۱۵۹٬۹۷۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' /' به ' /') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
هرچند [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] انگیزهاش را برای نوشتن این شرح، درخواست دوستان و شاگردانش میداند؛ اما محقق بر این باور است که حلولو چون دیده است که آنان به شرح کبیر او، به نام «البدر الطالع فی حل ألفاظ جمع الجوامع» اعتنا نمیکنند؛ چرا که در آن، درازگویی کرده است و او با نقل بسیار آرای عالمان، کتاب را از هدف اصلیاش -که شرحی بر جمع الجوامع باشد- بیرون برده است، برای همین با این شرح، خواسته است خوانندگان را در چهارچوب مباحث متن اصلی (جمع الجوامع) قرار دهد. همین کار، به «الضیاء اللامع» نسبت به «الشرح الکبیر» او بهرهمندی فزونتری بخشیده است.<ref>ر.ک: همان، ص68</ref> | هرچند [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] انگیزهاش را برای نوشتن این شرح، درخواست دوستان و شاگردانش میداند؛ اما محقق بر این باور است که حلولو چون دیده است که آنان به شرح کبیر او، به نام «البدر الطالع فی حل ألفاظ جمع الجوامع» اعتنا نمیکنند؛ چرا که در آن، درازگویی کرده است و او با نقل بسیار آرای عالمان، کتاب را از هدف اصلیاش -که شرحی بر جمع الجوامع باشد- بیرون برده است، برای همین با این شرح، خواسته است خوانندگان را در چهارچوب مباحث متن اصلی (جمع الجوامع) قرار دهد. همین کار، به «الضیاء اللامع» نسبت به «الشرح الکبیر» او بهرهمندی فزونتری بخشیده است.<ref>ر.ک: همان، ص68</ref> | ||
نمله در پژوهش خود، از نسخۀ این شرح در خزانه حسینیه و خزانه عامه در شهر رباط بهرهجستهاست.<ref>ر.ک: همان، ص54-53</ref>او از 35 کتاب و نویسندگانشان که حلولو از آنها در شرح خود بهرهگرفتهاست، نام میبرد. او به برشمردن آنها بَسند نکرده است، بلکه مبحثهایی را که حلولو از آنها برگرفته است، به خواننده نشان میدهد؛<ref>ر.ک: همان، ص91-71</ref>مثلاً | نمله در پژوهش خود، از نسخۀ این شرح در خزانه حسینیه و خزانه عامه در شهر رباط بهرهجستهاست.<ref>ر.ک: همان، ص54-53</ref>او از 35 کتاب و نویسندگانشان که حلولو از آنها در شرح خود بهرهگرفتهاست، نام میبرد. او به برشمردن آنها بَسند نکرده است، بلکه مبحثهایی را که حلولو از آنها برگرفته است، به خواننده نشان میدهد؛<ref>ر.ک: همان، ص91-71</ref>مثلاً فخرالدین رازی و کتاب او «المحصول فی علم أصول افقه» را نام میبرد و میگوید که حلولو در جاهایی از شرحش در مباحث «تعریف الحسن و القبح»، «الحکم قبل الشرع»، «بیان الأحکام الوضعیة»، «تعریف الصحة»، «فرض الکفایة» و «مسألة مطلق الأمر هل یتناول المکروه» از کتاب فخر رازی بهرهگرفتهاست.<ref>ر.ک: همان، ص86</ref> | ||
[[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] شرح را به همان روش [[سبکی، عبدالوهاب بن علی|سُبکی]] در «جمع الجوامع»، ترتیب داده است؛ او اصطلاحهای اصولی و دیدگاههای عالمان را آورده و بیشتر آنها بدون درج استدلالهایشان ارائه میدهد. وی متن سبکی را آورده و با حرف «ش» به شرح آن میپردازد و در آغاز هر شرح، اصطلاحها را معنا کرده و آنهایی را که سبکی تعریف نکرده، میشناساند. [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] محل نزاع را در بسیاری از مسئلهها تحریرکردهاست و چنانچه کلام سبکی مسئلههایی را در یک موضوع در برداشته باشد، او با عبارت «فی ذلک مسائل الأولی: کذا» به شرح آنها پرداخته است. او آرای عالمان را بسیار نقل میکند و بدون تعلیقه زدن بر آنها، هر نقلی را به نقل دیگر متصل نموده است. وی بیشتر جاها، دیدگاه عالمی را بدون درج کتابش نقل میکند. او قاعدههای اصولی را در کنار فروع فقهی نشانده و از مثالهای فقهی (بهویژه آرای فقهی عالمان مالکی مذهب) برای تطبیق این دودانش بهره گرفته است تا فهم قاعدههای اصولی آسانتر شود. او بسیار در پایان هر مسئلهای، تنبیههایی را با تعبیرهایی همچون «بیان لفظة»، «بیان مسألة مرتبطة بالمسألة التی ذکرها ابن السبکی»، «بیان ما زاده ابن السبکی علی غیره من الأصولیین» و «بیان اضطراب ابن السبکی فی بعض کلامهم» آورده است و چنانچه اختلاف لفظی در مسئلهای رخداده باشد، بیان میکند. [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] در جایی که سبکی دیدگاههای عالمان را بدون ذکر دلیلشان نقل نموده، آن دلیلها را درج نموده است. البته او گاهی در پی یک دیدگاه، عبارت «فیه نظر» را، بدون آنکه توضیحی بر آن بیفزاید، میآورد یا مثلاً عبارت «ابن رشد» را مطلق میآورد و مقصودش «ابن رشد الجد صاحب المقدمات» است. همچنین، هر جا که «قال الشارح» نوشته است، به بدرالدین زرشکی اشاره دارد.<ref>ر.ک: همان، ص93-92</ref> | [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] شرح را به همان روش [[سبکی، عبدالوهاب بن علی|سُبکی]] در «جمع الجوامع»، ترتیب داده است؛ او اصطلاحهای اصولی و دیدگاههای عالمان را آورده و بیشتر آنها بدون درج استدلالهایشان ارائه میدهد. وی متن سبکی را آورده و با حرف «ش» به شرح آن میپردازد و در آغاز هر شرح، اصطلاحها را معنا کرده و آنهایی را که سبکی تعریف نکرده، میشناساند. [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] محل نزاع را در بسیاری از مسئلهها تحریرکردهاست و چنانچه کلام سبکی مسئلههایی را در یک موضوع در برداشته باشد، او با عبارت «فی ذلک مسائل الأولی: کذا» به شرح آنها پرداخته است. او آرای عالمان را بسیار نقل میکند و بدون تعلیقه زدن بر آنها، هر نقلی را به نقل دیگر متصل نموده است. وی بیشتر جاها، دیدگاه عالمی را بدون درج کتابش نقل میکند. او قاعدههای اصولی را در کنار فروع فقهی نشانده و از مثالهای فقهی (بهویژه آرای فقهی عالمان مالکی مذهب) برای تطبیق این دودانش بهره گرفته است تا فهم قاعدههای اصولی آسانتر شود. او بسیار در پایان هر مسئلهای، تنبیههایی را با تعبیرهایی همچون «بیان لفظة»، «بیان مسألة مرتبطة بالمسألة التی ذکرها ابن السبکی»، «بیان ما زاده ابن السبکی علی غیره من الأصولیین» و «بیان اضطراب ابن السبکی فی بعض کلامهم» آورده است و چنانچه اختلاف لفظی در مسئلهای رخداده باشد، بیان میکند. [[حلولو، احمد بن عبد الرحمن|حلولو]] در جایی که سبکی دیدگاههای عالمان را بدون ذکر دلیلشان نقل نموده، آن دلیلها را درج نموده است. البته او گاهی در پی یک دیدگاه، عبارت «فیه نظر» را، بدون آنکه توضیحی بر آن بیفزاید، میآورد یا مثلاً عبارت «ابن رشد» را مطلق میآورد و مقصودش «ابن رشد الجد صاحب المقدمات» است. همچنین، هر جا که «قال الشارح» نوشته است، به بدرالدین زرشکی اشاره دارد.<ref>ر.ک: همان، ص93-92</ref> | ||