۱۵۳٬۰۲۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURدرخت هزار تخمگانJ1.jpg | عنوان =درخت هزار تخمگان | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = قیصری، ابراهیم (نویسنده) راشدمحصل، محمدرضا (محقق) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضوع = |ناشر | ناشر =کتاب سرزمین | مکان نش...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''درخت هزار تخمگان؛ بازگویی سخنان و صحنهها در شاهنامۀ فردوسی''' تألیف ابراهیم قیصری با مقدمۀ دکتر محمدرضا | '''درخت هزار تخمگان؛ بازگویی سخنان و صحنهها در شاهنامۀ فردوسی''' تألیف [[قیصری، ابراهیم|ابراهیم قیصری]] با مقدمۀ دکتر [[راشدمحصل، محمدرضا|محمدرضا راشدمحصل]]، نویسنده در این کتاب کوشیده تکرارهای گزیر و ناگزیر شاهنامه را بجوید و با بررسی کاملی ترکیبها، تمثیلها، حتی اصطلاحات تکراری را توجیه و تفسیر کند. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
کارهای بزرگ و ماندنی حاصل استعداد و زادۀ اندیشۀ مردان برجستهای است که افزون بر فضایل انسانی، از فرهنگی وسیع برخوردار بوده و قدرت بازشناخت رویدادهای درهمتنیدۀ اجتماعی را داشته باشند تا در رویارویی با مشکلات بتوانند برونرفت مناسب را جستجو کرده، راه پیروزی را هموار کنند. فردوسی از این انسانهای برجسته و از این اندیشهوران صاحبنام است که در زمان خود دردهای اجتماعی را بهخوبی شناخته و درماندهی اثرگذار را در شاهنامه عرضه کرده است. او مردمی را که پس از سیصدسال تسلط تازیان از درون ریزش کرده و به دلیل ناآگاهی از قدرتهای معنوی انسانی، با خویشتن بیگانهاند، بر سفرۀ شخصیت انسانی مینشاند تا ضمن دریافت نیروهای معنوی انسان به خویشتن خویش بازگردند و با آگاهی از واقعیتهای بیرونی در راه استقلال و جستن روش مناسب بکوشند. | کارهای بزرگ و ماندنی حاصل استعداد و زادۀ اندیشۀ مردان برجستهای است که افزون بر فضایل انسانی، از فرهنگی وسیع برخوردار بوده و قدرت بازشناخت رویدادهای درهمتنیدۀ اجتماعی را داشته باشند تا در رویارویی با مشکلات بتوانند برونرفت مناسب را جستجو کرده، راه پیروزی را هموار کنند. [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] از این انسانهای برجسته و از این اندیشهوران صاحبنام است که در زمان خود دردهای اجتماعی را بهخوبی شناخته و درماندهی اثرگذار را در شاهنامه عرضه کرده است. او مردمی را که پس از سیصدسال تسلط تازیان از درون ریزش کرده و به دلیل ناآگاهی از قدرتهای معنوی انسانی، با خویشتن بیگانهاند، بر سفرۀ شخصیت انسانی مینشاند تا ضمن دریافت نیروهای معنوی انسان به خویشتن خویش بازگردند و با آگاهی از واقعیتهای بیرونی در راه استقلال و جستن روش مناسب بکوشند. | ||
شاهنامه بسان یک دریاست؛ از این دریا هر کسی به گونهای بهره میبرد. یکی شیفتۀ داستانهاست که یادگاری خوش از کوشش نیاکان است، دیگری روال اجتماعی یا صریحتر گفته شود زنجیرۀ جامعهشناسی را در کلام فردوسی میجوید. یعنی ردپای کیومرث غارنشین را تا خسروپرویز تجملپرست و یزدگرد ایران بر باد ده میگیرد و دیگر و دیگران. | شاهنامه بسان یک دریاست؛ از این دریا هر کسی به گونهای بهره میبرد. یکی شیفتۀ داستانهاست که یادگاری خوش از کوشش نیاکان است، دیگری روال اجتماعی یا صریحتر گفته شود زنجیرۀ جامعهشناسی را در کلام [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] میجوید. یعنی ردپای کیومرث غارنشین را تا خسروپرویز تجملپرست و یزدگرد ایران بر باد ده میگیرد و دیگر و دیگران. | ||
حکیم فردوسی با نظم اثر جاودانۀ شاهنامه، نهتنها «عجم زنده کرده بدین پارسی» که در این شاهکار بزرگ جهانی با نقل روایات افتخارآمیز و هیجانانگیز از دوران دوردست اساطیری، پهلوانی/ حماسی و سرانجام تاریخی ایران تا پایان حکومت ساسانیان، موقعیت و اهمیت این سرزمین را به هممیهنان و فرزانگان جهان نیز معرفی کرده است. این گزارشها فرازوفرود، شکست و پیروزی و تلخ و شیرین بسیار دارد. فردوسی راوی است و روایت وقتی ارزش دارد که راوی امین و صدیق باشد و این صداقت و امانت در نظم شاهنامه به طور کاملی احساس میشود. | [[فردوسی، ابوالقاسم|حکیم فردوسی]] با نظم اثر جاودانۀ شاهنامه، نهتنها «عجم زنده کرده بدین پارسی» که در این شاهکار بزرگ جهانی با نقل روایات افتخارآمیز و هیجانانگیز از دوران دوردست اساطیری، پهلوانی/ حماسی و سرانجام تاریخی ایران تا پایان حکومت ساسانیان، موقعیت و اهمیت این سرزمین را به هممیهنان و فرزانگان جهان نیز معرفی کرده است. این گزارشها فرازوفرود، شکست و پیروزی و تلخ و شیرین بسیار دارد. [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] راوی است و روایت وقتی ارزش دارد که راوی امین و صدیق باشد و این صداقت و امانت در نظم [[شاهنامه فردوسی (نشر قطره)|شاهنامه]] به طور کاملی احساس میشود. | ||
سخنسرای توانای طوس در بیان سخنان پادشاهان، پهلوانان و نمایش صحنههای پرهیجان رزم و گاه منظرۀ پرشور بزم از واژگان و تعبیرات یکسان و تشبیهات و توصیفات همانند استفاده میکند. برای مثال در هشت مورد، آغاز نامههایی که دبیران دربار به نام پادشاه خطاب به کسی مینویسند، نیمبیت اول چنین است: «نخست آفرین کرد بر کردگار» و در سه مورد هر دو نیمبیت یکسان است: | سخنسرای توانای طوس در بیان سخنان پادشاهان، پهلوانان و نمایش صحنههای پرهیجان رزم و گاه منظرۀ پرشور بزم از واژگان و تعبیرات یکسان و تشبیهات و توصیفات همانند استفاده میکند. برای مثال در هشت مورد، آغاز نامههایی که دبیران دربار به نام پادشاه خطاب به کسی مینویسند، نیمبیت اول چنین است: «نخست آفرین کرد بر کردگار» و در سه مورد هر دو نیمبیت یکسان است: | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
مطالب این کتاب به صورت فرهنگواره تنظیم شده تا کار مراجعه بر پژوهندگان و خوانندگان آسان و زودیاب باشد. | مطالب این کتاب به صورت فرهنگواره تنظیم شده تا کار مراجعه بر پژوهندگان و خوانندگان آسان و زودیاب باشد. | ||
<ref> [https://literaturelib.com/books/4553 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | <ref> [https://literaturelib.com/books/4553 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references /> | ||