داروین در عهد قاجار: سه رسالۀ قاجاری پسامشروطه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴۴: خط ۴۴:
نسخۀ دوم تصحیح‌شده «تنقید مقالۀ دارونیست‌ها» اثر [[خارقانی، سید اسدالله|سید اسدالله خارقانی/ خرقانی]] (درگذشتۀ 1315 ش) است که در سال 1338قمری در طهران چاپ سربی حروفی شده است. این رساله نسبتاً مختصر رویکردی جدلی دارد و بیشتر به نظریۀ داروین دربارۀ انسان‌ها پرداخته است. وی احتمالاً از کتابی عربی بخش‌هایی را آورده و برای اینکه بر وجوه علمی کارش بیفزاید، صورت ضبط لاتین اسامی و عناوین را نیز ذکر کرده است. این متن نمونه‌ای آشکار از یک نثر فنی و سخت قاجاری است.
نسخۀ دوم تصحیح‌شده «تنقید مقالۀ دارونیست‌ها» اثر [[خارقانی، سید اسدالله|سید اسدالله خارقانی/ خرقانی]] (درگذشتۀ 1315 ش) است که در سال 1338قمری در طهران چاپ سربی حروفی شده است. این رساله نسبتاً مختصر رویکردی جدلی دارد و بیشتر به نظریۀ داروین دربارۀ انسان‌ها پرداخته است. وی احتمالاً از کتابی عربی بخش‌هایی را آورده و برای اینکه بر وجوه علمی کارش بیفزاید، صورت ضبط لاتین اسامی و عناوین را نیز ذکر کرده است. این متن نمونه‌ای آشکار از یک نثر فنی و سخت قاجاری است.


سومین رسالۀ این کتاب «داروین و حکمای مشرق‌زمین» یا «سردارنامه» اثر [[دستغیب، میرزا عنایت‌الله|میرزا عنایت‌الله دستغیب شیرازی]] متخلص به روحی (درگذشتۀ 1307 ش) است. او از علاقمندان به علوم جدید و مروجان اندیشه‌های سیاسی تازه بوده است. از محتوای این رساله می‌توان دریافت او بر زبان عربی و متون فلسفی حکمای مسلمان تسلط داشته است. او با وجود دردست‌بودن ترجمۀ عربی کتاب داروین، از آن هیچ استفاده‌ای نکرده و شاید از وجود آن هم مطلع نبوده است. او به گزارشی از نظریۀ داروین بر مبنای «فلسفة النشوء والارتقاء» شبلی شمیل بسنده کرده است. دستغیب در این رساله نه به خلقت انسان، آن‌گونه که خارقانی پرداخته بود، اشاره می‌کند نه به چالش‌های مادی‌گرایانۀ مدنظر شمیل و بوخنر نظر می‌اندازد؛ از این‌رو رویکرد او شیوه‌ای متفاوت با اندیشه‌ورزی میان متفکران مسملان دورۀ قاجار است؛ روشی که در نوع خود در عرصۀ تاریخ مواجهات مسلمانان محل توجه است.
سومین رسالۀ این کتاب «داروین و حکمای مشرق‌زمین» یا «سردارنامه» اثر [[دستغیب، میرزا عنایت‌الله|میرزا عنایت‌الله دستغیب شیرازی]] متخلص به روحی (درگذشتۀ 1307 ش) است. او از علاقمندان به علوم جدید و مروجان اندیشه‌های سیاسی تازه بوده است. از محتوای این رساله می‌توان دریافت او بر زبان عربی و متون فلسفی حکمای مسلمان تسلط داشته است. او با وجود دردست‌بودن ترجمۀ عربی کتاب داروین، از آن هیچ استفاده‌ای نکرده و شاید از وجود آن هم مطلع نبوده است. او به گزارشی از نظریۀ داروین بر مبنای «فلسفة النشوء والارتقاء» [[شمیل، شبلی|شبلی شمیل]] بسنده کرده است. دستغیب در این رساله نه به خلقت انسان، آن‌گونه که خارقانی پرداخته بود، اشاره می‌کند نه به چالش‌های مادی‌گرایانۀ مدنظر شمیل و بوخنر نظر می‌اندازد؛ از این‌رو رویکرد او شیوه‌ای متفاوت با اندیشه‌ورزی میان متفکران مسملان دورۀ قاجار است؛ روشی که در نوع خود در عرصۀ تاریخ مواجهات مسلمانان محل توجه است.


درواقع هدف مصحح از انتخاب سه رساله فارسی نسبتاً متفاوت در مواجهه با نظریۀ تکاملی داروین، مقایسۀ تفاوت‌های موجود در شیوۀ رویارویی متفکران عصر قاجار بر اساس سه نوع تفکر در میانۀ سال‌های 1330 ـ 1350 قمری است. این مقایسه افزون بر دیدگاه‌های زبانی و شکلی و شیوۀ بیان دلایل، نظر به محتوای علمی و ارزش‌گذاری استدلال‌ها نیز دارد و می‌تواند بخشی از مهم‌ترین مقطع تاریخ علم دوران پسامشروطه باشد.<ref> [https://literaturelib.com/books/7170 ر.ک: کتابخانه تخصصی ادبیات] </ref>
درواقع هدف مصحح از انتخاب سه رساله فارسی نسبتاً متفاوت در مواجهه با نظریۀ تکاملی داروین، مقایسۀ تفاوت‌های موجود در شیوۀ رویارویی متفکران عصر قاجار بر اساس سه نوع تفکر در میانۀ سال‌های 1330 ـ 1350 قمری است. این مقایسه افزون بر دیدگاه‌های زبانی و شکلی و شیوۀ بیان دلایل، نظر به محتوای علمی و ارزش‌گذاری استدلال‌ها نیز دارد و می‌تواند بخشی از مهم‌ترین مقطع تاریخ علم دوران پسامشروطه باشد.<ref> [https://literaturelib.com/books/7170 ر.ک: کتابخانه تخصصی ادبیات] </ref>