۱۶۱٬۴۵۷
ویرایش
جز (A-esmaili صفحهٔ الوهابية المتطرفة: موسوعة نقدیة را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به الوهابية المتطرفة: موسوعة نقدية منتقل کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - '[[ ' به '[[') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[فرمانیان، مهدی]] (نويسنده) | [[فرمانیان، مهدی]] (نويسنده) | ||
[[جمع من المؤلفین ]] (نویسنده) | [[جمع من المؤلفین]] (نویسنده) | ||
[[کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام (نخستین]] ( سایر) | [[کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام (نخستین]] (سایر) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر = دار الإعلام لمدرسة اهل البیت ( | | ناشر = دار الإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهمالسلام) | ||
| مکان نشر = ایران - قم | | مکان نشر = ایران - قم | ||
| سال نشر = 1393ش - 1435ق | | سال نشر = 1393ش - 1435ق | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
===حسن المقصد في عمل المولد=== | ===حسن المقصد في عمل المولد=== | ||
'''حسن المقصد في عمل المولد'''، نوشته [[سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر|جلال الدين عبد الرحمن السيوطي]] (٨٤٩ - | '''حسن المقصد في عمل المولد'''، نوشته [[سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر|جلال الدين عبد الرحمن السيوطي]] (٨٤٩ - ٩١١ه.ق) ادیب، مفسر و فقیه شافعی، درباره نیکو بودن برگزاری جشن میلاد پیامبر اکرم(ص)، بیان حکم فقهی آن و نقد کسانی است که به حرمت و بدعت آن فتوا دادهند. | ||
====ساختار و محتوا==== | ====ساختار و محتوا==== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
ساختار کتاب شامل مقدمه محقق و متن رساله است. | ساختار کتاب شامل مقدمه محقق و متن رساله است. | ||
در مقدمه محقق به شرح حال | در مقدمه محقق به شرح حال نویسنده،آثار او و کارهای پژوهشی صورت گرفته بر روی کتاب پرداخته شده است.<ref>مقدمه، ج1، ص193- 206</ref>همچنین مطالبی درباره جشن میلاد پیامبر(ص) و بدعت بودن یا نبودن آن و حرمت آن از منظر برخی عالمان اشاره شده است.<ref>همان، ص208- 210</ref> به دنبال آن از بشارت کتابهای آسمانی به آمدن پیامبر(ص) سخن رفته و در این راستا به آنچه در تورات، زبور، انجیل و... درباره پیامبر(ص) آمده اشاره شده است. ولادت ایشان و محل آن، نسب و بعثت ایشان از دیگر مطالب ذکر شده است.<ref>همان، ص211 - 214 </ref>در ادامه پس از طرح پرسشی درباره جواز و عدم جواز جشن میلاد پیامبر(ص) سخنان برخی از عالمان مانند [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]]، [[سخاوی، محمد بن عبدالرحمن|سخاوی]]، [[قسطلانی، احمد بن محمد|قسطلانی]] و دیگران در این خصوص ذکر شده است.<ref>همان، ص215- 217</ref>همچنین پیرامون جشن میلاد پیامبر(ص) و دلایل ضرورت اقامه آن سخن گفته شده و به نقد منکران پاسخ داده شده است.<ref>همان، ص218-223</ref> | ||
متن رساله در پاسخ به سؤالی پیرامون حکم شرعی برپایی جشن میلاد پیامبر(ص)و اینکه انجامدهنده آن پاداش میبرد یا نه، تدوین شده است.<ref>متن، ج1، ص 224</ref> | متن رساله در پاسخ به سؤالی پیرامون حکم شرعی برپایی جشن میلاد پیامبر(ص)و اینکه انجامدهنده آن پاداش میبرد یا نه، تدوین شده است.<ref>متن، ج1، ص 224</ref> | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
سیوطی در پاسخ به این پرسش نخست به توضیح درباره جشن ولادت پیامبر(ص) پرداخته و آن را گردهمایی مردم همراه با قرائت قرآن و نقل ماوقع در آغاز امر رسالت و آنچه در مولد ایشان رخ داده و.... میداند.<ref>همان، ص 224</ref> | سیوطی در پاسخ به این پرسش نخست به توضیح درباره جشن ولادت پیامبر(ص) پرداخته و آن را گردهمایی مردم همراه با قرائت قرآن و نقل ماوقع در آغاز امر رسالت و آنچه در مولد ایشان رخ داده و.... میداند.<ref>همان، ص 224</ref> | ||
وی سپس به تاریخ برگزاری این گردهمایی اشاره کرده و اقامه آن را نخستین بار توسط ابو سعید کوکبری دانسته و به اعمالی که در آن صورت میگرفته اشاره کرده است.<ref>همان، ص224- 227</ref> در ادامه نویسنده سخن | وی سپس به تاریخ برگزاری این گردهمایی اشاره کرده و اقامه آن را نخستین بار توسط ابو سعید کوکبری دانسته و به اعمالی که در آن صورت میگرفته اشاره کرده است.<ref>همان، ص224- 227</ref> در ادامه نویسنده سخن تاجالدین لخمی را در مورد بدعت بودن میلاد پیامبر(ص) مطرح نموده است و با اشاره به نوشته وی در خصوص رد این عمل به تفصیل به آن پاسخ داده است.<ref>همان، ص 228- 233</ref> | ||
وی در میان پاسخها متعرض مسأله بدعت شده و دیدگاه برخی از عالمان مانند نووی و بیهقی را پیرامون حقیقت بدعت و اقسام آن گفته و به برخی از بدعتهای و نو آوریهای پسندیده اشاره کرده است..<ref> | وی در میان پاسخها متعرض مسأله بدعت شده و دیدگاه برخی از عالمان مانند نووی و بیهقی را پیرامون حقیقت بدعت و اقسام آن گفته و به برخی از بدعتهای و نو آوریهای پسندیده اشاره کرده است..<ref> همان، ص234-235</ref> به دنبال آن بخشی از مباحث را به نظرات ابو عبد الله بن الحاج در کتاب «المدخل اختصاص داه و ضمن اشاره به سخنان وی در موضوع مورد بحث،<ref>همان، ص238-243</ref> به نقد برخی از نظرات او پرداخته است. <ref>همان، ص244- 245</ref> بررسی و نقد سخنان ابن حجر درباره میلاد پیامبر(ص) و اعمالی که در آن صورت میگیرد،<ref>همان، ص245- 247 </ref>باضافه ذکر سخنان عالمان دیگر مانند شمسالدین جزری، شمسالدین دمشقی، کمال ادفوی و پاسخ به آنها از دیگر مطالب رساله است.<ref>همان، ص247- 249</ref> | ||
پایان بخش مباحث مطالبی پیرامون حکمت ولادت پیامبر(ص) در روز دوشنبه از ماه ربیع الاول است.<ref>همان، ص249- 250</ref> | پایان بخش مباحث مطالبی پیرامون حکمت ولادت پیامبر(ص) در روز دوشنبه از ماه ربیع الاول است.<ref>همان، ص249- 250</ref> | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
---- | ---- | ||
===الدرر السنیة في الرد علی الوهابیة=== | ===الدرر السنیة في الرد علی الوهابیة=== | ||
'''الدرر السنیة في الرد على الوهابية'''، نوشته [[ دحلان، احمد زینی|احمد بن زينی دحلان حسنی هاشمی]] (١٢٣١- | '''الدرر السنیة في الرد على الوهابية'''، نوشته [[دحلان، احمد زینی|احمد بن زينی دحلان حسنی هاشمی]] (١٢٣١- ١٣٠٤ه) فقیه شافعی مذهب، درباره توسل و زیات قبور و رد بر عقاید وهابیت در دو موضوع است. | ||
====انگیزه نگارش==== | ====انگیزه نگارش==== | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
نخست تبیین مسئله و تعریف استغاثه است. رساله با طرح سؤالی اساسی در مورد جواز «استغاثه» آغاز میشود.<ref>متن، ج1، ص 507</ref> نویسنده ابتدا با اشاره به عدم منکر بودن استغاثه به پیامبر(ص)، به موضوع حیات برزخی و مسئله شنیدن مردگان پرداخته است. | نخست تبیین مسئله و تعریف استغاثه است. رساله با طرح سؤالی اساسی در مورد جواز «استغاثه» آغاز میشود.<ref>متن، ج1، ص 507</ref> نویسنده ابتدا با اشاره به عدم منکر بودن استغاثه به پیامبر(ص)، به موضوع حیات برزخی و مسئله شنیدن مردگان پرداخته است. | ||
بخش مهمی از رساله به اثبات این موضوع اختصاص دارد که مردگان میتوانند بشنوند. نویسنده به روایاتی استناد میکند که پیامبر(ص) با کشتهشدگان بدر صحبت کرده و سلام نمازگزاران را در قبر شنیده است.<ref> همان، ص508 – 509 </ref>در ادامه احادیث و روایاتی را در این خصوص ذکر کرده و به پشتوانه آنها جواز خطاب قرار دادن مردگان را جایز دانسته است. همچنین مؤید ادعای خود را عبارت«السلام علیک ایها النبي ....» هنگام تشهد نماز عنوان کرده است.<ref>همان، ص509- 512</ref> | بخش مهمی از رساله به اثبات این موضوع اختصاص دارد که مردگان میتوانند بشنوند. نویسنده به روایاتی استناد میکند که پیامبر(ص) با کشتهشدگان بدر صحبت کرده و سلام نمازگزاران را در قبر شنیده است.<ref> همان، ص508 – 509 </ref>در ادامه احادیث و روایاتی را در این خصوص ذکر کرده و به پشتوانه آنها جواز خطاب قرار دادن مردگان را جایز دانسته است. همچنین مؤید ادعای خود را عبارت«السلام علیک ایها النبي....» هنگام تشهد نماز عنوان کرده است.<ref>همان، ص509- 512</ref> | ||
مؤلف در ادامه در پاسخ به منکران و مخالفان، روایتی منسوب به عایشه را که بر اساس ظاهر آیه قرآن «انک لا تسمع الموتی» بر عدم شنیدن مردگان تأکید میکند، بررسی کرده و شنیدن توسط مردگان در این حالت را به تخصیص الهی ممکن دانسته است.<ref> همان، ص512- 513</ref> وی برای اثبات جواز توسل به پیامبر(ص) قبل از وفات، به وقایع تاریخی و احادیث مستند تکیه کرده است. در این راستا به روایتی از ابن حنیف در خصوص توسل فردی به مقام پیامبر(ص) در زمان حیاتشان که منتهی به برآورده شدن حاجت وی شد اشاره کرده است.<ref> همان، ص 522 </ref> همچنین روایتهایی در خصوص توسل به پیامبر(ص) بعد از وفاتشان آورده و آنها را سندی قوی بر مشروعیت توسل به پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان میداند.<ref> همان، ص 522- 524</ref> | مؤلف در ادامه در پاسخ به منکران و مخالفان، روایتی منسوب به عایشه را که بر اساس ظاهر آیه قرآن «انک لا تسمع الموتی» بر عدم شنیدن مردگان تأکید میکند، بررسی کرده و شنیدن توسط مردگان در این حالت را به تخصیص الهی ممکن دانسته است.<ref> همان، ص512- 513</ref> وی برای اثبات جواز توسل به پیامبر(ص) قبل از وفات، به وقایع تاریخی و احادیث مستند تکیه کرده است. در این راستا به روایتی از ابن حنیف در خصوص توسل فردی به مقام پیامبر(ص) در زمان حیاتشان که منتهی به برآورده شدن حاجت وی شد اشاره کرده است.<ref> همان، ص 522 </ref> همچنین روایتهایی در خصوص توسل به پیامبر(ص) بعد از وفاتشان آورده و آنها را سندی قوی بر مشروعیت توسل به پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان میداند.<ref> همان، ص 522- 524</ref> | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۸: | ||
مسأله افعال عباد و مسائل مربوط به آن،<ref>همان، ص51 - 55</ref>حدوث و قدم عالم، انکار اعاده معدوم<ref>همان، ص 55- 56</ref>، محل حواث بودن خداوند<ref>همان، ص57 -59</ref>، مسأله وحدت وجود،<ref>همان، ص60- 61</ref> باضافه مسئله فوقیت و استواء بر عرش از موضاعات مطرح شده است در قسمتهای بعدی کتاب است. نویسنده به شدت با هرگونه تفسیری که مستلزم اثبات مکان و جهت مادی برای خداوند باشد، مخالفت میکند و تأکید دارد که خداوند منزّه از جسم و حرکات است.<ref>همان، ص65- 81 و 104- 113 و ص134- 150 و ص158- 159</ref> | مسأله افعال عباد و مسائل مربوط به آن،<ref>همان، ص51 - 55</ref>حدوث و قدم عالم، انکار اعاده معدوم<ref>همان، ص 55- 56</ref>، محل حواث بودن خداوند<ref>همان، ص57 -59</ref>، مسأله وحدت وجود،<ref>همان، ص60- 61</ref> باضافه مسئله فوقیت و استواء بر عرش از موضاعات مطرح شده است در قسمتهای بعدی کتاب است. نویسنده به شدت با هرگونه تفسیری که مستلزم اثبات مکان و جهت مادی برای خداوند باشد، مخالفت میکند و تأکید دارد که خداوند منزّه از جسم و حرکات است.<ref>همان، ص65- 81 و 104- 113 و ص134- 150 و ص158- 159</ref> | ||
موضوع کلام خداوند و حدوث و قدم آن از نگاه ابن قیم و اشکالاتی که بر آن وارد شده از مطالبی که نویسنده متعرض آنها شده است.<ref> همان، ص83 - 94</ref>جواز تسلسل<ref> همان، ص 99- 101 </ref>وی همچنین به مسائل کلامی مانند نزول و تنزیل قرآن و رفع درجات، اشاره کرده و تصور فیزیکی رؤیت خداوند در آخرت را رد کرده است. و به طور کلی، بر تنزیه خداوند از صفات جسمانی و عوارض مخلوقات تأکید میکند<ref>همان،ص 115- 129</ref> و ی مباحث مختلف دیگری مانند بحث فوقیت و مباحثی در تاویل<ref>همان،ص134- 156</ref> را مطرح کره و در خصوص معطل و موحد و اتهام به اشعریان سخن گفته است.<ref>همان،ص167- 173</ref> | موضوع کلام خداوند و حدوث و قدم آن از نگاه ابن قیم و اشکالاتی که بر آن وارد شده از مطالبی که نویسنده متعرض آنها شده است.<ref> همان، ص83 - 94</ref>جواز تسلسل<ref> همان، ص 99- 101 </ref>وی همچنین به مسائل کلامی مانند نزول و تنزیل قرآن و رفع درجات، اشاره کرده و تصور فیزیکی رؤیت خداوند در آخرت را رد کرده است. و به طور کلی، بر تنزیه خداوند از صفات جسمانی و عوارض مخلوقات تأکید میکند<ref>همان،ص 115- 129</ref> و ی مباحث مختلف دیگری مانند بحث فوقیت و مباحثی در تاویل<ref>همان،ص134- 156</ref> را مطرح کره و در خصوص معطل و موحد و اتهام به اشعریان سخن گفته است.<ref>همان،ص167- 173</ref>نویسنده تا پیان کتاب اشکلات و نقدهای کلامی دیگری را متوجه ابن قیم کرده است. | ||
---- | ---- | ||
| خط ۲۲۴: | خط ۲۲۴: | ||
====ساختار کتاب==== | ====ساختار کتاب==== | ||
ساختار کتاب در دو مقدمه( محقق و نویسنده) و نه فصل تنظیم شده است. | ساختار کتاب در دو مقدمه(محقق و نویسنده) و نه فصل تنظیم شده است. | ||
==== محتوای کتاب==== | ==== محتوای کتاب==== | ||
| خط ۲۴۱: | خط ۲۴۱: | ||
فصل دوازده در انکار بر محمد بن عبد الوهاب درباره کفر دانستن به کارگیری برخی از عبارت توسط عامه مردم همچون (جز تو و خدا را ندارم) و مانند آن است. نویسنده نخست سخن محمد بن احمد بن عبد اللطیف احسایی را در رد نگاه وهابیت در این خصوص بازگو نموده است و در ادامه به ذکر سخنان برخی دیگر از عالمان پیرامون این مسأله پرداخته است.<ref> همان، ص246- 255</ref> | فصل دوازده در انکار بر محمد بن عبد الوهاب درباره کفر دانستن به کارگیری برخی از عبارت توسط عامه مردم همچون (جز تو و خدا را ندارم) و مانند آن است. نویسنده نخست سخن محمد بن احمد بن عبد اللطیف احسایی را در رد نگاه وهابیت در این خصوص بازگو نموده است و در ادامه به ذکر سخنان برخی دیگر از عالمان پیرامون این مسأله پرداخته است.<ref> همان، ص246- 255</ref> | ||
فصل سیزده در مورد ساختن بنا و قبه بر مزار اولیا و صالحان و استحباب آن است. در نقد و پاسخ به سخن و نظر محمد بن عبد الوهاب در کافر شناختن مردم بلادی که در آن قبه وجود دارد و قلمداد کردن آن به منزله بت، که در حقیقت تکفیر متقدمان و متاخران علما و صالحان و تمام مسلمانان است مطالبی به تفصیل ذکر کرده است. وی نخست به حکم فقهی ساختن قبه بر مزار درگذشتگان از منظر عالمان اهل سنت نظیر ابن مفلح حنبلی، ابن قیم، ابن حجر و ....پرداخته و نتیجه سخن آنان را در تضاد با اندیشه محمد بن عبد الوهاب در تکفیر مسلمانان به این جهت دانسته و او را گمراه شمرده است. سپس ممنوعیت نذر برای بزرگان و اولیا در تفکر محمد بن عبد الوهاب را مخالفت با شریعت و اجماع علما دانسته است.<ref>همان، ص255- 258 </ref>در ادامه مطالبی درباره زیارت استحبا و فوائد آن و ضمن اشاره به برخی مسائل مرتبط با آن نگاه ئهابیت را در این خصوص نقد کرده است.<ref>همان، ص259- 267</ref> | فصل سیزده در مورد ساختن بنا و قبه بر مزار اولیا و صالحان و استحباب آن است. در نقد و پاسخ به سخن و نظر محمد بن عبد الوهاب در کافر شناختن مردم بلادی که در آن قبه وجود دارد و قلمداد کردن آن به منزله بت، که در حقیقت تکفیر متقدمان و متاخران علما و صالحان و تمام مسلمانان است مطالبی به تفصیل ذکر کرده است. وی نخست به حکم فقهی ساختن قبه بر مزار درگذشتگان از منظر عالمان اهل سنت نظیر ابن مفلح حنبلی، ابن قیم، ابن حجر و....پرداخته و نتیجه سخن آنان را در تضاد با اندیشه محمد بن عبد الوهاب در تکفیر مسلمانان به این جهت دانسته و او را گمراه شمرده است. سپس ممنوعیت نذر برای بزرگان و اولیا در تفکر محمد بن عبد الوهاب را مخالفت با شریعت و اجماع علما دانسته است.<ref>همان، ص255- 258 </ref>در ادامه مطالبی درباره زیارت استحبا و فوائد آن و ضمن اشاره به برخی مسائل مرتبط با آن نگاه ئهابیت را در این خصوص نقد کرده است.<ref>همان، ص259- 267</ref> | ||
وی همچنین متعرض مسائلی همچون حضور در حضور در جشن میلاد بزرگان یا سفر برای زیارت آنان، سرودن شعر در مدح آنان، رقص صوفیان و مسائل دیگر شده است.<ref>همان، ص267- 281</ref> | وی همچنین متعرض مسائلی همچون حضور در حضور در جشن میلاد بزرگان یا سفر برای زیارت آنان، سرودن شعر در مدح آنان، رقص صوفیان و مسائل دیگر شده است.<ref>همان، ص267- 281</ref> | ||
| خط ۲۸۵: | خط ۲۸۵: | ||
فصل دوم به فضائل زیارت و فواید آن اختصاص یافته و به احادیثی که متضمن فوایدی برای زیارت همچون شفاعت پیامبر(ص)، قرب به ایشان در قیامت و ثواب و حسنات مترتب به آن اشاره شده است. در ادامه به ثواب صلوات بر پیامبر(ص) پرداخته شده<ref>همان، ص 515- 522 </ref>و در پایان بخش فصل دوم مطالبی پیرامون حیات پیامبر(ص) پس از مرگ مطرح شده است.<ref>همان، ص 522- 528</ref> | فصل دوم به فضائل زیارت و فواید آن اختصاص یافته و به احادیثی که متضمن فوایدی برای زیارت همچون شفاعت پیامبر(ص)، قرب به ایشان در قیامت و ثواب و حسنات مترتب به آن اشاره شده است. در ادامه به ثواب صلوات بر پیامبر(ص) پرداخته شده<ref>همان، ص 515- 522 </ref>و در پایان بخش فصل دوم مطالبی پیرامون حیات پیامبر(ص) پس از مرگ مطرح شده است.<ref>همان، ص 522- 528</ref> | ||
در خاتمه به ذکر کتابها و مصادر مرتبط با موضوع بحث پرداخته شده و براساس موضوعات آنها به چهار قسم( کتب خصائص و مناقب، فقه،زیارت و مناسک) تقسیم بندی شدهاند. نویسنده در هر قسم کتابهایی را که مطالبی درباره زیارت پیامبر(ص) مطرح کردهاند نام برده و توضیحاتی پیرامون آنها داده است.<ref>همان،ص 529- 538</ref> | در خاتمه به ذکر کتابها و مصادر مرتبط با موضوع بحث پرداخته شده و براساس موضوعات آنها به چهار قسم(کتب خصائص و مناقب، فقه،زیارت و مناسک) تقسیم بندی شدهاند. نویسنده در هر قسم کتابهایی را که مطالبی درباره زیارت پیامبر(ص) مطرح کردهاند نام برده و توضیحاتی پیرامون آنها داده است.<ref>همان،ص 529- 538</ref> | ||
---- | ---- | ||
=== تحقیق الآمال فيما ينفع الميت من الأعمال=== | === تحقیق الآمال فيما ينفع الميت من الأعمال=== | ||
| خط ۳۰۳: | خط ۳۰۳: | ||
نویسنده در ادامه مشروعیت برخی اعمال مربوط به درگذشتگان مانند تلقین میت و غیره را با ذکر نظر علمای اهل سنت مطرح کرده، سپس به بررسی و نقد دیدگاه مخالفان پرداخته است.<ref> همان، ص581- 591</ref> | نویسنده در ادامه مشروعیت برخی اعمال مربوط به درگذشتگان مانند تلقین میت و غیره را با ذکر نظر علمای اهل سنت مطرح کرده، سپس به بررسی و نقد دیدگاه مخالفان پرداخته است.<ref> همان، ص581- 591</ref> | ||
مسأله برگزاری مجلس جهت تعزیت و تسلیت گفتن به بازماندگان از مهمترین مسائلی است که توسط برخی بدعتآمیز شمرده شده است. نویسنده به بررسی این موضوع پرداخته و جواز مشروعیت این عمل را با تکیه بر سیره پیامبر(ص)و سخنان و نظرات عالمان اهل سنت مورد تایید قرار داده<ref>همان، ص591- 594</ref>سپس به ذکر فضائل سورههای قرآنی نظیر سوره فاتحه و یس، ملک ... و تلاوت آنها به قصد ثواب مردگان پرداخته است.<ref>همان، ص594- 604</ref> | مسأله برگزاری مجلس جهت تعزیت و تسلیت گفتن به بازماندگان از مهمترین مسائلی است که توسط برخی بدعتآمیز شمرده شده است. نویسنده به بررسی این موضوع پرداخته و جواز مشروعیت این عمل را با تکیه بر سیره پیامبر(ص)و سخنان و نظرات عالمان اهل سنت مورد تایید قرار داده<ref>همان، ص591- 594</ref>سپس به ذکر فضائل سورههای قرآنی نظیر سوره فاتحه و یس، ملک... و تلاوت آنها به قصد ثواب مردگان پرداخته است.<ref>همان، ص594- 604</ref> | ||
در خاتمه کتاب از کوتاهی آرزوها، یادآوری مرگ و...سخن گفته شده<ref>همان، ص606- 615</ref>و در پایان به بایستههای فقهی برخی از مسائل همچون احتضار، عزاداری، غسل، تکفین و دفن و...اشاره شده است.<ref>همان، متن، ص615- 620</ref> | در خاتمه کتاب از کوتاهی آرزوها، یادآوری مرگ و...سخن گفته شده<ref>همان، ص606- 615</ref>و در پایان به بایستههای فقهی برخی از مسائل همچون احتضار، عزاداری، غسل، تکفین و دفن و...اشاره شده است.<ref>همان، متن، ص615- 620</ref> | ||
| خط ۳۲۵: | خط ۳۲۵: | ||
مسأله اجماع و قیاس از دیگر مباحث است که در آن به نقد رویکرد وهابیت در این مسائل پرداخته شده است. نویسنده منشأ انکار اجماع توسط وهابیت را باورهای آنان دانسته و ضمن استناد به آیات و احادیث بر حجیت قطعی و یقینی اجماع تاکید کرده است سپس به مسأله قیاس پرداخته و دیدگاه وهابیت مبنی بر عدم نیاز به قیاس را به نقد کشیده است.<ref>همان، ص657- 662</ref> | مسأله اجماع و قیاس از دیگر مباحث است که در آن به نقد رویکرد وهابیت در این مسائل پرداخته شده است. نویسنده منشأ انکار اجماع توسط وهابیت را باورهای آنان دانسته و ضمن استناد به آیات و احادیث بر حجیت قطعی و یقینی اجماع تاکید کرده است سپس به مسأله قیاس پرداخته و دیدگاه وهابیت مبنی بر عدم نیاز به قیاس را به نقد کشیده است.<ref>همان، ص657- 662</ref> | ||
نویسنده ضمن اشاره به | نویسنده ضمن اشاره به گروههایی که در قرون اولیه اسلام به دلایل مختلف اقدام به تکفیر مسلمانان میکردند، به بحث درباره اسباب تکفیر و مشرک دانستن مسلمانان توسط وهابیت پرداخته است. او نگاه انحرافی آنان را درباره توسل و استغاثه با تکیه بر قرآن نقد کرده است. وی آنان را به جهت فهم نادرست آیات نازل شده در حق بتپرستان و تعمیم و تطبیق آنها بر مسلمانان مورد سرزنش قرار داده است.<ref>همان، ص 665 - 677</ref> | ||
مسأله توسل و ادله جواز آن از مباحثی است که نویسنده بخش قابل توجهی از رساله را به آن اختصاص داده است. وی با استناد به احادیث صحیح، جواز توسل به پیامبر(ص) و اولیا (چه در حال حیات و چه پس از وفات) را ثابت میکند و روایات بسیاری در این زمینه ارائه میدهد.<ref>همان، ص677 -688</ref>در ادامه به رد اندیشه وهابیت درباره زیارت قبور میپردازد و به رد دیدگاه آنان با استناد به احادیث صحیح پرداخته است.<ref>همان، ص 688- 696</ref> | مسأله توسل و ادله جواز آن از مباحثی است که نویسنده بخش قابل توجهی از رساله را به آن اختصاص داده است. وی با استناد به احادیث صحیح، جواز توسل به پیامبر(ص) و اولیا (چه در حال حیات و چه پس از وفات) را ثابت میکند و روایات بسیاری در این زمینه ارائه میدهد.<ref>همان، ص677 -688</ref>در ادامه به رد اندیشه وهابیت درباره زیارت قبور میپردازد و به رد دیدگاه آنان با استناد به احادیث صحیح پرداخته است.<ref>همان، ص 688- 696</ref> | ||
| خط ۳۴۳: | خط ۳۴۳: | ||
فصل اول با عنوان «الکلام على التوسل» به بررسی موضوع توسل میپردازد. در این بخش، نویسنده انواع توسل، توسل از دیدگاه شوکانی، و دیدگاه آلوسی را شرح میدهد. همچنین تأکید میکند که مسئله توسل یک اختلاف فرعی است و نه یک مسئله اعتقادی. نویسنده توضیح میدهد که قرار دادن توسل در ردیف مسائل اعتقادی و آن را وسیلهای از وسائل شرک دانستن بدعتی است که در میان مسلمان پدیدار شده و موجب دشمنی میان آنها گردیده است. | فصل اول با عنوان «الکلام على التوسل» به بررسی موضوع توسل میپردازد. در این بخش، نویسنده انواع توسل، توسل از دیدگاه شوکانی، و دیدگاه آلوسی را شرح میدهد. همچنین تأکید میکند که مسئله توسل یک اختلاف فرعی است و نه یک مسئله اعتقادی. نویسنده توضیح میدهد که قرار دادن توسل در ردیف مسائل اعتقادی و آن را وسیلهای از وسائل شرک دانستن بدعتی است که در میان مسلمان پدیدار شده و موجب دشمنی میان آنها گردیده است. | ||
فصل دوم به بحث درباره زیارت و احکام آن اختصاص دارد. این فصل به بررسی احادیث مربوط به زیارت و ادله فقهی پرداخته و در این راستا سخنان عالمان فقه در استحباب یا وجوب زیارت قبر پیامبر(ص) مطرح شده است. نویسنده ضمن استشهاد به آیاتی از | فصل دوم به بحث درباره زیارت و احکام آن اختصاص دارد. این فصل به بررسی احادیث مربوط به زیارت و ادله فقهی پرداخته و در این راستا سخنان عالمان فقه در استحباب یا وجوب زیارت قبر پیامبر(ص) مطرح شده است. نویسنده ضمن استشهاد به آیاتی از قرآن، روایات و اجماع به آیه«و لو انهم ظلموا انفسهم جاءوک فاسغفروا...» در راستای بحث و اثبات مستحب بودن زیارت بارگاه پیامبر(ص) اشاره کرده است. | ||
فصل سوم به ذکر و تخریج احادیثی میپردازد که دال بر مستحب بودن توسل هستند. در این فصل، بیش از ده روایت برای اثبات مشروعیت توسل ذکر شده است، از جمله دعایی که با عبارت«اللهم... و أسألك بنور وجهک» است. | فصل سوم به ذکر و تخریج احادیثی میپردازد که دال بر مستحب بودن توسل هستند. در این فصل، بیش از ده روایت برای اثبات مشروعیت توسل ذکر شده است، از جمله دعایی که با عبارت«اللهم... و أسألك بنور وجهک» است. | ||
| خط ۳۶۱: | خط ۳۶۱: | ||
مقدمه محقق به معرفی نویسنده و آثار او اختصاص یافته است.<ref>مقدمه محقق، ج3، ص251- 256</ref> | مقدمه محقق به معرفی نویسنده و آثار او اختصاص یافته است.<ref>مقدمه محقق، ج3، ص251- 256</ref> | ||
نویسنده در مقدمه علاوه بر اشاره به موضوع بحث و انگیزه نگارش کتاب<ref> مقدمه نویسنده، ج3، ص257- 258</ref>به بحث از تقسیمات مطرح شده برای توحید(توحید در صفات، توحید در ربوییت و توحید در الوهیت )پرداخته و در صدد برآمده تا تقسیم ابن العز از توحید را نفی کند. وی قبل از ورود به اصل بحث، مطالبی مقدماتی و مرتبط با بحث ذیل عنوان تمهید مطرح کرده که در آن از عدم باور صحابه، تابعان و عالمان سلف به تقسیم یاد شده اشاره دارد. وی این تقسیم از توحید را بدعتی دانسته که در قرون متاخر پدیدار شده و هدف از آن را تکفیر مسلمانان ارزیابی کرده است. نویسنده چنین نگاهی به توحید توسط ابن ابی العز را نتیجه پیروی او از باورهای ابن تیمیه دانسته است.<ref>تمهید، ج3، ص259- 260</ref> در ادامه چند نکته در مورد مفهوم موحد، کافر، و...توسط ابن تیمیه مطرح کرده<ref>همان، ص260- 263</ref>و ضمن تایید کتاب «طحاویه»، به نظرات ابن تیمیمه در توحید صفات اشاره نموده است. وی همچنین سخنان برخی از پیروان ابن تیمیه در توحید و صفات به همراه نظر ابن ابی العز در تفاوت قائل شدن میان توحید ربوبیت و الوهیت را ذکر کرده است.<ref>همان، ص265- 272</ref> | نویسنده در مقدمه علاوه بر اشاره به موضوع بحث و انگیزه نگارش کتاب<ref> مقدمه نویسنده، ج3، ص257- 258</ref>به بحث از تقسیمات مطرح شده برای توحید(توحید در صفات، توحید در ربوییت و توحید در الوهیت)پرداخته و در صدد برآمده تا تقسیم ابن العز از توحید را نفی کند. وی قبل از ورود به اصل بحث، مطالبی مقدماتی و مرتبط با بحث ذیل عنوان تمهید مطرح کرده که در آن از عدم باور صحابه، تابعان و عالمان سلف به تقسیم یاد شده اشاره دارد. وی این تقسیم از توحید را بدعتی دانسته که در قرون متاخر پدیدار شده و هدف از آن را تکفیر مسلمانان ارزیابی کرده است. نویسنده چنین نگاهی به توحید توسط ابن ابی العز را نتیجه پیروی او از باورهای ابن تیمیه دانسته است.<ref>تمهید، ج3، ص259- 260</ref> در ادامه چند نکته در مورد مفهوم موحد، کافر، و...توسط ابن تیمیه مطرح کرده<ref>همان، ص260- 263</ref>و ضمن تایید کتاب «طحاویه»، به نظرات ابن تیمیمه در توحید صفات اشاره نموده است. وی همچنین سخنان برخی از پیروان ابن تیمیه در توحید و صفات به همراه نظر ابن ابی العز در تفاوت قائل شدن میان توحید ربوبیت و الوهیت را ذکر کرده است.<ref>همان، ص265- 272</ref> | ||
فصل اول در ابطال تقسیم توحید به توحید ربوبیت و الوهیت است. نویسنده نخست به بررسی عبادت پرداخته و مفهوم شرعی و لغوی و ارتباط آن را با دعا بیان نموده است. و پس از بیان معانی دعا با اسشتهاد به شعر و آیات قرآن مجرد ندا، استعانت و توسل را عبادت ندانسته است.<ref>متن، ج3، ص 275- 278</ref>وی در ادامه تقسیم ارائه شده از توحید را یک بدعت مذموم شمرده که پس از قرن هشتم هجری رایج شده است.<ref>همان، ص281</ref>همچنین به این نکته اشاره مینماید که رسول خدا(ص) چنین تقسیمی از توحید نداشته و هیچ یک از صحابه، تابعان، ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت و عالمان سلف نیز به این تقسیم از توحید اشاره نکردهاند.<ref> همان، ص282</ref> | فصل اول در ابطال تقسیم توحید به توحید ربوبیت و الوهیت است. نویسنده نخست به بررسی عبادت پرداخته و مفهوم شرعی و لغوی و ارتباط آن را با دعا بیان نموده است. و پس از بیان معانی دعا با اسشتهاد به شعر و آیات قرآن مجرد ندا، استعانت و توسل را عبادت ندانسته است.<ref>متن، ج3، ص 275- 278</ref>وی در ادامه تقسیم ارائه شده از توحید را یک بدعت مذموم شمرده که پس از قرن هشتم هجری رایج شده است.<ref>همان، ص281</ref>همچنین به این نکته اشاره مینماید که رسول خدا(ص) چنین تقسیمی از توحید نداشته و هیچ یک از صحابه، تابعان، ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت و عالمان سلف نیز به این تقسیم از توحید اشاره نکردهاند.<ref> همان، ص282</ref> | ||
| خط ۴۳۳: | خط ۴۳۳: | ||
====ساختار و محتوای کتاب==== | ====ساختار و محتوای کتاب==== | ||
این جزء شامل خطبه کتاب، یک فصل( فصل چهارم با زیربخشهایی تحت عنوان فرع) و خاتمه است.<ref>همان، ص411</ref> | این جزء شامل خطبه کتاب، یک فصل(فصل چهارم با زیربخشهایی تحت عنوان فرع) و خاتمه است.<ref>همان، ص411</ref> | ||
نویسنده پس از اشاره مختصر به مضمون کتاب بحث تکفیر مسلمانان توسط وهابیت را مطرح کرده و از نسبت دادن اتهامات شرک، قبوریه، و جهمیه به آنان با تکیه بر باورهای ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب سخن گفته است. همچنین به مشهورترین دلایلی که وهابیت بر اساس آنها به تکفیر مسلمانان پرداختهاند، اشاره کرده و دیدگاه آنان را در این خصوص نقد کرده است.<ref>متن، ج2، ص412- 414</ref> | نویسنده پس از اشاره مختصر به مضمون کتاب بحث تکفیر مسلمانان توسط وهابیت را مطرح کرده و از نسبت دادن اتهامات شرک، قبوریه، و جهمیه به آنان با تکیه بر باورهای ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب سخن گفته است. همچنین به مشهورترین دلایلی که وهابیت بر اساس آنها به تکفیر مسلمانان پرداختهاند، اشاره کرده و دیدگاه آنان را در این خصوص نقد کرده است.<ref>متن، ج2، ص412- 414</ref> | ||
| خط ۴۵۶: | خط ۴۵۶: | ||
ظهور وهابیت از مباحث اصلی کتاب است که به تشریح پیدایش وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب اختصاص یافته است.<ref>متن، ج4، ص۳۳- ۳۴ </ref>نویسنده ضمن اشاره به عکس العمل دولت عثمانی در برابر ظهور این فرقه و همراهی عبد العزیز امیر درعیه با آنان و اقدامات او، از انتشار وهابیت و گرایش به این فرقه میان برخی اعراب سخن گفته<ref>همان، ص34- 38</ref>و در ادامه تاریخچهای از درگیریهای صورت گرفته میان حکومت عثمانی با سعود بن عبد العزیز و وهابیان را ذکر کرده است.<ref>همان، ص 38- 48</ref> | ظهور وهابیت از مباحث اصلی کتاب است که به تشریح پیدایش وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب اختصاص یافته است.<ref>متن، ج4، ص۳۳- ۳۴ </ref>نویسنده ضمن اشاره به عکس العمل دولت عثمانی در برابر ظهور این فرقه و همراهی عبد العزیز امیر درعیه با آنان و اقدامات او، از انتشار وهابیت و گرایش به این فرقه میان برخی اعراب سخن گفته<ref>همان، ص34- 38</ref>و در ادامه تاریخچهای از درگیریهای صورت گرفته میان حکومت عثمانی با سعود بن عبد العزیز و وهابیان را ذکر کرده است.<ref>همان، ص 38- 48</ref> | ||
به دنبال آن به شرح درگیریهای شدید میان شریف غالب و وهابیون که منجر به محاصره و سقوط طائف شد، مطرح شده است.<ref>همان، ص48– 56 </ref>نویسنده ضمن اشاره به برخی از اقدامات غیر انسانی و غیر متعارف وهابیان<ref>همان، ص 57- 59 </ref> از تسلط آنان بر مکه و اعمال فجیع آنان، تخریب قبور و بناهای مقدس در مکه و مدینه، با تمسک به عقاید باطلشان سخن به میان آورده سپس به ذکر اتفاقات و درگیری وهابیان با حکومت عثمانی و سرانجام آن پرداخته است.<ref>همان، ص 59- 66</ref>وقایع محاصره طولانی مدینه منوره و سرانجام تسلیم آن، ویران کردن ضریحهای مقدس، مصادره اموال و جواهرات اهدایی به مرقد نبوی و ... از دیگر مطالب مطرح شده است.<ref>همان، ص 69 – 79 و ص 89- 91</ref> | به دنبال آن به شرح درگیریهای شدید میان شریف غالب و وهابیون که منجر به محاصره و سقوط طائف شد، مطرح شده است.<ref>همان، ص48– 56 </ref>نویسنده ضمن اشاره به برخی از اقدامات غیر انسانی و غیر متعارف وهابیان<ref>همان، ص 57- 59 </ref> از تسلط آنان بر مکه و اعمال فجیع آنان، تخریب قبور و بناهای مقدس در مکه و مدینه، با تمسک به عقاید باطلشان سخن به میان آورده سپس به ذکر اتفاقات و درگیری وهابیان با حکومت عثمانی و سرانجام آن پرداخته است.<ref>همان، ص 59- 66</ref>وقایع محاصره طولانی مدینه منوره و سرانجام تسلیم آن، ویران کردن ضریحهای مقدس، مصادره اموال و جواهرات اهدایی به مرقد نبوی و... از دیگر مطالب مطرح شده است.<ref>همان، ص 69 – 79 و ص 89- 91</ref> | ||
نویسنده همچنین مطالبی درباره بازپسگیری مدینه از دست وهابیان<ref>همان، ص 96 – 103 و ص 115- 117 </ref>آزاد کردن مکه و طائف<ref>همان، ص117- 129</ref>و سرانجام وهابیان پس از شکستشان مطرح کرده است.<ref>همان، ص129- 134</ref> | نویسنده همچنین مطالبی درباره بازپسگیری مدینه از دست وهابیان<ref>همان، ص 96 – 103 و ص 115- 117 </ref>آزاد کردن مکه و طائف<ref>همان، ص117- 129</ref>و سرانجام وهابیان پس از شکستشان مطرح کرده است.<ref>همان، ص129- 134</ref> | ||
| خط ۵۰۶: | خط ۵۰۶: | ||
نویسنده در مقدمهای کوتاه ضمن معرفی اجمالی ساختار و محتوای رساله،<ref> مقدمه نویسنده، ج4، 561- 562</ref> نخستین مقاله را به اجتهاد و شروط آن اختصاص داده است.<ref>همان، ص562 </ref>وی به تعریف اجتهاد و ضرورت آن در هر زمان پرداخته و از شروط مجتهد سخن به میان آورده است. همچنین به مخالفت گروهی از حنبیلیان نسبت به اجتهاد و استناد آنان به اقوال ابن تیمیه در برخی مسائل اشاره کرده است.<ref> متن، ج4، ص562- 566</ref> | نویسنده در مقدمهای کوتاه ضمن معرفی اجمالی ساختار و محتوای رساله،<ref> مقدمه نویسنده، ج4، 561- 562</ref> نخستین مقاله را به اجتهاد و شروط آن اختصاص داده است.<ref>همان، ص562 </ref>وی به تعریف اجتهاد و ضرورت آن در هر زمان پرداخته و از شروط مجتهد سخن به میان آورده است. همچنین به مخالفت گروهی از حنبیلیان نسبت به اجتهاد و استناد آنان به اقوال ابن تیمیه در برخی مسائل اشاره کرده است.<ref> متن، ج4، ص562- 566</ref> | ||
در مقاله دوم شرک و بدعت و اقسام آنها به بحث گذاشته شده است. .<ref>مقدمه نویسنده، ج4 ص562 </ref>این مقاله به تقسیم شرک و بدعت میپردازد و آنها را دستهبندی میکند. نویسنده شرک را به جلی یا اکبر و شرک اصغر تقسیم کرده و ضمن تعریف آنها دلالیلی از قرآن، سنت و اجماع برای تقسیم خود آورده است. در ادامه به باور وهابیت در خصوص شرک و کفر اشاره کرده است. وی ضمن توضیح بدعت معانی و انواع آن با استناد به قرآن و سنت، بر رد کسانی تمرکز دارد که ادعای میکنند هر عملی که در شریعت سلف ذکر نشده است، لزوماً بدعت ضلالت است.<ref>متن، ج4، ص566- 572</ref> | در مقاله دوم شرک و بدعت و اقسام آنها به بحث گذاشته شده است..<ref>مقدمه نویسنده، ج4 ص562 </ref>این مقاله به تقسیم شرک و بدعت میپردازد و آنها را دستهبندی میکند. نویسنده شرک را به جلی یا اکبر و شرک اصغر تقسیم کرده و ضمن تعریف آنها دلالیلی از قرآن، سنت و اجماع برای تقسیم خود آورده است. در ادامه به باور وهابیت در خصوص شرک و کفر اشاره کرده است. وی ضمن توضیح بدعت معانی و انواع آن با استناد به قرآن و سنت، بر رد کسانی تمرکز دارد که ادعای میکنند هر عملی که در شریعت سلف ذکر نشده است، لزوماً بدعت ضلالت است.<ref>متن، ج4، ص566- 572</ref> | ||
سومین مقاله به اثبات زنده بودن انبیاء در قبر با تکیه بر احادیث صحیح و آیات صریح قرآن پرداخته است.<ref>مقدمه نویسنده، ج4 ص562 </ref>نویسنده به رد کسانی پرداخته که منکر کرامات اولیا یا منکر زندگی انبیا در قبر هستند، و توجه داده است که باور به زنده بودن انبیاء در قبر مورد قبول صحابه، تابعین و علمای مذاهب اهل سنت و بر اساس احادیث صحیح بوده است.<ref> متن، ج4، ص572- 576</ref> | سومین مقاله به اثبات زنده بودن انبیاء در قبر با تکیه بر احادیث صحیح و آیات صریح قرآن پرداخته است.<ref>مقدمه نویسنده، ج4 ص562 </ref>نویسنده به رد کسانی پرداخته که منکر کرامات اولیا یا منکر زندگی انبیا در قبر هستند، و توجه داده است که باور به زنده بودن انبیاء در قبر مورد قبول صحابه، تابعین و علمای مذاهب اهل سنت و بر اساس احادیث صحیح بوده است.<ref> متن، ج4، ص572- 576</ref> | ||
| خط ۵۳۰: | خط ۵۳۰: | ||
درخواست دعا از پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان از دیگر مطالب مطرح شده است. در این قسمت نخست به نوع دوم از معنای توسل که سخن احمد بن حنبل متضمن آن است اشاره شده و سخن برخی از عالمان در این نوع توسل مطرح گردیده است. نویسنده به روایتی در خصوص جواز توسل به پیامبر(ص) پس از وفاتشان پرداخته و ضمن بررسی آن، نظر مخالفان را در مورد آن به نقد کشیده است.<ref>همان، ص632- 639</ref> | درخواست دعا از پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان از دیگر مطالب مطرح شده است. در این قسمت نخست به نوع دوم از معنای توسل که سخن احمد بن حنبل متضمن آن است اشاره شده و سخن برخی از عالمان در این نوع توسل مطرح گردیده است. نویسنده به روایتی در خصوص جواز توسل به پیامبر(ص) پس از وفاتشان پرداخته و ضمن بررسی آن، نظر مخالفان را در مورد آن به نقد کشیده است.<ref>همان، ص632- 639</ref> | ||
مسأله تبرک به آثار پیامبر اکرم(ص) بخشی از مطالب را به خود اختصاص داده است. نویسنده سخنان نووی، ابن جماعه و دیگر عالمان را در جواز تبرک به برخی مکانها مانند وضو گرفتن یا نوشیدن از | مسأله تبرک به آثار پیامبر اکرم(ص) بخشی از مطالب را به خود اختصاص داده است. نویسنده سخنان نووی، ابن جماعه و دیگر عالمان را در جواز تبرک به برخی مکانها مانند وضو گرفتن یا نوشیدن از چاههایی که پیامبر(ص) از آنها وضو ساخته یا نماز در برخی مکانها مانند مصلای ایشان مطرح کرده و همچنین با استناد به احادیث و روایات، مسأله یاد شده را مورد بررسی قرار داده است.<ref>همان، ص643- 648 </ref>وی در ادامه به مسأله توسل از رهگذر تبرک به آثار رسول خدا(ص) که توسط برخی عالمان مطرح شده، اشاره کرده و از تبرک به جهت منافع اخروی سخن گفته است.<ref>همان، ص 648- 649</ref>پایانبخش مطالب رساله بیان حقیقت تبرک و ذکر اشتیاق علمای سلف به آثار برجای مانده از رسول اکرم(ص) است.<ref>همان، ص650- 654</ref> | ||
---- | ---- | ||
=== البيان النبوي عن فضل الاحتفال بمولد النبي(ص)=== | === البيان النبوي عن فضل الاحتفال بمولد النبي(ص)=== | ||
| خط ۵۷۳: | خط ۵۷۳: | ||
---- | ---- | ||
===كلمة هادئة في التوسل=== | ===كلمة هادئة في التوسل=== | ||
'''كلمة هادئة في التوسل''' ، نوشته [[عمر عبد الله كامل]] (متولد ١٣٧١ق)، از نویسندگان و اندیشمندان اسلامی، درباره توسل و مسائل مرتبط با آن اعم از مفهوم، اقسام و بیان حکم فقهی آن برمبنای دلائل شرعی است. | '''كلمة هادئة في التوسل'''، نوشته [[عمر عبد الله كامل]] (متولد ١٣٧١ق)، از نویسندگان و اندیشمندان اسلامی، درباره توسل و مسائل مرتبط با آن اعم از مفهوم، اقسام و بیان حکم فقهی آن برمبنای دلائل شرعی است. | ||
====ساختار و محتوا ==== | ====ساختار و محتوا ==== | ||
| خط ۵۸۹: | خط ۵۸۹: | ||
نویسنده نخست به مفهوم استغاثه پرداخته و ضمن تعریف آن این عمل را عبادت مستغاث به ندانسته است. وی در این خصوص توضیحاتی مبتنی بر آیات و احادیث آورده است.<ref>متن، ج5، ص557- 561</ref> | نویسنده نخست به مفهوم استغاثه پرداخته و ضمن تعریف آن این عمل را عبادت مستغاث به ندانسته است. وی در این خصوص توضیحاتی مبتنی بر آیات و احادیث آورده است.<ref>متن، ج5، ص557- 561</ref> | ||
در ادامه ادله جواز استغاثه از قرآن و سنت را ذکر کرده و به آیاتی مانند داستان موسی (علیهالسلام) و استغاثه یکی از پیروان به ایشان اشاره شده است. در ادله از سنت، مستنداتی از درخواست یاری صحابه از پیامبر(ص) در زمان حیات ایشان ارائه شده است. سپس استغاثه به رسول الله(ص) پس از وفات ایشان مطرح شده و در این خصوص دلائلی بر اساس روایات ذکر شده است.<ref>همان، ص262- 566 </ref>نویسنده همچنین به استغاثه توسط صحابه با فعل و قول مطرح کرده و نمونههای متعددی را از آن ذکر کرده است.<ref>همان، ص566- 573 </ref>در خاتمه به وقوع استغاثه به پیامبر(ص)( با استدلال به آیهای در این خصوص) در زمان حیات ایشان و پس از وفاتشان و جواز آن تاکید کرده است.<ref>همان، ص573- 574</ref> | در ادامه ادله جواز استغاثه از قرآن و سنت را ذکر کرده و به آیاتی مانند داستان موسی (علیهالسلام) و استغاثه یکی از پیروان به ایشان اشاره شده است. در ادله از سنت، مستنداتی از درخواست یاری صحابه از پیامبر(ص) در زمان حیات ایشان ارائه شده است. سپس استغاثه به رسول الله(ص) پس از وفات ایشان مطرح شده و در این خصوص دلائلی بر اساس روایات ذکر شده است.<ref>همان، ص262- 566 </ref>نویسنده همچنین به استغاثه توسط صحابه با فعل و قول مطرح کرده و نمونههای متعددی را از آن ذکر کرده است.<ref>همان، ص566- 573 </ref>در خاتمه به وقوع استغاثه به پیامبر(ص)(با استدلال به آیهای در این خصوص) در زمان حیات ایشان و پس از وفاتشان و جواز آن تاکید کرده است.<ref>همان، ص573- 574</ref> | ||
---- | ---- | ||
=== النور الجلي في جواز التوسل بالنبي والولي=== | === النور الجلي في جواز التوسل بالنبي والولي=== | ||