۱۶۱٬۰۹۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURفرهنگ توصیفی اصطلاحات روایتشناسیJ1.jpg | عنوان =فرهنگ توصیفی اصطلاحات روایتشناسی | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = فشارکی، محسن (نویسنده) خدادادی، فضلالله (محقق) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضو...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = | | زبان = | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =P ۳۰۲/۷/م۳ف۴ | ||
| موضوع = | | موضوع =روایتگری -- اصطلاحها و تعبیرها,روایتگری -- واژهنامهها -- انگلیسی | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر =سوره مهر | | ناشر =سوره مهر | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''فرهنگ توصیفی اصطلاحات روایتشناسی''' تألیف محسن | '''فرهنگ توصیفی اصطلاحات روایتشناسی''' تألیف [[فشارکی، محسن|محسن فشارکی]]، [[خدادادی، فضلالله|فضلالله خدادادی]]، هدف از تألیف این فرهنگ تهیۀ کتاب راهنمایی است برای همۀ دانشجویان و علاقهمندانی که در زمینۀ روایتشناسی و مباحث مربوط به آن مطالعه میکنند و در ضمن مطالعات، به اصطلاحاتی برمیخورند که معنی و مفهوم آنها را نمیدانند یا اطلاع اندکی دربارۀ آنها دارند یا به طور کلی با آنها ناآشنا هستند. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
واژۀ روایتشناسی ترجمۀ واژۀ فرانسوی narratologi است. تزوتان تودوروف، ساختارگرای بلغاریتبار مقیم فرانسه، نخستین بار این واژه را در کتاب دستور زبان دکامرون معرفی کرد. از نظر تاریخی، روایتشناسی در سنت فرمالیسم روسی و ساختارگرای فرانسوی ریشه دارد. ولادیمیر پراپ و الجیرداس ژولین گرماس بهترتیب از شخصیتهای مشهور این دو مکتباند. در واقع تمایز میان آنچه بهواقع اتفاق افتاده (محتوای روایت) و چگونگی نقل آن «روایت» نام دارد. | واژۀ روایتشناسی ترجمۀ واژۀ فرانسوی narratologi است. تزوتان تودوروف، ساختارگرای بلغاریتبار مقیم فرانسه، نخستین بار این واژه را در کتاب دستور زبان دکامرون معرفی کرد. از نظر تاریخی، روایتشناسی در سنت فرمالیسم روسی و ساختارگرای فرانسوی ریشه دارد. ولادیمیر پراپ و الجیرداس ژولین گرماس بهترتیب از شخصیتهای مشهور این دو مکتباند. در واقع تمایز میان آنچه بهواقع اتفاق افتاده (محتوای روایت) و چگونگی نقل آن «روایت» نام دارد. | ||
دهخدا روایت را «نقل سخن یا خبر از کسی» معنا کرده است. روایت در همۀ جنبههای زندگی انسان وجود دارد و همواره همراه وی است: وقتی تفکر میکنیم، میخوانیم، گفتوگو میکنیم یا به اخبار رسانه گوش میدهیم، در واقع با روایت سروکار داریم. | [[دهخدا، علیاکبر|دهخدا]] روایت را «نقل سخن یا خبر از کسی» معنا کرده است. روایت در همۀ جنبههای زندگی انسان وجود دارد و همواره همراه وی است: وقتی تفکر میکنیم، میخوانیم، گفتوگو میکنیم یا به اخبار رسانه گوش میدهیم، در واقع با روایت سروکار داریم. | ||
روایت در اسطوره، افسانه، حکایت، قصه، رمان کوتاه، حماسه، تاریخ، تراژدیف نمایش، کمدی، لالبازی، داستان مصور، اخبار رسانه و ... حضور دارد. بهعلاوه روایت در قالب این گونهگونی تقریباً بیپایان در هر عصری در هر مکانی و در هر جامعهای حاضر است. | روایت در اسطوره، افسانه، حکایت، قصه، رمان کوتاه، حماسه، تاریخ، تراژدیف نمایش، کمدی، لالبازی، داستان مصور، اخبار رسانه و... حضور دارد. بهعلاوه روایت در قالب این گونهگونی تقریباً بیپایان در هر عصری در هر مکانی و در هر جامعهای حاضر است. | ||
روایت با تاریخ نوع بشر آغاز میشود؛ در هیججا، چه در گذشته و چه در حال حاضر میتوان مردمانی یافت که روایت نداشته باشند. در واقع برای روایت تاریخ مشخصی نمیتوان تعیین کرد، زیرا با حضور نخستین انسان در روی زمین روایت نیز وجود داشته است. البته منظور از روایت در این پژوهش داستان نیست، زیرا این دو مقوله از یکدیگر جدا هستند. هنگامی که دربارۀ تاریخ قدمت روایت سخن میگوییم، بیشک آن را با داستان یکسان میانگاریم. وقتی در مقدمۀ بحثهای روایت از حضور انسانهای اولیه خسته از شکار یا ترسیده از بلایای طبیعی و گردآمده در دور آتش و حضور قصهگو سخن میگوییم، در واقع قدمت داستان را بیان میکنیم و آن را مترادف با روایت فرض میکنیم. در واقع، قصهگو در اینجا برای از بین بردن ترس مخاطبان خویش به قصهگویی میپردازد. | روایت با تاریخ نوع بشر آغاز میشود؛ در هیججا، چه در گذشته و چه در حال حاضر میتوان مردمانی یافت که روایت نداشته باشند. در واقع برای روایت تاریخ مشخصی نمیتوان تعیین کرد، زیرا با حضور نخستین انسان در روی زمین روایت نیز وجود داشته است. البته منظور از روایت در این پژوهش داستان نیست، زیرا این دو مقوله از یکدیگر جدا هستند. هنگامی که دربارۀ تاریخ قدمت روایت سخن میگوییم، بیشک آن را با داستان یکسان میانگاریم. وقتی در مقدمۀ بحثهای روایت از حضور انسانهای اولیه خسته از شکار یا ترسیده از بلایای طبیعی و گردآمده در دور آتش و حضور قصهگو سخن میگوییم، در واقع قدمت داستان را بیان میکنیم و آن را مترادف با روایت فرض میکنیم. در واقع، قصهگو در اینجا برای از بین بردن ترس مخاطبان خویش به قصهگویی میپردازد. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:زبانشناسی، زبان و ادبیات]] | |||
[[رده:مقالات(فروردین 1404) باقی زاده]] | [[رده:مقالات(فروردین 1404) باقی زاده]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 اردیبهشت 1404]] | ||
[[رده:فاقد اتوماسیون]] | [[رده:فاقد اتوماسیون]] | ||