۱۶۱٬۸۸۶
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ابو الطیب لغوی، عبد الواحد بن علی' به 'ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی') |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پدیدآورندگان | | پدیدآورندگان | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[ | [[ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی]] (نويسنده) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =PJ ۶۶۲۰/الف۲الف۲ | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''الإتباع'''، اثر [[عبدالواحد بن علی عسکری حلبی]]، مشهور | '''الإتباع'''، اثر [[ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی|عبدالواحد بن علی عسکری حلبی]]، مشهور به [[ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی|ابوالطیب لغوی]] (متوفی ۳۵۱ق)، ادیب و لغتشناس عرب، در بررسی آرایه اتباع و تأکید و اقسام و نمونههای آن در کلام عرب است. | ||
==اتباع چیست؟== | ==اتباع چیست؟== | ||
اتباع، یکی از آرایههای ادبی است که برای آن تعریفهای گوناگونی ارائه شده است. موجزترین آنها (گرچه جامع نیست)، تعریف [[احمد بن فارس]] در کتاب فقه اللغة است، به شرح زیر: | اتباع، یکی از آرایههای ادبی است که برای آن تعریفهای گوناگونی ارائه شده است. موجزترین آنها (گرچه جامع نیست)، تعریف [[ابن فارس، احمد بن فارس|احمد بن فارس]] در کتاب فقه اللغة است، به شرح زیر: | ||
اتباع، آن است که به دنبال کلمهای، کلمهای دیگر که در وزن و حرف رویّ (آخرین حرف اصلی از کلمات همآهنگ) مثل آن است، برای اشباع و تأکید آورده شود؛ مانند «حسن بسن»، که هر دو بر یک وزن هستند و حرف رویّ آنها نون مقید است. | اتباع، آن است که به دنبال کلمهای، کلمهای دیگر که در وزن و حرف رویّ (آخرین حرف اصلی از کلمات همآهنگ) مثل آن است، برای اشباع و تأکید آورده شود؛ مانند «حسن بسن»، که هر دو بر یک وزن هستند و حرف رویّ آنها نون مقید است. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
# اشتمال بر کثرت شواهد برای آرایه اتباع؛ | # اشتمال بر کثرت شواهد برای آرایه اتباع؛ | ||
# حسن تصنیف؛ | # حسن تصنیف؛ | ||
# حسن ترتیب: کتاب، بر اساس حروف معجم ترتیب یافته و شاید بتوان گفت که اولین کتابی که اتباع را بر این اساس ترتیب داده، همین کتاب ست. | # حسن ترتیب: کتاب، بر اساس حروف معجم ترتیب یافته و شاید بتوان گفت که اولین کتابی که اتباع را بر این اساس ترتیب داده، همین کتاب ست. [[ابن فارس، احمد بن فارس|احمد بن فارس]] بر اساس روش همین کتاب، [[الإتباع و المزاوجة]] را تألیف کرده است<ref>ر.ک: همان، ص13</ref>. | ||
==انگیزه تألیف== | ==انگیزه تألیف== | ||
[[ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی|ابوالطیب]]، عدم وجود کتابی مستقل و جداگانه درباره اتباع و تأکید را انگیزه تألیف خود دانسته است. وی معتقد است که با وجود استعمال بسیار اتباع و تأکید در کلام عرب، علمای پیشین از تألیف کتابی مستقل که این موضوع را پوشش دهد غفلت ورزیدهاند<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص2</ref>. | |||
==روش مصنف== | ==روش مصنف== | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
این حروف، عبارتند از ضاد و طاء و ظاء که در اتباع و تأکید برای آنها الفاظی وجود نداشته است. در باب غین نیز فقط تأکید را ذکر میکند؛ زیرا برای اتباع آن لفظی نیافته است. با حذف این حروف، هفده باب در اتباع و هیجده باب در تأکید باقی میماند<ref>ر.ک: مقدمه محقق، ص14-13</ref>. | این حروف، عبارتند از ضاد و طاء و ظاء که در اتباع و تأکید برای آنها الفاظی وجود نداشته است. در باب غین نیز فقط تأکید را ذکر میکند؛ زیرا برای اتباع آن لفظی نیافته است. با حذف این حروف، هفده باب در اتباع و هیجده باب در تأکید باقی میماند<ref>ر.ک: مقدمه محقق، ص14-13</ref>. | ||
ابوالطیب بین تأکید و اتباع فرق میگذارد، به شرح زیر: | [[ابوالطیب لغوی، عبدالواحد بن علی|ابوالطیب]] بین تأکید و اتباع فرق میگذارد، به شرح زیر: | ||
اگر کلمه دوم، فینفسه معنا نداشته باشد یا همان معنای متبوع را دارا باشد و تنها برای تقویت ماقبل خود بیاید و بهصورت مفرد و مستقل استعمال نگردد، اتباع است، اما اگر کلمه دوم با کلمه اول مشارکت در معنی داشته و آن را تقویت کند و امکان تنها آمدن را دارا باشد، تأکید است<ref>ر.ک: همان، ص7</ref>. | اگر کلمه دوم، فینفسه معنا نداشته باشد یا همان معنای متبوع را دارا باشد و تنها برای تقویت ماقبل خود بیاید و بهصورت مفرد و مستقل استعمال نگردد، اتباع است، اما اگر کلمه دوم با کلمه اول مشارکت در معنی داشته و آن را تقویت کند و امکان تنها آمدن را دارا باشد، تأکید است<ref>ر.ک: همان، ص7</ref>. | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
باب تأکیدی که آغاز آن الف است: | باب تأکیدی که آغاز آن الف است: | ||
گفته میشود: «بلد عريض أريض». عريض یعنی پهناور و أريض یعنی گیاه نیکو<ref>ر.ک: همان، ص10-11</ref>. | گفته میشود: «بلد عريض أريض». عريض یعنی پهناور و أريض یعنی گیاه نیکو<ref>ر.ک: همان، ص10-11</ref>. | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[زبانشناسی، زبان و ادبیات]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی | [[زبان و ادبیات شرقی]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 اردیبهشت 1404]] | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1404 توسط فریدون سبحانی]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1404 توسط فریدون سبحانی]] | ||
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1404 توسط محسن عزیزی]] | [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1404 توسط محسن عزیزی]] | ||