۱۵۲٬۷۴۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هها' به 'هها') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''مجتمعنا في فكر و تراث الشهيد السيد محمدباقر الصدر'''، اثر [[سيد منذر حكيم]] (1332 ش - کربلا)، مطالعه و تحلیلی است از دیدگاههای شهید محمدباقر صدر (۱۳۱۳-۱۳۵۹ش) در مورد مفهوم جامعه، نظریه اجتماعی و نظام اجتماعی اسلامی. | '''مجتمعنا في فكر و تراث الشهيد السيد محمدباقر الصدر'''، اثر [[حکیم، سید منذر|سيد منذر حكيم]] (1332 ش - کربلا)، مطالعه و تحلیلی است از دیدگاههای [[صدر، سید محمدباقر|شهید محمدباقر صدر]] (۱۳۱۳-۱۳۵۹ش) در مورد مفهوم جامعه، نظریه اجتماعی و نظام اجتماعی اسلامی. | ||
این پژوهش به بررسی ریشههای فکری و قرآنی اندیشههای ایشان در مواجهه با چالشهای نظریههای مادی میپردازد و راهحل اسلامی برای مشکل اجتماعی انسان را تبیین میکند. | این پژوهش به بررسی ریشههای فکری و قرآنی اندیشههای ایشان در مواجهه با چالشهای نظریههای مادی میپردازد و راهحل اسلامی برای مشکل اجتماعی انسان را تبیین میکند. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
کتاب با سخن ناشر، مطلبی از آیتالله تسخیری درباره شهید صدر و مقدمه مفصلی از نویسنده آغاز و مطالب در شش فصل، تدوین شده است. | کتاب با سخن ناشر، مطلبی از [[تسخیری، محمدعلی|آیتالله تسخیری]] درباره [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] و مقدمه مفصلی از نویسنده آغاز و مطالب در شش فصل، تدوین شده است. | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
مقدمه درباره ابعاد شخصیتی شهید | مقدمه درباره ابعاد شخصیتی [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]]، بخشی از کلمات جاوید وی، خصوصیات مکتب فکری وی و دیدگاه بزرگان درباره او، ویژگیهای شخصیتی ایشان، مکتب فکری او و دیدگاه اجتماعی وی، مطالبی را بیان میدارد<ref>متن کتاب، ص13- 47</ref>. | ||
فصل اول: المصطلحات والمفاهیم (اصطلاحات و مفاهیم) این فصل با تعریف لغوی و اصطلاحی جامعه نزد لغویون و جامعهشناسان آغاز میشود. مفهوم «مجتمعنا» (جامعه ما) در اندیشه شهید صدر به معنای «وجود جمعی انسانها» است که بر مبنای مجموعهای از افکار، ارزشها، قواعد و تواناییها شکلگرفته است؛ این تعریف با مقدمه کتاب فلسفتنا که به حل مشکل انسانی، نظام اجتماعی و اصلاح حیات میپردازد، همخوانی دارد. سید منذر حکیم در این پژوهش، عبارت «أُمَّة» در قرآن کریم را نزدیکترین لفظ بهاصطلاح جامعه «مجتمع» میداند. همچنین، نظام اجتماعی را از دیدگاه شهید صدر بیان و به چهار نظام اصلی رقیب که به سؤالات اساسی اجتماعی پاسخ میدهند، شامل نظامهای دموکراسی سرمایهداری، سوسیالیستی، کمونیستی و اسلامی اشاره میشود. بخش مهمی از این فصل به تشریح روش شهید صدر برای کشف نظریه قرآنی اختصاص دارد<ref>متن کتاب، ص49- 77</ref>. | فصل اول: المصطلحات والمفاهیم (اصطلاحات و مفاهیم) این فصل با تعریف لغوی و اصطلاحی جامعه نزد لغویون و جامعهشناسان آغاز میشود. مفهوم «مجتمعنا» (جامعه ما) در اندیشه [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] به معنای «وجود جمعی انسانها» است که بر مبنای مجموعهای از افکار، ارزشها، قواعد و تواناییها شکلگرفته است؛ این تعریف با مقدمه کتاب فلسفتنا که به حل مشکل انسانی، نظام اجتماعی و اصلاح حیات میپردازد، همخوانی دارد. سید منذر حکیم در این پژوهش، عبارت «أُمَّة» در قرآن کریم را نزدیکترین لفظ بهاصطلاح جامعه «مجتمع» میداند. همچنین، نظام اجتماعی را از دیدگاه [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] بیان و به چهار نظام اصلی رقیب که به سؤالات اساسی اجتماعی پاسخ میدهند، شامل نظامهای دموکراسی سرمایهداری، سوسیالیستی، کمونیستی و اسلامی اشاره میشود. بخش مهمی از این فصل به تشریح روش [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] برای کشف نظریه قرآنی اختصاص دارد<ref>متن کتاب، ص49- 77</ref>. | ||
فصل دوم: المشکلة الاجتماعیة للإنسان (الأسباب و الحلول المقترحة)؛ این بخش به بررسی عمیق مشکل اجتماعی انسان که از زمان پیدایش او و در بستر حیات اجتماعیاش وجود داشته، میپردازد و راهحلهای پیشنهادی مکاتب مختلف را تحلیل میکند. شهید صدر مشکل اجتماعی را در محورهایی اصلی چون تاریخ مشکل، چگونگی مواجهه انسان با آن و علل و راهحلهای پیشنهادی خلاصه میکند. نظام سرمایهداری، بر پایه «غریزه حب ذات» (انگیزه فردی) استوار است و تمرکز بر آزادی سیاسی، اقتصادی، فکری و شخصی دارد. مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی، منجر به نزاع و استثمار میشود. در مقابل، مارکسیسم (کمونیسم) با اتکا به عامل اقتصادی و نادیدهگرفتن ابعاد روحی، تنها توانسته است تصویری مادی از انسان ارائه دهد و در عمل، به سرکوب و دیکتاتوری حاکمیت منجر شده است. اسلام، دین را تنها چارچوب واحد برای حل مشکل اجتماعی معرفی میکند و راهحل را در ایجاد توفیق و توازن میان انگیزه فردی و مصالح عامه قرار میدهد. سپس به ارزیابی راهحلهای پیشنهادی و نقد آنها و بیان راهحل اجتماعی اسلام میپردازد <ref>. همان، ص79- 152</ref>. | فصل دوم: المشکلة الاجتماعیة للإنسان (الأسباب و الحلول المقترحة)؛ این بخش به بررسی عمیق مشکل اجتماعی انسان که از زمان پیدایش او و در بستر حیات اجتماعیاش وجود داشته، میپردازد و راهحلهای پیشنهادی مکاتب مختلف را تحلیل میکند. [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] مشکل اجتماعی را در محورهایی اصلی چون تاریخ مشکل، چگونگی مواجهه انسان با آن و علل و راهحلهای پیشنهادی خلاصه میکند. نظام سرمایهداری، بر پایه «غریزه حب ذات» (انگیزه فردی) استوار است و تمرکز بر آزادی سیاسی، اقتصادی، فکری و شخصی دارد. مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی، منجر به نزاع و استثمار میشود. در مقابل، مارکسیسم (کمونیسم) با اتکا به عامل اقتصادی و نادیدهگرفتن ابعاد روحی، تنها توانسته است تصویری مادی از انسان ارائه دهد و در عمل، به سرکوب و دیکتاتوری حاکمیت منجر شده است. اسلام، دین را تنها چارچوب واحد برای حل مشکل اجتماعی معرفی میکند و راهحل را در ایجاد توفیق و توازن میان انگیزه فردی و مصالح عامه قرار میدهد. سپس به ارزیابی راهحلهای پیشنهادی و نقد آنها و بیان راهحل اجتماعی اسلام میپردازد <ref>. همان، ص79- 152</ref>. | ||
فصل سوم: أسس النظریة الاجتماعیة القرآنیة (مبانی نظریه اجتماعی قرآنی) در این فصل، مبانی نظریه اجتماعی قرآنی که راهحل اسلام برای مشکل اجتماعی است، تبیین میشود. این نظریه، باتکیهبر فطرت حنیف الهی انسان، قادر به پاسخگویی به نیازهای اساسی بشر است. این بخش به سُنَن التاريخ (سنتهای تاریخی) در قرآن میپردازد؛ قوانینی ثابت که حرکت تاریخ را نه بر اساس تصادف، بلکه بر مبنای عوامل معین و شروط ثابت الهی اداره میکنند و دین را مصداق سنن اجتماعی میداند و سنت استخلاف را توضیح و جایگاه آن را در حل مسائل اجتماعی روشن میکند و نقاط اشتراک و افتراق آن را با مکتب مادی بیان میدارد<ref> همان، ص153- 217</ref>. | فصل سوم: أسس النظریة الاجتماعیة القرآنیة (مبانی نظریه اجتماعی قرآنی) در این فصل، مبانی نظریه اجتماعی قرآنی که راهحل اسلام برای مشکل اجتماعی است، تبیین میشود. این نظریه، باتکیهبر فطرت حنیف الهی انسان، قادر به پاسخگویی به نیازهای اساسی بشر است. این بخش به سُنَن التاريخ (سنتهای تاریخی) در قرآن میپردازد؛ قوانینی ثابت که حرکت تاریخ را نه بر اساس تصادف، بلکه بر مبنای عوامل معین و شروط ثابت الهی اداره میکنند و دین را مصداق سنن اجتماعی میداند و سنت استخلاف را توضیح و جایگاه آن را در حل مسائل اجتماعی روشن میکند و نقاط اشتراک و افتراق آن را با مکتب مادی بیان میدارد<ref> همان، ص153- 217</ref>. | ||
در فصل چهارم به بحث پیرامون سنتهای اجتماعی و نقش آن در تطور مجتمع انسانی اشاره شده و روش شهید صدر در بحث از سنن اجتماعی و نقش معرفت تاریخی در هدایت و تربیت جامعه انسانی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی خصائص و ویژگیهای سنن اجتماعی، از جمله موضوعات مهم مطرح شده در این فصل است<ref>همان، ص219- 287</ref>. | در فصل چهارم به بحث پیرامون سنتهای اجتماعی و نقش آن در تطور مجتمع انسانی اشاره شده و روش [[صدر، سید محمدباقر|شهید صدر]] در بحث از سنن اجتماعی و نقش معرفت تاریخی در هدایت و تربیت جامعه انسانی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی خصائص و ویژگیهای سنن اجتماعی، از جمله موضوعات مهم مطرح شده در این فصل است<ref>همان، ص219- 287</ref>. | ||
در فصل پنجم، به بررسی ریشه مشکلات اجتماعی پرداخته شده و راهکارهای قرآنی متناسب با آن، پیشنهاد گردیده است. از جمله موضوعات و مباحث مهم مطرح شده در این فصل، بحث پیرامون منظومه سنن و نظام قوانین اجتماعی از منظر قرآن کریم است. در این بحث، انواع سنن اجتماعی، به سنن هدایت، انحراف، تغییر اجتماعی و فروپاشی اجتماعی تقسیم گردیده و مورد بحث قرار گرفته است<ref>همان، ص289- 406</ref>. | در فصل پنجم، به بررسی ریشه مشکلات اجتماعی پرداخته شده و راهکارهای قرآنی متناسب با آن، پیشنهاد گردیده است. از جمله موضوعات و مباحث مهم مطرح شده در این فصل، بحث پیرامون منظومه سنن و نظام قوانین اجتماعی از منظر قرآن کریم است. در این بحث، انواع سنن اجتماعی، به سنن هدایت، انحراف، تغییر اجتماعی و فروپاشی اجتماعی تقسیم گردیده و مورد بحث قرار گرفته است<ref>همان، ص289- 406</ref>. | ||