۱۵۹٬۸۸۱
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'رده:علی بن ابیطالب(ع)' به 'رده:امام علی(ع)') برچسب: واگردانی دستی |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'نهج البلاغه' به 'نهجالبلاغه') |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==هدف== | ==هدف== | ||
نویسنده با یادآوری اینکه بىتوجهى به نهجالبلاغه براى تعلیم و تعلّم بلاغت در ادب عربى، بهویژه براى جهان تشیع قابل توجیه نیست، هدف از نگارش این کتاب را، «آشنایى با علم بلاغت با تکیه بر | نویسنده با یادآوری اینکه بىتوجهى به نهجالبلاغه براى تعلیم و تعلّم بلاغت در ادب عربى، بهویژه براى جهان تشیع قابل توجیه نیست، هدف از نگارش این کتاب را، «آشنایى با علم بلاغت با تکیه بر نهجالبلاغه» دانسته است<ref>ر.ک: مقدمه، ص63</ref>. | ||
==روش== | ==روش== | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
# برخى از علماى بلاغت، ابواب معانى، بیان و بدیع را ارکان سهگانه این علم دانستهاند و بعضى دیگر معانى و بیان را دو رکن علم بلاغت و بدیع را جزو توابع علم بلاغت شمردهاند. درهرحال دستور کار این کتاب منحصر به دو علم بیان و بدیع است. علت عدم ورود به علم معانى، علاوه بر برخوردارى از شمول بیش از اندازه بحث این کتاب، بهویژه ازاینروست که یکى از دو هدف اصلى علم معانى، انطباق کلام با جان شنوندگان و رعایت مقتضاى حال و مقام است و هرچند خطبهها و نامههاى حضرت [[امام علی(ع)]] سخنى با همه انسانها در تمامى قرون و اعصار است، اما تحلیل میزان تأثیر آنها بر مخاطبان حاضر در هنگام القاى سخن یا افرادى که نامههاى حضرت در وهله اول، آنان را مخاطب قرار داده، کارى گسترده است و نیازمند مباحث تاریخى، روانشناختى و جامعهشناختى مىباشد که در این مختصر نمىگنجد. | # برخى از علماى بلاغت، ابواب معانى، بیان و بدیع را ارکان سهگانه این علم دانستهاند و بعضى دیگر معانى و بیان را دو رکن علم بلاغت و بدیع را جزو توابع علم بلاغت شمردهاند. درهرحال دستور کار این کتاب منحصر به دو علم بیان و بدیع است. علت عدم ورود به علم معانى، علاوه بر برخوردارى از شمول بیش از اندازه بحث این کتاب، بهویژه ازاینروست که یکى از دو هدف اصلى علم معانى، انطباق کلام با جان شنوندگان و رعایت مقتضاى حال و مقام است و هرچند خطبهها و نامههاى حضرت [[امام علی(ع)]] سخنى با همه انسانها در تمامى قرون و اعصار است، اما تحلیل میزان تأثیر آنها بر مخاطبان حاضر در هنگام القاى سخن یا افرادى که نامههاى حضرت در وهله اول، آنان را مخاطب قرار داده، کارى گسترده است و نیازمند مباحث تاریخى، روانشناختى و جامعهشناختى مىباشد که در این مختصر نمىگنجد. | ||
# یکى از مشکلات و پیچیدگىهاى کار، بهویژه در بخش بدیع، اختلاف شدید آرا و تشتتهاى فراوان بین ارباب علم بلاغت است. این اختلافات گاهى بر سر تعدد عناوین براى طرح یک موضوع است، تا آنجا که در پارهاى موارد، یک صنعت بدیعى به پنج یا شش نام مختلف نامگذارى و مورد بحث قرار گرفته است که این یا بهخاطر اختلاف تعاریف براى یک عنوان یا تداخل عناوین ابواب بدیع و حتى تداخل بعضى ابواب بدیع با ابواب علم بیان یا علم معانى است؛ تا آنجا که برخى مثالها مصداق عناوینى معرفى شدهاند که اختلافشان صرفاً در نامگذارى نیست، بلکه متناقض و مانعةالجمعند. بنابراین به دلیل تداخل وجوه مختلف، گاه، تشخیص مصادیق بیانى، امرى دشوار و براى هر تألیفى در این زمینه، مشکلآفرین است. | # یکى از مشکلات و پیچیدگىهاى کار، بهویژه در بخش بدیع، اختلاف شدید آرا و تشتتهاى فراوان بین ارباب علم بلاغت است. این اختلافات گاهى بر سر تعدد عناوین براى طرح یک موضوع است، تا آنجا که در پارهاى موارد، یک صنعت بدیعى به پنج یا شش نام مختلف نامگذارى و مورد بحث قرار گرفته است که این یا بهخاطر اختلاف تعاریف براى یک عنوان یا تداخل عناوین ابواب بدیع و حتى تداخل بعضى ابواب بدیع با ابواب علم بیان یا علم معانى است؛ تا آنجا که برخى مثالها مصداق عناوینى معرفى شدهاند که اختلافشان صرفاً در نامگذارى نیست، بلکه متناقض و مانعةالجمعند. بنابراین به دلیل تداخل وجوه مختلف، گاه، تشخیص مصادیق بیانى، امرى دشوار و براى هر تألیفى در این زمینه، مشکلآفرین است. | ||
# مبناى کار در این کتاب، رعایت اختصار در بیان تعاریف و نقل توضیحاتى است که نوعاً در کتب بلاغى یافت مىشود و بیشترین تأکید بر دستیابى به مصادیق مناسب آنها از | # مبناى کار در این کتاب، رعایت اختصار در بیان تعاریف و نقل توضیحاتى است که نوعاً در کتب بلاغى یافت مىشود و بیشترین تأکید بر دستیابى به مصادیق مناسب آنها از نهجالبلاغه است. | ||
# علت عمده حذف بعضى از صنایع بدیعى، اختصاص آنها به شعر و کلام منظوم، از قبیل حل و عقد در مبحث سرقات شعریه، بوده است که در اینجا سالبه به انتفاى موضوع است. | # علت عمده حذف بعضى از صنایع بدیعى، اختصاص آنها به شعر و کلام منظوم، از قبیل حل و عقد در مبحث سرقات شعریه، بوده است که در اینجا سالبه به انتفاى موضوع است. | ||
# در کتب تدوینشده در علم بدیع معمولاً صنایع مختلف بدون ارتباط با یکدیگر در کنار هم قرار گرفتهاند. کوشش [[سیروس شمیسا]] در کتاب [[نگاهى تازه به بدیع]] براى ارائه یک دستهبندى منظم و موسیقایى از صنایع بدیعى کوشش نسبتاً موفقى بوده است، ولذا محور تنظیم صنایع بدیعى در این کتاب، بر اساس روش پیشنهادى ایشان با مقدارى دخل و تصرف است. | # در کتب تدوینشده در علم بدیع معمولاً صنایع مختلف بدون ارتباط با یکدیگر در کنار هم قرار گرفتهاند. کوشش [[سیروس شمیسا]] در کتاب [[نگاهى تازه به بدیع]] براى ارائه یک دستهبندى منظم و موسیقایى از صنایع بدیعى کوشش نسبتاً موفقى بوده است، ولذا محور تنظیم صنایع بدیعى در این کتاب، بر اساس روش پیشنهادى ایشان با مقدارى دخل و تصرف است. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
==جنبههای بلاغی نهجالبلاغه== | ==جنبههای بلاغی نهجالبلاغه== | ||
نظر نویسنده درباره میزان اهتمام شارحان | نظر نویسنده درباره میزان اهتمام شارحان نهجالبلاغه به افقهای بلاغت در کلام [[امام علی(ع)]] به این شرح است: | ||
# [[شرح نهجالبلاغة (ابن ابیالحديد)|شرح ابن ابىالحدید]]، شرحى تاریخى و کلامى است، اما گهگاه بهمناسبتِ مصداقى زیبا و شایان توجه از یکى از مسائل علم بیان یا بدیع، بابى تحت آن عنوان گشوده و به ذکر مثالهاى متعددى از قرآن، حدیث، شعر و کتب ادبى مىپردازد. | # [[شرح نهجالبلاغة (ابن ابیالحديد)|شرح ابن ابىالحدید]]، شرحى تاریخى و کلامى است، اما گهگاه بهمناسبتِ مصداقى زیبا و شایان توجه از یکى از مسائل علم بیان یا بدیع، بابى تحت آن عنوان گشوده و به ذکر مثالهاى متعددى از قرآن، حدیث، شعر و کتب ادبى مىپردازد. | ||
# [[شرح نهجالبلاغة (ابن میثم)|شرح نهجالبلاغه ابن میثم بحرانى]]، نمودارى از تبحّر او در تمام فنون اسلامى و ادبى و حکمى و اسرار عرفانى است. ابن میثم در مقدمه شرح خود از بیان ابواب مختلف بلاغت صرفاً در مجاز و استعاره بحث کرده که بحثى مستقل از نهجالبلاغه است و به سخنان امام نیز در آن استشهاد نشده است. اما در متن شرح گهگاه برخى از مصادیق زیبایىهاى بیانى و بدیع را ذکر کرده است. | # [[شرح نهجالبلاغة (ابن میثم)|شرح نهجالبلاغه ابن میثم بحرانى]]، نمودارى از تبحّر او در تمام فنون اسلامى و ادبى و حکمى و اسرار عرفانى است. ابن میثم در مقدمه شرح خود از بیان ابواب مختلف بلاغت صرفاً در مجاز و استعاره بحث کرده که بحثى مستقل از نهجالبلاغه است و به سخنان امام نیز در آن استشهاد نشده است. اما در متن شرح گهگاه برخى از مصادیق زیبایىهاى بیانى و بدیع را ذکر کرده است. | ||