۲۰٬۴۵۲
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی | {{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی | ||
| نام = | | نام = | ||
| عنوان = | | عنوان = | ||
| نام کامل = مشککية الوجود | | نام کامل = مشککية الوجود | ||
| نامهای دیگر = | | نامهای دیگر = | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| متناظر شرقی = | | متناظر شرقی = | ||
}} | }} | ||
'''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۵</ref> | '''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۵</ref> | ||
== | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | |||
«تشکیک» در لغت به معنای مشکوک و مردد کردن و در اصطلاح منطق و فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. برای درک بهتر، سه نوع حمل مفهوم بر مصادیقش داریم: | |||
# '''اشتراک لفظی:''' یک لفظ بر چند معنا اطلاق میشود، بدون آنکه حقیقت واحدی بین آنها باشد. مثل «عین» که هم به چشم گفته میشود و هم به چشمه آب. اینجا هیچ اشتراک حقیقتی نیست. | |||
# '''اشتراک معنوی یا تواطؤ:''' یک مفهوم بر چند مصداق حمل میشود و در همه آنها حقیقت واحد و مساوی دارد. مثلاً مفهوم «انسان» بر زید و عمرو، همه انساناند و هیچکدام «انسانتر» از دیگری نیست. اینجا حقیقت واحد است، اما مراتب (شدت و ضعف) ندارد. | |||
# '''تشکیک:''' یک مفهوم بر چند مصداق حمل میشود، حقیقت واحد در همه وجود دارد، اما این حقیقت در هر مصداق دارای مرتبه متفاوتی از شدت و ضعف، کمال و نقص است. مثل مفهوم «نور». نور خورشید و نور ماه، هر دو نور هستند (حقیقت واحد) اما نور خورشید شدیدتر و کاملتر از نور ماه است (تفاوت ذاتی). | |||
= | |||
در | |||
نظریه تشکیک در وجود میگوید: «وجود» نیز چنین ویژگیای دارد. وجود واجب الوجود (خدا) شدیدترین و کاملترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات (مخلوقات) مراتب ضعیفتری از همان حقیقت هستند. | |||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۴۴: | خط ۴۴: | ||
تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ میدهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص۲۷۶</ref> | تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ میدهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص۲۷۶</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
تفاوت تشکیکی فقط به | توجه داشته باشید که تفاوت تشکیکی فقط به «شدت و ضعف» محدود نمیشود، بلکه جنبههای مختلفی دارد: | ||
- '''شدت و ضعف:''' مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه. | |||
- '''کمال و نقص:''' مثل تفاوت علم خداوند (کمال مطلق) با علم انسان (متناهی و ناقص). | |||
- '''تقدم و تأخر:''' مثلاً وجود علت بر وجود معلول تقدم ذاتی دارد. | |||
- '''غنا و فقر:''' خداوند غنی بالذات است و ممکنات فقر ذاتی دارند. | |||
- '''وجوب و امکان:''' وجود واجب، ضروری و ازلی است، در حالی که وجود ممکن، ممکن الوجود است. | |||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۵۵: | خط ۶۰: | ||
موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج۱، ص۳۶</ref> | موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج۱، ص۳۶</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
ما در | این برهان از یک مشاهده بدیهی شروع میشود: ما در جهان، اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از آنها از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند. مثلاً گیاه از جماد کاملتر است، حیوان از گیاه کاملتر است و انسان از حیوان کاملتر. اگر این تفاوت به دلیل تفاوت در ماهیت بود، آنگاه دیگر نمیتوان گفت که «سنگ و درخت هر دو وجود دارند». پس این تفاوت باید به دلیل تفاوت در نفس وجود باشد. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۶۹: | ||
وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمیشوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۲، ص۱۰۸</ref> | وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمیشوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۲، ص۱۰۸</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
اگر تشکیک به این معنا بود که | اگر تشکیک در وجود به این معنا بود که یک «وجود مشترک» داریم و یک امر زائد دیگر که باعث «شدت» میشود، در این صورت وجود مرکب میشد. در حالی که وجود حقیقتی بسیط است. بنابراین شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۷۳: | خط ۷۸: | ||
اگر وجود حقیقتی واحد نمیداشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۶</ref> | اگر وجود حقیقتی واحد نمیداشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۶</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
ما در ذهن خود یک مفهوم | ما در ذهن خود یک مفهوم به نام «وجود» داریم که یک مفهوم واحد است. اگر در عالم خارج، مصادیق وجود هیچ سنخیتی با هم نداشتند و کاملاً متباین بودند، هرگز نمیتوانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. پس باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه آنها ساری و جاری است. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۸۷: | ||
در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است میباشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج۱، ص۲۵۵</ref> | در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است میباشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج۱، ص۲۵۵</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز چنین است. وجود واجب «شدید» و وجود ممکن «ضعیف» | در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. مفهوم «وجود» نیز در مصادیق خود چنین است. وجود واجب «شدید» است و وجود ممکن «ضعیف». این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۱۹۸: | خط ۱۰۳: | ||
۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند. | ۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند. | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
تشکیک به اولویت: | # '''تشکیک به اولویت:''' به معنای «اصالت» و «علّیت» یک مرتبه نسبت به مرتبه دیگر است. مثلاً وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیلتر و علت وجود ممکنات است. | ||
# '''تشکیک به اقدمیت:''' به معنای «تقدم رتبی» است. مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است. | |||
# '''تشکیک به اشدیت:''' همان معنای مشهور «شدت و ضعف» است. مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه. | |||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۱۱۷: | ||
برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۴</ref> | برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص۱۴</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
دو دیدگاه عمده: اصالت ماهیت (مشائون و متکلمان) | دو دیدگاه عمده در مورد «اصالت» وجود یا ماهیت وجود دارد: | ||
- '''اصالت ماهیت (مشائون و بسیاری از متکلمان):''' اگر ماهیت اصیل باشد، ماهیات با یکدیگر تباین تام دارند. در این صورت نمیتوان از «شدت و ضعف وجود» صحبت کرد. | |||
- '''اصالت وجود (ملاصدرا):''' در این دیدگاه، همه موجودات در یک «حقیقت واحد» (وجود) شریک هستند و مراتب تشکیکی پیدا میکنند. | |||
پس تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است. | |||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۲۰: | خط ۱۳۱: | ||
تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۳، ص۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۴، ص۱۶۳</ref> | تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۳، ص۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۴، ص۱۶۳</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، هر | اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، آنگاه هر «کمال وجودی» نیز باید تشکیکی باشد. مثلاً: | ||
- '''علم:''' علم خداوند از علم انسان شدیدتر و کاملتر است. | |||
- '''قوه:''' قوه خداوند (قدرت مطلقه) با قوه انسان تفاوت تشکیکی دارد. | |||
- '''حیات:''' حیات خداوند با حیات موجودات تفاوت تشکیکی دارد. | |||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۳۱: | خط ۱۴۵: | ||
تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن میسازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج۹، ص۱۸۶</ref> | تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن میسازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج۹، ص۱۸۶</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
اگر | اگر وجود، حقیقتی مشکک باشد، یک شیء مادی میتواند در ذات و جوهر خود حرکت کند و از مرتبهای ضعیف از وجود به مرتبهای قویتر منتقل شود (حرکت جوهری). بر اساس حرکت جوهری، نفس انسان و بدن او تکامل مییابند و پس از مرگ نیز بدن اخروی به نحو شدیدتر و کاملتری از وجود باقی میماند (معاد جسمانی). | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۴۰: | خط ۱۵۴: | ||
تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج۳، ص۳۷۳</ref> | تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج۳، ص۳۷۳</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد مییابند. این اتحاد فقط با | در لحظه تعقل، عاقل و معقول با هم اتحاد مییابند. این اتحاد فقط با «اصالت وجود» و «تشکیک در وجود» ممکن میشود. عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، با هم اتحاد مییابند. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۴۹: | خط ۱۶۳: | ||
بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۳، ص۷۱۴</ref> | بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۳، ص۷۱۴</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی | نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است؛ یعنی در آغاز پیدایش مادی است، اما به تدریج با حرکت جوهری مجرد میشود. «وجود» مراتب دارد. نفس ابتدا در مرتبه ضعیف وجودی (مادی) قرار دارد، اما با حرکت جوهری به مراتب قویتر میرود. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۵۸: | خط ۱۷۲: | ||
تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۶، ص۱۴</ref> | تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۶، ص۱۴</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. | برهان صدیقین ملاصدرا بر سه رکن استوار است: اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک در وجود. این برهان مستقیماً از خود حقیقت وجود، واجب را اثبات میکند و نیازی به اثبات «ممکن الوجود» و «علت» ندارد. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۶۷: | خط ۱۸۱: | ||
شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۹، ص۱۲۱</ref> | شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج۹، ص۱۲۱</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر | شر، امری عدمی است نه وجودی. هر چه موجود است خیر است. اما وجود مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (خدا) بسیار فقیرتر است. این «نقص» و «فقر» که عین ضعف وجود است، همان شرور نامیده میشود. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۷۸: | خط ۱۹۲: | ||
[[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص۳۶</ref> | [[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص۳۶</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت میدانست. اما ملاصدرا معتقد است ابن سینا در برخی موارد | ابن سینا به طور صریح به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت میدانست. اما ملاصدرا معتقد است که ابن سینا در برخی موارد ناچار به قبول نوعی «شدت و ضعف» در وجود شده است و این تناقض اوست. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۸۷: | خط ۲۰۱: | ||
[[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بودهاند.<ref>نهایة الحکمة، ص۱۸</ref> | [[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بودهاند.<ref>نهایة الحکمة، ص۱۸</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا | فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. ملاصدرا دیدگاه آنها را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک میداند. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
| خط ۲۹۶: | خط ۲۱۰: | ||
[[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت میدانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۲، ص۱۸۰</ref> | [[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت میدانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج۲، ص۱۸۰</ref> | ||
<div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext=" | <div class="mw-collapsible mw-collapsed" data-expandtext="نمایش توضیح" data-collapsetext="بستن توضیح"> | ||
<div style="background: #f5f5f5; padding: | <div style="background:#f5f5f5; padding:10px; margin:10px 0;"> | ||
سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد میکند که تشکیک در ماهیت ممکن | سهروردی قائل به تشکیک در «نور» است، اما نور در نظام او ماهیت است نه وجود. ملاصدرا نقد میکند که تشکیک در ماهیت ممکن نیست و آنچه سهروردی «تشکیک در نور» مینامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است. | ||
</div> | </div> | ||
</div> | </div> | ||
</tabber> | |||
< | |||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references /> | ||
ویرایش