۱۵۱٬۸۶۱
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
{{کاربردهای دیگر|تربیت اسلامی (ابهامزدایی)}} | {{کاربردهای دیگر|تربیت اسلامی (ابهامزدایی)}} | ||
'''اسلام و تعلیم و تربیت'''، تألیف سید محمدباقر | '''اسلام و تعلیم و تربیت'''، تألیف [[حجتی، سید محمدباقر|سید محمدباقر حجتی]]، اثری است دو بخشی که در آن کوشش شده با بهرهگیرى از کتاب و سنت مکتوب، گوشههایى از تعلیم و تربیت اسلامى بازگو شود. نگارنده از دیدگاههاى دانشمندان مسلمان و برخى غربیان نیز سود جسته است تا در نهایت با توجه به آراى نوین تربیتى، به گذشته تعلیم و تربیت اسلامى نظر شده باشد و از این رهگذر، هم معلوم آید که اسلام قرنها پیش از دیگران، رموز و حقایق تربیتى را گوشزد کرده است، و هم روشن شود که پیشینیان ما، کودکان خود را چگونه تربیت مىکردند. این آشنایى مىتواند ما را در گشودن گرههاى تربیتى امروزین یاورى کند. | ||
==بخش اول== | ==بخش اول== | ||
در بخش اول، تنها از تربیت و پرورش کودک یاد شده است. این بخش، روىهمرفته چنان پرداخته شده است که بتواند پارهاى از مسائل تربیتى را فراروى پدر و مادر نهد تا دریابند براى پرورش نسل سالم چه باید کرد. این مسائل از مراحل پیش از تشکیل جنین تا دوران آموزشگاهى را دربر مىدارد. از مقدمه که بگذریم مطالب این بخش در چهار بهره سامان یافته است: | در بخش اول، تنها از تربیت و پرورش کودک یاد شده است. این بخش، روىهمرفته چنان پرداخته شده است که بتواند پارهاى از مسائل تربیتى را فراروى پدر و مادر نهد تا دریابند براى پرورش نسل سالم چه باید کرد. این مسائل از مراحل پیش از تشکیل جنین تا دوران آموزشگاهى را دربر مىدارد. از مقدمه که بگذریم مطالب این بخش در چهار بهره سامان یافته است: | ||
دین و نقش آن در تعلیم و تربیت: نگارنده در این بهره، نخست از زبان دانشمندان فقه اللغة Philology، به خاستگاه قومى واژه دین مىپردازد و با رویکردى لغتشناختى (صرفى) Etymology مىکوشد به کوتاهى، ریشه واژه دین را در زبان فارسى، عربى و فرانسه یاد کند. وى به کاررفتهاى قرآنى این واژه نیز اشارت دارد. | |||
سپس به تعریف اصطلاحى دین مىپردازد و آن را از زبان کسانى چون: ماکس مولر | سپس به تعریف اصطلاحى دین مىپردازد و آن را از زبان کسانى چون: ماکس مولر Max Müller، رویل WillR و جاستروا Jastrow تعریف مىکند و یادآور مىشود که شناخت خداوند بىکمک وحى محال است و وحى شالودۀ دین است. آنگاه بار دیگر از زبان بوسوئه Bossuet، پاسکال Pascal، لسینگ Lessing و بستانى به مفهوم دین مىپردازد و از چگونگى شناخت حقیقت دین مىگوید و به فطرى بودن دین از زبان قرآن اشاره مىکند و دیدگاه کسانى مانند: هردر Herder و برگسون Bergson را در اینباره مىآورد و از ضرورت دین در همۀ روزگاران و بهویژه عصر کنونى مىگوید و از تمدن منهاى دین و علل نارسایى آن در تربیت یاد مىکند و هدف دانشها و فنون مادى را در تربیت یادآور مىشود و از رابطۀ هنر و دین در تربیت مىگوید. آنگاه به نیاز بشر به دین بازمىگردد و وظیفۀ دین که همانا ارشاد مردم به معنویات و باور زندگى فرداست، مىپردازد. | ||
2-تربیت و اقسام آن: تربیت، پرورش کودک در همۀ ساحتهاى وجودى اوست و بر اساس هریک از این ساحتهاست که تربیت به بدنى، عقلى و اخلاقى بخش مىشود. | 2-تربیت و اقسام آن: تربیت، پرورش کودک در همۀ ساحتهاى وجودى اوست و بر اساس هریک از این ساحتهاست که تربیت به بدنى، عقلى و اخلاقى بخش مىشود. | ||