۱۱۹٬۳۵۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هـ' به 'ه') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
مقالۀ اول کتاب در مذمت محبت دنیا و مافیهاست که موجب کفر و نفاق و شرک و شقاق میشود و دربرگیرندۀ 26 حکایت و هفده تمثیل است. مؤلف در مقالۀ دوم کتاب وارد بحث محبت ممدوح میشود که باب اول آن شامل محبت دنیاست و از باب دوم وارد مبحث محبت اولیای خدا و مقربان درگاه الهی میشود. از حکایت دهم از باب دوم نیز وارد داستان عاشورا میشود؛ اما حکایات عاشورایی بیشتر در باب سوم که «در محبت حقتعالی و عشق حقیقی» نام گرفته، بسط مییابد و با جزئیات بیشتری به این واقعه پرداخته میشود. در این بخش همچنین در قالب نثر، کتاب به خدمت سخنان منظومی درمیآید که نیمی از مؤلف کتاب و نیمی دیگر از [[مثنوی معنوی|مثنوی]] مولاناست. این اشعار از نمونههای پرسوزوگذار و همچنین از تأثربرانگیزترین شعرهای عاشورایی به شمار میرود. | مقالۀ اول کتاب در مذمت محبت دنیا و مافیهاست که موجب کفر و نفاق و شرک و شقاق میشود و دربرگیرندۀ 26 حکایت و هفده تمثیل است. مؤلف در مقالۀ دوم کتاب وارد بحث محبت ممدوح میشود که باب اول آن شامل محبت دنیاست و از باب دوم وارد مبحث محبت اولیای خدا و مقربان درگاه الهی میشود. از حکایت دهم از باب دوم نیز وارد داستان عاشورا میشود؛ اما حکایات عاشورایی بیشتر در باب سوم که «در محبت حقتعالی و عشق حقیقی» نام گرفته، بسط مییابد و با جزئیات بیشتری به این واقعه پرداخته میشود. در این بخش همچنین در قالب نثر، کتاب به خدمت سخنان منظومی درمیآید که نیمی از مؤلف کتاب و نیمی دیگر از [[مثنوی معنوی|مثنوی]] مولاناست. این اشعار از نمونههای پرسوزوگذار و همچنین از تأثربرانگیزترین شعرهای عاشورایی به شمار میرود. | ||
نویسنده از نویسندگان دورۀ قاجار است و در دورهای مینویسد که نثر از مغلقگویی و مطنبنویسی در حال بازگشت به سمت نثری نسبتاً ساده و روان است. او کوشیده است با ایجاد تناسب در موسیقی لفظی کلمات، نثری مسجع و موزون خلق کند. برای تحقق این امر گاهی به واژهسازی روی آورده یا از واژهسازی دیگران بهره برده است. یکی از ویژگیهای زبانی نثر این کتاب، ساختن واژههای مرکبی چون معجزبیان، محبتذخایر، وافیهدایه و ... است. همچنین استفاده از ترکیبهای خاصی که در متون این دوره کمابیش به کار رفته است؛ مانند جناب ختمیمآب، جناب رسالتمآب، جناب خلتمآب و .... . | نویسنده از نویسندگان دورۀ قاجار است و در دورهای مینویسد که نثر از مغلقگویی و مطنبنویسی در حال بازگشت به سمت نثری نسبتاً ساده و روان است. او کوشیده است با ایجاد تناسب در موسیقی لفظی کلمات، نثری مسجع و موزون خلق کند. برای تحقق این امر گاهی به واژهسازی روی آورده یا از واژهسازی دیگران بهره برده است. یکی از ویژگیهای زبانی نثر این کتاب، ساختن واژههای مرکبی چون معجزبیان، محبتذخایر، وافیهدایه و... است. همچنین استفاده از ترکیبهای خاصی که در متون این دوره کمابیش به کار رفته است؛ مانند جناب ختمیمآب، جناب رسالتمآب، جناب خلتمآب و..... | ||
بهکارگیری آیات و احادیث در این کتاب به گونهای است که در بیشتر موارد با متن نویسنده درهمآمیخته و جزء جداییناپذیر کلام او شده است. این شیوه بنا بر نظر بلاغیان، بلیغترین استفاده از آیات و احادیث است. نویسنده همچنین بر امثال و حکم فارسی و عربی اشراف درخوری داشته و در لابلای کلام خود بهتناسب از آنها بهره برده است. | بهکارگیری آیات و احادیث در این کتاب به گونهای است که در بیشتر موارد با متن نویسنده درهمآمیخته و جزء جداییناپذیر کلام او شده است. این شیوه بنا بر نظر بلاغیان، بلیغترین استفاده از آیات و احادیث است. نویسنده همچنین بر امثال و حکم فارسی و عربی اشراف درخوری داشته و در لابلای کلام خود بهتناسب از آنها بهره برده است. |