست.


در بخش دوم، برای روشن ساختن ابعاد معرفت لازم و کافی در دین از منظری درون‌دینی و بر اساس آیات و روایات و دیگر منابع درون‌دینی، به بحث و داوری پرداخته شده است.
در بخش دوم، برای روشن ساختن ابعاد معرفت لازم و کافی در دین از منظری درون‌دینی و بر اساس آیات و روایات و دیگر منابع درون‌دینی، به بحث و داوری پرداخته شده است.
بنابراین عمده مباحث مطرح‌شده در این بخش عبارتند از:
بنابراین عمده مباحث مطرح‌شده در این بخش عبارتند از:
# مفهوم‌شناسی علم و معرفت و دیگر واژه‌های همگن در لغت و کتاب و سنت و دانش های اسلامی.
# مفهوم‌شناسی علم و معرفت و دیگر واژه‌های همگن در لغت و کتاب و سنت و دانش های اسلامی.
خط ۵۴: خط ۵۶:


نویسنده در آغاز بخش دوم، فصل پنجم را به مفهوم‌شناسی علم و معرفت و دیگر واژه‌های همگن اختصاص داده و چنین نتیجه می‌گیرد که یقین، بالاترین مرتبه علم است. سپس به کاربردهای علم و معرفت و یقین در دانش‌های اسلامی اشاره کرده و نتیجه می‌گیرد که واژه‌های مزبور در این دانش‌ها کاربردهای گوناگونی دارند، ولی یقین در کاربردهای رایج، به معنای علم متعارف بوده و عبارت از اعتقادی است که از منظر عقلا، شک و تردید در آن راه ندارد.
نویسنده در آغاز بخش دوم، فصل پنجم را به مفهوم‌شناسی علم و معرفت و دیگر واژه‌های همگن اختصاص داده و چنین نتیجه می‌گیرد که یقین، بالاترین مرتبه علم است. سپس به کاربردهای علم و معرفت و یقین در دانش‌های اسلامی اشاره کرده و نتیجه می‌گیرد که واژه‌های مزبور در این دانش‌ها کاربردهای گوناگونی دارند، ولی یقین در کاربردهای رایج، به معنای علم متعارف بوده و عبارت از اعتقادی است که از منظر عقلا، شک و تردید در آن راه ندارد.
در فصل بعد، با نگاه درون‌دینی به این بحث پرداخته که آیا در حوزه عقاید لازم است انسان مکلف به علم دست یابد یا اینکه ظن کفایت می‌کند و در صورت لزوم دستیابی به علم، آیا لازم است به معرفت یقینی دست یابد یا اطمینان و علم متعارف کافی است؟.
در فصل بعد، با نگاه درون‌دینی به این بحث پرداخته که آیا در حوزه عقاید لازم است انسان مکلف به علم دست یابد یا اینکه ظن کفایت می‌کند و در صورت لزوم دستیابی به علم، آیا لازم است به معرفت یقینی دست یابد یا اطمینان و علم متعارف کافی است؟.