۱۵۱٬۹۲۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'سفرنامه (ابهام زدایی)' به 'سفرنامه (ابهامزدایی)') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'میدهد' به 'میدهد') |
||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
گزارش سفرنامه یادداشتهایی درباره لرستان. | گزارش سفرنامه یادداشتهایی درباره لرستان. | ||
[[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]]، در این یادداشت ابتدا از سفر دزفول به منگره میگوید و این سفر را در سوم ژوئیه سال 1917م به طرف مال دارابخان در صالحآباد انجام | [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]]، در این یادداشت ابتدا از سفر دزفول به منگره میگوید و این سفر را در سوم ژوئیه سال 1917م به طرف مال دارابخان در صالحآباد انجام میدهد. | ||
[[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] درسال 1913م وارد ایران شد و به عنوان مامور سیاسی به جنوب غربی ایران اعزام شد و بیشتر در اهواز دزفول و خرمشهر فعالیت داشت، در همین زمان بود که به لرستان مسافرت کرد. این یادداشت، ترجمه یادداشتهای مسافرت نامبرده به لرستان است که برای شرکت نفت انگلیس - ایران تهیه گردیده و در آن زمان جزو اسناد محرمانه بود است. [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] در این سفر ضمن مذاکره با سران ایلات لرستان، زمینه عبور یک کاروان را از طریق لرستان فراهم کرد. اما این کاروان که شامل چند هزار راس قاطر و الاغ حامل اجناس انگلیسی بود، به محض ورود به میانکوه بالا گریوه به وسیله لرها به تاراج رفت. اجناس این کاروان متعلق به برادران لینج بود که جاده خوزستان- اصفهان را در اختیار داشتند. از این رو لرها غارت این کاروان را مبدا تاریخ قرار داده و آن را "سال لنچ" مینامیدند. این شکست [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] را ناراحت ساخت؛ به طوری که نارحتی او در سراسر یادداشتهایش هوید است. بدون تردید [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] در بسیاری از موارد در حق میزبانان خود که با سادگی و به آئین ایلیاتی از وی پذیرایی کرده کمال بی انصافی را روا داشته است. | [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] درسال 1913م وارد ایران شد و به عنوان مامور سیاسی به جنوب غربی ایران اعزام شد و بیشتر در اهواز دزفول و خرمشهر فعالیت داشت، در همین زمان بود که به لرستان مسافرت کرد. این یادداشت، ترجمه یادداشتهای مسافرت نامبرده به لرستان است که برای شرکت نفت انگلیس - ایران تهیه گردیده و در آن زمان جزو اسناد محرمانه بود است. [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] در این سفر ضمن مذاکره با سران ایلات لرستان، زمینه عبور یک کاروان را از طریق لرستان فراهم کرد. اما این کاروان که شامل چند هزار راس قاطر و الاغ حامل اجناس انگلیسی بود، به محض ورود به میانکوه بالا گریوه به وسیله لرها به تاراج رفت. اجناس این کاروان متعلق به برادران لینج بود که جاده خوزستان- اصفهان را در اختیار داشتند. از این رو لرها غارت این کاروان را مبدا تاریخ قرار داده و آن را "سال لنچ" مینامیدند. این شکست [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] را ناراحت ساخت؛ به طوری که نارحتی او در سراسر یادداشتهایش هوید است. بدون تردید [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] در بسیاری از موارد در حق میزبانان خود که با سادگی و به آئین ایلیاتی از وی پذیرایی کرده کمال بی انصافی را روا داشته است. | ||
تصویری که وی از لرها ارائه | تصویری که وی از لرها ارائه میدهد، یک جانبه و دور از حقیقت است. از آن جایی که او نتوانسته است، سیاستهای امپریالیستی دولت متبوع خود را اجرا کند، به ناچار تمام کاسه و کوزهها را بر سر لرها شکسته و آنها را ابن الوقت و خوک صفت میداند. تا جایی که نامبرده و یکی از همکاران او به نام ویلسون درباره لرها چنین داوری کردهاند: در مصاحبههایى که خود با [[ادموندز، سیسیل جان|ادموندز]] داشتم، علت این پندار ناروا را درباره لرها را جویا شدم. وی ضمن پوزش اظهار داشت که در آن زمان جوان و کم تجربه بوده و ناراحتیهای گوناگون سبب گردید که آن مطالب را بنویسد. | ||
مطالب این بخش هر چند غرض آلود است؛ اما حاوی نکات تاریخی درباره اوضاع اجتماعی و سیاسی لرستان در آن زمان میباشد و فعالیتهای امپریالیستی انگلیس در لرستان را فراهم میآورد. | مطالب این بخش هر چند غرض آلود است؛ اما حاوی نکات تاریخی درباره اوضاع اجتماعی و سیاسی لرستان در آن زمان میباشد و فعالیتهای امپریالیستی انگلیس در لرستان را فراهم میآورد. | ||