۱۱۷٬۴۸۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
حکمت متعالیۀ صدرا که حدود چهار قرن است میداندار فلسفۀ رایج در جهان اسلام است، با الهیات عقلانی شیعی عجین شده است. فهم درست این نظام بهگونهای که بتوان آن را همچون چشیدن این نظام تعبیر کرد، میتواند درک بسیاری از معارف اسلامی، آیات قرآن مجید و تعلیمات اهل بیت (ع) را برای ما فراهم سازد. دستیابی به معنا و عمق بسیاری از آیات قرآن مجید و احادیث مفسر ذیل آنها، بدون مراجعه به حکمت متعالیه ممکن نیست و تنها با چشیدن این حکمت الهی است که میتوان به تفسیر قرآن دست یافت. | حکمت متعالیۀ صدرا که حدود چهار قرن است میداندار فلسفۀ رایج در جهان اسلام است، با الهیات عقلانی شیعی عجین شده است. فهم درست این نظام بهگونهای که بتوان آن را همچون چشیدن این نظام تعبیر کرد، میتواند درک بسیاری از معارف اسلامی، آیات قرآن مجید و تعلیمات اهل بیت (ع) را برای ما فراهم سازد. دستیابی به معنا و عمق بسیاری از آیات قرآن مجید و احادیث مفسر ذیل آنها، بدون مراجعه به حکمت متعالیه ممکن نیست و تنها با چشیدن این حکمت الهی است که میتوان به تفسیر قرآن دست یافت. | ||
[[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در جلد دوم کتاب «[[الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة|الاسفار الاربعة]]» در اواخر بحث «علت و معلول» ذیل عنوان «تنبیه تقدیسی» مطلبی را بیان میکند که خلاصهاش این است که اطلاق وجود بر ذات باریتعالی در کلمات سه تن از شاعران فارسیزبان آمده است؛ یعنی از کسانی که لفظ وجود را بر ذات واجب الوجود اطلاق کردهاند، سه تن از شعرای فارسیزبانند: اول [[عطار، محمد بن ابراهیم|فریدالدین عطار نیشابوری]] که در اشعار فارسی خود چنین گفته است: | [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] در جلد دوم کتاب «[[الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة|الاسفار الاربعة]]» در اواخر بحث «علت و معلول» ذیل عنوان «تنبیه تقدیسی» مطلبی را بیان میکند که خلاصهاش این است که اطلاق وجود بر ذات باریتعالی در کلمات سه تن از شاعران فارسیزبان آمده است؛ یعنی از کسانی که لفظ وجود را بر ذات واجب الوجود اطلاق کردهاند، سه تن از شعرای فارسیزبانند: اول [[عطار، محمد بن ابراهیم|فریدالدین عطار نیشابوری]] که در اشعار فارسی خود چنین گفته است: | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|''آن خداوندی که هستی ذات اوست''|2=''جمله اشیاء مصحف آیات اوست''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
آوردن این بیت [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطار]] توسط [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] نشاندهندۀ تسلط او به منابع ادبی ـ عرفانی است. دوم [[فردوسی، ابوالقاسم|ابوالقاسم فردوسی]] است. [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] در دیباچۀ کتاب «[[شاهنامه فردوسی (نشر قطره)|شاهنامه]]» لفظ وجود مطلق را به خدا اطلاق میکند: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''جهان را بلندی و پستی تویی''|2=''ندانم چهای، هرچه هستی تویی''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
[[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] میگوید «هرچه هستی» یعنی مطلق هستی یا هستی مطلق و منظور فردوسی از آن، خدای مطلق است. [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] از شعر [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] چنین برداشت کرده که او در این بیت در مقام توصیف وجود حق متعال است. سومین شاعر [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] است که به عقیدۀ ملاصدرا، خداوند را مطلق وجود دانست است. اینکه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] [[مولوی، جلالالدین محمد|مولوی]] را عارف قیومی میخواند، شاید به دلیل محتوای بیتی است که از او نقل کرده است. [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] گفته است وجود ما صورت وجود و در واقع هستینما است. هستی واقعی هستی خداوند و همۀ جهان نمود حق متعال است. | [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] میگوید «هرچه هستی» یعنی مطلق هستی یا هستی مطلق و منظور فردوسی از آن، خدای مطلق است. [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] از شعر [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] چنین برداشت کرده که او در این بیت در مقام توصیف وجود حق متعال است. سومین شاعر [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] است که به عقیدۀ ملاصدرا، خداوند را مطلق وجود دانست است. اینکه [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]] [[مولوی، جلالالدین محمد|مولوی]] را عارف قیومی میخواند، شاید به دلیل محتوای بیتی است که از او نقل کرده است. [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] گفته است وجود ما صورت وجود و در واقع هستینما است. هستی واقعی هستی خداوند و همۀ جهان نمود حق متعال است. |