پرش به محتوا

روض الریاحین في حکایات الصالحین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بیت الله' به 'بیت‌الله'
جز (جایگزینی متن - 'حکایت (ابهام زدایی)' به 'حکایت (ابهام‌زدایی)')
جز (جایگزینی متن - 'بیت الله' به 'بیت‌الله')
 
خط ۳۳: خط ۳۳:
مقدمه نویسنده مشتمل بر دو فصل است: در فصل اول گوشه‌ای از فضایل اولیاء، صالحین و فقراء و مساکین از قرآن کریم و اخبار و آثار گردآوری شده است. فصل دوم نیز در اثبات کرامات اولیاء نوشته شده است.<ref>ر.ک: همان، ص10، ص32</ref>‏
مقدمه نویسنده مشتمل بر دو فصل است: در فصل اول گوشه‌ای از فضایل اولیاء، صالحین و فقراء و مساکین از قرآن کریم و اخبار و آثار گردآوری شده است. فصل دوم نیز در اثبات کرامات اولیاء نوشته شده است.<ref>ر.ک: همان، ص10، ص32</ref>‏


اولین حکایت کتاب در ذکر ذوالنون مصری است. این حکایت به نقل از شخصی مجهول که عازم حج بیت الله الحرام بوده بیان شده است. او از جوانی با سیمای صالحین یاد کرده که همراه کاروانش بوده و پس از انجام مناسب حج خدمت ذوالنون می‌رسند. نشانه خوف از پروردگار را از ذوالنون می‌پرسد و جواب می‌شنود: اینکه خوف خداوند تو را از خوفی غیر خوف الهی در امان بدارد. جوان با شنیدن این پرسش فریادی زده و بیهوش می‌شود. او سپس از علامت محبت الله می‌پرسد تا اینکه جوان صیحه‌ای زده و جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند. ذوالنون او را بوسیده و می‌گرید و می‌گوید: این است فروتنی خائفین و درجه محبین.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص44-42</ref>‏   
اولین حکایت کتاب در ذکر ذوالنون مصری است. این حکایت به نقل از شخصی مجهول که عازم حج بیت‌الله الحرام بوده بیان شده است. او از جوانی با سیمای صالحین یاد کرده که همراه کاروانش بوده و پس از انجام مناسب حج خدمت ذوالنون می‌رسند. نشانه خوف از پروردگار را از ذوالنون می‌پرسد و جواب می‌شنود: اینکه خوف خداوند تو را از خوفی غیر خوف الهی در امان بدارد. جوان با شنیدن این پرسش فریادی زده و بیهوش می‌شود. او سپس از علامت محبت الله می‌پرسد تا اینکه جوان صیحه‌ای زده و جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند. ذوالنون او را بوسیده و می‌گرید و می‌گوید: این است فروتنی خائفین و درجه محبین.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص44-42</ref>‏   


در آخرین حکایت کتاب نیز از [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمؤمنین علی(ع)]] چنین نقل شده که به مقابر بقیع برای زیارت دوستان داخل می‌شود و یک‌یک بر ایشان سلام کرده و اشعاری را خطاب به ایشان می‌خواند و پاسخ می‌شنود.<ref>ر.ک: همان، ص433</ref>‏  
در آخرین حکایت کتاب نیز از [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمؤمنین علی(ع)]] چنین نقل شده که به مقابر بقیع برای زیارت دوستان داخل می‌شود و یک‌یک بر ایشان سلام کرده و اشعاری را خطاب به ایشان می‌خواند و پاسخ می‌شنود.<ref>ر.ک: همان، ص433</ref>‏