پرش به محتوا

رساله راحة ‌الارواح: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۸: خط ۲۸:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''رساله راحة ‌الارواح''' تألیف [[محمدصادق وقایع‌نگار]]، به کوشش [[جعفری قنواتی، محمد|محمد جعفری(قنواتی)]]؛  راحة الارواح به طور کلی در ردیف نصیحةالملوک‌ها و سیاست‌نامه‌ها قرار می‌گیرد که داستان‌های کمتری دارند و توجه مؤلفان مختلف به اصل داستان و داستان‌پردازی متفاوت است.
'''رساله راحة ‌الارواح''' تألیف [[هماي مروزي، محمد صادق|محمدصادق وقایع‌نگار]]، به کوشش [[جعفری قنواتی، محمد|محمد جعفری(قنواتی)]]؛  راحة الارواح به طور کلی در ردیف نصیحةالملوک‌ها و سیاست‌نامه‌ها قرار می‌گیرد که داستان‌های کمتری دارند و توجه مؤلفان مختلف به اصل داستان و داستان‌پردازی متفاوت است.


==گزارش کتاب==
==گزارش کتاب==
در دورۀ اسلامی بسیاری از پادشاهان در دربار خود داستان‌گزارانی داشتند که در مواقع لزوم برای شاه داستان نقل می‌کرده‌اند که نام برخی از آنها در کتاب‌ها آمده است. شاهان قاجار نیز از اینگونه داستان‌گزاران داشتند؛ برای نمونه آغامحمدخان قاجار داستان‌گزاری داشت که وقتی در بستر دراز می‌کشید، برایش کتاب می‌خواند تا خواب به سراغ شاه بیاید.
در دورۀ اسلامی بسیاری از پادشاهان در دربار خود داستان‌گزارانی داشتند که در مواقع لزوم برای شاه داستان نقل می‌کرده‌اند که نام برخی از آنها در کتاب‌ها آمده است. شاهان قاجار نیز از اینگونه داستان‌گزاران داشتند؛ برای نمونه آغامحمدخان قاجار داستان‌گزاری داشت که وقتی در بستر دراز می‌کشید، برایش کتاب می‌خواند تا خواب به سراغ شاه بیاید.


راحة الارواح نیز در موقعیت و مناسباتی مشابه آنچه شرح داده شد، شکل گرفته است. هدف از تألیف این کتاب آن بوده که وقتی فتحعلی شاه به بستر خواب می‌رود، برای وی خوانده شود تا با آرامش به خواب رود. از این‌رو مؤلف بخش‌های مختلف را «راحة» نامیده است. وی در مقدمۀ کتای می‌نویسد این پادشاه همیشه در اندیشۀ گیتی‌گشایی و مملکت‌آرایی است و «پیوسته همچون بخت خود بیدار است» و هیچ‌گاه خواب را در دیدۀ حق‌بینش راه نیست. مؤلف در ادامه می‌نویسد که «قرعۀ فال به نام من بندۀ جان‌نثار، [[هماي مروزي، محمد صادق|محمدصادق مروزی وقایع‌نگا]]<nowiki/>ر برآمد. از این‌رو «حکایتی چند نگاشتم و ترتیب رساله را به یک افتتاح و بیست‌وهشت راحت و اختتامی داده مسمی به راحة الارواح نمود» با این امید که باعث راحت و آسایش «پادشاه جم‌جاه اسلام‌پناه گردد».
راحة الارواح نیز در موقعیت و مناسباتی مشابه آنچه شرح داده شد، شکل گرفته است. هدف از تألیف این کتاب آن بوده که وقتی فتحعلی شاه به بستر خواب می‌رود، برای وی خوانده شود تا با آرامش به خواب رود. از این‌رو مؤلف بخش‌های مختلف را «راحة» نامیده است. وی در مقدمۀ کتای می‌نویسد این پادشاه همیشه در اندیشۀ گیتی‌گشایی و مملکت‌آرایی است و «پیوسته همچون بخت خود بیدار است» و هیچ‌گاه خواب را در دیدۀ حق‌بینش راه نیست. مؤلف در ادامه می‌نویسد که «قرعۀ فال به نام من بندۀ جان‌نثار، [[هماي مروزي، محمد صادق|محمدصادق مروزی وقایع‌نگار]] برآمد. از این‌رو «حکایتی چند نگاشتم و ترتیب رساله را به یک افتتاح و بیست‌وهشت راحت و اختتامی داده مسمی به راحة الارواح نمود» با این امید که باعث راحت و آسایش «پادشاه جم‌جاه اسلام‌پناه گردد».


نویسندۀ کتاب [[هماي مروزي، محمد صادق|محمدصادق مروزی]] از شاعران و نویسندگان دورۀ خود و اهل شاه‌جهان مرو بوده است. در پی هجوم و ویرانگری‌های بیگ‌جان ازبک، به خراسان و از آنجا به عتبات عالیات مهاجرت می‌کند. پس از اقامتی چندساله در آنجا به کاشان می‌رود و مصاحب صباحی کاشانی می‌شود. به سبب اشتهارش در نظم و نثر به دربار فتحعلی شاه قاجار راه می‌یابد و شاه سمت وقایع‌نگاری را به او می‌دهد. او در نثرنویسی بسیار متبحر بوده و گرایش به نوآوری داشته است. [[هماي مروزي، محمد صادق|وقایع‌نگار]] بسیار مورد توجه و محبت قائم‌مقام فراهانی و عباس میرزا بوده است. در منشآت قائم‌مقام شانزده نامه از وی به وقایع‌نگار وجود دارد که در همۀ آنها احترام و محبت فراوان نویسنده به وقایع‌نگار احساس می‌شود. او بارها از سوی فتحعلی شاه و عباس میرزا به مأموریت‌های سیاسی مهم گسیل شد. شعر نیز می‌سرود و در شعر «هما» تخلص می‌کرده است.
نویسندۀ کتاب [[هماي مروزي، محمد صادق|محمدصادق مروزی]] از شاعران و نویسندگان دورۀ خود و اهل شاه‌جهان مرو بوده است. در پی هجوم و ویرانگری‌های بیگ‌جان ازبک، به خراسان و از آنجا به عتبات عالیات مهاجرت می‌کند. پس از اقامتی چندساله در آنجا به کاشان می‌رود و مصاحب صباحی کاشانی می‌شود. به سبب اشتهارش در نظم و نثر به دربار فتحعلی شاه قاجار راه می‌یابد و شاه سمت وقایع‌نگاری را به او می‌دهد. او در نثرنویسی بسیار متبحر بوده و گرایش به نوآوری داشته است. [[هماي مروزي، محمد صادق|وقایع‌نگار]] بسیار مورد توجه و محبت قائم‌مقام فراهانی و عباس میرزا بوده است. در منشآت قائم‌مقام شانزده نامه از وی به وقایع‌نگار وجود دارد که در همۀ آنها احترام و محبت فراوان نویسنده به وقایع‌نگار احساس می‌شود. او بارها از سوی فتحعلی شاه و عباس میرزا به مأموریت‌های سیاسی مهم گسیل شد. شعر نیز می‌سرود و در شعر «هما» تخلص می‌کرده است.