۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'فارسي' به 'فارسی') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
[[تفضلی، احمد|احمد تفضلی]] زمانی که در شامگاه دوشنبه 24 دی 1375 خاموش شد یک ماه و هشت روز بود که قدم به سال شصت زندگی گذاشته بود. این دانشمند انسان، موجودی مهربان، آزاداندیش و با سلامت نفس بود. هوش سرشار و استعداد ذاتی داشت؛ محیط مناسب فرهنگی، همت شخصی، قریحۀ پویایی و جویایی، سختکوشی، پرکاری، تلاش مداوم، تفکر علمی، آشنایی به زبانهای زندۀ دنیا، درک مکتبهای گوناگون علمی، بهرهمندی از محضر استادان برجستۀ داخل و خارج از کشور و ارتباط مستمر و گسترده با مجامع بینالمللی زمینههایی بودند که شخصیت علمی او در آنها نُضج گرفت و به تدریج دانشمندی طراز اول در سطح بینالمللی شد. او راه درازی را برای کسب مقصود پیمود ولی از همان آغاز گوهر علمیاش مشخص بود. هنوز بسیار جوان بود که استاد فروزانفر در مقدمۀ کتاب عطار از همراهی او در بازنویسی یادداشتها تشکر کرد. | [[تفضلی، احمد|احمد تفضلی]] زمانی که در شامگاه دوشنبه 24 دی 1375 خاموش شد یک ماه و هشت روز بود که قدم به سال شصت زندگی گذاشته بود. این دانشمند انسان، موجودی مهربان، آزاداندیش و با سلامت نفس بود. هوش سرشار و استعداد ذاتی داشت؛ محیط مناسب فرهنگی، همت شخصی، قریحۀ پویایی و جویایی، سختکوشی، پرکاری، تلاش مداوم، تفکر علمی، آشنایی به زبانهای زندۀ دنیا، درک مکتبهای گوناگون علمی، بهرهمندی از محضر استادان برجستۀ داخل و خارج از کشور و ارتباط مستمر و گسترده با مجامع بینالمللی زمینههایی بودند که شخصیت علمی او در آنها نُضج گرفت و به تدریج دانشمندی طراز اول در سطح بینالمللی شد. او راه درازی را برای کسب مقصود پیمود ولی از همان آغاز گوهر علمیاش مشخص بود. هنوز بسیار جوان بود که استاد فروزانفر در مقدمۀ کتاب عطار از همراهی او در بازنویسی یادداشتها تشکر کرد. | ||
در سالهای 30 عمر او، دومناش در مقدمۀ دو کتاب ارزنده در زمینۀ تحقیقات ایرانی به دید علمی و موشکافیهای اواشاره کرده است. فیلیپ ژینیو با اشاره به این موارد، یادآوری کرده است که دانشمند جوانی در سالهای 30 عمر خود از چه ویژگی علمی باید برخوردار باشد که استاد با تجربهای همچون دومناش که در آن زمان دهها سال از عمرش را به مطالعه بر روی متنهای مشکل زبان پهلوی گذرانده بود، به کمکهای ارزندۀ او اشاره کند و از این که در رفع اشکالات و اشتباهات این آثار او را یاری نموده است و نکتههای تازهای گوشزد کرده است تشکر نماید. لازمۀ این تبحر به جز استعدادهای ذاتی و مطالعات شخصی، تلمز در محضر استادان برجسته نیز بوده است. از استادان مستقیم او در ایران میتوان از شادروانان استاد [[عبدالعظیم قریب]]، استاد [[فروزانفر، بدیعالزمان|فروزانفر]]، استاد [[همایی، جلالالدین|جلال همایی]]، استاد [[پورداود، ابراهیم|پورداود]]، دکتر [[معین، محمد|معین]]، دکتر [[خانلری، پرویز|خانلری]]، دکتر [[صفا، ذبیحالله|صفا]] و همچنین آقایان دکتر [[کیا، صادق|کیا]] و دکتر [[یارشاطر، احسان|یارشاطر]] نام برد. او همچنین همیشه با احترامی شایسته از شادروانان استاد [[مینوی، مجتبی|مینوی]]، استاد [[زریاب خویی، عباس|زریاب]] و استاد دانش پژوه به عنوان استادان غیر مستقیم خود یاد میکرد. از میان استادان خارجی او میتوان به [[هنینگ]]، [[مری بویس]]، [[مکنزی]]، بیوار، بنونیست و دومناش اشاره کرد. | در سالهای 30 عمر او، دومناش در مقدمۀ دو کتاب ارزنده در زمینۀ تحقیقات ایرانی به دید علمی و موشکافیهای اواشاره کرده است. فیلیپ ژینیو با اشاره به این موارد، یادآوری کرده است که دانشمند جوانی در سالهای 30 عمر خود از چه ویژگی علمی باید برخوردار باشد که استاد با تجربهای همچون دومناش که در آن زمان دهها سال از عمرش را به مطالعه بر روی متنهای مشکل زبان پهلوی گذرانده بود، به کمکهای ارزندۀ او اشاره کند و از این که در رفع اشکالات و اشتباهات این آثار او را یاری نموده است و نکتههای تازهای گوشزد کرده است تشکر نماید. لازمۀ این تبحر به جز استعدادهای ذاتی و مطالعات شخصی، تلمز در محضر استادان برجسته نیز بوده است. از استادان مستقیم او در ایران میتوان از شادروانان استاد [[عبدالعظیم قریب]]، استاد [[فروزانفر، بدیعالزمان|فروزانفر]]، استاد [[همایی، جلالالدین|جلال همایی]]، استاد [[پورداود، ابراهیم|پورداود]]، دکتر [[معین، محمد|معین]]، دکتر [[خانلری، پرویز|خانلری]]، دکتر [[صفا، ذبیحالله|صفا]] و همچنین آقایان دکتر [[کیا، صادق|کیا]] و دکتر [[یارشاطر، احسان|یارشاطر]] نام برد. او همچنین همیشه با احترامی شایسته از شادروانان استاد [[مینوی، مجتبی|مینوی]]، استاد [[زریاب خویی، عباس|زریاب]] و استاد دانش پژوه به عنوان استادان غیر مستقیم خود یاد میکرد. از میان استادان خارجی او میتوان به [[هنینگ]]، [[بویس، مری|مری بویس]]، [[مکنزی]]، بیوار، بنونیست و دومناش اشاره کرد. | ||
او خود نیز در دانشگاه تهران به عالیترین مقام استادی رسید و همیشه به استادی دانشگاه تهران افتخار میکرد، ولی در حقیقت او افتخار دانشگاه تهران بود. | او خود نیز در دانشگاه تهران به عالیترین مقام استادی رسید و همیشه به استادی دانشگاه تهران افتخار میکرد، ولی در حقیقت او افتخار دانشگاه تهران بود. | ||