۱۶۱٬۴۶۶
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
این کتاب نثری یکدست و روان دارد و از صنعتپردازی و آرایههای ادبی نشان چندانی در آن مشاهده نمیشود. زبان در حکایتهای این کتاب ساده و روان و نزدیک به زبان گفتار است. در کل کتاب تنها چند مورد اندک، کلمات دشوار و الفاظ غریب و نامأنوس وجود دارد؛ گاه نیز در برخی حکایتها جملاتی دارای سجعهای ساده دیده میشود؛ نظیر «خداوندا بینایی و توانایی، از حال این بندۀ بیچاره آگاهی»، «از سر خیال محال برخیز و با من درآمیز و خون خود مریز و با من مستیز». | این کتاب نثری یکدست و روان دارد و از صنعتپردازی و آرایههای ادبی نشان چندانی در آن مشاهده نمیشود. زبان در حکایتهای این کتاب ساده و روان و نزدیک به زبان گفتار است. در کل کتاب تنها چند مورد اندک، کلمات دشوار و الفاظ غریب و نامأنوس وجود دارد؛ گاه نیز در برخی حکایتها جملاتی دارای سجعهای ساده دیده میشود؛ نظیر «خداوندا بینایی و توانایی، از حال این بندۀ بیچاره آگاهی»، «از سر خیال محال برخیز و با من درآمیز و خون خود مریز و با من مستیز». | ||
اشعاری که در این نسخه وجود دارد، در بسیاری موارد از شاعران نامدار ایرانی چون فردوسی، انوری، نظامی، عطار، سعدی، مولوی، حافظ، جامی و ... است؛ بدون اینکه به نام شاعر اشاره شود. تنها شاعری که یک بار نامش در کتاب ذکر شده، سعدی است. ابیاتی نهچندان استوار نیز در کتاب دیده میشود؛ گاه با ایرادهای وزنی و عروضی که گویندۀ آنها معلوم نیست و ممکن است از خود مؤلف یا کاتب یا از اشعار مردمی رایج در آن زمان باشد. | اشعاری که در این نسخه وجود دارد، در بسیاری موارد از شاعران نامدار ایرانی چون فردوسی، انوری، نظامی، عطار، سعدی، مولوی، حافظ، جامی و... است؛ بدون اینکه به نام شاعر اشاره شود. تنها شاعری که یک بار نامش در کتاب ذکر شده، سعدی است. ابیاتی نهچندان استوار نیز در کتاب دیده میشود؛ گاه با ایرادهای وزنی و عروضی که گویندۀ آنها معلوم نیست و ممکن است از خود مؤلف یا کاتب یا از اشعار مردمی رایج در آن زمان باشد. | ||
از حکایتهای این کتاب، روایتهایی مکتوب در ادب رسمی و هم روایتهایی شفاهی در سراسر ایران وجود دارد. در پایان یکی از حکایتها (حکایت خشتزن و خلیفه)، به مرجع داستان اشاره شده و گفته شده است که برگرفته از کتاب «فرج بعد از شدت» است. | از حکایتهای این کتاب، روایتهایی مکتوب در ادب رسمی و هم روایتهایی شفاهی در سراسر ایران وجود دارد. در پایان یکی از حکایتها (حکایت خشتزن و خلیفه)، به مرجع داستان اشاره شده و گفته شده است که برگرفته از کتاب «فرج بعد از شدت» است. | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
این نسخه 396 برگ دارد؛ بخش عمدۀ متن اصلی به خط نستعلیق است. کتاب دو پایان دارد. پس از آخرین خط حکایت چهلوسوم (داستان تاجر مصر) نوشته شده: «صورت اختتام یافت کتاب جامعالحکایات 1046، تمام شد». ولی پس از آن داستان دیگری با خط شکستۀ نستعلیق آشفته و با قلمی دیگر به صورت مورب نوشته شده که در پایانش میتوان این عبارت را خواند: «شهر ذیقعده 1055 محرر غلاممحمد». | این نسخه 396 برگ دارد؛ بخش عمدۀ متن اصلی به خط نستعلیق است. کتاب دو پایان دارد. پس از آخرین خط حکایت چهلوسوم (داستان تاجر مصر) نوشته شده: «صورت اختتام یافت کتاب جامعالحکایات 1046، تمام شد». ولی پس از آن داستان دیگری با خط شکستۀ نستعلیق آشفته و با قلمی دیگر به صورت مورب نوشته شده که در پایانش میتوان این عبارت را خواند: «شهر ذیقعده 1055 محرر غلاممحمد». | ||
فهرست حکایات این نسخه بدین ترتیب است: حکایت پادشاه که در تلاش مرد بیغم سعی کرد، حکایت شاهزاده که در حیات پدر سفر اختیار کرد، حکایت مردی منعم از شهر حلب، حکایت حجاجبنیوسف ثقفی، حکایت خشتزن شهر کازرون، حکایت ملک فارس، حکایت عزیز و زن، حکایت بازرگانی که در کاروانسرای نیشابور فرود آمده بود، حکایت هارونالرشید و جوان سگپرست، حکایت شیخ صنعان، حکایت چهار مرد، حکایت پادشاه دلیر و محمول بر سه قصه، حکایت پادشاه بلاد مغرب و سه پسر او، حکایت بهرام گور و کنیزک، حکایت پادشاه ولایت ختا، حکایت دختر شاه کشمیر و شاهزادۀ قنوج، حکایت رضوانشاه و پری، حکایت مرد مطرب و زن، حکایت ابوبکر ربابی، حکایت پادشاه و دختر سپهسالار، حکایت مرد بنا و زن مستوره، حکایت خالد جوهری و پسرش منصور و یوسف حجام، حکایت آن پادشاه که زن پریزاد خواست و مار سیاه و سفید و ... .<ref> [https://literaturelib.com/books/7443 ر.ک: کتابخانه تخصصی ادبیات] </ref> | فهرست حکایات این نسخه بدین ترتیب است: حکایت پادشاه که در تلاش مرد بیغم سعی کرد، حکایت شاهزاده که در حیات پدر سفر اختیار کرد، حکایت مردی منعم از شهر حلب، حکایت حجاجبنیوسف ثقفی، حکایت خشتزن شهر کازرون، حکایت ملک فارس، حکایت عزیز و زن، حکایت بازرگانی که در کاروانسرای نیشابور فرود آمده بود، حکایت هارونالرشید و جوان سگپرست، حکایت شیخ صنعان، حکایت چهار مرد، حکایت پادشاه دلیر و محمول بر سه قصه، حکایت پادشاه بلاد مغرب و سه پسر او، حکایت بهرام گور و کنیزک، حکایت پادشاه ولایت ختا، حکایت دختر شاه کشمیر و شاهزادۀ قنوج، حکایت رضوانشاه و پری، حکایت مرد مطرب و زن، حکایت ابوبکر ربابی، حکایت پادشاه و دختر سپهسالار، حکایت مرد بنا و زن مستوره، حکایت خالد جوهری و پسرش منصور و یوسف حجام، حکایت آن پادشاه که زن پریزاد خواست و مار سیاه و سفید و....<ref> [https://literaturelib.com/books/7443 ر.ک: کتابخانه تخصصی ادبیات] </ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||