۱۵۲٬۷۳۹
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR75156J1.jpg | عنوان = گفتارهایی در هرمنوتیک | عنوانهای دیگر = متونی از سنت آلمانی از دوران روشنفکری تا عصر حاضر | پدیدآورندگان | پدیدآوران = ولمر، کورت مولر (نويسنده) جمعی از مترجمان (مترجم) مختاری مازندرانی، مح...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
''' گفتارهایی در هرمنوتیک '''، مجموعه آثار فیلسوفان و اندیشوران گوناگون است که [[کورت مولر وُلمر]] (متولد 1928م)، آن را گردآوری کرده است و اثری مرجع برای شناخت سیر تاریخی و تحلیلی سنت آلمانی از عصر روشنگری تا دوره معاصر شمرده میشود. گروهی از مترجمان در کارگروه هرمنوتیک مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) که این کتاب را تحت نظارت علمی [[مختاری مازندرانی، محمدحسین | دکتر محمدحسین مختاری]] (متولد 1344ش)، ترجمه کردهاند، با ارائه متون اصلی اندیشمندان، خواننده را مستقیم با رویدادهای ارتباطی و لایههای تفکر آلمانی آشنا میکنند و نقشهای راهبردی برای درک تطور تاریخی و فلسفی دانش تفسیر در سنت فکری آلمان ارائه میدهند. کتاب حاضر روشن میسازد که فهم انسانی، با زبان و تاریخ و پیشفهمهای مفسر پیوندی ناگسستنی دارد. | ''' گفتارهایی در هرمنوتیک '''، مجموعه آثار فیلسوفان و اندیشوران گوناگون است که [[ولمر، کورت مولر|کورت مولر وُلمر]] (متولد 1928م)، آن را گردآوری کرده است و اثری مرجع برای شناخت سیر تاریخی و تحلیلی سنت آلمانی از عصر روشنگری تا دوره معاصر شمرده میشود. گروهی از مترجمان در کارگروه هرمنوتیک مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) که این کتاب را تحت نظارت علمی [[مختاری مازندرانی، محمدحسین|دکتر محمدحسین مختاری]] (متولد 1344ش)، ترجمه کردهاند، با ارائه متون اصلی اندیشمندان، خواننده را مستقیم با رویدادهای ارتباطی و لایههای تفکر آلمانی آشنا میکنند و نقشهای راهبردی برای درک تطور تاریخی و فلسفی دانش تفسیر در سنت فکری آلمان ارائه میدهند. کتاب حاضر روشن میسازد که فهم انسانی، با زبان و تاریخ و پیشفهمهای مفسر پیوندی ناگسستنی دارد. | ||
==هدف و روش== | ==هدف و روش== | ||
* [[کورت مولر ولمر]] یادآور شده است: اگر هدف هنر تفسير كمك به ما در جهت كسب «فهم كامل» باشد، در اين صورت وظيفه فلاسفه هرمنوتيك عبارت است از توصيف اهداف اين فهم، تبيين موانعى كه در اين راه بايد بر آنها غلبه كرد و تبيين روشهايى كه بايد براى دستيابى به هدف مطلوب مورد استفاده قرار داد.... <ref> مقدمه گردآورنده، ص30. </ref> | * [[ولمر، کورت مولر|کورت مولر ولمر]] یادآور شده است: اگر هدف هنر تفسير كمك به ما در جهت كسب «فهم كامل» باشد، در اين صورت وظيفه فلاسفه هرمنوتيك عبارت است از توصيف اهداف اين فهم، تبيين موانعى كه در اين راه بايد بر آنها غلبه كرد و تبيين روشهايى كه بايد براى دستيابى به هدف مطلوب مورد استفاده قرار داد.... <ref> مقدمه گردآورنده، ص30. </ref> | ||
* [[کورت مولر ولمر]] در مقدمه مفصل خود با عنوان «زبان، ذهن و مصنوعات»، تاریخچه هرمنوتیک را از ریشههای اسطورهای آن (هرمس) و منطق ارسطویی تا اصلاحات پروتستانی و عصر روشنگری بازخوانی میکند. او تأکید دارد که هرمنوتیک در سنت آلمانی، با پیوندی ناگسستنی میان زبان و تفکر گره خورده است. <ref> ر.ک: همان، ص17- 117. </ref> | * [[ولمر، کورت مولر|کورت مولر ولمر]] در مقدمه مفصل خود با عنوان «زبان، ذهن و مصنوعات»، تاریخچه هرمنوتیک را از ریشههای اسطورهای آن (هرمس) و منطق ارسطویی تا اصلاحات پروتستانی و عصر روشنگری بازخوانی میکند. او تأکید دارد که هرمنوتیک در سنت آلمانی، با پیوندی ناگسستنی میان زبان و تفکر گره خورده است. <ref> ر.ک: همان، ص17- 117. </ref> | ||
==ویژگیهای برجسته کتاب== | ==ویژگیهای برجسته کتاب== | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
فصل ۱: «عقل و فهم: هرمنوتیک عقلانی»؛ به آراء [[کلادنیوس]] اختصاص دارد. وی هرمنوتیک را «هنر فهم» میداند و با طرح نظریه «زاویه دید» توضیح میدهد که تفاوت در تفسیرها لزوماً به معنای خطا نیست، بلکه ناشی از موقعیتهای متفاوت ناظران است. | فصل ۱: «عقل و فهم: هرمنوتیک عقلانی»؛ به آراء [[کلادنیوس]] اختصاص دارد. وی هرمنوتیک را «هنر فهم» میداند و با طرح نظریه «زاویه دید» توضیح میدهد که تفاوت در تفسیرها لزوماً به معنای خطا نیست، بلکه ناشی از موقعیتهای متفاوت ناظران است. | ||
فصل ۲: «نظریه عام و فن تفسیر»؛ نوشتارهای [[شلایر ماخر]] را در بر میگیرد. او با فراتر رفتن از هرمنوتیکهای خاص، «هرمنوتیک عام» را بنیان نهاد و بر ترکیب تفسیر دستوری (زبان) و روانشناختی (ذهنیت مؤلف) تأکید کرد تا بتوان اثر را بهتر از مؤلف فهمید. | فصل ۲: «نظریه عام و فن تفسیر»؛ نوشتارهای [[شلایر ماخر]] را در بر میگیرد. او با فراتر رفتن از هرمنوتیکهای خاص، «هرمنوتیک عام» را بنیان نهاد و بر ترکیب تفسیر دستوری (زبان) و روانشناختی (ذهنیت مؤلف) تأکید کرد تا بتوان اثر را بهتر از مؤلف فهمید. | ||
فصل ۳: «زبان، فهم و جهان تاریخی»؛ بر اندیشههای [[هامبولت]] و [[درویزن]] تمرکز دارد. [[هامبولت]] زبان را نه یک محصول، بلکه یک فرآیند زنده میبیند و [[درویزن]] روش تاریخی را ابزاری برای درک روحیات گذشتگان معرفی میکند. | فصل ۳: «زبان، فهم و جهان تاریخی»؛ بر اندیشههای [[هامبولت]] و [[درویزن]] تمرکز دارد. [[هامبولت]] زبان را نه یک محصول، بلکه یک فرآیند زنده میبیند و [[درویزن]] روش تاریخی را ابزاری برای درک روحیات گذشتگان معرفی میکند. | ||
فصل ۴: «هرمنوتیک زبانشناسی تاریخی و تطبیقی»؛ به نظریات [[آگوست باخ]] میپردازد. او هرمنوتیک را به عنوان مطالعه عمیقِ قوانین و دریافتهای عملی در حوزه زبانشناسی تاریخی و تئوری نقد متن تبیین میکند. | فصل ۴: «هرمنوتیک زبانشناسی تاریخی و تطبیقی»؛ به نظریات [[آگوست باخ]] میپردازد. او هرمنوتیک را به عنوان مطالعه عمیقِ قوانین و دریافتهای عملی در حوزه زبانشناسی تاریخی و تئوری نقد متن تبیین میکند. | ||
فصل ۵: «هرمنوتیک علوم انسانی»؛ [[دیلتای]] در این فصل، هرمنوتیک را مبنای روششناختی علوم انسانی قرار میدهد تا میان «تبیین» در علوم طبیعی و «فهم» در علوم انسانی بر اساس تجربه زیسته، تمایز ایجاد کند. | فصل ۵: «هرمنوتیک علوم انسانی»؛ [[دیلتای]] در این فصل، هرمنوتیک را مبنای روششناختی علوم انسانی قرار میدهد تا میان «تبیین» در علوم طبیعی و «فهم» در علوم انسانی بر اساس تجربه زیسته، تمایز ایجاد کند. | ||
فصل ۶: «نظریه پدیدارشناختی معنا و درک معنا»؛ آراء [[هوسرل]] و [[اینگاردن]] را درباره قصدیت، معنا و شناخت آثار ادبی ارائه میدهد. این فصل بر نحوه ادراک علائم مکتوب و لایههای معنایی اثر تمرکز دارد. | فصل ۶: «نظریه پدیدارشناختی معنا و درک معنا»؛ آراء [[هوسرل]] و [[اینگاردن]] را درباره قصدیت، معنا و شناخت آثار ادبی ارائه میدهد. این فصل بر نحوه ادراک علائم مکتوب و لایههای معنایی اثر تمرکز دارد. | ||
فصل ۷: «پدیدارشناسی و هستیشناسی بنیادین: آشکارشدگی معنا»؛ به چرخش بزرگ [[هایدگر]] میپردازد. در اینجا فهم دیگر یک روش نیست، بلکه نحوه بودنِ انسان در جهان و پیوند میان وجود، زمان و زبان است. | فصل ۷: «پدیدارشناسی و هستیشناسی بنیادین: آشکارشدگی معنا»؛ به چرخش بزرگ [[هایدگر]] میپردازد. در اینجا فهم دیگر یک روش نیست، بلکه نحوه بودنِ انسان در جهان و پیوند میان وجود، زمان و زبان است. | ||
فصل ۸: «هرمنوتیک و الهیات»؛ [[بولتمان]] در این بخش به بررسی نقش پیشفهمها در تفسیر متون مقدس پرداخته و امکانِ تفسیرِ بدون پیشفرض را به چالش میکشد. | فصل ۸: «هرمنوتیک و الهیات»؛ [[بولتمان]] در این بخش به بررسی نقش پیشفهمها در تفسیر متون مقدس پرداخته و امکانِ تفسیرِ بدون پیشفرض را به چالش میکشد. | ||
فصل ۹: «تاریخمندی فهم»؛ به اندیشههای [[گادامر]] اختصاص یافته است. او مفاهیم «تاریخ اثرگذار» و «امتزاج افقها» را مطرح کرده و بر نقش مثبت سنت و پیشداوری در فرآیند فهم تأکید میکند. | فصل ۹: «تاریخمندی فهم»؛ به اندیشههای [[گادامر]] اختصاص یافته است. او مفاهیم «تاریخ اثرگذار» و «امتزاج افقها» را مطرح کرده و بر نقش مثبت سنت و پیشداوری در فرآیند فهم تأکید میکند. | ||
فصل ۱۰: «هرمنوتیک و علوم اجتماعی»؛ [[هابرماس]] در این فصل، ادعای جهانشمولی هرمنوتیک را نقد کرده و بر ضرورت پیوند فهم با نقد ایدئولوژی و علوم اجتماعی تأکید میورزد. | فصل ۱۰: «هرمنوتیک و علوم اجتماعی»؛ [[هابرماس]] در این فصل، ادعای جهانشمولی هرمنوتیک را نقد کرده و بر ضرورت پیوند فهم با نقد ایدئولوژی و علوم اجتماعی تأکید میورزد. | ||
فصل ۱۱: «چشماندازهایی برای یک نظریه هرمنوتیک عمومی»؛ در نهایت، [[کارل اتو اپل]] با نقد علمگرایی، به دنبال یک نظریه عمومی است که از طریق «وساطت دیالکتیکی»، میان تبیینِ علمی و فهمِ تاریخی آشتی برقرار کند. | فصل ۱۱: «چشماندازهایی برای یک نظریه هرمنوتیک عمومی»؛ در نهایت، [[کارل اتو اپل]] با نقد علمگرایی، به دنبال یک نظریه عمومی است که از طریق «وساطت دیالکتیکی»، میان تبیینِ علمی و فهمِ تاریخی آشتی برقرار کند. | ||
==نمونه مباحث== | ==نمونه مباحث== | ||
* در فصل یازدهم کتاب که به قلم [[کارل اتو اپل]] نگاشته شده، او برای تبیین مفاهیم پیچیده هرمنوتیک عمومی و تفاوت آن با علوم طبیعی، مثال تأملبرانگیزی را مطرح میکند: | * در فصل یازدهم کتاب که به قلم [[کارل اتو اپل]] نگاشته شده، او برای تبیین مفاهیم پیچیده هرمنوتیک عمومی و تفاوت آن با علوم طبیعی، مثال تأملبرانگیزی را مطرح میکند: | ||
* «همسایه و شومینه» : [[اپل]] برای نشان دادن اینکه «فهم» چگونه پیشنیاز هرگونه تبیین علمی در رفتار انسان است، مثالی میزند: فرض کنید میبینید همسایهتان شعله شومینه (بخاری) خود را زیاد میکند. در اینجا شما به عنوان یک ناظر، صرفاً به دنبال قوانین فیزیکی یا تغییرات جوی نمیگردید، بلکه سعی میکنید «قصد» یا «دلیل» او را بفهمید؛ مثلاً به طور خودکار این مسأله را میافزایید که او احساس سرما کرده و به دنبال گرم کردن فضای محیط بوده است. [[اپل]] میگوید این افزوده، «فهم اکتشافی» (تجزیه و تحلیل عملیات فهم از دید کنشگر) است.... <ref> ر.ک: متن کتاب، ص718- 719. </ref> | * «همسایه و شومینه»: [[اپل]] برای نشان دادن اینکه «فهم» چگونه پیشنیاز هرگونه تبیین علمی در رفتار انسان است، مثالی میزند: فرض کنید میبینید همسایهتان شعله شومینه (بخاری) خود را زیاد میکند. در اینجا شما به عنوان یک ناظر، صرفاً به دنبال قوانین فیزیکی یا تغییرات جوی نمیگردید، بلکه سعی میکنید «قصد» یا «دلیل» او را بفهمید؛ مثلاً به طور خودکار این مسأله را میافزایید که او احساس سرما کرده و به دنبال گرم کردن فضای محیط بوده است. [[اپل]] میگوید این افزوده، «فهم اکتشافی» (تجزیه و تحلیل عملیات فهم از دید کنشگر) است.... <ref> ر.ک: متن کتاب، ص718- 719. </ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||