۱۴۷٬۹۲۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURمرگ در فلسفه سارترJ1.jpg | عنوان =مرگ در فلسفه سارتر | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = مناجاتی، وحید (نویسنده) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضوع = |ناشر | ناشر =نقد فرهنگ | مکان نشر =تهران | سال نشر =1399 | کد ا...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''مرگ در فلسفه سارتر''' تألیف وحید | '''مرگ در فلسفه سارتر''' تألیف [[مناجاتی، وحید|وحید مناجاتی]]، این کتاب بر اساس آثار [[سارتر]] و نیز شارحان وی و دیگر فلاسفه اگزیستانسیالیست است دربارۀ بررسی موضوع مرگ در دیدگاه سارتر که در پنج بخش نگاشته شده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
سارتر در بخشهای مهمی از آثار فلسفی خود به بحث از مسئلۀ مرگ و نیستی پرداخته است. از نظر او انسان، همواره نیست؛ زیرا همیشه به سوی امری نامعلوم پیش میرود تا جنبهای از آن معلوم شود و در جریان طرحاندازی تازهای قرار گیرد. انسان همواره در حال گزینش است. او باید گزینهای را از میان انبوهی از گزینهها انتخاب کند. هر وضعیت بشری قابل تغییر است و در نتیجه وضعیت خود، بیانی از آن چیزی است که هنوز نیست و پدید نیامده است. به همین دلیل سارتر میگوید «انسان غیرممکن است»؛ یعنی هرگز به پایان مسیر طرحاندازیهایش نمیرسد؛ مسیری که در آن خود را میسازد. انسان آگاهی ناب نیست؛ اما پذیرا و بیکنش هم نیست. انسان پیوسته چنان امری ناکامل و ناتمام، خبری از نیستی که سرانجام هم ناکامل «نیست خواهد شد» یعنی خواهد مرد، وجود دارد. | [[سارتر]] در بخشهای مهمی از آثار فلسفی خود به بحث از مسئلۀ مرگ و نیستی پرداخته است. از نظر او انسان، همواره نیست؛ زیرا همیشه به سوی امری نامعلوم پیش میرود تا جنبهای از آن معلوم شود و در جریان طرحاندازی تازهای قرار گیرد. انسان همواره در حال گزینش است. او باید گزینهای را از میان انبوهی از گزینهها انتخاب کند. هر وضعیت بشری قابل تغییر است و در نتیجه وضعیت خود، بیانی از آن چیزی است که هنوز نیست و پدید نیامده است. به همین دلیل سارتر میگوید «انسان غیرممکن است»؛ یعنی هرگز به پایان مسیر طرحاندازیهایش نمیرسد؛ مسیری که در آن خود را میسازد. انسان آگاهی ناب نیست؛ اما پذیرا و بیکنش هم نیست. انسان پیوسته چنان امری ناکامل و ناتمام، خبری از نیستی که سرانجام هم ناکامل «نیست خواهد شد» یعنی خواهد مرد، وجود دارد. | ||
انسان خود را از آنچه که هست جدا میکند و به سوی چیزی که نیست پیش میرود. او مدام برای تثبیت است که پیش میرود؛ اما هرگز به تثبیت نمیرسد. آزادی انسانی درست به همین دلیل طرح میشود. اگر انسان به جایی میرسید و قرار و آرام مییافت، دیگر پیش نمیرفت و طرحی هم برای آینده نداشت و ناچار هم نبود که آزادانه میان گزینههای بیشمار، امری را برگزیند و لذا آزادیاش مطرح نمیشد. اما از آنجایی که همیشه به جایی، در وضعیتی پرتاب میشود که خودش آن را برنگزیده و از آن بیخبر است؛ بنابراین وضعیت دلخواه و نهایی او نیست؛ پس باید که پیش رود و تغییر کند و تغییر بدهد. | انسان خود را از آنچه که هست جدا میکند و به سوی چیزی که نیست پیش میرود. او مدام برای تثبیت است که پیش میرود؛ اما هرگز به تثبیت نمیرسد. آزادی انسانی درست به همین دلیل طرح میشود. اگر انسان به جایی میرسید و قرار و آرام مییافت، دیگر پیش نمیرفت و طرحی هم برای آینده نداشت و ناچار هم نبود که آزادانه میان گزینههای بیشمار، امری را برگزیند و لذا آزادیاش مطرح نمیشد. اما از آنجایی که همیشه به جایی، در وضعیتی پرتاب میشود که خودش آن را برنگزیده و از آن بیخبر است؛ بنابراین وضعیت دلخواه و نهایی او نیست؛ پس باید که پیش رود و تغییر کند و تغییر بدهد. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
این کتاب بر اساس آثار سارتر و نیز شارحان وی و دیگر فلاسفه اگزیستانسیالیست است دربارۀ بررسی موضوع مرگ در دیدگاه سارتر که در پنج بخش نگاشته شده است. بخش اول به کلیاتی از فلسفۀ اگزیستانسیالیسم میپردازد که در واقع حکم مقدمهای برای ورود به مباحث اگزیستانسیالیستی است. در بخش دوم، مؤلفههای اصلی اگزیستانسیالیسم بررسی شده است. در بخش سوم به تفاوت میان اگزیستانسیالیسم الحادی و نیز اگزیستانسیالیسم به اصطلاح دینی پرداخته شده است. در بخش چهارم از ویژگیهای کلی اگزیستانسیالیسم سارتر بحث شده است. در بخش پنجم به طور خاص مسئلۀ «مرگ» در نظر سارتر مطرح شده و به ریشهها و شئون آن اشاره شده است.<ref> [https://literaturelib.com/books/4744 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | این کتاب بر اساس آثار سارتر و نیز شارحان وی و دیگر فلاسفه اگزیستانسیالیست است دربارۀ بررسی موضوع مرگ در دیدگاه سارتر که در پنج بخش نگاشته شده است. بخش اول به کلیاتی از فلسفۀ اگزیستانسیالیسم میپردازد که در واقع حکم مقدمهای برای ورود به مباحث اگزیستانسیالیستی است. در بخش دوم، مؤلفههای اصلی اگزیستانسیالیسم بررسی شده است. در بخش سوم به تفاوت میان اگزیستانسیالیسم الحادی و نیز اگزیستانسیالیسم به اصطلاح دینی پرداخته شده است. در بخش چهارم از ویژگیهای کلی اگزیستانسیالیسم سارتر بحث شده است. در بخش پنجم به طور خاص مسئلۀ «مرگ» در نظر سارتر مطرح شده و به ریشهها و شئون آن اشاره شده است.<ref> [https://literaturelib.com/books/4744 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references /> | ||