۱۴۷٬۹۱۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ش های ' به 'شهای ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ع های ' به 'عهای ') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
'''آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا، غزالى و خواجه نصیرالدین طوسى)''' [[نوشته محمد عطاران]] است. این اثر، در اصل، پایاننامه کارشناسى ارشد نگارنده است و در آن کوشش شده است برخى نگرشهای تربیتى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]]، [[غزالى]] و [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصیر]] دربارۀ کودک بررسى شود. | '''آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا، غزالى و خواجه نصیرالدین طوسى)''' [[نوشته محمد عطاران]] است. این اثر، در اصل، پایاننامه کارشناسى ارشد نگارنده است و در آن کوشش شده است برخى نگرشهای تربیتى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]]، [[غزالى]] و [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصیر]] دربارۀ کودک بررسى شود. | ||
نگارنده در پى کشف و بیان اصول تعلیم و تربیت از نگاه این مربیان است، وى مىخواهد این اصول به گونهای نظامدار، طرح شوند و کارش دربردارندۀ مدخلهایى باشد که امروزه در کتابهای تعلیم و تربیت بدانها عنایت است. | نگارنده در پى کشف و بیان اصول تعلیم و تربیت از نگاه این مربیان است، وى مىخواهد این اصول به گونهای نظامدار، طرح شوند و کارش دربردارندۀ مدخلهایى باشد که امروزه در کتابهای تعلیم و تربیت بدانها عنایت است. | ||
خواست دیگر نویسنده، شرح مبانى اسلامى اندیشه های تربیتى این سه نفر است چه، وى گمان مىکند آنان در | خواست دیگر نویسنده، شرح مبانى اسلامى اندیشه های تربیتى این سه نفر است چه، وى گمان مىکند آنان در جامعهای زیستهاند که بر سر آن آبشار وحى پرتوافشانى مىکرده است(ص 8- 9). | ||
نگارنده، گاه از دیدگاههای برخى دیگر مربیان مسلمان و نیز پار های غربیان معاصر هم یاد کرده است. او از این کار، جامعیت کتاب و ایجاد زمینه مقایسه میان دیدگاهها و نیز نشان دادن نقاط ضعف و قوت نگرشهای تربیتى بو على، غزالى و خواجه را خواسته است. کتاب از پیشگفتار و چهار جستار برآمده است. | نگارنده، گاه از دیدگاههای برخى دیگر مربیان مسلمان و نیز پار های غربیان معاصر هم یاد کرده است. او از این کار، جامعیت کتاب و ایجاد زمینه مقایسه میان دیدگاهها و نیز نشان دادن نقاط ضعف و قوت نگرشهای تربیتى بو على، غزالى و خواجه را خواسته است. کتاب از پیشگفتار و چهار جستار برآمده است. | ||
1- اهمیت دوران کودکى: انسان- چون دیگر پدیدهها- پیوسته دگرگون مىشود؛ بنابراین زندگى او داراى چند دوره است. هر دوره متأثر از دوران پیش از خود است همچنانکه در دوره های پس از خود مؤثر مىافتد. یکى از مهمترین دورههای زندگى آدمى، کودکى است که زیربناى آینده و شخصیت او بهشمار مىآید. این امر بیان اهمیت کودکى و لزوم توجه هرچه بیشتر بدان است. | 1- اهمیت دوران کودکى: انسان- چون دیگر پدیدهها- پیوسته دگرگون مىشود؛ بنابراین زندگى او داراى چند دوره است. هر دوره متأثر از دوران پیش از خود است همچنانکه در دوره های پس از خود مؤثر مىافتد. یکى از مهمترین دورههای زندگى آدمى، کودکى است که زیربناى آینده و شخصیت او بهشمار مىآید. این امر بیان اهمیت کودکى و لزوم توجه هرچه بیشتر بدان است. | ||