۱۵۱٬۷۸۱
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''انسان در حال شدن'''، اثر [[سید علی طباطبایی]] (معاصر)، متخصص در مطالعات دینی است. این کتاب به بررسی ابعاد مختلف انسانشناسی، صیرورت و حرکت تکاملی روح، اخلاق عرفانی و شناخت دنیا بر اساس آموزههای قرآن و عترت میپردازد. | '''انسان در حال شدن'''، اثر [[طباطبایی، علی|سید علی طباطبایی]] (معاصر)، متخصص در مطالعات دینی است. این کتاب به بررسی ابعاد مختلف انسانشناسی، صیرورت و حرکت تکاملی روح، اخلاق عرفانی و شناخت دنیا بر اساس آموزههای قرآن و عترت میپردازد. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
مقاله اول با عنوان «انسان در حال شدن یا صیرورت انسان»، گزارشی تفصیلی و بنیادین از حرکت وجودی انسان از مرتبه طبیعت تا غایات ملکوتی است که در چهار فصل و یک خاتمه تدوین شده است: | مقاله اول با عنوان «انسان در حال شدن یا صیرورت انسان»، گزارشی تفصیلی و بنیادین از حرکت وجودی انسان از مرتبه طبیعت تا غایات ملکوتی است که در چهار فصل و یک خاتمه تدوین شده است: | ||
فصل اول (انسان و سیر «طبیعی» و «تکاملی»): نویسنده در این فصل، میان دو نوع حرکت در انسان تمایز قائل میشود: | فصل اول (انسان و سیر «طبیعی» و «تکاملی»): نویسنده در این فصل، میان دو نوع حرکت در انسان تمایز قائل میشود: | ||
# سیر طبیعی: این سیر از بدو تکون انسان آغاز شده و امری غیر اختیاری است که در آن جوهر زندگی همواره در حرکت و رشد است. این سیر محدود به زمان و حد معینی است که با رسیدن به پیری و ضعف جسمانی، قوس نزولی خود را طی میکند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12</ref>. | # سیر طبیعی: این سیر از بدو تکون انسان آغاز شده و امری غیر اختیاری است که در آن جوهر زندگی همواره در حرکت و رشد است. این سیر محدود به زمان و حد معینی است که با رسیدن به پیری و ضعف جسمانی، قوس نزولی خود را طی میکند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12</ref>. | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۲: | ||
این اصول تبیین میکنند که چگونه نفس مادی میتواند به حقیقتی مجرد تبدیل شود<ref>ر.ک: همان، ص44</ref>. | این اصول تبیین میکنند که چگونه نفس مادی میتواند به حقیقتی مجرد تبدیل شود<ref>ر.ک: همان، ص44</ref>. | ||
مقاله سوم با عنوان «مصباح هدایت عرفان و کشتی نجات توحید»، تبیینی ژرف از جایگاه والای امام حسین(ع) در صیرورت تکاملی انسان و تحلیل مبانی توحیدی در پرتو کلمات ایشان است<ref>ر.ک: همان، ص65-67</ref>. گزارش تفصیلی این مقاله به شرح زیر ارائه میگردد: | مقاله سوم با عنوان «مصباح هدایت عرفان و کشتی نجات توحید»، تبیینی ژرف از جایگاه والای [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] در صیرورت تکاملی انسان و تحلیل مبانی توحیدی در پرتو کلمات ایشان است<ref>ر.ک: همان، ص65-67</ref>. گزارش تفصیلی این مقاله به شرح زیر ارائه میگردد: | ||
جایگاه وجودی امام حسین(ع) در نظام هستی: | جایگاه وجودی امام حسین(ع) در نظام هستی: | ||
نویسنده در ابتدای این بخش، وجود مقدس امام حسین(ع) را مظهر خاصی از اسمای حسنای الهی میداند که شأنیت ویژهای در تکامل نفوس انسانی برای نیل به مقام توحید دارد<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>. | |||
نویسنده در ابتدای این بخش، وجود مقدس [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] را مظهر خاصی از اسمای حسنای الهی میداند که شأنیت ویژهای در تکامل نفوس انسانی برای نیل به مقام توحید دارد<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>. | |||
ایشان بهعنوان «آرمان عرفانی انسانیت» و مفسر عینی حقیقت توحید معرفی شدهاند که بدون تمسک به این مصباح هدایت، عبور از حجابهای نفسانی و رسیدن به روضه رضوان عرفان ممکن نیست. نویسنده تأکید میکند که توسل به ایشان، بهویژه از طریق زیارت عاشورا، از مهمترین ابزارهای رفع حجب و موانع سیر إلی الله است<ref>ر.ک: همان، ص67-68</ref>. | ایشان بهعنوان «آرمان عرفانی انسانیت» و مفسر عینی حقیقت توحید معرفی شدهاند که بدون تمسک به این مصباح هدایت، عبور از حجابهای نفسانی و رسیدن به روضه رضوان عرفان ممکن نیست. نویسنده تأکید میکند که توسل به ایشان، بهویژه از طریق زیارت عاشورا، از مهمترین ابزارهای رفع حجب و موانع سیر إلی الله است<ref>ر.ک: همان، ص67-68</ref>. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۷: | ||
مقاله چهارم با عنوان «تبیین عزت حسینی؛ تفسیر عالیترین آرمان انسانی»، پژوهشی در مبانی قرآنی و روایی عزت نفس و شرافت انسانی است که در سه فصل زیر تدوین شده است: | مقاله چهارم با عنوان «تبیین عزت حسینی؛ تفسیر عالیترین آرمان انسانی»، پژوهشی در مبانی قرآنی و روایی عزت نفس و شرافت انسانی است که در سه فصل زیر تدوین شده است: | ||
فصل اول (تبیین مفهوم عزت واقعی انسان): نویسنده در این بخش، عزت واقعی را گوهری میداند که منحصراً در اختیار خداوند است و راه رسیدن به آن را تنها از طریق عبودیت و پیوند با معدن اصلی عزت (حقتعالی) تبیین میکند<ref>ر.ک: همان، ص86</ref>. | فصل اول (تبیین مفهوم عزت واقعی انسان): نویسنده در این بخش، عزت واقعی را گوهری میداند که منحصراً در اختیار خداوند است و راه رسیدن به آن را تنها از طریق عبودیت و پیوند با معدن اصلی عزت (حقتعالی) تبیین میکند<ref>ر.ک: همان، ص86</ref>. | ||
فصل دوم (حسین بن علی(ع)، راستقامتترین مفسر عزت و شرافت انسانی): در این فصل، سیره و کلمات امام حسین(ع) بهعنوان عالیترین الگو و «تابلوی انسانیت» برای دستیابی به عزت تشریح شده است<ref>ر.ک: همان، ص88</ref>. | فصل دوم ([[امام حسین علیهالسلام|حسین بن علی(ع)]]، راستقامتترین مفسر عزت و شرافت انسانی): در این فصل، سیره و کلمات [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] بهعنوان عالیترین الگو و «تابلوی انسانیت» برای دستیابی به عزت تشریح شده است<ref>ر.ک: همان، ص88</ref>. | ||
فصل سوم (حرّیت و آزادی، منشأ عزت و افتخار): بخش پایانی مقاله به تبیین رابطه تنگاتنگ میان «عزت» و «آزادی از قید نفس» اختصاص دارد<ref>ر.ک: همان، ص91</ref>. نویسنده در این فصل با استناد به آیات قرآن، دلبستگیهای دنیوی را «اغلال» و زنجیرهایی میداند که بر گردن روح نهاده شده و مانع از حرکت تکاملی و عروج انسان بهسوی ملکوت میگردد<ref>ر.ک: همان، ص92-93</ref>. در پایان، نویسنده تأکید میکند که اولین مرحله برای پیروان مکتب حسینی، جهاد اکبر و تهذیب اخلاق تحت سایه تقوای الهی است<ref>ر.ک: همان، ص94</ref>. | فصل سوم (حرّیت و آزادی، منشأ عزت و افتخار): بخش پایانی مقاله به تبیین رابطه تنگاتنگ میان «عزت» و «آزادی از قید نفس» اختصاص دارد<ref>ر.ک: همان، ص91</ref>. نویسنده در این فصل با استناد به آیات قرآن، دلبستگیهای دنیوی را «اغلال» و زنجیرهایی میداند که بر گردن روح نهاده شده و مانع از حرکت تکاملی و عروج انسان بهسوی ملکوت میگردد<ref>ر.ک: همان، ص92-93</ref>. در پایان، نویسنده تأکید میکند که اولین مرحله برای پیروان مکتب حسینی، جهاد اکبر و تهذیب اخلاق تحت سایه تقوای الهی است<ref>ر.ک: همان، ص94</ref>. | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۷: | ||
از منظر وی، دنیا دو معنای متفاوت دارد: نخست، «نشئه طبیعت» که همان عالم مُلک و آینه آیات الهی است و بهعنوان «دنیای ممدوح» شناخته میشود؛ دوم، «تعلقات و اعتباریات نفسانی» (ماها و منها) که فرد را از یاد خدا غافل میکند و «دنیای مذموم» نامیده میشود<ref>ر.ک: همان، ص98-99</ref>. | از منظر وی، دنیا دو معنای متفاوت دارد: نخست، «نشئه طبیعت» که همان عالم مُلک و آینه آیات الهی است و بهعنوان «دنیای ممدوح» شناخته میشود؛ دوم، «تعلقات و اعتباریات نفسانی» (ماها و منها) که فرد را از یاد خدا غافل میکند و «دنیای مذموم» نامیده میشود<ref>ر.ک: همان، ص98-99</ref>. | ||
سپس، مبحث دنیا و شناخت آن را بر اساس کلمات درربار امیرالمؤمنین(ع) تحلیل میکند<ref>ر.ک: همان، ص102</ref>. حضرت علی(ع) دنیا را منتهای دید کوردلان، میخواند<ref>ر.ک: همان، ص106</ref>. نویسنده با شرح کلمات پربار حضرت امیر(ع) و استعارههای زیبای موجود در آنها همچون «مردار بودن دنیا برای دنیاپرستان» و «مارگونه بودن دنیا»، بیان میکند که دلبستگی به دنیا، عقل را فاسد کرده و مانع دریافت حکمت میشود<ref>ر.ک: همان، ص110-119</ref>. | سپس، مبحث دنیا و شناخت آن را بر اساس کلمات درربار [[امام علی علیهالسلام|امیرالمؤمنین(ع)]] تحلیل میکند<ref>ر.ک: همان، ص102</ref>. [[امام علی علیهالسلام|حضرت علی(ع)]] دنیا را منتهای دید کوردلان، میخواند<ref>ر.ک: همان، ص106</ref>. نویسنده با شرح کلمات پربار [[امام علی علیهالسلام|حضرت امیر(ع)]] و استعارههای زیبای موجود در آنها همچون «مردار بودن دنیا برای دنیاپرستان» و «مارگونه بودن دنیا»، بیان میکند که دلبستگی به دنیا، عقل را فاسد کرده و مانع دریافت حکمت میشود<ref>ر.ک: همان، ص110-119</ref>. | ||
بخش دیگری از مقاله به اصلاح دیدگاههای غلط و عدم شناخت صحیح دنیا و خلط آن با عالم طبیعت و... مسئله فقر و ثروت میپردازد<ref>ر.ک: همان، ص121</ref>. نویسنده با استناد به روایت امام صادق(ع)، تحصیل مال برای تأمین آبروی خانواده و انفاق به دیگران را نهتنها دنیاطلبی نمیداند، بلکه آن را «طلب آخرت» معرفی میکند<ref>ر.ک: همان، ص122</ref>. | بخش دیگری از مقاله به اصلاح دیدگاههای غلط و عدم شناخت صحیح دنیا و خلط آن با عالم طبیعت و... مسئله فقر و ثروت میپردازد<ref>ر.ک: همان، ص121</ref>. نویسنده با استناد به روایت امام صادق(ع)، تحصیل مال برای تأمین آبروی خانواده و انفاق به دیگران را نهتنها دنیاطلبی نمیداند، بلکه آن را «طلب آخرت» معرفی میکند<ref>ر.ک: همان، ص122</ref>. | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۵: | ||
مقاله ششم با عنوان «زهد چیست و زاهد کیست؟» پژوهشی جامع در تبیین حقیقت زهد اسلامی، اقسام آن و تحلیل دعاهای مأثور در این باب است. مباحثی که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از: | مقاله ششم با عنوان «زهد چیست و زاهد کیست؟» پژوهشی جامع در تبیین حقیقت زهد اسلامی، اقسام آن و تحلیل دعاهای مأثور در این باب است. مباحثی که در این مقاله مطرح شده، عبارت است از: | ||
# اقسام زهد: نویسنده بر اساس روایات، زهد را به هفت قسم تقسیم میکند: زهد واجب (اجتناب از حرامهای الهی)؛ زهد سلامت (رغبت به تقوا و دوری از شبهات)؛ زهد فضل (قناعت به مقدار نیاز و ترک زیادهطلبی در حلال)؛ زهد معرفت (رها کردن هر چیزی که حجاب میان انسان و خداست)؛ زهد خائفین (بیرغبتی به دنیا از ترس جهنم)؛ زهد راجین (دوری از دنیا به امید رسیدن به بهشت)؛ زهد عارفین (عالیترین مرتبه که در آن سالک تنها برای تقرب به حق و بدون چشمداشت به پاداش، از ماسویالله منقطع میشود)<ref>ر.ک: همان، ص171-172</ref>. | # اقسام زهد: نویسنده بر اساس روایات، زهد را به هفت قسم تقسیم میکند: زهد واجب (اجتناب از حرامهای الهی)؛ زهد سلامت (رغبت به تقوا و دوری از شبهات)؛ زهد فضل (قناعت به مقدار نیاز و ترک زیادهطلبی در حلال)؛ زهد معرفت (رها کردن هر چیزی که حجاب میان انسان و خداست)؛ زهد خائفین (بیرغبتی به دنیا از ترس جهنم)؛ زهد راجین (دوری از دنیا به امید رسیدن به بهشت)؛ زهد عارفین (عالیترین مرتبه که در آن سالک تنها برای تقرب به حق و بدون چشمداشت به پاداش، از ماسویالله منقطع میشود)<ref>ر.ک: همان، ص171-172</ref>. | ||
# شرح «مناجات الزاهدین» امام سجاد(ع): معارف این مناجات نورانی در دو بخش است: | # شرح «مناجات الزاهدین» [[امام سجاد علیهالسلام|امام سجاد(ع)]]: معارف این مناجات نورانی در دو بخش است: | ||
بخش اول: شامل معرفی دنیا، پناه بردن به خداوند سبحان از جلوه های فریبای دنیا و دلیل آن<ref>ر.ک: همان، ص175-177</ref>. | بخش اول: شامل معرفی دنیا، پناه بردن به خداوند سبحان از جلوه های فریبای دنیا و دلیل آن<ref>ر.ک: همان، ص175-177</ref>. | ||
بخش دوم: شامل ده دعا، از جمله: درخواست طهارت جان، چشیدن حلاوت ذکر، غرس نهال محبت در دل و رؤیت جمال حق در قیامت و....<ref>ر.ک: همان، ص177-182</ref>. | بخش دوم: شامل ده دعا، از جمله: درخواست طهارت جان، چشیدن حلاوت ذکر، غرس نهال محبت در دل و رؤیت جمال حق در قیامت و....<ref>ر.ک: همان، ص177-182</ref>. | ||
مقاله هفتم کتاب با عنوان «فروغ اندیشه»، مفصلترین بخش این اثر است که به شرح و تبیین «حدیث عقل و جهل» (روایت امام موسی بن جعفر(ع) خطاب به هشام بن حکم) میپردازد. این مقاله در قالب ۳۰ حکمت، نظام معرفتشناسی و اخلاقی انسان را بر محوریت «عقل» ترسیم میکند. | مقاله هفتم کتاب با عنوان «فروغ اندیشه»، مفصلترین بخش این اثر است که به شرح و تبیین «حدیث عقل و جهل» (روایت [[امام موسی کاظم علیهالسلام|امام موسی بن جعفر(ع)]] خطاب به هشام بن حکم) میپردازد. این مقاله در قالب ۳۰ حکمت، نظام معرفتشناسی و اخلاقی انسان را بر محوریت «عقل» ترسیم میکند. | ||
برخی از حکمتهای استنباط شده از این روایت، عبارت است از: | برخی از حکمتهای استنباط شده از این روایت، عبارت است از: | ||
# بشارت به عاقلان؛ خداوند در قرآن صاحبان خرد را مورد عنایت خاص قرار داده و آنها را به هدایت و رستگاری بشارت داده است<ref>ر.ک: همان، ص193</ref>. | # بشارت به عاقلان؛ خداوند در قرآن صاحبان خرد را مورد عنایت خاص قرار داده و آنها را به هدایت و رستگاری بشارت داده است<ref>ر.ک: همان، ص193</ref>. | ||