۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'نهج البلاغه' به 'نهجالبلاغه') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
# ذاکان اول: «در بیان معامله والی و امیر است با پروردگار خود در مقام سیاست نفس خود» این بخش به تبیین رابطه حکمران (والی) با پروردگارش و موضوع سیاست نفس (تزکیه نفس) و مسائل مهمی مانند خلوص نیت در قبول امارت و ولایت و پرهیز از هرگونه طمع در اموال مردم میپردازد. | # ذاکان اول: «در بیان معامله والی و امیر است با پروردگار خود در مقام سیاست نفس خود» این بخش به تبیین رابطه حکمران (والی) با پروردگارش و موضوع سیاست نفس (تزکیه نفس) و مسائل مهمی مانند خلوص نیت در قبول امارت و ولایت و پرهیز از هرگونه طمع در اموال مردم میپردازد. | ||
# ذاکان دوم: «در بیان طریق معاملات خلقیه است که اهمّ مقاصد والی بود» مهرورزی با مردم، معانی و مراتب لطف، نهی از اذیت و آزار رعیت و چگونگی رفتار با رعیت در هنگام صدور لغزش از آنان و... را بحث میکند. | # ذاکان دوم: «در بیان طریق معاملات خلقیه است که اهمّ مقاصد والی بود» مهرورزی با مردم، معانی و مراتب لطف، نهی از اذیت و آزار رعیت و چگونگی رفتار با رعیت در هنگام صدور لغزش از آنان و... را بحث میکند. | ||
# ذاکان سوم: «در لزوم اتّصاف والی و امیر به صفت عدل و انصاف و خروج از مرتبه جور و اعتساف» به بیان ارزشمندی عدالت و معنا و انواع آن و برتری عدل بر هر فضیلت و ... میپردازد. | # ذاکان سوم: «در لزوم اتّصاف والی و امیر به صفت عدل و انصاف و خروج از مرتبه جور و اعتساف» به بیان ارزشمندی عدالت و معنا و انواع آن و برتری عدل بر هر فضیلت و... میپردازد. | ||
# ذاکان چهارم: «در بیان اموری که بر والى رعایت آنها واجب است» مسائلی مانند میانهروی و عیبپوشی و پرهیز از کینه را مطرح میکند. | # ذاکان چهارم: «در بیان اموری که بر والى رعایت آنها واجب است» مسائلی مانند میانهروی و عیبپوشی و پرهیز از کینه را مطرح میکند. | ||
# ذاکان پنجم: «در بیان لزوم استشاره بر والی و آداب و تدبیر آن» فضیلت و فواید و ضرورت مشورت را برای حاکمان و چگونگی آن و موارد منع از مشاوره را توضیح میدهد. | # ذاکان پنجم: «در بیان لزوم استشاره بر والی و آداب و تدبیر آن» فضیلت و فواید و ضرورت مشورت را برای حاکمان و چگونگی آن و موارد منع از مشاوره را توضیح میدهد. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
# ذاکان دهم: «در بیان آنکه والی باید اوقات خود را به چند قسم قرار دهد و هر قسمی را مصروف در چه عمل دارد» به بیان ضرورت مدیریت زمان برای موفقیت حاکم میپردازد تا والی بتواند با مردم دیدار عمومی داشته باشد و... | # ذاکان دهم: «در بیان آنکه والی باید اوقات خود را به چند قسم قرار دهد و هر قسمی را مصروف در چه عمل دارد» به بیان ضرورت مدیریت زمان برای موفقیت حاکم میپردازد تا والی بتواند با مردم دیدار عمومی داشته باشد و... | ||
# ذاکان یازدهم: «در بیان اموری که متعلق به خاصه و نزدیکان والی بود» مسأله لزوم جلوگیری از ستمگری و قانونشکنی نزدیکان و ضرورت پرهیز حاکم از ملاحظهکاری نسبت به خواصّ را توضیح میدهد. | # ذاکان یازدهم: «در بیان اموری که متعلق به خاصه و نزدیکان والی بود» مسأله لزوم جلوگیری از ستمگری و قانونشکنی نزدیکان و ضرورت پرهیز حاکم از ملاحظهکاری نسبت به خواصّ را توضیح میدهد. | ||
# ذاکان دوازدهم: «در بیان اموری که متعلق به اعداء باشد» به لزوم مصالحه با دشمنان در صورتی که رضای خدا در آن باشد و رعایت احتیاط در زمان صلح و مراعات عهد و پیمان و ... میپردازد. | # ذاکان دوازدهم: «در بیان اموری که متعلق به اعداء باشد» به لزوم مصالحه با دشمنان در صورتی که رضای خدا در آن باشد و رعایت احتیاط در زمان صلح و مراعات عهد و پیمان و... میپردازد. | ||
# ذاکان سیزدهم: «در بیان نهی از سفک دماء به ناحقّ» مفاسد خونریزی به ناحقّ و آداب اجرای حدود الهی را شرح میدهد. | # ذاکان سیزدهم: «در بیان نهی از سفک دماء به ناحقّ» مفاسد خونریزی به ناحقّ و آداب اجرای حدود الهی را شرح میدهد. | ||
# ذاکان چهاردهم: «در اموری که والی را احتراز از آنها واجب و لازم باشد و آنکه در دنیا بر طریق صواب و در آخرت ایمن از عذاب باشد» مسائلی مانند عجب (خودپسندی) و منّت گذاشتن و یادآوری احسان پس از انجام عمل نیک و اجتناب از تعجیل و تأخیر در امور را مطرح میکند. | # ذاکان چهاردهم: «در اموری که والی را احتراز از آنها واجب و لازم باشد و آنکه در دنیا بر طریق صواب و در آخرت ایمن از عذاب باشد» مسائلی مانند عجب (خودپسندی) و منّت گذاشتن و یادآوری احسان پس از انجام عمل نیک و اجتناب از تعجیل و تأخیر در امور را مطرح میکند. | ||