۱۵۱٬۸۰۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' می ك' به ' میك') |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
==تحصیلات، تدریس== | ==تحصیلات، تدریس== | ||
تحصیلات ابتدایی و متوسط را همانجا به پایان برد و سپس به دانشگاه رفت و در زمینۀ معارف اسلامی به تحقیق پرداخت و در ۱۹۳۱ م با تألیف پایان نامهای دربارۀ یك موضوع قرآنی، در فرانكفورت به دریافت درجۀ دكترا نائل شد، در دانشگاههای مونیخ و كمبریج نیز تحصیل كرد . از آنجا كه به هنر اسلامی علاقمند بود در موزۀ دولتی برلین تحت نظر فردریش زاره و ارنست كونل به كار پرداخت. در اوایل دهۀسدۀ ۲۰ م به یاری مؤسسه آمریكایی«هنر و باستانشناسی ایران»، به آمریكا رفت و با آرتور پوپ آغاز به همكاری كرد. در سالهای ۱۹۳۸-۱۹۴۴ م در دانشگاه میشیگان مشغول به تدریس شد. در ۱۹۵۰ –۱۹۵۱ م در خاور نزدیك و مخصوصاً در ایران و افغانستان به پژوهش پرداخت. | تحصیلات ابتدایی و متوسط را همانجا به پایان برد و سپس به دانشگاه رفت و در زمینۀ معارف اسلامی به تحقیق پرداخت و در ۱۹۳۱ م با تألیف پایان نامهای دربارۀ یك موضوع قرآنی، در فرانكفورت به دریافت درجۀ دكترا نائل شد، در دانشگاههای مونیخ و كمبریج نیز تحصیل كرد.از آنجا كه به هنر اسلامی علاقمند بود در موزۀ دولتی برلین تحت نظر فردریش زاره و ارنست كونل به كار پرداخت. در اوایل دهۀسدۀ ۲۰ م به یاری مؤسسه آمریكایی«هنر و باستانشناسی ایران»، به آمریكا رفت و با آرتور پوپ آغاز به همكاری كرد. در سالهای ۱۹۳۸-۱۹۴۴ م در دانشگاه میشیگان مشغول به تدریس شد. در ۱۹۵۰ –۱۹۵۱ م در خاور نزدیك و مخصوصاً در ایران و افغانستان به پژوهش پرداخت. | ||
==وفات== | ==وفات== | ||
سرانجام در 2 آوریل | سرانجام در 2 آوریل 1979مدر شهر پرینستون آمریكا درگذشت. | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
==نشان«لیاقت»== | ==نشان«لیاقت»== | ||
اتینگهاوزن به رغم بیماری شدید، در پژوهش بسیار پركار و كوشا بود . گرابار میگوید؛ به سختی میتوان موزه یا دانشگاهی را در آمریكا و كانادا یافت كه اتینگهاوزن در آنجا سخن رانی نكرده باشد. وی به افتخارات بسیاری دست یافت، اما نشان«لیاقت» كه در ۱۹۷۶ م از سوی دولت آلمان به او داده شد، بیش از هر چیز مایۀ خشنودی خاطر وی گردید. | اتینگهاوزن به رغم بیماری شدید، در پژوهش بسیار پركار و كوشا بود.گرابار میگوید؛ به سختی میتوان موزه یا دانشگاهی را در آمریكا و كانادا یافت كه اتینگهاوزن در آنجا سخن رانی نكرده باشد. وی به افتخارات بسیاری دست یافت، اما نشان«لیاقت» كه در ۱۹۷۶ م از سوی دولت آلمان به او داده شد، بیش از هر چیز مایۀ خشنودی خاطر وی گردید. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
در بسیاری از تحقیقات مربوط به هنر اسلامی به آثار اتینگهاوزن استناد شده است. اهتمام وی به گردآوری آثار هنری كه ابزار تحقیق در این رشته است، به معرفی هنر اسلامی منجر شد و آثار موجود در موزهها گواه این تلاش است. هر چند اتینگهاوزن در این تلاش ادامه دهندۀ روش زاره و كونل بود، اما میتوان گفت كه وی به بررسی تطبیقی آثار هنر اسلامی اهتمام داشته است. | در بسیاری از تحقیقات مربوط به هنر اسلامی به آثار اتینگهاوزن استناد شده است. اهتمام وی به گردآوری آثار هنری كه ابزار تحقیق در این رشته است، به معرفی هنر اسلامی منجر شد و آثار موجود در موزهها گواه این تلاش است. هر چند اتینگهاوزن در این تلاش ادامه دهندۀ روش زاره و كونل بود، اما میتوان گفت كه وی به بررسی تطبیقی آثار هنر اسلامی اهتمام داشته است. | ||
اتینگهاوزن در سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ م معاون بخش اسلامی موزۀ دولتی برلین، در ۱۹۳۴-۱۹۳۷ م عضو مؤسسه آمریكایی هنر و باستانشناسی ایران. در ۱۹۳۷-۱۹۳۸ م دانشیار هنرهای اسلامی انستیتوی هنرهای زیبای دانشگاه نیویورك در ۱۹۳۸ –۱۹۵۴ م سردبیر ونویسندۀ مجلۀ» هنر اسلامی«، در ۱۹۴۴-۱۹۶۷ م موزه دار بخش هنر خاور نزدیك در گالری هنری فریر واشینگتن، در ۱۹۴۷-۱۹۵۰ م عضو كمیتۀ آمریكایی تحقیقات خاور نزدیك، در ۱۹۴۸ م استاد هنرهای اسلامی در دانشگاه میشیگان، ۱۹۵۴م نمایندۀ انستیتوی اسمیت سونین در جشن هزارۀ ابن سینا و از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۷ م استادیار انستیتوی هنرهای اسلامی دانشگاه نیویورك بود. به هنگام مرگ نیز ریاست مشاورین بخش اسلامی موزۀهنری متروپولیتن و استادی كرسی هاگپو كوركیان در انستیتوی هنرهای زیبای دانشگاه نیویورك را بر عهده داشت . وی همچنین عوض آكادمی مكتوبات و ادبیات، آكادمی بریتانیا، انستیتوی باستانشناسی آلمان، آكادمی آمریكایی هنرها و علوم، آكادمی باواریا انستیتوی مصر و انجمن فلسفۀ آمریكا و مدیر» مجلۀ «هنر شرقی بود. | اتینگهاوزن در سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ م معاون بخش اسلامی موزۀ دولتی برلین، در ۱۹۳۴-۱۹۳۷ م عضو مؤسسه آمریكایی هنر و باستانشناسی ایران. در ۱۹۳۷-۱۹۳۸ م دانشیار هنرهای اسلامی انستیتوی هنرهای زیبای دانشگاه نیویورك در ۱۹۳۸ –۱۹۵۴ م سردبیر ونویسندۀ مجلۀ» هنر اسلامی«، در ۱۹۴۴-۱۹۶۷ م موزه دار بخش هنر خاور نزدیك در گالری هنری فریر واشینگتن، در ۱۹۴۷-۱۹۵۰ م عضو كمیتۀ آمریكایی تحقیقات خاور نزدیك، در ۱۹۴۸ م استاد هنرهای اسلامی در دانشگاه میشیگان، ۱۹۵۴م نمایندۀ انستیتوی اسمیت سونین در جشن هزارۀ ابن سینا و از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۷ م استادیار انستیتوی هنرهای اسلامی دانشگاه نیویورك بود. به هنگام مرگ نیز ریاست مشاورین بخش اسلامی موزۀهنری متروپولیتن و استادی كرسی هاگپو كوركیان در انستیتوی هنرهای زیبای دانشگاه نیویورك را بر عهده داشت.وی همچنین عوض آكادمی مكتوبات و ادبیات، آكادمی بریتانیا، انستیتوی باستانشناسی آلمان، آكادمی آمریكایی هنرها و علوم، آكادمی باواریا انستیتوی مصر و انجمن فلسفۀ آمریكا و مدیر» مجلۀ «هنر شرقی بود. | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
=== ب – كتابها === | === ب – كتابها === | ||
۱.«تك شاخ» (واشینگتن، م). | ۱.«تك شاخ» (واشینگتن، م). | ||
این كتاب نخستین وتنها مجلد از مجموعۀ موسوم به «بررسیهای تصویر نگاری اسلامی» است. اتینگهاوزن در این كتاب به بررسی پیكرنگاری با موضوع تصاویر حیوان تك شاخ در هنر اسلامی – عمدتاً در نقاشی – میپردازد و دربارۀ هویت تك شاخ (از جمله كرگدن) مباحثی را مطرح | این كتاب نخستین وتنها مجلد از مجموعۀ موسوم به «بررسیهای تصویر نگاری اسلامی» است. اتینگهاوزن در این كتاب به بررسی پیكرنگاری با موضوع تصاویر حیوان تك شاخ در هنر اسلامی – عمدتاً در نقاشی – میپردازد و دربارۀ هویت تك شاخ (از جمله كرگدن) مباحثی را مطرح میكند. | ||
۲. «نقاشی عرب» (ژنو، ۱۹۶۲م)، | ۲. «نقاشی عرب» (ژنو، ۱۹۶۲م)، | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
۳. «از بیزانس تا ایران ساسانی و دنیای اسلامی» (لیدن، ۱۹۷۲م)، | ۳. «از بیزانس تا ایران ساسانی و دنیای اسلامی» (لیدن، ۱۹۷۲م)، | ||
سخن اصلی اتینگهاوزن در این كتاب بیان ارتباط و تأثیرات متقابل عوامل هنری میان شیوههای بیزانسی، ساسانی و اسلامی است كه آنها را ضمن مباحثی چون نقش اسب بالدار و تصاویر مربوط به دیونوسوس خدای یونانی بارآوری و شراب آورده و در فصلی از آن، از قصر «خِربَه المَفجَر» در سرزمین فلسطین كه معماری آن یادآور كوشكهای بیزانسی و ساسانی است، سخن گفته است. وی این كتاب را هنگامی نوشت كه پژوهش در هنر اسلامی هنوز رشته تحقیقی نسبتاً جدیدی به شمار | سخن اصلی اتینگهاوزن در این كتاب بیان ارتباط و تأثیرات متقابل عوامل هنری میان شیوههای بیزانسی، ساسانی و اسلامی است كه آنها را ضمن مباحثی چون نقش اسب بالدار و تصاویر مربوط به دیونوسوس خدای یونانی بارآوری و شراب آورده و در فصلی از آن، از قصر «خِربَه المَفجَر» در سرزمین فلسطین كه معماری آن یادآور كوشكهای بیزانسی و ساسانی است، سخن گفته است. وی این كتاب را هنگامی نوشت كه پژوهش در هنر اسلامی هنوز رشته تحقیقی نسبتاً جدیدی به شمار میآمد. | ||
۴. «هنر و معماری اسلامی در ۶۵۰-۱۲۵۰ م» (لندن، ۱۹۸۷م). | ۴. «هنر و معماری اسلامی در ۶۵۰-۱۲۵۰ م» (لندن، ۱۹۸۷م). | ||
این كتاب تألیف مشترك اتینگهاوزن و گرابار است. در این اثر كه پس از درگذشت اتینگهاوزن انتشار یافت، مؤلفان هنر را به عنوان یكی از جلوههای فرهنگ و تمدن اسلامی، از آغاز تا واپسین سالهای خلافت عباسی بررسی كردهاند. | این كتاب تألیف مشترك اتینگهاوزن و گرابار است. در این اثر كه پس از درگذشت اتینگهاوزن انتشار یافت، مؤلفان هنر را به عنوان یكی از جلوههای فرهنگ و تمدن اسلامی، از آغاز تا واپسین سالهای خلافت عباسی بررسی كردهاند. | ||
با اینكه آثار بسیاری از اتینگهاوزن بر جای مانده، مترجمان ایرانی تاكنون به ندرت به ترجمۀ نوشتههای او پرداختهاند. | با اینكه آثار بسیاری از اتینگهاوزن بر جای مانده، مترجمان ایرانی تاكنون به ندرت به ترجمۀ نوشتههای او پرداختهاند. | ||
<ref>غلامی، یدالله، ج6، ص569-568</ref>. | <ref>غلامی، یدالله، ج6، ص569-568</ref>. | ||