تشکیک در وجود: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
| نام = تشکیک در وجود
| نام =  
| عنوان = تشکیک در وجود
| عنوان =  
| نام کامل = مشککية الوجود
| نام کامل = مشککية الوجود
| نام‌های دیگر =  
| نام‌های دیگر =  
خط ۲۴: خط ۲۴:
| متناظر شرقی =  
| متناظر شرقی =  
}}
}}
<div style="display: flex; gap: 10px; margin-bottom: 20px; border-bottom: 2px solid #ccc; padding-bottom: 10px;">
<div class="mw-customtoggle-versionsimple mw-customtoggle-versionfull" style="display: inline-block;">
<input type="button" value="📄 مقاله بدون شرح" style="font-size: 16px; padding: 8px 16px; cursor: pointer; background: #0645ad; color: white; border: none; border-radius: 4px;" />
</div>
<div class="mw-customtoggle-versionfull mw-customtoggle-versionsimple" style="display: inline-block;">
<input type="button" value="📖 مقاله با شرح کامل" style="font-size: 16px; padding: 8px 16px; cursor: pointer; background: #0645ad; color: white; border: none; border-radius: 4px;" />
</div>
</div>
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" id="mw-customcollapsible-versionsimple">
<div style="background: #f9f9f9; padding: 5px 15px; border-left: 4px solid #0645ad; margin-bottom: 20px;">
این نسخه بدون توضیحات اضافی است. برای مشاهده توضیحات، روی دکمه «مقاله با شرح کامل» کلیک کنید.
</div>
</div>
<div class="mw-collapsible" id="mw-customcollapsible-versionfull">
<div style="background: #f9f9f9; padding: 5px 15px; border-left: 4px solid #0645ad; margin-bottom: 20px;">
این نسخه شامل توضیحات کامل است. برای مشاهده مقاله بدون توضیح، روی دکمه «مقاله بدون شرح» کلیک کنید.
</div>
</div>
<div id="mw-customcollapsible-versionsimple">
<!-- ========== نسخه اول: مقاله بدون شرح ========== -->
= تشکیک در وجود =


'''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۵</ref>
'''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۵</ref>


== مفهوم و تعریف ==
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
 
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت [[اشتراک معنوی]] حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸</ref> مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸</ref>
«تشکیک» در لغت به معنای مشکوک و مردد کردن و در اصطلاح منطق و فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. برای درک بهتر، سه نوع حمل مفهوم بر مصادیقش داریم:
 
# '''اشتراک لفظی:''' یک لفظ بر چند معنا اطلاق می‌شود، بدون آنکه حقیقت واحدی بین آنها باشد. مثل «عین» که هم به چشم گفته می‌شود و هم به چشمه آب. اینجا هیچ اشتراک حقیقتی نیست.
تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص‏۲۷۶</ref>
# '''اشتراک معنوی یا تواطؤ:''' یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود و در همه آنها حقیقت واحد و مساوی دارد. مثلاً مفهوم «انسان» بر زید و عمرو، همه انسان‌اند و هیچ‌کدام «انسان‌تر» از دیگری نیست. اینجا حقیقت واحد است، اما مراتب (شدت و ضعف) ندارد.
 
# '''تشکیک:''' یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود، حقیقت واحد در همه وجود دارد، اما این حقیقت در هر مصداق دارای مرتبه متفاوتی از شدت و ضعف، کمال و نقص است. مثل مفهوم «نور». نور خورشید و نور ماه، هر دو نور هستند (حقیقت واحد) اما نور خورشید شدیدتر و کامل‌تر از نور ماه است (تفاوت ذاتی).
== ادله اثبات ==
 
=== برهان اول: تفاوت مراتب موجودات ===
موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶</ref>
 
=== برهان دوم: بساطت وجود ===
وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸</ref>
 
=== برهان سوم: وحدت حقیقت وجود ===
اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۶</ref>
 
=== برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق ===
در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵</ref>
 
== اقسام تشکیک ==
 
تشکیک در وجود بر سه قسم است:<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷</ref>
 
۱. '''تشکیک به اولویت:''' برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.
 
۲. '''تشکیک به اقدمیت:''' برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.
 
۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.
 
== رابطه تشکیک با اصالت وجود ==
 
تشکیک در وجود مبتنی بر [[اصالت وجود]] است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۳</ref> اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴</ref>
 
برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۴</ref>
 
== تشکیک در صفات وجودی ==
 
تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳</ref>
 
== آثار و نتایج ==
 
=== حدوث زمانی عالم ===
تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن می‌سازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶</ref>
 
=== اتحاد عاقل و معقول ===
تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳</ref>
 
=== امکان تجرد و مادیت یک حقیقت ===
بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴</ref>
 
=== برهان صدیقین ===
تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴</ref>
 
=== مسأله شرور ===
شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱</ref>
 
== دیدگاه فلاسفه پیشین ==
 
=== ابن سینا ===
[[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص‏۳۶</ref>
 
=== فهلویون ===
[[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.<ref>نهایة الحکمة، ص‏۱۸</ref>
 
=== اشراقیون ===
[[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰</ref>
 
== ارجاعات ==
<references/>


</div>
نظریه تشکیک در وجود می‌گوید: «وجود» نیز چنین ویژگی‌ای دارد. وجود واجب الوجود (خدا) شدیدترین و کامل‌ترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات (مخلوقات) مراتب ضعیف‌تری از همان حقیقت هستند.
 
<div id="mw-customcollapsible-versionfull">
<!-- ========== نسخه دوم: مقاله با شرح کامل ========== -->
 
= تشکیک در وجود =
 
'''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۵</ref>
 
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="✖ بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
'''معنای تشکیک:''' «تشکیک» در اصطلاح فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. سه نوع حمل مفهوم بر مصادیق داریم: اشتراک لفظی (مثل «عین» برای چشم و چشمه)، اشتراک معنوی یا تواطؤ (مثل «انسان» برای زید و عمرو) و تشکیک (مثل «نور» برای نور خورشید و نور ماه). نظریه تشکیک در وجود می‌گوید: «وجود» نیز چنین است. وجود خدا شدیدترین و کامل‌ترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات مراتب ضعیف‌تری از همان حقیقت هستند.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۴۴: خط ۴۴:
تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص‏۲۷۶</ref>
تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص‏۲۷۶</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
تفاوت تشکیکی فقط به شدت و ضعف محدود نمی‌شود. ابعاد مختلف آن عبارتند از: شدت و ضعف (مثل نور خورشید و ماهکمال و نقص (مثل علم خدا و علم انسان)، تقدم و تأخر (علت بر معلولغنا و فقر (خدا و ممکناتوجوب و امکان (واجب و ممکن). همه اینها جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد (وجود) هستند.
توجه داشته باشید که تفاوت تشکیکی فقط به «شدت و ضعف» محدود نمی‌شود، بلکه جنبه‌های مختلفی دارد:
- '''شدت و ضعف:''' مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.
- '''کمال و نقص:''' مثل تفاوت علم خداوند (کمال مطلق) با علم انسان (متناهی و ناقص).
- '''تقدم و تأخر:''' مثلاً وجود علت بر وجود معلول تقدم ذاتی دارد.
- '''غنا و فقر:''' خداوند غنی بالذات است و ممکنات فقر ذاتی دارند.
- '''وجوب و امکان:''' وجود واجب، ضروری و ازلی است، در حالی که وجود ممکن، ممکن الوجود است.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۵۵: خط ۶۰:
موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶</ref>
موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
ما در جهان اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند (جماد < گیاه < حیوان < انسان). اگر این تفاوت به دلیل تفاوت در ماهیت بود، نمی‌توانستیم بگوییم همه «وجود» دارند. پس این تفاوت باید به دلیل تفاوت در نفس وجود باشد. یعنی وجود در هر موجودی دارای شدت و ضعف متفاوت است.
این برهان از یک مشاهده بدیهی شروع می‌شود: ما در جهان، اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از آنها از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند. مثلاً گیاه از جماد کامل‌تر است، حیوان از گیاه کامل‌تر است و انسان از حیوان کامل‌تر. اگر این تفاوت به دلیل تفاوت در ماهیت بود، آنگاه دیگر نمی‌توان گفت که «سنگ و درخت هر دو وجود دارند». پس این تفاوت باید به دلیل تفاوت در نفس وجود باشد.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۶۴: خط ۶۹:
وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸</ref>
وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
اگر تشکیک به این معنا بود که وجود از یک «امر مشترک» و یک «امر زائد» (شدت) ترکیب شده باشد، وجود مرکب می‌شد. در حالی که وجود بسیط است. پس شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد. «وجود شدید» و «وجود ضعیف» هر دو وجود بسیط هستند، اما شدت و ضعف ذاتی خود آنهاست.
اگر تشکیک در وجود به این معنا بود که یک «وجود مشترک» داریم و یک امر زائد دیگر که باعث «شدت» می‌شود، در این صورت وجود مرکب می‌شد. در حالی که وجود حقیقتی بسیط است. بنابراین شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۷۳: خط ۷۸:
اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۶</ref>
اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۶</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
ما در ذهن خود یک مفهوم واحد به نام «وجود» داریم. اگر در عالم خارج، مصادیق وجود هیچ سنخیتی با هم نداشتند، هرگز نمی‌توانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. پس باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه موجودات ساری است. این همان وحدت حقیقت وجود است.
ما در ذهن خود یک مفهوم به نام «وجود» داریم که یک مفهوم واحد است. اگر در عالم خارج، مصادیق وجود هیچ سنخیتی با هم نداشتند و کاملاً متباین بودند، هرگز نمی‌توانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. پس باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه آنها ساری و جاری است.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۸۲: خط ۸۷:
در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵</ref>
در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز چنین است. وجود واجب «شدید» و وجود ممکن «ضعیف» است. این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد.
در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز در مصادیق خود چنین است. وجود واجب «شدید» است و وجود ممکن «ضعیف». این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۱۹۸: خط ۱۰۳:
۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.
۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
تشکیک به اولویت: یعنی وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیل‌تر و علت وجود ممکنات است (علّیت). تشکیک به اقدمیت: یعنی تقدم رتبی، مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است. تشکیک به اشدیت: همان معنای مشهور شدت و ضعف، مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.
# '''تشکیک به اولویت:''' به معنای «اصالت» و «علّیت» یک مرتبه نسبت به مرتبه دیگر است. مثلاً وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیل‌تر و علت وجود ممکنات است.
# '''تشکیک به اقدمیت:''' به معنای «تقدم رتبی» است. مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است.
# '''تشکیک به اشدیت:''' همان معنای مشهور «شدت و ضعف» است. مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۱۰: خط ۱۱۷:
برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۴</ref>
برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۴</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
دو دیدگاه عمده: اصالت ماهیت (مشائون و متکلمان) که در آن ماهیات با یکدیگر تباین کامل دارند و تشکیک معنا ندارد. و اصالت وجود (ملاصدرا) که در آن همه موجودات در یک حقیقت واحد (وجود) شریک هستند و مراتب تشکیکی پیدا می‌کنند. تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است.
دو دیدگاه عمده در مورد «اصالت» وجود یا ماهیت وجود دارد:
- '''اصالت ماهیت (مشائون و بسیاری از متکلمان):''' اگر ماهیت اصیل باشد، ماهیات با یکدیگر تباین تام دارند. در این صورت نمی‌توان از «شدت و ضعف وجود» صحبت کرد.
- '''اصالت وجود (ملاصدرا):''' در این دیدگاه، همه موجودات در یک «حقیقت واحد» (وجود) شریک هستند و مراتب تشکیکی پیدا می‌کنند.
 
پس تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۲۰: خط ۱۳۱:
تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳</ref>
تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، هر کمال وجودی (علم، قدرت، حیات، نور و...) نیز تشکیکی خواهد بود. علم خدا از علم فرشته شدیدتر است، علم فرشته از علم انسان شدیدتر است. قوه خدا (قدرت مطلقه) با قوه انسان تفاوت تشکیکی دارد.
اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، آنگاه هر «کمال وجودی» نیز باید تشکیکی باشد. مثلاً:
- '''علم:''' علم خداوند از علم انسان شدیدتر و کامل‌تر است.
- '''قوه:''' قوه خداوند (قدرت مطلقه) با قوه انسان تفاوت تشکیکی دارد.
- '''حیات:''' حیات خداوند با حیات موجودات تفاوت تشکیکی دارد.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۳۱: خط ۱۴۵:
تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن می‌سازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶</ref>
تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن می‌سازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
اگر وجود مشکک باشد، یک شیء مادی می‌تواند در ذات خود حرکت کند (حرکت جوهری) و از مرتبه ضعیف وجود به مرتبه قوی‌تر منتقل شود. بر این اساس، نفس و بدن انسان تکامل می‌یابند و پس از مرگ نیز بدن اخروی به نحو شدیدتر و کامل‌تری از وجود باقی می‌ماند (معاد جسمانی).
اگر وجود، حقیقتی مشکک باشد، یک شیء مادی می‌تواند در ذات و جوهر خود حرکت کند و از مرتبه‌ای ضعیف از وجود به مرتبه‌ای قوی‌تر منتقل شود (حرکت جوهری). بر اساس حرکت جوهری، نفس انسان و بدن او تکامل می‌یابند و پس از مرگ نیز بدن اخروی به نحو شدیدتر و کامل‌تری از وجود باقی می‌ماند (معاد جسمانی).
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۴۰: خط ۱۵۴:
تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳</ref>
تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد می‌یابند. این اتحاد فقط با اصالت وجود و تشکیک ممکن است. عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، قابلیت اتحاد دارند. سیر از قوه به فعل نیز بدون تشکیک قابل تبیین نیست.
در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد می‌یابند. این اتحاد فقط با «اصالت وجود» و «تشکیک در وجود» ممکن می‌شود. عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، با هم اتحاد می‌یابند.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۴۹: خط ۱۶۳:
بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴</ref>
بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی ابتدا مادی است و تدریجاً با حرکت جوهری مجرد می‌شود. وجود مراتب دارد؛ نفس در مرتبه ضعیف وجود (مادی) شروع می‌کند و به مراتب قوی‌تر (مجرد) می‌رود، در حالی که هویت شخصی خود را حفظ می‌کند.
نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی در آغاز پیدایش مادی است، اما به تدریج با حرکت جوهری مجرد می‌شود. «وجود» مراتب دارد. نفس ابتدا در مرتبه ضعیف وجودی (مادی) قرار دارد، اما با حرکت جوهری به مراتب قوی‌تر می‌رود.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۵۸: خط ۱۷۲:
تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴</ref>
تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. با تأمل در حقیقت وجود و مراتب تشکیکی آن، به وجود واجب (بالاترین مرتبه وجود) می‌رسیم. این برهان نیازی به اثبات امکان و علت ندارد و مستقیم‌ترین برهان بر خداست.
برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. این برهان مستقیماً از خود حقیقت وجود، واجب را اثبات می‌کند و نیازی به اثبات «ممکن الوجود» و «علت» ندارد.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۶۷: خط ۱۸۱:
شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱</ref>
شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر است، اما وجود مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (خدا) فقیرتر و ناقص‌تر است. این نقص و فقر که عین ضعف وجود است، شرور نامیده می‌شود. شر در واقع مرتبه پایین‌تر خیر است.
شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر است. اما وجود مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (خدا) بسیار فقیرتر است. این «نقص» و «فقر» که عین ضعف وجود است، همان شرور نامیده می‌شود.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۷۸: خط ۱۹۲:
[[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص‏۳۶</ref>
[[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص‏۳۶</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت می‌دانست. اما ملاصدرا معتقد است ابن سینا در برخی موارد (مانند تفاوت وجود واجب و ممکن) ناچار به قبول نوعی شدت و ضعف شده و این تناقض اوست که با اصالت وجود و تشکیک حل می‌شود.
ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت می‌دانست. اما ملاصدرا معتقد است که ابن سینا در برخی موارد ناچار به قبول نوعی «شدت و ضعف» در وجود شده است و این تناقض اوست.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۸۷: خط ۲۰۱:
[[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.<ref>نهایة الحکمة، ص‏۱۸</ref>
[[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.<ref>نهایة الحکمة، ص‏۱۸</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا در بسیاری از آثار خود به آنان ارجاع می‌دهد و دیدگاهشان را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک می‌داند.
فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا دیدگاه آنها را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک می‌داند.
</div>
</div>
</div>
</div>
خط ۲۹۶: خط ۲۱۰:
[[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰</ref>
[[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰</ref>


<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="📖 نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح" style="margin-bottom: 15px;">
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح">
<div style="background: #f5f5f5; padding: 12px; border-right: 3px solid #0645ad;">
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;">
سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد می‌کند که تشکیک در ماهیت ممکن نیست؛ ماهیت فی نفسه امری ثابت است و شدت و ضعف نمی‌پذیرد. آنچه سهروردی «تشکیک در نور» می‌نامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است.
سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد می‌کند که تشکیک در ماهیت ممکن نیست و آنچه سهروردی «تشکیک در نور» می‌نامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است.
</div>
</div>
</div>
</div>
 
</tabber>
== ارجاعات ==
<references/>
 
</div>
==پانويس ==
==پانويس ==
<references />
<references />