۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURنیایش پند پیرهراتJ1.jpg | عنوان =نیایش پند پیرهرات | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = انصاری، عبدالله بن محمد (نویسنده) طاهری، فرهاد (گزینش و تعلیقات) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضوع = |ناشر | ناشر =سپهر...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''نیایش پند پیرهرات: الهینامه و سه رسالۀ خواجه عبدالله انصاری''' با گزینش، پیشگفتار و تعلیقات: فرهاد | '''نیایش پند پیرهرات: الهینامه و سه رسالۀ خواجه عبدالله انصاری''' با گزینش، پیشگفتار و تعلیقات: [[طاهری، فرهاد|فرهاد طاهری]]، در گزیدۀ حاضر، مختصری از «الهینامه»، «رسالۀ بینام»، «رسالۀ نه باب» و «قلندرنامه» گردآوری شده است. در این گزیده، نوشتههایی برگزیده شده است که جنبههای تعلیمی آن بسی پررنگتر از جنبههای عرفانی و حکمی است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
صاحب و گویندۀ نیایش پندهای پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری است. در شرح زندگانی او نوشتهاند که به سال 396 قمری در قهندز به دنیا آمد. او که در نیایش پندهایش از «خود» عمدتاً با نام عبدالله یاد میکند، بنا به اقوال متواتر از نوادگان ابوایوب انصاری و ابومنصر مت انصاری است و پدرش ابومنصور محمد نام داشت که در بازار هرات با دکانداری روزگار میگذرانید و در جوانی در بلخ چندی به حلقۀ مریدان حمزۀ عقیلی پیوسته است. دوران کودکی عبدالله در هرات و به تحصیل علم و اندوختن معرفت و آموختن احادیث در نزد استادان نامبردار زمانه چون یحیی بن عمار شیبانی، ابواسماعیل احمد نهاوندی، قاضی ابومنصور ازدی، محمد جاردوی و عبدالجباری جراحی گذشته است. او در سال 417 به عزم دیدار با مشایخ نیشابور و در طلب حدیث و فقه راهی این شهر شد و فرصتی یافت تا در محضر شماری از زعمای اصحاب حدیث زانوی تلمذ بر زمین زند. پس از وقایعی که بر او رفت، سرانجام در سال 481 در هرات درگذشت و پیکرش در خاک گازرگاه، در شمال هرات آرام گرفت. | صاحب و گویندۀ نیایش پندهای پیر هرات، [[انصاری، عبدالله بن محمد|خواجه عبدالله انصاری]] است. در شرح زندگانی او نوشتهاند که به سال 396 قمری در قهندز به دنیا آمد. او که در نیایش پندهایش از «خود» عمدتاً با نام عبدالله یاد میکند، بنا به اقوال متواتر از نوادگان ابوایوب انصاری و ابومنصر مت انصاری است و پدرش ابومنصور محمد نام داشت که در بازار هرات با دکانداری روزگار میگذرانید و در جوانی در بلخ چندی به حلقۀ مریدان حمزۀ عقیلی پیوسته است. دوران کودکی عبدالله در هرات و به تحصیل علم و اندوختن معرفت و آموختن احادیث در نزد استادان نامبردار زمانه چون یحیی بن عمار شیبانی، ابواسماعیل احمد نهاوندی، قاضی ابومنصور ازدی، محمد جاردوی و عبدالجباری جراحی گذشته است. او در سال 417 به عزم دیدار با مشایخ نیشابور و در طلب حدیث و فقه راهی این شهر شد و فرصتی یافت تا در محضر شماری از زعمای اصحاب حدیث زانوی تلمذ بر زمین زند. پس از وقایعی که بر او رفت، سرانجام در سال 481 در هرات درگذشت و پیکرش در خاک گازرگاه، در شمال هرات آرام گرفت. | ||
خواجه عبدالله انصاری بیشتر اهل مجلس و سخن و گفتار و خطابه بود تا «اهل نوشتن». بعد از آنکه از «دیدن» محروم شد، مجالس او همچنان برپا بود و برای ارادتمندان و شاگردان از آیات و احادیث و تفسیر و اصول طریقت و شریعت میگفت و آنان گفتههای استاد را تقریر میکردند و مینوشتند. مشهورترین آثار فارسی که به او منسوب کردهاند، عبارتاند از: تفسیر هروی، صد میدان، طبقات الصوفیه، رسالۀ سؤال دل از جان، رسالۀ بینام، محبتنامه، قلندرنامه و ... . | [[انصاری، عبدالله بن محمد|خواجه عبدالله انصاری]] بیشتر اهل مجلس و سخن و گفتار و خطابه بود تا «اهل نوشتن». بعد از آنکه از «دیدن» محروم شد، مجالس او همچنان برپا بود و برای ارادتمندان و شاگردان از آیات و احادیث و تفسیر و اصول طریقت و شریعت میگفت و آنان گفتههای استاد را تقریر میکردند و مینوشتند. مشهورترین آثار فارسی که به او منسوب کردهاند، عبارتاند از: تفسیر هروی، صد میدان، طبقات الصوفیه، رسالۀ سؤال دل از جان، رسالۀ بینام، محبتنامه، قلندرنامه و ... . | ||
از میان مجموعۀ آثار نثر و نظم خواجه، «الهینامۀ» او نامبردارتر شده و در میان عوام و خواص در جایگاهی بس والاتر قرار گرفته است. این اثر، رسالهای است عرفانی و ادبی به زبان فارسی که مطالب آن، نیایش پندها و سخنان عرفانی و حکمتآمیز خواجۀ انصاری است. مهمترین مباحث عرفانی مندرج در این رساله عبارتاند از: توحید، آفرینش، تجلی ذات و صفات، عشق و عنایت، ابلیس و موضوع تقدیر، علم و عمل، نکوهش معرفت رسمی و عبادت بر سبیل عادت و ... . «الهینامه» با نثری مسجع و آهنگین انشا شده است و این متن هم از نظر عرفانی و هم از جنبۀ ادبی، اثری دارای اهمیت و توجه است. | از میان مجموعۀ آثار نثر و نظم خواجه، «الهینامۀ» او نامبردارتر شده و در میان عوام و خواص در جایگاهی بس والاتر قرار گرفته است. این اثر، رسالهای است عرفانی و ادبی به زبان فارسی که مطالب آن، نیایش پندها و سخنان عرفانی و حکمتآمیز [[انصاری، عبدالله بن محمد|خواجۀ انصاری]] است. مهمترین مباحث عرفانی مندرج در این رساله عبارتاند از: توحید، آفرینش، تجلی ذات و صفات، عشق و عنایت، ابلیس و موضوع تقدیر، علم و عمل، نکوهش معرفت رسمی و عبادت بر سبیل عادت و ... . «الهینامه» با نثری مسجع و آهنگین انشا شده است و این متن هم از نظر عرفانی و هم از جنبۀ ادبی، اثری دارای اهمیت و توجه است. | ||
در گزیدۀ حاضر، مختصری از «الهینامه»، «رسالۀ بینام»، «رسالۀ نه باب» و «قلندرنامه» گردآوری شده است. در این گزیده، نوشتههایی برگزیده شده است که جنبههای تعلیمی آن بسی پررنگتر از جنبههای عرفانی و حکمی است. درواقع کوشندۀ این گزیده، در این گزیدهآوری از آثار خواجه عبدالله انصاری در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که در چه رسائلی، خواجۀ انصاری بیشترین توجه خود را معطوف به «انسان» و معضلات اجتماعی و اخلاقی و طریقۀ معاشرت او با دیگران کرده است. | در گزیدۀ حاضر، مختصری از «الهینامه»، «رسالۀ بینام»، «رسالۀ نه باب» و «قلندرنامه» گردآوری شده است. در این گزیده، نوشتههایی برگزیده شده است که جنبههای تعلیمی آن بسی پررنگتر از جنبههای عرفانی و حکمی است. درواقع کوشندۀ این گزیده، در این گزیدهآوری از آثار [[انصاری، عبدالله بن محمد|خواجه عبدالله انصاری]] در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که در چه رسائلی، [[انصاری، عبدالله بن محمد|خواجۀ انصاری]] بیشترین توجه خود را معطوف به «انسان» و معضلات اجتماعی و اخلاقی و طریقۀ معاشرت او با دیگران کرده است. | ||
در بخش «تعلیقات» که تقریباً برابر صفحات رسائل است، کوشیده شده تا شرح و گرهگشایی و ابهامزدایی از متن باشد و خوانش متن برای خواننده سهل گردد.<ref> [https://literaturelib.com/books/13176 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | در بخش «تعلیقات» که تقریباً برابر صفحات رسائل است، کوشیده شده تا شرح و گرهگشایی و ابهامزدایی از متن باشد و خوانش متن برای خواننده سهل گردد.<ref> [https://literaturelib.com/books/13176 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||