۱۶۰٬۹۷۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURمشت بر سندانJ1.jpg | عنوان =مشت بر سندان | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = رفیع، رضا (نویسنده) علومی، محمدعلی (با مقدمه) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضوع = |ناشر | ناشر =اطلاعات | مکان نشر =تهران | سال نشر =...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = | | زبان = | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =PIR ۳۹۵۵/ر۷م۵ | ||
| موضوع = | | موضوع =طنز سیاسی ایرانی -- قرن ۱۴,ranianB ,satire Political -- century th02,طنز فارسی -- قرن ۱۴,ersianB ,Satire -- century th02 | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر =اطلاعات | | ناشر =اطلاعات | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''مشت بر سندان''' تألیف رضا رفیع با مقدمۀ محمدعلی | '''مشت بر سندان''' تألیف [[رفیع، رضا|رضا رفیع]] با مقدمۀ [[علومی، محمدعلی|محمدعلی علومی]]؛ آنچه در این کتاب آمده، مشتی از طنزیات ژورنالیستی [[رفیع، رضا|رضا رفیع]] است که در فاصلۀ سالهای 1390 تا 1391 به صورت روزانه و همراه با حوادث و اتفاقات روزمرۀ جامعه نوشته شده و در مطبوعات چاپ شده است. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
اینکه گفته شود طنز، قلمرویی است صعب و پرصلابت؛ اصلا گزافهگویی نیست. ایرانیان به سبب سابقۀ قدیم و قوی در تمدن و فرهنگ جهان، بهویژه در روزگاران کهن و تا قرون وسطای اروپا، در زمینههای گوناگون و بلکه متفاوت دانش، حکمت و هنر پیشتاز بودهاند و از جمله در قلمرو طنز. کهنترین نمونهها از طنز مکتوب را میتوان در «گاتها» و همچنین در «یشتها» پی گرفت. | اینکه گفته شود طنز، قلمرویی است صعب و پرصلابت؛ اصلا گزافهگویی نیست. ایرانیان به سبب سابقۀ قدیم و قوی در تمدن و فرهنگ جهان، بهویژه در روزگاران کهن و تا قرون وسطای اروپا، در زمینههای گوناگون و بلکه متفاوت دانش، حکمت و هنر پیشتاز بودهاند و از جمله در قلمرو طنز. کهنترین نمونهها از طنز مکتوب را میتوان در «گاتها» و همچنین در «یشتها» پی گرفت. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
هر مخاطبی میتواند با مروری بر صفحات و ستونهای طنز مطبوعات طی دههها با موضوعهای مشابه مانند گرانی ارزاق و کمبود مایحتاج یا عدم رسیدگی به آبوبرق یا آسفالتهای پرچاله و پردستانداز خیابانها و دیگر معابر مواجه شود. | هر مخاطبی میتواند با مروری بر صفحات و ستونهای طنز مطبوعات طی دههها با موضوعهای مشابه مانند گرانی ارزاق و کمبود مایحتاج یا عدم رسیدگی به آبوبرق یا آسفالتهای پرچاله و پردستانداز خیابانها و دیگر معابر مواجه شود. | ||
در این میان باز طی دهههای متمادی و متوالی در قلمرو طنز مطبوعات، تنها به انگشتشمار طنزپردازان قدرتمند و صاحب سبک برمیخوریم که از موضوعهای روزمره طنز درمیآورند. اشخاص طنزپردازی با همین رویکرد طنز مطبوعاتی، بزرگانی چون عمران صلاحی، جواد مجابی، کیومرث صابری، در دورهای جلال رفیع، | در این میان باز طی دهههای متمادی و متوالی در قلمرو طنز مطبوعات، تنها به انگشتشمار طنزپردازان قدرتمند و صاحب سبک برمیخوریم که از موضوعهای روزمره طنز درمیآورند. اشخاص طنزپردازی با همین رویکرد طنز مطبوعاتی، بزرگانی چون عمران صلاحی، جواد مجابی، کیومرث صابری، در دورهای جلال رفیع، [[سید علی میرفتاح]] و [[رفیع، رضا|رضا رفیع]] و دوسه تن دیگر، با قدرتی اعجابآور توانستهاند که تقریباً از هیچ، موضوع و سوژۀ طنز درآورند. | ||
در این کتاب روی سخن رضا رفیع بیشتر با دو گروه است؛ گروه اول صاحبان ایده و آرمان و اندیشه که سالها پرذوق و شوق، بدون درفش و دریک، فلک را سقف بشکافتند و طرحی نو درانداختند؛ اما مأیوسانه احساس میکنند سرشان به سنگ خورده و عمری فقط مشت بر سندان زدهاند که نرود میخ آهنین بر سنگ. گروه دوم امیدوارانی که همچنان چشم بر افق دوختند و به ما آموختند: در ناامیدی بسی امید است! حتی اگر شده سندان را عوض کنند، دست از مشت زدن برنمیدارند و حافظوار فریاد میزنند: چرخ بر هم زنم از غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک. | در این کتاب روی سخن [[رفیع، رضا|رضا رفیع]] بیشتر با دو گروه است؛ گروه اول صاحبان ایده و آرمان و اندیشه که سالها پرذوق و شوق، بدون درفش و دریک، فلک را سقف بشکافتند و طرحی نو درانداختند؛ اما مأیوسانه احساس میکنند سرشان به سنگ خورده و عمری فقط مشت بر سندان زدهاند که نرود میخ آهنین بر سنگ. گروه دوم امیدوارانی که همچنان چشم بر افق دوختند و به ما آموختند: در ناامیدی بسی امید است! حتی اگر شده سندان را عوض کنند، دست از مشت زدن برنمیدارند و حافظوار فریاد میزنند: چرخ بر هم زنم از غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک. | ||
آنچه در این کتاب آمده، مشتی از طنزیات ژورنالیستی رضا رفیع است که در فاصلۀ سالهای 1390 تا 1391 به صورت روزانه و همراه با حوادث و اتفاقات روزمرۀ جامعه نوشته شده و در مطبوعات چاپ شده است. در روزنامۀ اطلاعات و جامجم و همچنین در مجلۀ «اطلاعات هفتگی». در این دو سال، انتقادکردن از سیاستها و مواضع دولت مثل سابق سخت نبود؛ با این حال نویسنده تلاشش بر این بوده که از جادۀ عدل و انصاف خارج نشود.<ref> [https://literaturelib.com/books/5599 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | آنچه در این کتاب آمده، مشتی از طنزیات ژورنالیستی [[رفیع، رضا|رضا رفیع]] است که در فاصلۀ سالهای 1390 تا 1391 به صورت روزانه و همراه با حوادث و اتفاقات روزمرۀ جامعه نوشته شده و در مطبوعات چاپ شده است. در روزنامۀ اطلاعات و جامجم و همچنین در مجلۀ «اطلاعات هفتگی». در این دو سال، انتقادکردن از سیاستها و مواضع دولت مثل سابق سخت نبود؛ با این حال نویسنده تلاشش بر این بوده که از جادۀ عدل و انصاف خارج نشود.<ref> [https://literaturelib.com/books/5599 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:زبانشناسی، زبان و ادبیات]] | |||
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]] | |||
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]] | |||
[[رده:مقالات(شهریور) باقی زاده]] | [[رده:مقالات(شهریور) باقی زاده]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 شهریور 1403]] | ||
[[رده:فاقد اتوماسیون]] | |||