۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURآرزوی گمشدهJ1.jpg | عنوان = آرزوی گمشده: گزیدۀ شعر عماد خراسانی | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = باقری، ساعد (گردآورنده) محمودی، سهیل (گردآورنده) |زبان | زبان = فارسی | کد کنگره =PIR ۳۵۴۸/ب۲ص۴۲ | موضوع =شعر...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
}} | }} | ||
'''آرزوی گمشده: گزیدۀ شعر عماد خراسانی''' به کوشش ساعد باقری و سهیل | '''آرزوی گمشده: گزیدۀ شعر عماد خراسانی''' به کوشش [[باقری، ساعد|ساعد باقری]] و [[محمودی، سهیل|سهیل محمودی]]، کتابی است شامل گزیدهای از زندگی و اشعار [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]] ([[عماد خراسانی، سید عمادالدین|سید عمادالدین حسن برقعی]])، شاعر نامدار معاصر ایران. این مجموعه که در قطع جیبی و توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده، گوشهای از غزلهای این شاعر خراسانی را در بر میگیرد که با زبانی صمیمی و بیتکلف، عشق، رندی، تنهایی و قلندرانگی را به تصویر کشیده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
کتاب حاضر مشتمل بر گزیدهای از اشعار عماد خراسانی است که بدون تفکیک موضوعی یا زمانی گردآوری شدهاند. در آغاز کتاب، مقدمهای در معرفی زندگی و ویژگیهای شعری عماد خراسانی به قلم گردآورندگان آمده است. اشعار کتاب عمدتاً در قالب غزل و به سبک سنتی سروده شدهاند. | کتاب حاضر مشتمل بر گزیدهای از اشعار عماد خراسانی است که بدون تفکیک موضوعی یا زمانی گردآوری شدهاند. در آغاز کتاب، مقدمهای در معرفی زندگی و ویژگیهای شعری [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]] به قلم گردآورندگان آمده است. اشعار کتاب عمدتاً در قالب غزل و به سبک سنتی سروده شدهاند. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
کتاب «آرزوی گمشده» گزیدهای از اشعار عماد خراسانی (۱۳۰۰-۱۳۸۲ش) است که به کوشش ساعد باقری و سهیل محمودی فراهم آمده است. عماد خراسانی، که نام اصلی او سید عمادالدین حسن برقعی بود، در مشهد زاده شد و از همان جوانی راه شوریدگی و قلندری را پیش گرفت. وی در نوجوانی «شاهین» تخلص میکرد، اما بعدها نام اصلی خود «عماد» را برای تخلص انتخاب کرد. پدر او سید محمدتقی معیندفتر، از صاحبمنصبان آستان رضوی، خود شاعر بود و «معین» تخلص میکرد و عماد طبع شعر و آواز خوش را از پدر خویش به ارث برد. | کتاب «آرزوی گمشده» گزیدهای از اشعار [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]] (۱۳۰۰-۱۳۸۲ش) است که به کوشش [[باقری، ساعد|ساعد باقری]] و [[محمودی، سهیل|سهیل محمودی]] فراهم آمده است. [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]]، که نام اصلی او [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|سید عمادالدین حسن برقعی]] بود، در مشهد زاده شد و از همان جوانی راه شوریدگی و قلندری را پیش گرفت. وی در نوجوانی «شاهین» تخلص میکرد، اما بعدها نام اصلی خود «عماد» را برای تخلص انتخاب کرد. پدر او سید محمدتقی معیندفتر، از صاحبمنصبان آستان رضوی، خود شاعر بود و «معین» تخلص میکرد و عماد طبع شعر و آواز خوش را از پدر خویش به ارث برد. | ||
عماد خراسانی در سه سالگی مادر و در شش سالگی پدر را از دست داد و جد و جدۀ مادری سرپرستی او را بر عهده گرفتند. پدربزرگ و دایی او نخستین مشوقان وی در سرودن شعر بودند. مهدی اخوان ثالث (م. امید)، نزدیکترین دوست عماد، در مقدمهای که در سال ۱۳۴۱ با عنوان «قصه و غصه عماد» بر دیوان او نوشته، نقل میکند که مادر عماد پیش از تولد او در خواب میبیند امام علی (ع) به او میگوید این پسر تو همنام پسر ماست و هنگام پرسش که کدام یک، پاسخ میشنود: حسن. | عماد خراسانی در سه سالگی مادر و در شش سالگی پدر را از دست داد و جد و جدۀ مادری سرپرستی او را بر عهده گرفتند. پدربزرگ و دایی او نخستین مشوقان وی در سرودن شعر بودند. مهدی اخوان ثالث (م. امید)، نزدیکترین دوست عماد، در مقدمهای که در سال ۱۳۴۱ با عنوان «قصه و غصه عماد» بر دیوان او نوشته، نقل میکند که مادر عماد پیش از تولد او در خواب میبیند [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] به او میگوید این پسر تو همنام پسر ماست و هنگام پرسش که کدام یک، پاسخ میشنود: حسن. | ||
غزل عماد خراسانی ریشه در سنت غزلسرایی پیشینیان دارد. او نه در پی نوآوریهای فرمی بود و نه هوای سخنوری و هنرنماییهای متداول را در سر داشت. قالب غزل برای او امکانی بود برای بیان لحظهها و دریافتها و حالات خویش. زبان، تصویر و خیالپردازی شعر او از همان ابزار و لوازم غزل گذشته بهره میبرد، اما عماد این امکانات بیرونی را درونی ساخته و نَفَس خود را در آنها دمیده است. به همین دلیل، مخاطب پیشینی بودن این زبان و تصویرها را حس نمیکند و در لحن و لهجۀ غزل او هیچگونه تکلف و تصنعی در گرایش به شیوۀ پیشینیان دیده نمیشود. | غزل [[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]] ریشه در سنت غزلسرایی پیشینیان دارد. او نه در پی نوآوریهای فرمی بود و نه هوای سخنوری و هنرنماییهای متداول را در سر داشت. قالب غزل برای او امکانی بود برای بیان لحظهها و دریافتها و حالات خویش. زبان، تصویر و خیالپردازی شعر او از همان ابزار و لوازم غزل گذشته بهره میبرد، اما عماد این امکانات بیرونی را درونی ساخته و نَفَس خود را در آنها دمیده است. به همین دلیل، مخاطب پیشینی بودن این زبان و تصویرها را حس نمیکند و در لحن و لهجۀ غزل او هیچگونه تکلف و تصنعی در گرایش به شیوۀ پیشینیان دیده نمیشود. | ||
مضمون اصلی غزلهای عماد را عشق و رندی و شرح تنهایی و بیتعلقی و قلندرانگی تشکیل میدهد. همین بیتعلقی و قلندری است که دیوان عماد را از مدح و ثنای اهل روزگار تهی کرده و او را به قالبهایی چون قصیده بیاعتنا ساخته است. بیشتر شعرهای دیوان عماد خراسانی بدون تاریخ آمدهاند، اما از چند نمونه اندکشمار که تاریخ سرودن آنها ذیل اثر ذکر شده، میتوان دریافت که عماد موضوعات اساسی و اصلی شعرش را در همان سالهای جوانی دریافته و از توانایی و قدرت انتقال آنها به خوبی برخوردار بوده است. | مضمون اصلی غزلهای عماد را عشق و رندی و شرح تنهایی و بیتعلقی و قلندرانگی تشکیل میدهد. همین بیتعلقی و قلندری است که دیوان عماد را از مدح و ثنای اهل روزگار تهی کرده و او را به قالبهایی چون قصیده بیاعتنا ساخته است. بیشتر شعرهای دیوان عماد خراسانی بدون تاریخ آمدهاند، اما از چند نمونه اندکشمار که تاریخ سرودن آنها ذیل اثر ذکر شده، میتوان دریافت که عماد موضوعات اساسی و اصلی شعرش را در همان سالهای جوانی دریافته و از توانایی و قدرت انتقال آنها به خوبی برخوردار بوده است. | ||
یکی از معیارهای ارزش اثر هنری، تأثیرگذاری آن در یک دورۀ گستردۀ زمانی و پذیرش توأمان آن از سوی خاص و عام است. شعرهای عماد از این قبیل بوده و غزلهای او بارها زمزمه شده و به آواز خوانده شده و گاهی تکیهکلام بوده و بیتهایی نیز حکم امثال سایره پیدا کرده است. از جمله مطلع غزلهای مشهور او که بخشی از حافظۀ شعری فارسیزبانان را شکل داده، میتوان به این نمونهها اشاره کرد: | یکی از معیارهای ارزش اثر هنری، تأثیرگذاری آن در یک دورۀ گستردۀ زمانی و پذیرش توأمان آن از سوی خاص و عام است. شعرهای عماد از این قبیل بوده و غزلهای او بارها زمزمه شده و به آواز خوانده شده و گاهی تکیهکلام بوده و بیتهایی نیز حکم امثال سایره پیدا کرده است. از جمله مطلع غزلهای مشهور او که بخشی از حافظۀ شعری فارسیزبانان را شکل داده، میتوان به این نمونهها اشاره کرد: | ||
«باز آهنگ جنون میزنی ای تار امشب / گویمت رازی و در پرده نگهدار امشب»؛ «ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست / یعنی به کارهای دگر اعتباری نیست»؛ «عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت / حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت»؛ «دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم / از چه با دشمن جانم شدهاند دوست، ندانم»؛ «امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم / شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر»؛ «برو ای دوست که ما دست به دامان خودیم / سر خود گیر که ما سر به گریبان خودیم». | |||
عماد خراسانی در سال ۱۳۸۲ شمسی درگذشت. «آرزوی گمشده» که با شمارگان ۳۰۰۰ نسخه منتشر شده، گزیدهای است از غزلهای این شاعر محبوب که خواننده را با سبک و سیاق شعری او آشنا میسازد. غزل «یک آسمان ستاره» از جمله اشعار این مجموعه است که در آن عماد با زبانی ساده و روان، عشق و رندی و شیدایی را به تصویر کشیده و با پرسشهای مکرر از معشوق و نیز خطاب به دل و شیخ، فضایی صمیمی و تأملبرانگیز آفریده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/1317 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | آشنایی عماد با موسیقی و توجه او به ترنم و تغنی نیز از ویژگیهای برجستۀ اوست. [[اخوان ثالث، مهدی|اخوان ثالث]] در مقدمۀ خود بر دیوان عماد، در توصیف آواز او مینویسد: | ||
«آواز او... هنوز که هنوز است از گرمترین و قویترین الحان شریف در عالم موسیقی ملی ماست.» اخوان تأکید میکند که عماد آوازخوان حرفهای نیست، اما هنگامی که شوق و ذوق آماده باشد و در مقامی که دلخواه اوست به راه افتد، چنان محفل را از شیهه و صیحه از جگرکنده و تکاندهنده خود پر غلغله میکند که آواز او حقاً غیرعادی و عالی است. | |||
[[عماد خراسانی، سید عمادالدین|عماد خراسانی]] در سال ۱۳۸۲ شمسی درگذشت. «آرزوی گمشده» که با شمارگان ۳۰۰۰ نسخه منتشر شده، گزیدهای است از غزلهای این شاعر محبوب که خواننده را با سبک و سیاق شعری او آشنا میسازد. غزل «یک آسمان ستاره» از جمله اشعار این مجموعه است که در آن عماد با زبانی ساده و روان، عشق و رندی و شیدایی را به تصویر کشیده و با پرسشهای مکرر از معشوق و نیز خطاب به دل و شیخ، فضایی صمیمی و تأملبرانگیز آفریده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/1317 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | |||
==پانويس == | ==پانويس == | ||